Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

 

سازمان انقلابی افغانستان ادامه منجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسمگروه انقلابی خلقهای افغانستان و سازمان رهائی افغانستان است

مکثی برسند با طرد اپورتونیسم درراه انقلاب سرخ به پیش رویم

(بخش ششم)

رهبری گروه انقلابی... درصفحه (31) این "سند" چنین می نویسد:" مظاهرات، متنگها، شرکت درموسسات ارتجاعی وبطورکلی هرنوع مبارزه علنی اگربارعایت اصول م- ل- ا ودرخدمت کارمخفی ومتشکل ساختن نیروها نباشد به هیاهوی بی ارزشی بدل می گردد. فکرهدایت کننده رهبری" س ج م" را درمتنگها ومظاهرات که گاهی هفته ها ادامه مییافت(مسئله طرد لایحه پوهنتون) خدمت صادقانه بخلق وگامی بسوی انقلاب نمی ساخت، بلکه احساسات واندیشه های شان همان احساسات وافکارخرده بورژوائی واپورتونیستی بود که با یکچنان خط مشی سیاسی جدا ازتوده ها، محدود بروشنفکران، شهری وعلنی آنان تناسب داشت".

اینکه رهبری" سازمان جوانان مترقی" پیشبرد مبارزه طبقاتی وملی رامنحصربه شهرهاساخت وبه امرمبارزه دردهات دربین دهقانان فقیروبیزمین ودربین کارگرانوسازماندهی وبسیج آنها توجه جدی نکرده ویا به شکل مخفی مبارزه انقلابی کمترتوجه مبذول داشته ومسایل دیگرانتقاد برآن وارد است ومابارها ودراسناد مختلف به آن اشاره کرده ایم. ولی ازاینکه رهبری گروه انقلابی... خاصتاً داکترفیضبراه اندازی مظاهرات، میتنگها وهرنوع مبارزه علنیازجانب رهبری" س ج م"را هیاهوی بی ارزشخوانده وایدئولوژی وسیاستی که رهبری" س ج م"درپرتوآن این مظاهرات ومیتنگها را رهبری می کرد، خدمت صادقانه به خلق وگامی بسوی انقلاب ندانسته بلکه آنها رااحساسات وافکارخرده بورژوائی واپورتونیستی رهبری" س ج م" می خواند، عمق نادانی وتوطئه گری اش علیه رهبری" س ج م" خاصتاً فقید رفیق اکرم یاری رابرملا می سازد. برخلاف نظرمرحوم داکترفیض ویارانش درتمام جوامع طبقاتی خاصتاً درکشورهای تحت سلطه امپریالیسم تظاهرات واعتصابات سیاسی منحیثشکلی ازمبارزه طبقاتی برهبری نیروهای انقلابی پرولتری ودرصورت مساعدت شرایط این نیروها می توانند درسطح گسترده به تبلیغ وترویج اندیشه ها وفرهنگ انقلابی پرداخته وازاین طریق به توده های خلق آگاهی سیاسی داده وماهیت وخصلت ضدمردمی وضدانقلابی طبقات ارتجاعی حاکم وامپریالیستهای حامی آنهارا برای توده های خلق افشا کنند وهمچنین وسیله نفوذ بیشترنیروهای انقلابی دربین توده های خلق شده ودرجهت بسیج آنهاعلیه دشمنان مشترک شان نیزموثراست.لنین می گوید:" دموکراسی بورژوائی وسیله ایست برای طبقه کارگرتا با استفاده ازآن ازمنافع طبقاتی ووظایف تاریخی خود آگاه شود".ما شاهدیم که تظاهرات واعتصابات برهبری" س ج م" وجریان دموکراتیک نوین دردهه چهل خورشیدی براذهان توده های خلق خاصتاً درشهرهای بزرگ کشوراثرات مثبتی بجا گذاشت وهنوزخاطرات آن دراذهان نسل های معمرکشورباقی است. وبه عکس بهمان اندازه طبقات ارتجاعی حاکم(دولت) ازاین جنبش انقلابی وحشت ونفرت داشته وباندهای رویزیونیستی خلقیپرچمیها وباند ارتجاعی اسلامیاخوان وشئونیستهایافغان ملت ودیگرگروه های ارتجاعی وضدانقلابی منحیث نمایندگان منافع طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوربوروکرات وخادمان امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم نیزعلیه جنبش دموکراتیک نوین (شعله جاوید)وفعالین آن شدیداً خصومت داشتند. واین همه دارودسته های ارتجاعی وضدانقلابی درهمه شرایط واوضاع خصومت ورزی خودرا علیه نیروهای انقلابی پرولتری( م- ل- م) پنهان نکرده ونمی کنند، وهمین خصومت شدید دشمنان طبقاتی مختلف داخلی وامپریالیستهای خارجی خود دلالت برحقانیت جنبش انقلابی پرولتری( م-ل-م) درافغانستان نموده و می نماید. درشرایط پانزده سال اخیردرافغانستان هرزمان کهدرجریان مصاحبه های تلویزیونی مشاجره ای بین نماینده های گروه های رویزیونیستی ازجملهسازمان رهائی- حزب همبستگی افغانستان، سازمان انقلابی ، ساما وساما- ادامه دهندگان ونماینده های احزاب ارتجاعی اسلامیجناح اخوان صورت گرفته (که بارها اتفاق افتادهاست)؛ زمانی سخنگوی سازمان رهائی- حزب همبستگی نماینده های حزب اسلامی گلب الدین وجمعیت اسلامی را مورد حمله لفظی قرارداده وآنها راجنایتکارومزدوربیگانه می خوانند،نماینده های این احزاب ارتجاعی وجنایتکاربالمقابل وی رامورد حمله لفظی قرارداده وآن راشعله ای خطاب می کند وبزعم آنها گویا می خواهند(با شعله ای خواندن )هویت این حریفان خودرا به نزد امپریالیستهای اشغالگرافشا کنند.وهمچنین این برخورد نشان می دهد که درنزد امپریالیستهاومزدوران وطنی آنهانسبت " شعله ای"داشتن ویا"مارکسیست-لنینیست-مائویست"بودن چه جرم سنگینی محسوب می شود. اماسخنگویسازمان رهائی- حزب همبستگی همواره سعی کرده است تا با مغالطه این ادعای آنهارارد نماید.درحالیکهامپریالیستهای امریکائی وعضوناتوازماهیت خط ایدئولوژیک-سیاسی وضدانقلابی این گروه های رویزیونیستی وتسلیم طلب آگاهی دارند وطی یک ونیم دهه اخیرهمه این گروه های جنایتکاروخاین ومزدوررادردولت دست نشانده برهبری خاینین وجنایتکاران ووطن فروشانی مانند حامد کرزی وغنی احمد زی جمع کرده اند. بعبارت دیگرهمه این گروه ها ی نوکرامپریالیسم واستعمار، به لحاظ ماهیت وخصلت طبقاتی باهم تضاد انتاگونیستی ندارند واختلاف وتضادآنهاازجمله تضادهای غیرانتاگونیستی است.وهرزمان که منافع آنها ایجاب نماید( چون جریان پانزده سال اخیر) باهم کنارآمده ودرزیرچترحمایت امپریالیسم توده های خلق افغانستان را مورد ستم واستثمارقرارمی دهند. باین دو"شعار"که بیانگرنظروموضع اپورتونیستی ورویزیونیستیسازمان رهائی-حزب همبستگی افغانستان که ازجمله میراث داران مرحوم داکترفیض احمد است، توجه کنید:" تا وقتی امریکا ومزدوران بنیادگرایش حاکمیت دارند، سیهروزی زنان افغان را پایانی نخواهد بود!"و"سران تنظیمی طالبی وگلب الدین خاین وجنایت پیشه ومزدوراند!"( 8 ثور 1395).اولاً: طی 2-3 سال اخیراست که سازمان رهائی... باصطلاح علیه امریکا شعارمی دهد، آنهم به این علت که امپریالیسم امریکا به پیشنهادات واصرار سازمان رهائی- حزب همبستگی مبنی برحذف گروه های اسلامی بنیادگرا ازدولت دست نشانده ویا تضعیف قدرت آنها توجه نکرده است، باصطلاح ازدولت امریکا ابرازنا رضائی میکند. درحالیکه امپریالیستهای امریکائی واروپائی به این رویزیونیستهای مزدورنیزکم لطفی نکرده اند. تأمین بودجه " ان. جی .