Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

بمناسبت اول ماه می روزجهانی کارگر

تجلیل ازاول ماه می گرامیداشت ازمبارزات مترقی وحق طلبانه کارگران جهان است. درتاریخ مبارزات پرولتاریای جهان، اول ماه می مصادف بهروزی است کهدرسال(1886) کارگران( 1200) کارخانه درشهرشیکاگو امریکا با خواست بهبود شرایط کاروتقلیل ساعات کارروزانه (ازده ساعت به هشت ساعت) اعتصاب کردند. کارگران درروزچهارم تظاهرات بزرگی براه انداخته وروی خواستهای شان پافشاری کردند؛ ولی پاسخ دولت امریکا برتظاهرکنند گان این بود که پولیس برآنها آتش گشود وتعدادی راکشته وزخمی کرده وچهارتن ازکارگران را به جرم مطرح کردن خواستهای برحق شان بعد از"محاکمه"به اعدام محکوم کرده وآنهاراوحشیانه وجنایتکارانه بدارآویخت. بدین لحاظ اول ماه میازیک جهت یادبود ازکارگرانی است که بخاطرمبارزه برحق شان توسط طبقه سرمایه دارستمگروددمنشاعدام شدندوازجهت دیگربزرگداشتی است ازمبارزات حق طلبانه کارگران جهان که بنام "روزجهانی کارگر"درسراسرجهان تجلیل می گردد. کنگره بین الملل سوسیالیست درپاریس درسال(1889) روزاول ماه می رابنام روزهمبستگی کارگران جهان اعلام نمود وازآن تاریخ تاکنون کارگرانوسایرزحمتکشان وروشنفکران انقلابی ومترقی این روزرا بنام" روزکارگر" با برگزاری محافل وبرپائیتظاهراتها درسراسرجهان تجلیل می کنند. تاریخ مبارزاتطبقه کارگرجهان گواهی می دهد کهدرکشورهای مختلف جهان مبارزات حق طلبانه آنان ازطرف طبقات حاکم ارتجاعی مورد سرکوب خونین قرارگرفته است ومثال برجسته ای آن سرکوب خونین کارگران "شهرشیکاگو" توسط دولت امریکا است. لذابرروشنفکران انقلابی ومترقی وکارگران آگاه وسایرخلقهای زحمتکش درسراسرجهان است تا این روزراهرچه باشکوه تروگسترده تردرجهتتحکیم اتحادوهمبستگی پرولتاریا وسایرزحمتکشان جهان برگزارکنند.

با ظهورمارکسیسم)علم انقلاب پرولتری(وانتشار"مانیفست کمونیست" توسط مارکس وانگلس وتشکیل" اتحادیه کمونیستها" درسال ( 1847) میلادی وطرح شعار" پرولتاریای سراسرجهان متحدشوید!" ، عصرجدیدی درمبارزه زحمتکشان جهان علیه طبقات استثمارگروستمگراعلام شده ومبارزات طبقه کارگربه لحاظ کیفی وارد مرحله نوینی گردید.مارکس وانگلس ازبنیان گذاران سوسیالیسم علمی با شرکت درجنبش طبقه کارگرمبارزات این طبقه رابرای اولینبارسمتدهی انقلابی ومترقی نموده ومبارزات طبقه پرولتاریاازسطح خواستهاومطالبات اقتصادی ورفاهی وبهبودشرایط کارفراتررفته وتا سطح طرح مطالبات وخواستهای سیاسی طبقاتی آنها ارتقا یافت. درسال(1864 )" انترناسیونال اول"ایجاد شده وهدف آن متشکل شدن کلیه نیروهای مبارزطبقه کارگراروپا وامریکا دریک ارتش بزرگ واحد بود. با تکامل کیفی مبارزه پرولتاریا (پیوند سوسیالیسم علمی با جنبش طبقه کارگر) این مبارزه تا کسب قدرت سیاسیوایجاد دیکتاتوری پرولتاریا ونظام سوسیالیستی تکامل نمود.پیروزی مبارزات طبقاتی انقلابی طبقه کارگروکسب قدرت سیاسی وایجاد دیکتاتوریهای پرولتاریا وتشکیل نظامهای سوسیالیستی ونظامهای دموکراتیک توده ای درقرن بیستم درکشورهای مختلف جهان ثبوت حقانیت مارکسیسم انقلابی است. بعدازپیروزی کوتاه مدت"کمون پاریس"درسال(1871)میلادی، پیروزی انقلاب کبیراکتوبردرسال (1917) درروسیه وتشکیل کشورشوراهاوایجاد جامعه سوسیالیستی بزرگترین پیروزی طبقه پرولتاریابرطبقه سرمایه داراست که ناقوس مرگ سرمایه داری جهانی وامپریالیسم را بصدادرآورد.بهمین صورت پیروزی انقلاب دموکراتیک توده ای درویتنام شمالی درسال(1945) وپیروزی انقلاب دموکراتیک نوین درچین درسال 1949 وپیروزی انقلاب سوسیالیستی درسال(1958) وهمچنین پیروزی انقلاب دموکراتیک توده ای وانقلاب سوسیالیستی درچند کشوراروپای شرقی بعد ازجنگ جهانی امپریالیستی دوم وپیروزی انقلابهای ملی- دموکراتیک درکشورهای دیگر. همه این پیروزیهای طبقه کارگربراین حقیقت استواراست که دربین طبقات خلق زحمتکش، طبقه کارگریگانه طبقه انقلابی است که اگراندیشه های انقلابی طبقاتی اش را فراگیرد مبارزه انقلابی راتاپیروزی نهائی، یعنی تاسرنگونی دیکتاتوری طبقه سرمایه دارودیگرطبقات ارتجاعی استثمارگروستمگروامپریالیسم وتشکیل دیکتاتوری طبقاتی اش به پیش می برد.

