Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

سازمان انقلابی افغانستانادامه منجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسمً گروه انقلابی خلقهای افغانستان وسازمان رهائی افغانستان است

 

مکثی برسند با طرد اپورتونیسم درراه انقلاب سرخ به پیش رویم

(بخش پنجم)

رهبری گروه انقلابی.... درصفحه (30) این سند چنین می نویسد:" فعالیتهای عملی" سازمان جوانان مترقی:" تااینجا دیدیم که چگونه پای" رهبران" با تمام غره بودن شان درمسایل تئوریک انقلاب کشورمامیلنگد وسرازاپورتونیسمی آشکارا بدرمی کنند. طبعاً" رهبری" ایکه به مارکسیسم- لنینیسم اندیشه مائوتسه دون ازیک موضع ضد پرولتری نگریسته به آن صرفاً برخورد کتابی، سودجویانه واپورتونیستی داشته باشد، م- ل-ا- برایش بمثابه چراغ وسلاح سرخ درکوره راه انقلاب کشور تلقی نگردیده ونمیتواند مشکلات عملی وتئوریک مبارزه را حل نماید. به همین علت رهبری" س- ج م-" با آنهمه لغزشهای فاحش تئوریک نمیتوانست درزمینه فعالیتهای عملی درست ومنطبق به اندیشه مائوتسه دون وراه انقلاب میهن ما حرکت کند".

اینها ادعاهای واهی واتهامات بی بنیادی اند که رهبری گروه انقلابی.... به رهبری" س ج م" خاصتاً رفیق اکرم یاری ورفیق داکترصادق یاری وارد می کند.به فرض اگررهبری " س ج م" دارای چنین انحرافات ایدئولوژیک- سیاسی ادعا شده بود ویا به فرضاگررهبری گروه انقلابی... شمه ای ازآگاهی انقلابی پرولتری می داشت؛ چگونه طی مدت 6-7 سال چنین طرزتفکری راهمراهی کرد؟! درحالیکه این گفته ها ازجمله هذیانات واراجیف اپورتونیستی خود آنهاست که جریان حضورآنها در" س ج م" (که خاینانه آنرا به انحلال کشانده وجنبش انقلابی توده ای تحت رهبری آن، "جریان دموکراتیک نوین" را متلاشی کردند) وفعالیتهای نظری وعملی ارتجاعی وضدانقلابی بعدی آنها درگروه انقلابی... وسازمان رهائی...(که بزرگترینخیانت را به جنبش کمونیستی(م- ل- م) وجنبش دموکراتیک نوین کشورمرتکب شدند) ورهروان ومیراث داران آنها ازجمله سازمان رهائی- حزب همبستگی افغانستان وسازمان انقلابی افغانستان" که تا کنون درمنجلاب رویزیونیسم وضدانقلاب سلف شان ادامه داده ودراتحاد وهمکاری باارتجاع وامپریالیسم واستعماربه جنبش انقلابی پرولتری وخلق ومیهن خیانت کردند ومی کنند) آنرا بوضوح ثابت ساخته است.

رهبریگروه انقلابی... ادامه می دهد:" به اصطلاح مبارزات علنی" س- ج-م" برخورد آن به اعتصابات کارگری وغیره ودید آن ازمبارزه علنی ومخفی وآنچه رهنمای " س- ج- م" درامرفعالیتهای عملیش بود، اندیشه مائوتسه دون نه بلکه معجونی ازافکارخرده بورژوائی، اپورتونیستی وچپروانه کذائی بود". اساس فعالیتهای"س-ج-م" زیرنام جریان " شعله جاوید" از سال 1347 تاروزهای پریشانی وزوال مشی علنی شهری وروشنفکرانه بود. برای "رهبری" که علاقه سوزانی به مبارزات علنی( ومظاهره ومتنگ) حس میکرد پیداکردن زمینه وتمسک برای این کاراشکالی نداشت. ازتجلیل روزهای تاریخی، پشتیبانی ازجنبشهای کشورهای مختلف، پشتیبانی ازحرکت کارگران وکارمندان برخی ازموسسات گرفته تا اعتراض علیه اخراج معلمان ومتعلمان، همه میتوانستند بهانه ای باشند جهت مظاهره یا کم ازکم متنگی درصحن پوهنتون ویا یکی ازمکاتب. رهبری ازهمان آغازبرآمد علنی عملاً تهداب بدترین اشکال علنی گری را گذاشت".

