Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

بمناسبت نود ونهمین سالگرد پیروزی انقلاب کبیراکتوبر

انقلاب کبیراکتوبرتحت رهبری حزب کمونیست(بلشویک) روسیه برهبری رفیق لنین بتاریخ( 25) اکتوبرسال ( 1917) میلادی به پیروزی رسید. این اولین انقلاب پیروزمند درتاریخ مبارزات زحمتکشان جهان بود. پرولتاریای روسیه دراتحادبادهقانان و سایرزحمتکشان امپراتوری امپریالیستی فئودالی نظامی تزارراسرنگون کرده وبرویرانه های آن نظام نوین سوسیالیستیتأسیس کردند. با پیروزی این انقلاب بزرگ اجتماعی خلقهای زحمتکش وملل تحت ستم اززیرسلطه ستم واستثمارتزاریزم رهائی یافته وبه آزادی ودموکراسی واقعیرسیدند.درروسیه تزاری ستم ملی شئونیستی برملل غیرروسی بیداد می کرد وبهمین سببلنین روسیه را "زندان ملل" خواند که با پیروزی انقلاب کبیراکتوبربه استقلالوحق تعیین سرنوشت خویشرسیدند. لنین اصول عام مارکسیسم انقلابی رادرجامعه روسیه تلفیق داده ودرپراتیک مبارزه انقلابی مارکسیسم راتکامل داد. با ظهورلنینیسم،علم انقلاب پرولتری ازمارکسیسم به مارکسیسم-لنینیسم تکامل کیفی نمود.پیروزی انقلاب کبیراکتوبرعصرجدیدی،عصرامپریالیسم وانقلابهای پرولتری رااعلام کرده ودوران نوینیدرمبارزات انقلابی خلقهای زحمتکش وملل تحت ستم علیه استعماروامپریالیسم وارتجاع آغازگردید. پیروزی انقلاب کبیراکتوبربعد ازپیروزی کوتاه مدت" کمون پاریس" درسال ( 1871 میلادی) بزرگترین دست آورد مبارزات انقلابی پرولتاریا وسایرزحمتکشان جهان بودهکه برای اولینبارباسرنگونی طبقات کهن ارتجاعی نظام نوین طبقاتی خودرابنیان گذاشته ودیکتاتوری طبقتاتی خودرا برقرارکردند. پیروزی انقلاب کبیراکتوبرمحصول مبارزه انقلابی طولانی مدت پرولتاریا وکمونیستهای انقلابی روسیه دررأس آنها لنین واستالین بودند. لنین" اتحادیه مبارزه برای آزادی طبقه کارگر" را درسال( 1895) تشکیل کرده که نخستین نطفه ای جدی یک حزب انقلابی بشماررفته وبه جنبش کارگری اتکاء داشت. لنین وظیفه ای ارتباط نزدیک با جنبش کارگران ورهبری آن را مقررداشته وبرآن تاکید کرد. لنین برای ایجاد حزب مارکسیستی سوسیال دموکرات درروسیه به تجربه ای انقلابی" اتحادیه مبارزه برای آزادی طبقه کارگر"تکیه می کرد. لنین مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی دشوارودوامدارراعلیه خطوط انحرافی اپورتونیستی ورویزیونیستی درسطح جنبش کمونیستی روسیه وجنبش کمونیستی بین المللی به پیش برده وبا سایرکمونیستهای انقلابی روسیهحزب کمونیست (بلشویک) را درسال (1912) ایجاد کرد. برخلاف اپورتونیستهای منشویک، لنین برآن بود که برای غلبه بردشمن تنها یک اتحاد ایدئولوژیک پرولتاریا کافی نیست- برای اینکه پیروزی بدست آید باید یگانگی ایدئولوژیک را با" یگانگی مادی سازمانی" پرولتاریا مستحکم نمود. لنین معتقد بود که پرولتاریا تنها با چنین شرایطی می تواند نیروی غلبه ناپذیرشود. لنین می گوید:" پرولتاریا درمبارزه برای حاکمیت بجزسازمان سلاح دیگری ندارد. پرولتاریا که بواسطه سلطه ای رقابت پرهرج ومرج درجهان سرمایه داری ازهم جدا می شود، ودرزیربارکارهای مشقت باربرای سرمایه داری ازپا درمی آید ودایماً" دراعماق" فقرکامل، بحالت بهیمی وانحطاط میافتد- چنین پرولتاریا فقط درسایه ای آن می تواند بدل به نیروی مغلوب نشدنی شود- وناگزیربدل خواهد شد- که اتحاد فکری وی ازروی اصول مارکسیسم بواسطه ای وحدت مادی سازمانی که ملیون ها زحمتکش را با ارتش طبقه کارگربهم می پیوندد مستحکم گردد...".