طبقه کارگربه لحاظ موقعیت اجتماعی وخصلت طبقاتی اش یگانه طبقه انقلابی است. طبقه کارگرفاقدهرگونه مایملک شخصی است وجهت ادامه حیات خود واعضای خانواده اش به جزنیروی کارش دیگردستمایه ای ندارد وبا فروش نیروی کارش است کهمی تواند به زندگی اش ادامه دهد. درحالیکه همه ثروتها ونعمتهای مادی جهان حاصل نیروی کارودسترنج اواست؛ ولی خودش همیشه بافقروتنگدستی وگرسنگی دست به گریبان است. بعبارت دیگراین همه سرمایه وتملک وجایداد که درتصرف وتصاحب عده ای معدودی زالوصفت ومفتخواردرجهان قراردارد حاصل ارزش اضافی نیروی کارطبقه کارگرودسترنج سایرزحمتکشان است که توسط طبقه سرمایه داروطبقه فئودال غصب شده است.چون طبقه کارگربا صنعت وتکنیک پیشرفته که نتیجه پیشرفتهای علوم است سروکاردارد؛ ازاینرونسبت به دیگرتوده های خلق زحمتکش دارای شعوروفهم بیشتری بوده وازروحیه قویتشکل پذیری وسازمانیابی برخورداراست. اما با وجود این موقعیت طبقاتی واجتماعی طبقه کارگر، اوبگونه خودبخودی به اندیشه های انقلابی طبقاتی اش دست نمی یابد. اندیشه های انقلابی پرولتری توسط روشنفکران انقلابی ومترقی به طبقه کارگرمنتقل می شود. درتاریخ جنبش کمونیستی بین المللی وجنبشهای کارگری تا کنون چنین بوده است. رفیق لنین می گوید:" ما گفتیم که آگاهی سوسیال دموکراتیک درکارگران اصولاً نمی توانست وجود داشته باشد. این آگاهی را فقط از خارج ممکن بود وارد کرد. تاریخ تمام کشورها گواهی میدهد که طبقه کارگرباقوای خود منحصراً میتواند آگاهی تردیونیونیستی حاصل نماید، یعنی اعتقاد حاصل کند که باید تشکیل اتحادیه بدهد، برضد کارفرمایان مبارزه کند ودولت را مجبوربه صدورقوانینی بنماید که برای کارگران لازم است وغیره. ولی آموزش سوسیالیسم ازآن تئوریهای فلسفی، تاریخی واقتصادی نشوونما یافته است که نمایندگان دانشورطبقات دارا وروشنفکران تتبع نموده اند. خود مارکس وانگلس موجدین سوسیالیسم علمی معاصرنیزازلحاظ موقعیت اجتماعی خود درزمرۀ روشنفکران بورژوازی بودند. بهمین گونه درروسیه نیزآموزش تئوریک سوسیال دموکراسی کاملاً مستقل ازرشد خود بخودی جنبش کارگری وبمثابۀ نتیجۀ طبیعی وناگزیرتکامل فکری روشنفکران انقلابی سوسیالیست بوجود آمده است( چه باید کرد؟)".