اینکه رهبری گروه انقلابی.... برمؤثریت مبارزات علنی" س ج م" کلاً خط بطلان کشیده وآنهارا نه درپرتو" م- ل- ا" که معجونی ازافکارخرده بورژوائی، اپورتونیستی وچپروانه کذائی می داند جایی تعجب نیست؛ زیراازاین عناصراپورتونیست ورویزیونیست که باترفندها ونیرنگهای اپورتونیستی هویت اصلی خودرا در" س ج م" و" جریان دموکراتیک نوین" پنهان کرده وفرصت طلبانه درغیاب رفیق اکرم یاری حملات ضدانقلابی وتخریبکارانه راعلیه آن آغازکردند؛ بیش ازاین انتظاری نبوده ونیست. این مسئله درطول تاریخ جنبش کمونیستی بین المللی ودرکشورهای مختلف جهان ازجمله درحزب کمونیست(بلشویک) ودراتحاد شوروی سوسیالیستی بعد ازدرگذشت رفیق استالین درسال ( 1953) ودرحزب کمونیست چین سوسیالیستی بعدازدرگذشت رفیق مائوتسه دون درسال ( 1976)نیزبوقوع پیوست ورویزیونیستهای"مدرن"(خروشچفی)ورویزیونیستهایسه جهانی(دینگ سیائوپنگی) هردودژانقلاب جهانی، دیکتاتوری های پرولتاریاونظامهای سوسیالیستی رامتلاشی وسرنگون کردند.داکترفیض ورفقایش منحیث اپورتونیستهای راست مظاهرات ومیتنگهای مترقی که ازجانب" س ج م"به مناسبتهای مختلف برپا می گردید رافاقد ارزش ومؤثریت می دانند؛ درحالیکه تجلیل ازروزهای تاریخی مربوط به جنبش کمونیستی بین المللی ودیگرجنبشهای انقلابی پرولتاریا وسایرزحمتکشان جهان ویااعلام پشتیبانی ازمبارزات خود جوش حق طلبانه کارگران وزحمتکشان کشوروشرکت درآنها وسمت وسودادن آنها به جهت طرح مطالبات وخواستهای سیاسی طبقه کارگروسایرزحمتکشان وعلاوتاً فعالیت دربین کارگران به منظورآگاهی دادن وبسیجآنها که اتحادیه های صنفی شان را تشکیل دهند یکی ازوظایف مبارزاتی یک سازمان انقلابی پرولتری(م- ل- ا) مانند "سازمان جوانان مترقی" درآن زمان را تشکیل می داد. همچنین حمایت وپشتیبانی ازتظاهرات کارمندان پائین رتبه دولت ودفاع ازمطالبات وحقوق برحق شان امردرستی بود.وبه همین صورت اعتراض علیه اقدام خاینانه " اخراج معلمان ومتعلمان" ازطرف دولت فئودال کمپرادوری( ظاهر- داوود) وابسته امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم وحمایت ازحقوق ومطالبات برحق آنها امردرستی بود که ازجانب" س ج م" و" جریان دموکراتیک نوین" صورت می گرفت.ولی داکترفیض این همه موارد مبارزه سیاسی را که "س ج م" بدین وسیله استثماربیرحمانه وانواع ستم ومظالم وحشیانه وجنایات وخیانتهای طبقات حاکم ارتجاعی فئودال وکمپرادوروحامیان امپریالیست وسوسیال امپریالیست آنها علیه خلق افغانستان رابگونه همه جانبه افشا کرده وازاین طریق به توده های خلق آگاهی می دادند، آنهم درشرایطی که فقروگرسنگی وحشتناکی درجامعه بیداد می کرد،بیکاری گسترده وجودداشت ، فساد ورشوه خواری مامورین دولت ومصایب ومشکلات عدیده که توده های خلق به آن گرفتاربودند. ورهبری " س ج م" درجریان تظاهراتهابه توده های خلق می فهماند که عاملین اصلی این همه فقروبدبختی، بی تعلیمی، انواع مریضیهای مکروبی وروانی، بی عدالتیها وانواع ستم ازجمله ستم برزنان، ستم براقلیتهای ملی ومذهبی وعقبماندگی همه جانبه همینطبقات حاکم ارتجاعی فئودال وکمپرادورودررأس آنها دربارسلطنت وباداران امپریالیستی آنها هستند. ونیزبه توده های خلق آگاهی می داد که فقط درسرنگونی نظام حاکم ارتجاعی وستمگروقطع سلطه امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم است که می توانند ازاین همه استثماروستم ورنج وعذاب وسیاه روزی رهائی یافته ونظام دموکراتیک نوین خودرابرقرارکنند. ازاین نظروموضع رهبری گروه انقلابی... درباره بی اهمیت جلوه دادن مظاهرات ومیتنگهای که ازجانب " س ج م" برپا می گردید، برمی آید که این آقایان نه تنها به شکل این مبارزات که با مضمون ومحتوی بیاناتی که دراین تظاهرات ومیتینگها ارایه می گردید، نیزمخالفت شدید داشتند وآنهاراتاسطحجستجوی بهانه برای برپاکردن سروصدا پائین می آورند. البته چنانکه بعدها چهره کریه این اپورتونیستهابیشتربرملاگردید، واضح شد که این گونه افشاگریها علیه نظام حاکم وامپریالیستهای حامی آنها درسطح جامعه هم به لحاظ ایدئولوژیک- سیاسی وهم به لحاظ طبقاتی نه تنها برای طبقات حاکم ارتجاعی که برای داکترفیض ویاران وینیزآزاردهنده بوده است. وبرخلاف این ادعاهای پوچ رهبری گروه انقلابی.... کمبود ومشکل مهم رهبری" س ج م" دراین نبود که با استفاده ازشرایط آنزمان که تاحدی امکان مبارزه علنی برای نیروهای انقلابی ومترقی درجامعه بوجود آمده بود وبه