او" های مربوط به سازمان رهائی - حزب همبستگی افغانستان ازطرف دولت امریکا ودیگردولتها ونهادهای امپریالیستی وارتجاعی ادامه داشته ودرمجالس بین المللی که به منظور جلب کمک به دولت مزدوردرکابل دایرمی گردد ونماینده سازمان رهائی- حزب همبستگی ازجانب عالی رتبه های دولت امریکا واروپا مورد توجه قرارمی گیرد. چنانچه " هیلاری کلینتون" وزیرخارجه سابق امریکا، خانم" سیلی غفار" نماینده سازمان رهائی- حزب همبستگی را مورد تفقد ونوازش خاص قرارداده ووی درجریان جلسات درکنارخویشنشاند. ورویزیونیستهای سازمان رهائی... شیادانه آن را ازجمله توجه خاص دولت امریکا به زنان افغانستان وانمود کردند. ثانیاً:آیا طی یک ونیم دهه اخیرتنها امپریالیسم امریکا افغانستان را اشغال نظامی کرده و زیرسلطه استعماری قرارداده است؟ آیا دربین این همه نیروها وگروه های ارتجاعی وخاین وجنایتکارووطن فروش مزدورامپریالیسم واستعمارکه خاصتاً طی پانزده سال اخیردرترکیب دولت دست نشانده شامل اند، تنها گروه های اسلامی بنیادگرا است که به قولسازمان رهائی- حزب همبستگی موجب سیاه روزی زنان افغانستان هستند؟. این رویزیونیستهای خاین وضدانقلابیمردم ناآگاه افغانستان خاصتاً نسلهای جوان را فریب می دهند.درحالیکه درکنارامپریالیستهای امریکائی،امپریالیستهای اروپائی وسایرکشورهای امپریالیستی وارتجاعی هستند که عضویت" ناتو" را داشته ودراشغال نظامی وتسلط استعماری برخلق وخاک افغانستان سهیم اند.بعلاوه کشورهای امپریالیستی که عضوناتو نیستند وسوسیال امپریالیسم چین دراین استثماروستم وغارتگریبرخلق افغانستان شریک هستند.ثالثاً: رویزیونیستهای سازمان رهائی فقط سران تنظیمی، طالبی وگلب الدین را خاین وجنایت پیشه می دانند وبزعم سازمان رهائی گویا باقی باندهای خاین وجنایتکاروقاتلین مرم افغانستان ازجمله باندهای خلقی پرچمی ودیگرگروه های ارتجاعی اسلامی وده هاحزب وگروه ارتجاعی دیگرکه دردولت دست نشانده امپریالیسم جمع شده اند ویاخارج آن قراردارند،جنایت پیشه ومزدورنیستند!.

داکترفیض مبارزه طبقاتی بشکل تظاهرات ها واعتصابات ازجانب " س ج م" و" ج د ن" را هیاهوی بی ارزش می خواند. باین صورت ملاحظه می شود که این آقا طی حدود هفت سال درعضویت " س ج م" و"جریان دموکراتیک نوین" درک نکرده بود که فعالیتهای" س ج م" و"ج د ن"، مبارزه طبقاتی وملی انقلابی جهت سرنگونی نظام فئودال کمپرادوروقطع سلطه امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم وپیروزی انقلاب دموکراتیک نوین وتشکیل دولت دموکراتیک خلق وگذاربه سوسیالیسم بوده ویا" هیاهوی بی ارزش"! پس باین صورت داکترفیض ویارانش عناصرنادانی بودند که بوی ازعلم انقلاب پرولتری نبرده وچون عناصر" نابینا وکر" درعقب" س ج م" و"جریان دموکراتیک نوین(شعله جاوید) حرکت می کرده اند. ورنه اگربفرض محال داکترفیض ویارانش واقعاً کمونیست بودندوازآگاهی ایدئولوژیک-سیاسی وتئوریک بهره مند، وبفرض اگر" س ج م" و"ج د ن" توسط خط اپورتونیستی رهبری می شدند؛،چگونه با آن ادامه دادند؟ درحالیکه حقیقت چیزدیگری است وآن اینست که: داکترفیض ویارانش خود یک جناح اپورتونیستی " س ج م" را تشکیل میدادند که با جناح اپورتونیستی دیگربرهبری " داکتر-ه.