طبقه کارگردرمبارزه طبقاتی تردد وتزلزل ازخود نشان نداده ودرصورت پیروزی انقلاب به خواستهای طبقاتی اش دست می یابد وچیزی جززنجیرهایش راازدست نمی دهد. شعوروبینش کارگرناشی ازهستی اجتماعی وی است. ولی سایرطبقات زحمتکش چون دهقانان وخرده بورژوازی خاصتاً آن بخشهای ازآنها که مالک قطعه زمین ویا مالک سرمایه وجایداد کوچک هستند درجریان انقلاب پرولتری ازخود تزلزل نشان می دهند. اینها ترس ازاین دارند که آنچه درتملک دارند ازدست خواهند داد؛ ازاینروبعقب می نگرند وتزلزل آنها ناشی ازشعوراجتماعی آنهاست که برپایه هستی اجتماعی شان شکل گرفته است.درتاریخ سرمایه داری جهان طبقه کارگربا تجربه اش درک کرده است که بارفشارهربحران سرمایه داری دردوره های مختلفبردوش وی است. وهرروزخطربیکاری ومشکلات متعدد زندگی وگرسنگی وی را تهدیدمی کند. همچنین اوازتجربه اش آموخته است که هرنوع ملاحظه کاری وکرنش دربرابرطبقه سرمایه دارنمی تواند اوراازخطربیکاری وگرسنه ماندن نجات دهد؛ ازاینروطبقه ایست متهورکه ا زهمه طبقات خلق پیشروتروشورشگرتربوده ودارای ثبات واستقامت شگفت انگیزدرکارزارمبارزه طبقاتی انقلابی است.ولیهستند تعدادیازعناصرمرتد وارتجاعیکه ازطریق شبکه های تلویزیونی دولتهای امپریالیستی وارتجاعی این ایده وفکررا تبلیغ وترویج می نمایند که طبقه کارگرباید خودش "فکرطبقاتی" اش را تولید کرده وبرپایه آن علیه طبقه سرمایه دار" مبارزه" کند. این قماش ازرویزیونیستهای خادم سرمایه داری جهانی وامپریالیسم با شیادی شکست انقلابهای پرولتری درقرن بیستم را مثال آورده وعلل وفکتورهای شکست آنهارااین طوروانمود می کنند:"چون این انقلاب ها توسط احزاب کمونیستی رهبری شده اند که تعداد کارگران درآنها اندک بوده است ورهبران این احزاب ایده ها وافکارخودرا برکارگران تحمیل می کردند". این دشمنان نقابدارطبقه کارگرمی خواهند ازیکطرف توجه طبقه کارگروروشنفکران مردمی را ازشکست انقلاب های پرولتری توسط انواع رویزیونیسم واشکال اپورتونیسم درقرن بیستم منحرف کرده وازجانب دیگرفراگیری علم انقلاب پرولتری(م- ل- م) توسط روشنفکران مردمی وکارگران را امری بیهودهوانمود کرده وآنهارا به لحاظ آگاهی سیاسی انقلابی خلع سلاحکنند.درحالیکه طبقه پرولتاریا وروشنفکران مردمی فقط با سلاح علم انقلاب پرولتری(مارکسیسم- لنینیسم- مائوئیسم) است که می توانند خودوسایرطبقات زحمتکش راازبردگی سرمایه نجات دهند.بعبارت دیگرمبارزات طبقه کارگروسایرزحمتکشان تحت رهبری یک حزب انقلابی پرولتری است که به پیروزی رسیده وازاستثماربیرحمانه وستم وحشیانه طبقه سرمایه دارودیگرطبقات ارتجاعی وامپریالیسم رهائی می یابند.