کمونیستهای انقلابی روسیه تحت شرایط استبداد واختناق، زندان وشکنجه وسرکوب وتبعید رژیم تزاربا سخت ترین شرایط وبا انضباط کامل ورعایت اصل مخفیکاری رابطه ای شان را با کارگرا ن وجنبش کارگری حفظ نموده وبا تبلیغ وترویج اندیشه های مارکسیستی بخش پیشروکارگران آگاهی انقلابی کسب کرده وجنبش کمونیستی را به لحاظ کیفی وکمی تقویت کردند. لنین دررآس کمونیستهای انقلابی روسیهبا ترویج وتبلیغ اندیشه های مارکسیسم انقلابی وسمتدهی انقلابی به جنبش کارگران ومساعد ساختن شرایط ذهنی انقلاب کبیراکتوبرنقش مهم تاریخی ایفا نمود. لنین درآستانه انقلاب کبیراکتوبربا تحلیل همه جانبه ازاوضاع روسیه وشرایط بین المللی درجریان جنگ جهانی امپریالیستی اول که روسیه تزاری نیزدرآن شرکت داشت،تاکتیکهای درسترا مطابق به استراتیژی واهداف انقلاببگونه دقیق تعیین نموده وپرولتاریا وسایرزحمتکشان روسیه رادرجهت هجوم به دژارتجاع تزاری وسرنگونی آن وپیروزی انقلاب شکوهمند اکتوبرداهیانه رهبری کرد.پیروزی انقلاب اکتوبرثابت ساخت کهانقلاب ای می تواند به فرجام پیروزمند برسد که توسط حزب انقلابی مسلح به مارکسیسم انقلابی رهبری شود. پیروزی انقلاب کبیراکتوبرناقوس مرگ سرمایه داری جهانی رابصدادرآورده ومحتضربودن نظام سرمایه داری وامپریالیسم رابثبوت رساند.

انقلاب کبیراکتوبرمختص به پرولتاریا وزحمتکشان روسیه نبود بلکه به پرولتاریاوزحمتکشان جهان تعلق داشت.این انقلاب ظفرآفرین تأثیرات مترقی ورهائیبخش ژرفی برخلقهاوملل دربند استعماروامپریالیسم درسراسرجهان بجا گذاشته وخلقهای کشورهای زیادی توانستند خودراازسلطه استعماروامپریالیسم نجات دهند. انقلاب کبیراکتوبرالهامبخش جنبشهای انقلابی پرولتری درسراسرجهان گردیده ودرپرتوآن یک نسل ازکمونیستهای انقلابی تربیت شده که با الهام ازانقلاب کبیراکتوبراحزاب انقلابی پرولتری رادرچندین کشورجهان تشکیل دادند. احزاب کمونیست انقلابی ازکشورهای مختلف جهانبین الملل کمونیست(انترناسیونال سوم" کمینترن") رادراوایل سال (1919) اساس گذاشتند. انترناسیونال سوم تحت رهبری لنین واستالین اتحاد وهمبستگی پرولتاریا وسایرخلقهای زحمتکش جهان رادرامرپیشبرد انقلاب جهانی ومبارزه متحد ومشترک علیه امپریالیسم وارتجاع درسراسرجهان راتأمین نمود. انقلاب کبیراکتوبرزمینه سازرشد وتکامل اندیشه ها وفرهنگ انقلابی ومترقی درکشورهای مختلف جهان گردیده وانقلابهای ملی- دموکراتیک وانقلاب های پرولتری درچندین کشورجهان به پیروزی رسیدهوکشورشوراهامنحیث دژانقلابی وحامی زحمتکشان جهان مایه امید تمام انقلابیون کمونیست، کارگران وسایرزحمتکشان وملل اسیردرجهان گردید.