م" با تخریب وتوطئه گری ، سازمان جوانان مترقی وجریان دموکراتیک نوین رابه انحلال وفروپاشی کشاندند، ومنجلاب اپورتونیسم گروه انقلابی... ورویزیونیسمسازمان رهائی... وبرنامه وخط مشیهای ضدانقلابی بعدی آن ازجملهکودتا گری وپرتگاه استراتیژی"جمهوری اسلامی" وسرسائیدن به دربارسوسیال امپریالیستهای چینی وامپریالیستهای غربی ودولتهای ارتجاعی، ماهیت وخصلت ضدانقلابی آنهاراثابت ساخت.بهمین ترتیب استقبال ازتهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی وناتوبه افغانستان واشغال نظامی وتسلط استعماری وشرکت کنفرانس استعماری"بن" دراخیرسال 2001 میلادی وسهیم شدن دردولت دست نشانده صفحه ای سیاه دیگری ازتاریخ خیانت پیشگی وضدانقلابی آنهاست که تاکنون ادامه دارد. این امربوضوح ثابت می سازد که داکترفیض ویارانش دراین سند اپورتونیستی هدفی جزپنهان کردن ماهیت اپورتونیستی خودشان وبی اعتبارکردن سازمان جوانان مترقی وجریان دموکراتیک نوین را نداشته اند. سازمان جوانان مترقیبا وجود اشتباهات وانحرافات نظری وعملی آن ،نقش انقلابی ومترقی ای را دریک برهه ای ازتاریخ مبارزات خلق افغانستان ایفا کرده وجنبش کمونیستی افغانستان ادامه خط انقلابی پرولتری( م- ل- ا) است که توسط رفیق اکرم یاری ترسیم شده وتاکنون با کیفیت متکامل تری( م- ل- م) ادامه دارد.

رهبری گروه انقلابی.... درهمین صفحه(31) می نویسد:" برای جریان تحت رهبری" س-ج-م" دیگربمنزلۀ ایفای وظیفه عظیمی درآمده بود که شعارچند متری" شعله جاوید" را به عنوان تاج افتخار پیشاپیش همه بلند کرده وساعت هارا درداخل پوهنتون یا چند خیابان معین شهربدون توجه به سطح مخاطبین وخواستهای خلق به سخنرانیهای بیهوده بگذرانند. نطقها وسخنرانیهائیکه فقط میتوانست درخدمت ارضای امیال ارتجاعی به معروفیت رسیدن وزبان زد شدن خود نطاقان باشد. وبرای "رهبری" متنگ ومظاهره چیزی بمفهوم انقلاب کردن محسوب میشد... زمانی که مردم ازفرط قحطی دسته دسته جان میسپردند وبحران شدیدی دامن گیرکشوربود این " شعله افروزان" مثل آنکه باید مردم بسیارمنت شانرابکشد، بازمیخواستند با انجام فقط مظاهره ای نسبت به آن وضع به اصطلاح موضعگیری نماید!"

برخلاف ذهنیت وتفکراپورتونیستی وکینه توزانه داکترفیض ویارانش علیه سازمان جوانان مترقی، جریان دموکراتیک نوین وجریده " شعله جاوید" (منحیث ارگان نشراتی "ج د ن" که جنبش دموکراتیک نوین درافغانستان عمدتاً بهمین نام یاد می شد ) با تمام اشتباهات وکمی وکاستیهایش بدون تردید تاج افتخاری بود برای اعضا وهواداران انقلابی وصدیق آن. نام "شعله جاوید" وجریان دموکراتیک نوین که بوسیله خط ایدئولوژیک- سیاسی( م- ل- ا) وفقید رفیق اکرم یاری رهبری می شد، ارتجاع فئودال کمپرادوری دررأس آن دربارسلطنت(ظاهر- داوود) وامپریالیسم وسوسیال امپریالیسم شوروی حامی آنهارابه وحشت انداخته بود. ودرهمان مدت زمان6 -7 سال نظام حاکم وباند رویزیونیستی خلقی پرچمیها وباند اخوان المسلمین هرگونه توطئه چینی وحملات قاتلانه علیه فعالین این یگانه جنبش انقلابی پرولتری درافغانستان را انجام دادند. بعد ازکودتای ننگین " 7ثور" سال ( 1357) چند هزارتن ازهواداران جریان دموکراتیک نوین وحتیکسانی که دیگرفعالیت سیاسی نمی کردند بجرم هواداری از" شعله جاوید" بوسیله رژیم باندهای جنایتکاروفاشیست خلقی پرچمیهاسازائیها وباداران سوسیال فاشیست آنها وحشیانه وجنایتکارانه به جوخه های اعدام سپرده شدند ویا درزندانهای مخوف تحت شکنجه قرارگرفتند ونیزده هاتن آنها درجبهات جنگ ضد رژیم مزدوروارتش سوسیال امپریالیسم شوروی بوسیله نیروهای ارتجاعی اسلامی جنایتکاربه همین جرم شعله ای بودن بقتل رسیدند.