درتاریخ جنبش کمونیستی جهانی طی دوره های مختلف که این جنبش دچاربحران شده است، جنبشهای سیاسی طبقه کارگرهرچه بیشترتضعیف گردیده وانواع رویزیونیستهاواشکال اپورتونیستها وارسطوکراسی کارگری برجنبشهای طبقه کارگرمسلط شده اند. درچنین شرایطی سرمایه داری جهانی وامپریالیسم هرچه گستاخانه ترخلقهای زحمتکش راخاصتاً درکشورهای تحت سلطه درقاره های آسیا، افریقاوامریکای لاتینمورد تاخت وتازوتهاجم قرارداده وبرشدت استثماروستم برآنها افزوده است. همچنین ضعف جنبش کمونیستی انقلابی درسطح جهان زمینه را برای ایدئولوگهای بورژوازی وانواع رویزیونیستهاواپورتونیستها مساعد میسازد تا باسفسطه بافی واراجیف گوئی هرچه بیشتردرعدم کارائی کمونیسم انقلابیوجاودانگی نظم سرمایه دارانه رادرجهان تبلیغ کنند. وشکست انقلاب های پرولتری وسرنگونی دیکتاتوریهای پرولتاریا وانهدام نظامهای سوسیالیستی وفروپاشی نظام های دموکراتیک توده ای توسط رویزیونیستها درقرن بیستم ازیک جهت اثرات منفی عمیقیبراذهان طبقه کارگروسایرطبقات زحمتکش جهان بجا گذاشته وازجهت دیگراین شکستها تمسکی برای ایدئولوگهای بورژوازی گردیدتا هرچه بیشتراذهان طبقه کارگررادرباره پیروزی انقلابهای پرولتری درآینده ونقش دورانسازطبقه پرولتاریا درآنها مغشوش سازند.

با شکست انقلابدراتحاد شوروی درسال 1953 میلادی بعد ازمرگ رفیق استالین، بخش بزرگی ازاردوگاه سوسیالیستی به پرتگاه ضدانقلاب سقوط نموده وجنبش کمونیستی بین المللی را بحران عمیقی فراگرفت.رفیق مائوتسه دون شکست انقلاب دراتحاد شوروی رابرمبنای دیالکتیک ماتریالیستی موردتحلیل علمی قرارداده وبرموجودیت طبقات انتاگونیستی وتضادهایانتاگونیستی دردوران سوسیالیسم تاکید کرده وتئوری" ادامه انقلاب تحت دیکتاتوری پرولتاریا" را کشف نموده وآن را درپراتیک مبارزه طبقاتی درجامعه سوسیالیستی بکاربست. رفیق مائوتسه دون درنیمه دوم دهه (60) میلادی با اتکاء به توده های خلق انقلابی، انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی راآغازوآنرا رهبری کرده وانقلاب چین ،دیکتاتوری پرولتاریا ونظام سوسیالیستی را برای یکدهه ازشکست توسط بورژوازی درون حزب ودولت(رویزیونیستهای سه جهانی) نجات داد. توده های خلق چین با شوروهیجان انقلابی درجریان انقلاب کبیرفرهنگی عناصرسرمایه داری راازمقامات عالی حزب ودولت بپائین کشیده وتا حدزیادی حزب ودولت راازوجود رویزیونیستهای مرتد وضدانقلابی تصفیه کردند؛ ولی اولین انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی به نابودی کامل رویزیونیسم نه انجامید وبقراراین گفته علمی وانقلابی رفیق مائوتسه دون :" برای حفظ انقلاب پرولتری، دیکتاتوری پرولتاریا وساختمان سوسیالیسم تا رسیدن به جامعه بدون طبقه(کمونیسم) به چندین انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی نیازاست".بعد ازمرگ رفیق مائوتسه دون درسال 1976 رویزیونیستهای مرتد وخاین که دردرون حزب ودولتمخفی شده بودند ورویزیونیستهای که درجریان انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی شیادانه بظاهر" ازخود انتقاد" کرده وامکان بازگشت دوباره به حزب ودولت را یافتند،بایک کودتای ضدانقلابی همرزمان نزدیک رفیق مائوتسه دونبنامگروه چهارنفره وصدها کمونیست انقلابی دیگررا دستگیروبه زندان انداخته ویا بقتل رساندند وانقلاب چین، دیکتاتوری پرولتاریا ونظام سوسیالیستی رامنهدم کردند. رفیق چیانچین بنا برماهیت ضدانقلابی رویزیونیسم واپورتونیسم وخصلت رویزیونیستها واپورتونیستها، درباره انتقاد ازخود رویزیونیستهایسه جهانی وبرگشت دوباره آنها به حزب ودولت چنین گفت:"سگها با امضای یک ورق کاغد خودرا ازغرق شدن نجات دادند". همچنین درکشورآلبانی دگمارویزیونیستهای (خوجه ای) برهبری انورخوجه مرتد وخاین، انقلاب خلق آلبانی ونظام سوسیالیستی راسرنگون کردند.بعدازشکست انقلاب درچین بوسیله رویزیونیستهادیگرهیچ کشورسوسیالیستی درجهان باقی نماند تامنحیث پایگاه انقلاب جهانی ازجنبشهای انقلابی پرولتری وجنبشهای کارگری حمایت وپشتیبانی کند.