مناسبتهای مختلف، تظاهرات ها ومیتنگیهای برپا کرده وبه تبلیغ وترویج اندیشه های دموکراسی نوین درسطح نسبتاً گسترده می پرداخت وبا افشاگری سیاسی خیانتها وجنایات نظام حاکم واستثماروستم امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم شوروی علیه خلق را برای کتله های وسیع روشنفکران طبقات پائین جامعه وتوده های خلق عمدتاً درشهرهای بزرگ کشوربرملا می نمود؛ بلکه مشکل "س ج م" این بود که به همین شکل علنی مبارزه طبقاتی اکتفا کرد وبه جنبه مخفی مبارزه ونشرارگان (کمونیستی) سازمان ومتشکل ساختن روشنفکران مردمی وکارگران نسبتاً آگاه درهسته ها وحلقه های مخفی وایجاد کلاسهای درسی برای ارتقای سطح آگاهی علمی انقلابی آنها وهسته گذاریهای مخفی درروستاها دربین دهقانان فقیروبیزمین وکارگران فلاحتی وبسیج وسازماندهی آنهاوهمچنین کاردرجهت تدارک وتشکیل گروه های رزمی(چریکی) برای مبارزه نظامی، آغازجنگ توده ای طولانی، توجه جدی نکرد. درآن شرایط مبارزات علنی " س ج م" که درسطح گسترده صورت گرفت اثرات مهمی درجلب وجذب روشنفکران تعلق طبقات خلق واذهان توده های خلق شهری بجا گذاشت. وتوجه رهبری به مبارزه مخفی وقراردادن مبارزه علنی درخدمت آن کمک بزرگی به توسعه وپیشرفت مبارزات انقلابی وتقویت واستحکام جنبش انقلابی پرولتری وتشکیل حزب کمونیست انقلابی درکشورمی نمود. درآن صورت درغیاب رفیق اکرم یاری اپورتونیستهای رنگارنگ نمی توانستند آن سازمان انقلابی مردمی رابه آن سهولت به انحلال کشانده وجنبش بزرگ توده ای(جریان دموکراتیک نوین) تحت رهبری اش رامتلاشی سازند.درآن شرایط تعدادزیادی ازروشنفکران مترقی مردمی عطش فراوانی به فراگیری اندیشه های انقلابی پرولتری داشتند وافراد وتشکلهای مترقی وآزادی خواه ومیهندوست کشوروبخشهای بزرگی ازتوده های شهری ازجنبش دموکراتیک نوین حمایت می کردند. وبرخلاف ادعای رهبری گروه انقلابی... خط مشی مبارزاتی" س ج م" وهیئت رهبری آن خاصتاً رفیق اکرم یاری را تنها همین شکل مبارزه تشکیل نمی داد؛اینکه وی به اثرمریضی فرصت نیافت تا به این مسایل بپردازدبحث دیگری است. اما با وجود آنهم عدم توجه به شکل مخفی مبارزه(ایجاد هسته های مخفی) وآغازمبارزه درروستاها وسازماندهی دهقانان فقیروبیزمین، یک اشتباه وانحرافازجانب" س ج م" محسوب می شود.همچنیندراینجا باید به اختصاراشاره نمایم که: کوتاهی وناتوانی رهبری" س ج م" خاصتاً جناح منسوب به خط انقلابی پرولتری، به مورد دیگری ازجمله وضعیت درونی " س ج م" نیزرابطه مستقیم داشت. زیرا در" س ج م" و" جریان دموکراتیک نوین" سه جناح وجود داشت ازجمله جناح رفیق اکرم یاری که خط اصولی وانقلابی( م- ل- ا) رانمایندگی کرده وخط مسلط در" س ج م" بود.وجناحهای که خطوط انحرافی اکونومیستی، سنتریستی وآوانتوریستی را نمایندگی می کردند. وپیشبردامرمبارزه انقلابی برای پیروزی انقلاب دموکراتیک نوین وانقلاب سوسیالیستی به یک حزب انقلابی پرولتری( م- ل- م) نیرومند، نیازبود وهست . وبقرارمعلوم جناح خط انقلابی پرولتری" س ج م" برهبری رفیق اکرم یاری درگیرمبارزه ایدئولوژیک-سیاسیبا خطوط انحرافی اپورتونیستی درون "س ج م" و" جریان دموکراتیک نوین" نیزبوده است، وبعد ازواقعه ( 25 جوزا) وحمله دولت برجریان دموکراتیک نوین، مسایل اختلافی دیگری دردرون زندان دربین اعضای " س ج م" و" جریان دموکراتیک نوین" بروزنمود که انعکاس آن دربیرون اززندان( دربین رهبری س ج م) مشکلاتی را دربین اعضا وهواداران آن به وجود آورد که درغیاب رفیق اکرم یاری این مبارزه موفق به طرد خطوط اپورتونیستی از" س ج م" نشده وسازمان توسط آنها به انحلال کشانده شد. اما انتقاد داکترفیض ویارانش ازعدم توجه ویااشتباه وانحراف رهبری" س ج م"خاصتاً رفیق اکرم یاری وداکترصادق یاری به مسئله سازماندهی مبارزه مخفی ومبارزه درروستاهاوتدارک جنگ خلق به این منظورنبود که اوشان به این شکل مبارزه ویا کلاً مبارزه انقلابی برمبنای" م- ل- ا" باورداشتند؛ بلکه اصرارآنها روی این مسایل به منظورحمله به این رفقا بوده وهست. ورهبری گروه انقلابی... و سازمان رهائی... بعد ازتخریب و به انحلال کشاندن " س ج م" نه اینکه کمترین اقدامی دراین زمینه ها نکردند که کوچکترین گامی درجهت پیشبرد امرانقلاب برنداشته وبالعکس برمبنای خط انحرافی اپورتونیستی ورویزیونیستی شان با گروه های ارتجاعی اسلامی متحد شده و برای پیروزی "انقلاب اسلامی" وتشکیل" جمهوری اسلامی" مبارزه کردند.