البته دراینجا منظورشعله ایهای انقلابی ومترقی هستند، نه گروه های اپورتونیستی ورویزیونیستی مانند ساما و ساما- ادامه دهندگان وسازمان رهائی وسازمان انقلابی ویا عناصرلومپن واوباش مانند علی مشرف(سیدحسین موسوی)، میرویس ودان محمودی وکبیرتوخیکه نام " شعله جاوید" را با خود حمل کرده وزبونانه وخاینانه تسلیم رژیم مزدورواشغالگران روسیشده واکنون علیه فعالین جنبش انقلابی پرولتری( م- ل- م) فحاشی کرده وبه سرویسهای استخباراتی دولتهای وارتجاعی علیه ما جاسوسی می کنند. همچنین رهبری گروه انقلابی... تبلیغات سیاسی که بوسیله رهبران وکدرها واعضای" س ج م" و" ج د ن" صورت می گرفت رانطقها وسخرانیهای بیهوده خوانده ولی چند سطرپائین ترمی گوید: هرقدر"سخنرانیهای با محتوی سنگین، روشنفکرانه ومسایل ومطالب تئوریک " می بودند نزد رهبران امتیازداشت. زهی خردباختگی وگمراهی!.درحالیکه دولت به شدت ازمحتوی این سخرانیهای بیهوده وحشت داشت واجازه برپائی تظاهرات ومیتنگهارابرای جریان دموکراتیک نوین نمی داد ویا نیروهای امنیتی دولت مسیرحرکت جریان تظاهرات جریان " شعله جاوید" را طوری تعیین می کردند که جمعیت کمتری درشهرها بتوانند نطقها وسخنرانیهای آنها را استماع کنند.جریان عمل طی حدود نیم قرن این رابه تکرارثابت ساخت که: چه کسانی در" س ج م" و" ج د ن" واقعاً انقلابی بودند وبه منظورپیروزی انقلاب دموکراتیک نوین وانقلاب سوسیالیستی ونجات خلق افغانستان ازسلطه وستم واستثمارطبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوروسلطه امپریالیستهای غربی وسوسیال امپریالیسم شورویصادقانه وبا ازخود گذری مبارزه کردند ومی کنند وچه افراد وگروه های ازآن جنبش انقلابی پرولتری وعنوان" شعله جاوید" به منظورپیشبرداهداف ضدانقلابی واهداف وآمال ارتجاعی شان خاینانه سوء استفاده کردند ومی کنند! چنانکه داکترفیض چنین کرد ویاران و رهروان وی مانند سازمان رهائی- حزب همبستگی و سازمان انقلابیتاکنون به همین شیوه ادامه داده وبه خدمت امپریالیسم واستعماروارتجاع فئودالی وسوسیال امپریالیسم چین قرارگرفتند؛ لیکن رویزیونیستهای بی آزرم براینسلهای جوان ازروشنفکران مترقی وتوده های خلق خود رامنسوب به جنبش دموکراتیک نوین(شعله جاوید) معرفی کرده وباین صورت ازهویتتاریخی این جنبش انقلابی سوء استفاده می کنند. چون درتاریخ مبارزات خلق افغانستان جنبشی انقلابی ترکه ازمنافع خلقهای ملیتهای مختلف افغانستان واستقلال وآزادی میهن دفاع کرده باشد، وجود نداشته وندارد؛ اما این ضدانقلابیهای تسلیم شده به امپریالیسم واستعمارسعی می کنند تابانیرنگهای اپورتونیستی نسلهای جدید جامعه افغانستان رافریب داده وبعقب خود بکشانند.ولی کمونیستهای انقلابی افغانستان ماهیت خط ایدئولوژیک-سیاسی ضدانقلابی وضدمردمی این خادمان ومزدوران ذلیل وفرومایه امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم چین وارتجاع داخلی ودیگرهمقماشهای آنهارا برای روشنفکران مترقی مردمی وتوده های خلق افغانستان خاصتاً نسلهای جدید، معرفی می کنند.