با سرنگونیانقلاب وانهدام دیکتاتوری پرولتاریادرچین توسط رویزیونیستهای مرتد وخاین، جنبش کمونیستی بین المللی دچاربحران شدیدی گردید. لیکن جنبش انقلابی انترناسیونالیستی که درسال 1984 تشکیل گردید با ارزیابی ازعلل شکست انقلابهای پرولتری دراتحادشورویوچین وکشورهای دیگروپیشبردمبارزه ایدئولوژیک-سیاسی انقلابی (مبارزه"بین دوخط")،چهره سیاه رویزیونیسم "مدرن(خروشچفی)، رویزیونیسم "سه جهانی ودگمارویزیونیسم خوجه ای راافشا کرده وخط ایدئولوژیک-سیاسی را درجنبش کمونیستی بین المللی برمبنای" مارکسیسم- لنینیسم- اندیشه مائوتسه دون" وبعد" م- ل- م" روشن کرد. با آغازمبارزه انقلابی " جاا"،جنبشهای انقلابی پرولتری درکشورهای مختلف جهان رونق گرفته ومبارزات انقلابی تا حد زیادیپیشرفت نمود. جنگ خلق" راه درخشان" درپیروتحت رهبری حزب کمونیست پیرو( م- ل- م) برهبری رفیق "گونزالو" آغازگردید وتا اوایل دهه نود میلادی به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای دستیافت. اما با دستگیری وحبس گونزالودراوایل دهه نود میلادی وخیانت رویزیونیستهای" آسومیر" جنگ خلق تضعیف شده وفروکش کرد.جنگ خلق درنیمه دوم دهه نود میلادی درکشورنیپال تحت رهبری کمونیست نپال(مائوئیست) آغازگردیده وطی یکدهه به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای دستیافت وجنگبه مرحله تعادل استراتیژیک رسیده وهسته های قدرت خلق دربخش وسیعی ازاین کشورایجاد شده وتقریباً هشتاددرصد رقبه خاک نپال زیرکنترول ونفود ارتش انقلابی خلق قرارگرفت. با سقوط رهبری حزب کمونیست نیپال( مائوئیست) دررأس آن "پراچندا" مرتد وخاین درپرتگاه رویزیونیسم وتسلیم طلبی درسال ( 2005)،انقلاب خلق نیپال به شکست کشانده شده واکثریت احزاب وسازمانهایعضوجنبش انقلابی انترناسیونالیستی"جاا"دربرابرسقوط رهبری حزب کمونیست نپال(مائوئیست) درپرتگاه رویزیونیسم، موضع اپورتونیستی اتخاذ کردند وجنبش انقلابی انترناسیونالیستی دچاربحران عمیقگردید.شکست انقلاب درنپال وختم جنگ خلق وتسلط اپورتونیسم برجنبش انقلابی انترناسیونالیستی اثرسوءبرجنبشهای انقلابی پرولتریوجنبشهای کارگری درکشورهای مختلف جهان درقرن بیست ویکم بجا گذاشته وبحران درجنبش کمونیستی انقلابی(م- ل - م) عمیق ترشده و تاکنون ادامه دارد.