رهبری گروه انقلابی.... درهمین صفحه (30) چنین می نویسد:" درآن روز(حادثه 25 جوزا 47) " رهبری" طبق معمول مظاهره ای گویا به پشتیبانی ازکارگران داشت پلیس سدراه مظاهره کنندگان گردید ولی با آنکه راه های دیگربروی آنان بازبود، " رهبران" بخاطر تبارز روحیه قهرمانی وقهرآمیز! خود، دستوردادند که صف پلیس شکستانده شود که درنتیجه برخی ازاعضای" رهبری" وپیروان جریان زندانی وجریده" شعله جاوید" هم توقیف شد....".

ملاحظه می شود که درفقره فوق داکترفیض اولاً: پشتیبانی ازمبارزه کارگران ازجانب" س ج م" را صادقانه نمی داند. ثانیاً: شکستاندن سد پولیس بعبارت دیگرعدم اطاعت ازدستورپولیس دولت خاین وضدمردم را به استهزا می گیرد؛درحالیکه عبورتظاهرات خیابانی ازمسیرهای معینی درشهرها وهمچنین ایجاد سد ومانع ازجانب پولیس دولت دومسئله است که به منظورهای معین ومتضادی صورت می گیرد. درمورد اول منظورازتظاهرات سیاسی خصوصاً درشهرهای بزرگ عبورازمسیرهای است که تعداد بیشتری ازاهالی خاصتاً توده های خلق ازمنظورتظاهرات آگاهی حاصل کرده وهرچه بیشترازتبلیغات سیاسی بهره مند شوند. بالعکس طبقات حاکم ارتجاعی(دولت) منظوردارد تا جریان تظاهرات ازمسیرهای کوتاه عبورکند که خودش تعیین می نماید، یعنی مسیری که مؤثریت تبلیغات وافشاگریهای سیاسی درجریان تظاهرات برای توده های مردم درکمترین حد آن باشد. وازاینکه تظاهرکننده ها به صوابدید وهدایت رهبری" س ج م" به دستورپولیس دولت ضدمردمی وضدملی وقعی نگذاشته و سد آن را شکستانده وبه مسیرازقبل تعیین شده ای شان ادامه دادند ، مورد قبول داکترفیض نبوده وآنرا اقدام وعملی "قهرآمیز"می داند، امری که مورد ادعای ارتجاع حاکم هم بود.درحالیکه مقاومت دربرابرسد پولیس ازجانب تظاهرکننده ها منحصربه گروه های چپ انقلابی مانند جریان دموکراتیک نوین دردهه چهل خورشیدی نبوده بلکه موارد آن درکشورهای مختلف جهان ازجانب همه جریانهای سیاسی چپ صورت گرفته ومی گیرد ودرمواردی بین تظاهرکننده های خشمگین وپولیس درگیری صورت می گیرد.زمانی رهبری گروه انقلابی.... گذشتن تظاهرکننده ها ازسد پولیس را عملی "قهرآمیز" تلقی کرده وآنرا مورداستهزا ونکوهش قرارمیدهد؛معلوم نیست که به فرض دربرابرمبارزه مسلحانه" س ج م" علیه نظام حاکم، داکترفیض ویارانش چه موضعی ارتجاعی ترازاین اتخاذمی کردند! نظروموقف آنها این مطلب رامی رساندکه این آقایان هرگزبا روحیه شورشگری روشنفکران انقلابی و مترقی وتوده های مردم و مبارزه قهرآمیزباورنداشته اند وبدون هیچ تردیدی بکاربرد عبارتدرراه انقلاب سرخ به پیش رویموشعارهایدیگربظاهر تند وتیز آنها میان تهی بوده وبه منظوراغوای کتله ای بزرگی ازروشنفکران هوادارجریان دموکراتیک نوین(شعله