همچنین برخلاف ادعای رهبری گروه انقلابی... استراتیژی واهداف انقلاب کشوردربرنامه " سازمان جوانان مترقی" معین بوده وخط مشی مبارزاتی واشکال مبارزهجهت پیروزی انقلاب دمکراتیک نوین وگذاربه سوسیالیسم ومبارزه مسلحانه منحیث عالی ترین شکل مبارزه طبقاتی واستراتیژی وتاکتیک آن واستراتیژی جنگ توده ای طولانی ومحاصره شهرها ازطریق دهات درپیروزی مرحله انقلاب دموکراتیک نوین مشخص بودند ورهبری" س ج م" درهیچ جایی ودرهیچ سندی میتنگ ومظاهره را"بمفهوم انقلاب کردن"نگفته است واین اتهامی است که داکترفیض به رهبری" س ج م" خاصتا رفیق اکرم یاری ورفیق داکترصاذق یاری وارد می کند. با وجود آنکه این انتقاد بررهبری" س ج م" وارد است که توجهی به سازماندهی مبارزه دربین دهقانان فقیروبیزمین دردهات نکرده وبه ایجاد هسته های نظامی وتدارک جنگ خلق نپرداخت؛ ولی باید مشکلات درونی سازمان جوانان مترقی ومحدودیتهای که خاصتاً برای رفیق اکرم یاری وجود داشت را نیزمدنظرقرارداد. این محدودیتها عمدتاً موجودیت خطوط انحرافی اپورتونیستی در" س ج م" بود وشدیداً ایجاب می نمود تا ابتدا با تشدید مبارزه بین " دوخط" خط ایدئولوژیک- سیاسی سازمان استحکام یافته ووحدت تشکیلاتی برمبنای آن تأمین گردد. ازجهت دیگربرای تدارک جنگ خلق دستیابی به مهمترین سلاح انقلاب، یعنی حزب کمونیست انقلابی ضروری بود وهست. حتی اگررهبری" س ج م" ازابتدا برای سازماندهی مبارزه درروستاها هم توجه می نمود؛اما برای آغازجنگ خلق قبل ازهمه نیازبه تشکیل حزب کمونیست انقلابی( م- ل- م) بودتا جنگ خلق و"جبهه متحد ملی" رارهبری کند. قرارمعلوم ازابتدای تشکیل " س ج م" برسرخط ایدئولوژیک- سیاسی رهبری کننده سازمان بین جناح رفیق اکرم یاری وجناح سنتریستی اختلاف شدید وجودداشت وداکتر" ه .م" اندیشه مائوتسه دون را قبول نداشت، وبعداً که خط رهبری کننده سازمان برمبنای " م- ل- ا" تثبیتشد، مسئله مریضی رفیق اکرم یاری حادث گردید وازجانب دیگرتخریبکاری جناحهای اپورتونیستی خاصتاً جناح تحت رهبری داکترفیض وتخریبکاریهای گروه اپورتونیستی برهبری انجینرعثمان که دررهبری" ج د ن" سهم داشت، " س ج م" را دچاراختلال وبحران نموده وجناح انقلابی " س ج م" به رهبری رفیق داکترصادق یاری نتوانست بگونه لازم مبارزه بین "دوخط "را جهت طرد اپورتونیسم به پیش برد. وتخریبکاریهای جناحهای اپورتونیستی " س ج م" را به انحلال کشانده وجریان دموکراتیک نوین را دچارفروپاشی کردند.با آنکه شرایط عینی درکشورمساعد بود وبحران اقتصادی ووضعیت خشکسالیهای متواترخاصتاً درحوزه غرب وشمال غرب کشوروبی تفاوتیهای دولت خاین وضدمردمی سبب شدت وگسترش فقروگرسنگی گردیده وهزاران فامیل ازدهقانان فقیروکوچیها رابه خاک سیاه نشاند وصدها تن آنها ازگرسنگی جان دادند وصدها فامیل مجبوربه فروش فرزندان شان شدند ونارضائی عمومی شدت گرفت؛ ولی بنابرتذکرفوق مشکل شرایط ذهنی، ضعف جنبش کمونیستی( م- ل- ا) بود که کمونیستها نتوانستند ازآن شرایط عینی مساعد درجهت بسیج وسازماندهی توده های خلق استفاده کنند.اگرچه چندین هزارتن ازروشنفکران مترقی بااحساسات وشوروشوق انقلابی دراطراف جریان دموکراتیک نوین متشکل شده بودند که این بمفهوم نیرومندی جنبش دموکراتیک نوین بود وبخشی ازمساعدت شرایط ذهنی را تشکیل می داد؛ ولی موجودیت یک حزب کمونیست انقلابی نیرومند می توانست ازآن شرایط عینی مساعد به جهت پیشرفت وگسترش انقلاب بهره گیرد.ومسئولیت عمده تخریب وانحلال " س ج م" وفروپاشی " ج د ن" بدوش اپورتونیستهای درون " س ج م" علی الخصوص جناح داکترفیض می باشد. وتجارب مبارزاتی پرولتاریا درکشورهای مختلف جهان نشان داده است که: اگرسازمان ویا حزب انقلابی پرولتری ارتش هم داشته باشد ولیکن به لحاظ خط ایدئولوژیک-سیاسی وتشکیلاتی ازوحدت واستحکام نسبی لازم برخوردارنباشد، به پیشرفت انقلاب کمک نمی کند.