چناکه قبلاً تذکاریافت با ضعف وپراکندگی جنبش کمونیستی بین المللی، سرمایه داری جهانی وامپریالیسم وارتجاع همدست آن حملات شان راعلیه پرولتاریا وسایرزحمتکشان جهان خاصتاً درکشورهای تحت سلطه درآسیا، افریقا وامریکای لاتین شدت بخشیدند.باضعف جنبشهای انقلابی پرولتری وفقدان رهبری انقلابی ومترقی خیزشهای آزادی خواهانه ومترقی توده های خلق وروشنفکران مترقی مردمی درکشورهای شمال افریقا وشرق میانه درپنج سال اخیربوسیله نیروهای ارتجاعی اسلامی ونیروها وگروه های ارتجاعیدیگرکه ازحمایت امپریالیستهای امریکائی واروپائی برخورداربودند وهستند به شکست کشانده شده ونیروهای ارتجاعی اسلامی وحشی وجنایتکاربیش ازپیش نیرومند شده اند. تداوم اشغال نظامی وتسلط استعماری امپریالیسم امریکا وناتوبرافغانستان وگسترش هرچه بیشتروحشیگریهاوجنایات گروه های ارتجاعی اسلامی طالبان، القاعده، "داعش" ودیگران درکشورهای افغانستان، لیبی، سومالی، سوریه، عراق ویمن، زمینه مداخلات نظامی وتسلط هرچه بیشترامپریالیستهای جنایتکاروغارتگرامریکائی وناتوومتحدین بین المللی ومنطقه ای آنهارازیرنام "جنگ علیه تروریزم اسلامی" خودساخته شان علیه خلقهای این کشورهاوسرکوب جنبشهای آزادی خواهانه ومترقی توده های مردم فراهم کرده است. اینها همه ناشی ازضعف جنبش کمونیستی بین المللی بطورعام وضعف جنبشهای انقلابی پرولتریدراین کشورهابطورخاص می باشد. لیکن با وجودیکه جنبش کمونیستی بین المللی دچاربحران است، مبارزات انقلابی پرولتاریا بشکل عالی آن(جنگ انقلابی خلق) درچند منطقه ازجهان جریاندارند؛ازجمله جنگ خلق درکشورهای هند،فلیپین، ترکیه(کردستان شمالی)،پیروومناطق دیگر.این مناطق منحیث پایگاه های انقلابی نقطه های امید بخشی برای پرولتاریاوسایرزحمتکشان وروشنفکران انقلابی ومترقی درجهان اند.دراین شرایط بازهم این رسالت کمونیستهای انقلابی درکشورهای مختلف جهاناست تا بامبارزه ایدئولوژیک - سیاسی جدی علیه انواع رویزیونیسم واشکال اپورتونیسم، مبارزه "بین دوخط" را برمبنای" مارکسیسم- لنینیسم- مائوئیسم" حدت بخشیده وازاین طریق جنبش کمونیستی بین المللی را تقویت کرده واستحکام بخشند. با تقویت جنبش کمونیستی بین المللی جنبشهای انقلابی پرولتری درکشورهای مختلف جهان رونق گرفته وزمینه هرچه بیشترپیوند سوسیالیسم علمی با جنبش طبقه کارگرمیسرمی شود.باتبلیغ وترویج ایده های انقلابی پرولتری توسط سازمانها واحزاب کمونیست انقلابی دربین طبقه کارگروسایرخلقهای زحمتکش ورهبری مبارزات آنها، اندیشه های کمونیستی درکارزارمبارزه طبقاتی توده های خلق مادیت یافته وزمینه رشد وتکامل هرچه بیشترآنها آماده می گردد.به حکم علم انقلاب پرولتری فقط طبقه پرولتاریا ودسته پیش آهنگ انقلابی آن(حزب کمونیست انقلابی)متشکل ازکمونیستهای باایمان وراستینمی تواندانقلاب دموکراتیک نوین درکشورهای نیمه فئودالی ونیمه مستعمره ونیمه فئودالی ومستعمره وانقلاب سوسیالیستی را درکشورهای سرمایداری امپریالیستی رهبری کرده وآنهارا به پیروزی برساند. این یگانه راهنجات پرولتاریا وسایرخلقهای زحمتکش جهانازاستثماربیرحمانه وستم ومظالم وحشیانه سرمایه داری جهانی وامپریالیسمودیگرطبقات ارتجاعی است.

- زنده باد مارکسیسم- لنینیسم - مائوئیسم!

- زنده باد انترناسونالیسم پرولتری!

- مستحکم باد اتحاد وهمبستگی پرولتاریا وخلقهای زحمتکش جهان!

- پرولتاریا وخلقهای ستمدیده درسراسرجهان متحد شوید وبرضد سرمایه داری جهانی وامپریالیسم جنایتکاروغارتگروارتجاع همدست آن مبارزه انقلابی ومترقی راسرعت بخشید!

اول می 2016

( پولاد)