جاوید) وتوده های خلقصورت می گرفت ومی گیردکه داکترفیض توانست بدین وسیله ده ها تن ازروشنفکران هوادار" ج د ن"رادرپرتگاه اپورتونیسم راست(رویزیونیسم سه جهانی)بکشاند. وجریان بعد ازسال 1352خورشیدی واعلام تشکل گروه انقلابی.... وبعد سازمان رهائی... درسال 1358 بیش ازپیش ثابت ساخت که مخالفت داکترفیض ازاقدامات ومبارزات قهرآمیزریشه دراندیشه وافکاراپورتونیستی ورویزیونیستی آن مرحوم ویاران وی داشت، امری که همواره مورد نظرارتجاع وامپریالیسم بوده وهست. وبه همین دلیل است که ارتجاع وامپریالیسم حرکات واقدامات مسالمت آمیزازجانب گروه های سیاسی ارتجاعی را متمدنانه توصیف کرده وتظاهرات گروه های انقلابی پرولتری را" قهرآمیز" ومبارزات مسلحانه آنها را بدترین نوع تروریسم می دانند.ثالثاً: سرکوب تظاهرات (25) جوزا (1347) وتوقیف جریده " شعله جاوید" مربوط به " شکستاندن سد پولیس ویا عدم فرمانبرداری ازدستورپولیس ازجانب تظاهرکننده ها نبود، این نظربسیارکودکانه وساده انگارانه است؛ زیرا سرکوب جریان دموکراتیک نوین تحت رهبری " س ج م" وتوقیف جریده " شعله جاوید" برای دولت ودربارسلطنت یک مسئلهاساسی محسوب می شد. وتشکیل تظاهراتهای سیاسی متشکل ازکتله های بزرگ ازروشنفکران مترقی ومدافع منافع خلق اعم ازمحصلین پوهنتون ومتعلمین مکاتب ومعلمین واستادان وسایرروشنفکران مترقی وتبلیغات سیاسی افشاگرانه گسترده برای کتله های بزرگی ازتوده های خلق شهری وانتشارجریده " شعله جاوید" (که به تبلیغ و ترویج ایده ها وافکاردموکراسی نوین وفرهنگ انقلابی می پرداخت) وهمان تعداد معدود(11) شماره این جریده اثرات روشنگرانه گسترده دربین روشنفکران بجا گذاشت وبه همین دلیل برای نظام حاکم غیرقابل تحمل بود. به فرض بنابرادعای کودکانه رهبری گروه انقلابی... اگردرهمان روزجریان تظاهرات سد پولیس را نه شکستانده وبعبارت دیگرازدستورپولیس اطاعت نموده ومسیرمورد نظرپولیس دولت رابرای تظاهرات می پیمود؛ دولت درروزدیگرودرمحل دیگری وبه بهانه های دیگری تظاهرات واجتماعات تحت رهبری" س ج م" را مورد حمله قرارداده ورهبران واعضای "س ج م" و" جریان دموکراتیک نوین" رادستگیروبه زندان می انداخت وجریده " شعله جاوید" را مصادره می نمود. دراینجا اشتباه رهبری" س ج م" این بود که کدرهای رهبری با شرکت دراکثرتظاهرات ومیتنگها توسط پولیس دولت وسایردستیاران پولیس مخفی دولت، باندهای خلقی پرچمی وباند " اخوان المسلمین" شناسائی شده وبه آسانی مورد حمله ودستگیری پولیس قرارگرفته وزندانی شدند. البته این هم به این مفهوم نیست که اگررهبران وکدرهای" س ج م" درتظاهرات ومیتنگها شرکت نمی کردند، به بهانه ها ودوسیه سازیهای مختلف دیگری دستگیروزندانی نمی شدند.