داکترفیض درصفحه( 32) سند اپورتونیستی اش ازاینکه رهبران "سازمان جوانان مترقی" همه فعالیتهای مبارزاتی اش را به برپائی تظاهرات ومیتنگ درشهرها متمرکزکردند، آنهارا شدیداً مورد حمله قرارداده ومی نویسد:".... اما بدیهیست"رهبران" خاین بخلق واندیشه مائوتسه دون با آن ایدئولوژی نفرت ازتوده ها وخط مشی سکتاریستی جزمعیاردیگری نمیتوانستند داشته باشند وباید هم بنابرمیل جوشان خود ونه ضرورت واقتضای شرایط،آنقدرمتنگ ومظاهره سامان میدادند تا طی آن کادرهای انقلابی پرورش یافته بیرون آید!!".

ازاینکه رهبری سازمان جوانان مترقی منحیث یک تشکل انقلابی پرولتری که جنبش مترقی نسبتاً بزرگی را درشهرها رهبری می کرد، به کارمبارزاتی منظم دربین کارگران درشهرها ودهقانان درروستاها توجه نکرد، مورد انتقاداست. اما اینکه داکترفیض آنهاراخاین به خلق واندیشه مائوتسه دون وبا ایدئولوژی نفرت ازتوده ها می خواند، ناشی ازاندیشه وتفکروخصلت ضدانقلابی وی ویارانشمی باشد. ازخصوصیات بالخاصه همه اپورتونیستها ورویزیونیستها اینست که اشتباهات وخطاها وکمکاریها ونواقص اشخاص وتشکلهای انقلابی پرولتری رابا شد ومد علم کرده وباصطلاح پروبال داده وبا مبالغه گوئی، سیاه نمائی ونفی خدمات انقلابی آنها،خاینانه وسفیهانه حقیقت خط انقلابی ایکه درپرتوآن مبارزه انقلابی را به پیش می برند وهمه نظرات ومواضع اصولی وانقلابی آنها که درپروسه مبارزه طبقاتی علیه طبقات حاکم ارتجاعی وامپریالیسم ومبارزه ایدئولوژیک- سیاسی علیه انواع رویزیونیسم واشکال اپورتونیسم راانجام داده اندرا یک قلم انکارکرده وآنهاراموردحملات اپورتونیستی ورویزیونیستی وانواع افترا وتهمت قرارمی دهند. دراینجا عبارت های خاین به خلق اندیشه مائوتسه دون وایدئولوژی نفرت ازتوده ها که به رفیق اکرم یاری ورفیق داکترصادق یاری ودیگررهبران واقعاً انقلابی(که درسازمان جوانان مترقی وجریان دموکراتیک نوین درپرتو" م- ل- ا" صادقانه مبارزه کرده وتا آخرین لحظه حیات شان که توسط رژیم مزدورباندهای جنایتکاروآدمکش خلقیپرچمیها وسوسیال فاشیستهای روسی ویا باندهای جنایتکاراسلامی به قتل رسیدند، دراین راه ادامه داده وهرگزتسلیم دشمنان زبون خلق ومیهن نشدند) نسبت داده شده است، عمق خصومت ورزی ونفرت داکترفیض ویارانش ازخط انقلابی پرولتری" م- ل- م" ورهروان آن را نشان میدهد. این رویزیونیستهای ضدانقلابی طی نیم قرن جزاعمال ضدانقلابی وخیانت به خلق وکشوروخیانت به جنبش کمونیستی( م- ل- م) درافغانستان وجنبش کمونیستی بین المللی انجام نداده اند. داکترفیض ویارانش بعد ازتخریب سازمان جوانان مترقی وفروپاشی جریان دموکراتیک نوین ازمنجلاب اپورتونیسم به پرتگاه رویزیونیسم سه جهانی سقوط کردند. این رویزیونیستهای ضدانقلابی با گروه های ارتجاعی اسلامی وضدانقلابی" جبهه متحد" تشکیل کردند ودرجنگ مقاومت خلق افغانستان علیه ارتش سوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم مزدورآن ازدید تضاد منافع بین دولت ضدانقلابی چین با دولت سوسیال امپریالیسم شوروی شرکت کرده ودرجهت به پیروزی رساندن " جمهوری اسلامی" وبرضد منافع خلق وکشورعمل کردند، اقدام به کودتا نمودند، درطرح "کودتا -قیام" "ساما" شرکت کردند ودراکتوبرسال ( 2001) میلادی به پیشوازتهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی و"ناتو" تاخته ودرکنفرانس استعماری در"بن" آلمان شرکت کرده ودردولت مستعمراتی سهیم شدند وتاکنون درکنارامپریالیسم واستعماروارتجاع بومی علیه خلق وکشورخیانت می کنند. بعد ازتهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی ومتحدین آ ن در"ناتو" وساقط کردن رژیم طالبان واشغال نظامی وبه مستعمره کشیدن کشوروتشکیل دولت دست نشانده؛گروه های رویزیونیستی واپورتونیستی مانندسازمان رهائی افغانستان-حزب همبستگی افغانستانوسازمان انقلابی افغانستان باصطلاح منشعب ازآن،ساما- ساما ادامه دهندگان وافرادی ازساوو وده ها تشکل ارتجاعی دیگروتعداد زیادی ازتحصیل کرده های استعمارزده وانقیاد طلب؛ سناریوی استعماری امپریالیستی را که امپریالیستهای امریکائی وناتو زیرنام جنگ علیه تروریزم درافغانستان به نمایش گذاشتند ، شرایط نوین وفرصتهای مساعد خواندند. رویزیونیستهای سازمان رهائی- سازمان انقلابی وساما- ساما ادامه دهندگاندردولت دست نشانده استعماربه چوکیهای وزارت ومعینیت وریاست ووکالت وولایت رسیدند وبه اشکال وشیوه های مختلف توده های مردم را اغفال کرده وتبلیغ نمودندکه این"شرایط"(وضعیت اشغال نظامی وسلطه امپریالیستهای امریکائی وناتوودولت پوشالی)گویااز"شرایط قرون وسطائی رژیم طالبان"بهتراست! وبهمین صورت تشکل رویزیونیستی دیگربنامسوسیالیستهای کارگریدرجهت اغفال وگمراهی توده های عوام وروشنفکران ناآگاه افغانستان فعالیت کرده وبه تبلیغ وترویج اندیشه ها وافکاررویزیونیستی می پردازند.رویزیونیستهای سازمان رهائی وسازمان انقلابی وساما-ادامه دهندگانازاینکه امپریالیستهای امریکائی به پیشنهادات آنها توجه نکرده اند، درین اواخرزبان به شکوه وشکایت گشوده وبگونه مبهم وچند پهلووجسته وگریخته ازاشغال نظامی افغانستان وآنهم تنها توسط امپریالیستهای امریکائی سخن بمیان می آورند وازجنایات امپریالیستهای"ناتو" درکنارامپریالیستهایامریکائی علیه خلق افغانستان دراین اشغال نظامی وتسلط استعماری وانواع ستم ووحشیگری که علیه خلق مظلوم افغانستان اعمال می کنند،طفره می روند. همچنین ازسایرقدرتهای امپریالیستی وسوسیال امپریالیسم چین که ازاین اشغال نظامی واستعمارگری ودولت پوشالیبطورهمه جانبه حمایت کرده ومنابع وذخایرکشوررا غارت کرده وخلق افغانستان را بیرحمانه مورد ستمواستثمارقرارمی دهند،ذکری نمی نمایند.اینست ماهیت ایدئولوژیک-سیاسی وخصلت وخصوصیات طبقاتی همه اپورتونیستها ورویزیونیستها وتسلیم طلبان.

24 آگست 2016

( پولاد)