به ادامه همین مطلب چنین می خوانیم:" این امربرای " س ج م" میتوانست درسی خوبی باشد لیکن نه. پس ازحادثه 25 جوزا" رهبری" به جای آنکه فعالیتهای گذشته اش را جمعبندی نموده وازآن درسهای لازم جهت اجتناب ازاشتباهات درآینده بگیرد، خودرا سرسختانه تردرهمان مسیرقرارداد وروز 25 جوزا را ازافتخارات خویش شمرد. بعد ازآن روزتظاهرات ومتنگهای" شعله جاوید" بیشتر دامنه گرفت. به کمیت جریان نیزافزوده گشت، چون همانطورکه گفته ایم غیرازآنکه روشنفکران خواست انقلابی خویش را دروجود جریان که نام" ناشراندیشه های دموکراتیک نوین" برخودنهاده بود، می دیدند زندانی شدن عده ای نیزعاملی درجلب آنان بود...".

طبق فقره فوق رهبری گروه انقلابی... نظردارد که رهبری" س ج م" بعد از تاریخ " 25 جوزا"باید ازتشکیل تظاهرات گسترده منصرف شده ودیگرخلاف دستورپولیس مسیرتظاهرات را تعیین نکرده واقدام به " شکستاندن سد پولیس" نکرده وازشیوه های قهرآمیزمبارزه وچپ روی پرهیزمی نمود وبه همین دلیل است که می نویسد:" رهبری خودرا سرسختانه تردرهمان مسیرقرارداد وبعد ازآن تظاهرات ومتنگهای " شعله جاوید" بیشتردامنه گرفت وبه کمیت جریان افزوده گشت". این نظرباب طبع دولت هم بود؛زیرا دولت با درنظرداشت ماهیت خط ایدئولوژیک-سیاسی واستراتیژی واهداف انقلابی" س ج م" وجریان دموکراتیک نوین حاضرنبود که درهیچ سطحی فعالیت آن رادرکشوربپذیرد؛ ولی ازآنجاییکه سرکوب ومهارآن جنبش انقلابی وجریان عظیم توده ای تا حدی برایش مشکل بود؛ حاضرشد که موقتاً تظاهرات این جنبش را براساس دساتیرتعیین شده خودش هرچه بیشترمحدود وکم اثرسازد. زیراماهیت شعارها وبیانیه های که درجریان تظاهرات ومیتنگهای جریان دموکراتیک نوین ارایه میشدند، چون خنجری بود که برقلب طبقات حاکم ارتجاعی وامپریالیسم وسوسیالیسم ورویزیونیستهای خلقی پرچمی ومرتجعین" جریان"اخوان المسلمین " وارد می گردید. وهرحرکت انقلابی حتی بشکل تظاهرات" مسالمت آمیز" خاصتاً درجوامع تحت سلطه امپریالیسم برپایه های قدرت طبقات حاکمارتجاعی ونوکرامپریالیسم ضربت وارد می کند. درحالیکه اگرگروه های اپورتونیستی ورویزیونیستی هزاربارشعارهای بظاهر مترقی سردهند وبیانیه های تند وتیز ارایه کنند کمترین مشکلی برای طبقلت حاکم ارتجاعی وامپریالیستهای حامی آنها بودجود نمی آورد؛ زیرادولتهای ارتجاعی به ماهیت ضدانقلابی این گروه ها آگاهی داشته وآنهاراهرگزخطری برای نظام حاکم شان نمی دانند. ازجانبی هماین گروه ها درجهت اغوای طبقه کارگروسایرطبقات واقشارزحمتکش برای تداوم نظم کهن به ارتجاع وامپریالیسم خدمت می کنند. چنانکه طی پانزده سال اخیرکه امپریالیستهای امریکائی وناتو افغانستان را به اشغال نظامی درآورده وبه مستعمره کشیده اند ودولت مزدورودست نشانده برخلق افغانستان حاکم کرده اند که فرمانها ودساتیراستعماری امپریالیسم را عملی می کند؛ گروه های مختلف اپورتونیستی ورویزیونیستی ازجمله سازمان رهائی- حزب همبستگی، ساما و ساما- ادامه دهندگان، سوسیالیستهای کارگری وسایرتشکلات اپورتونیستی شعارهای بظاهر انقلابی ومترقی سرمی دهند وتاجاییکه دردو- سه سال اخیرازاشغال نظامی ومستعمره بودن افغانستان توسط قدرتهای امپریالیستی نیزسخن میزنند؛ ولی دولت دست نشانده وقدرتهای امپریالیستی خم به ابرونکرده وآنرانتیجه دموکراسی وآزادی بیان می خوانند. همچنین اغوا وفریب توده های خلق (که ازشدت ووسعت جوروستم ومظالم واستثمار،فقروگرسنگی،اعتیاد به مواد مخدر،فحشا، شیوع ایدز، کشتارواختطاف وجنایات وحشیانه وخیانتهای امپریالیستهای اشغالگرودولت دست نشانده آنها به رهبری کرزی وغنی احمدزی وعبدالله این خانین خودفروخته ودیگرگروه های جنایتکارومزدورامپریالیسم مانند طالبان وحزب اسلامی گلب الدین وحقانی،" القاعده" و"داعش" به ستوه آمده اند) ازجانب گروه های رویزیونیستی، خدمت بزرگی است که برای استعماروامپریالیسم انجام داده ومی دهند.وازجانب دیگراین گروه های ضدانقلابی ضربات شدیدی به جنبش انقلابی پرولتری ودیگرجنبشهای مترقی وآزادی خواهانه درکشوروارد کرده و سازمان انقلابی وساما- ادامه دهندگان هرچه خاینانه ورذیلانه علیه فعالین جنبش کمونیستی( م- ل- م) بگونه آشکاروپنهان جاسوسی وفحاشی می کنند. درمورد دیگر؛ ملاحظه می شود که بعد ازحمله وحشیانه وفاشیستی پولیس دولت برجریان تظاهرات جریان دموکراتیک نوین درروز( 25) جوزا ودستگیری تعدادی ازرهبران وکدرها وهواداران " س ج م" و" جریان دموکراتیک نوین" وچندین تن ازکارگران هواداراین جریان، تعداد بیشتری ازروشنفکران مردمی ومترقی کشوربدونترس ازحمله دولت خاین ودشمن مردم درصف جریان دموکراتیک قرارگرفته وآنرا بیش ازپیش تقویت کردند که این خود ماهیت انقلابی مردمی این جنبش ومخالفت با نظام ضدمردمی حاکم را ازجانب روشنفکران مترقی به ثبوت می رساند. ولی ملاحظه می شودرهبری اپورتونیست گروه انقلابی... ازیک طرف اذعان مینماید که " روشنفکران خواست انقلابی خویش را دروجود جریان دموکراتیک نوین می دیدند" ولی ازطرف دیگرمی گوید :" این جریان باصطلاح نام ناشراندیشه های دموکراتیک نوین را برخود نهاده بود"! این نهایت درماندگی وافتضاح رهبری گروه انقلابی.... راعیان می سازد واین ازجمله مشخصات همه اپورتونیستها ورویزیونیستها است که به آسانی حقایق را تحریف ویا انکارمی کنند. همچنین دیده می شود که این آقایان ازاین امرسخت منزجربوده ونظردارند که رهبری" س ج م"باید دامنه تظاهرات ومیتنگهای جریان دموکراتیک نوین هرچه بیشترمحدود نموده وازاقدامات " قهرآمیز"مانند روز( 25 جوزا) اجتناب می کرد.البته این امرنوی نبوده ونیست، درطول تاریخ جنبش کمونیستی بین المللی اشکال اپورتونیسم وانواع رویزیونیسم خاینانه کمونیسم انقلابی را انکارکرده ورویزیونیسم وضد انقلاب خودرابرای طبقه کارگروسایرطبقات زحمتکش کمونیسم تبلیغ کرده ومی کنند.

درصفحه (31 ) این سند می خوانیم:" .... ولی" رهبری" همۀ این روشنفکران علاقمند به اندیشه مائوتسه دون وسرشارازنیروی رزمندگی را تام وتمام بمبارزات علنی وشهری غیرانقلابی کشاند ونخواست ازشوروشوق انقلابی آنان استفاده انقلابی ببرد".

دراینجا اینکه رهبری گروه انقلابی... مدعی است که "همه روشنفکران" که درجریان دموکراتیک جمع شده بودند، "علاقمند به اندیشه مائوتسه دون" بودند، نادرست است. زیرا آن کتله بزرگ ازروشنفکران نظربه سطح آگاهی سیاسی انقلابی وخواستهای طبقاتی وقشری شان به طیفهای مختلف تقسیم می شدند. وهمچنین ذکرصرف علاقمند به اندیشه مائوتسه دون ازجانب داکترفیض درک انحرافی وی را ازعلم انقلاب پرولتری نشان میدهد؛ زیرا درآن شرایط کمونیستهای انقلابی جهان علم انقلاب پرولتری را( مارکسیسم- لنینیسم- اندیشه مائوتسه دون) می گفتند واکنون ( م- ل م) می نامند. بدون شک اکثریت قاطع آن روشنفکران دارای احساسات انقلابی ومترقی ونیروی رزمندگی بودندوازاندیشه های دموکراسی نوین حمایت می کردند؛ لیکن شوروشوق انقلابی باید با آگاهی انقلابی توأم باشد. البته تعداد زیادی ازآنها علاقمند به فراگیری علم انقلاب پرولتری( م- ل- ا) بودند که رهبری" س ج م" به این امرمهم توجه مبذول نکرد وبه همین سبب بود که داکترفیض ویارانش بعد ازتخریب وانحلال " س ج م" وفروپاشاندن جریان دموکراتیک نوین، توانستند با ترفندهای اپورتونیستی ده ها تن آنهارا بعقب شان کشانده ودرمنجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسم غرق کردند.لیکن تعدادی ازروشنفکران با مطالعه وآگاهی از( م- ل- ا) عضویت " س ج م" را نیزدارا بودند که نقش کدرهای رهبری را درجریان دموکراتیک نوین ایفا می کردند. اینکه داکترفیض رهبری " س ج م" خاصتاًجناح واقعاً انقلابی درهیئت رهبری" س ج م" را متهم می سازد که نخواست ازشوروشوق انقلابی روشنفکران استفاده انقلابی ببرد ومبارزات شهری را غیرانقلابی می خواند؛ غیرواقعی وخاینانه است. زیرا به لحاظ ماهوی بین " نخواستن" و"قصورواشتباه" نسبت به این امر تفاوت زیادی وجود دارد. درحالیکه همان مبارزات علنی شهری که ازجانب " س ج م" رهبری میشد نیزدر موردش تا حد زیادی نقش انقلابی ایفا کرده واثرات روشنگرانه مترقی براذهان کتله های وسیعی ازروشنفکران مردمی وبخشهای ازتوده های خلق بجا گذاشت وبا فرهنگ انقلابی ومترقی دموکراسی نوین آشناشدند. وانکارازاین نقش انقلابی ومترقی "س ج م" وجریان دموکراتیک نوین درهمان عمرکوتاه اش درافغانستان، نهیلیسم محض بوده وناشی ازکینه توزی وخصومتورزی رهبری گروه انقلابی... نسبت به آن جنبش انقلابی پرولتری است. ومتهم ساختن رهبری" س ج م" خاصتاً جناح واقعاً انقلابی آن به اینکه نخواست از"شوروشوق انقلابی روشنفکران" جریان دموکراتیک نوین استفاده انقلابی بنماید؛ تخریبکاری واتهام دروغین است. درحالیکه رفیق فقید اکرم یاری ازاولین بنیان گذاران جنبش انقلابی پرولتری با خط ایدئولوژیک- سیاسی( م- ل- ا) درافغانستان بوده وخط انقلابی ایکه وی ترسیم کرد تا امروزبا کیفیت متکامل تری یعنی( م- ل- م) وجود داشته وگروه های شامل درجنبش کمونیستی ( م- ل- م) انقلابی درپرتواین خط به مبارزه ای شان ادامه می دهند.

26 جون 2016

( پولاد)