با پیروزی انقلاب کبیراکتوبروسرنگونی تزاریزم توسط کارگران،دهقانان وسایرزحمتکشان وظهوراولین نظام سوسیالیستی ، امپریالیسم جهانی جهت سرنگونی نظام نوین انقلابی بسیج گردید. چهارده کشورامپریالیستی ازخارج وطبقات سرمایه داروملاک شکست خورده ازداخل درسال ( 1918) یک تهاجم وحشیانه همه جانبه راعلیه کشورودولت شوراها آغازکردند. با آنکه دولت انقلابی نوپا و به لحاظ سلاح وتجهیزات ووسایل نظامی بسیارضعیف وهنوزارتش منظمی نداشت وامکانات مالی اش هم محدود بود؛اما ازآنجاییکه این انقلاب بوسیله ای کارگران ودهقانان به رهبری حزب کمونیست ( بلشویک) به پیروزی رسیده بود واتکاء به توده های خلق داشت؛ قدرتهای امپریالیستی وارتجاع داخلی بوسیله جنگ انقلابی کارگران وسایرزحمتکشان وروشنفکران انقلابی مفتضحانه شکست خورده ونظام سوسیالیستی به حیاتش ادامه داده وراه ترقی وتکامل وساختمان سوسیالیسم رابه سرعت پیموده ودیکتاتوری پرولتاریا مستحکم گردید.کشورشوراهاباردیگردرجریان جنگ جهانی امپریالیستی دوم موردحملات وحشیانه فاشیسم امپریالیسم قرارگرفت.این بارنیزکارگران ودهقانان وکمونیستهای انقلابی در"اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی" با ایمان انقلابی وروحیه فداکارانه دربرابرمهاجمین آلمان نازی قهرمانانه مقاومت کرده ودردفاع ازکشورشوراها وحفظ دست آورد های انقلاب کبیراکتوبرقهرمانانه رزمیدند وشکست سختی را برفاشیستهای آلمان نازی تحمیل کردند. ارتش فاشیستهای هتلری دراین جنگ چنان ضربات مرگباری درکشورشوراها متحمل شد که دیگرامکان پیشرفت درسلطه گری برجهان را ازدست داد. خلقهای اتحاد شوروی دراین جنگ بیش ازبیست میلیون تن کشته شده ومیلیونهاتن زخمی ومعیوبشده وویرانیها وخسارات سنگینیدرهمه عرصه ها بوجود آمد. ولی بعد ازجنگ به همت عالیخلق های اتحاد شوروی وکارشباروزی همه آن خرابیها به سرعت بازسازی گردیدند. درحالیکه درجنگ امپریالیستی دوم کشورشوراها برهبری رفیق استالین در"جبهه متحد ضد فاشیسم"باامپریالیستهای امریکائی وفرانسوی وانگلیسی همکاری نزدیک داشت ومقاومت قهرمانانه خلقهای اتحاد شوروی درجنگ مسیرجنگ رابرشکست جبهه فاشیسم وپیروزی" جبهه متحد ضدفاشیسم" تعیین کرد؛ لیکن این قدرتهای اهریمنی که خصومت آشتی ناپذیری با کشورشوراهاوکمونیسم داشتند، خاینانه بگونه مخفی دردرون "جبهه متحد ضد فاشیسم" علیه کشورشوراها خرابکاری کرده وسعی درتضعیف آن داشته وآرزوی شکست آن را توسط جبهه فاشیسم امپریالیسم( دولتهای آلمان وجاپان وایتالیا) درسرمی پروراندند. وپیروزی اتحاد شوروی تحت رهبری رفیق استالین دراین جنگ خاصتاً در"جنگ استالین گراد"نیروی رزمی حماسه آفرین وایمان انقلابی خلقهای اتحادشوروی رابنمایش گذاشته ویکباردیگرثابت ساخت که نیروی لایزال خلق تحت رهبری اندیشه های انقلابی پرولتری شکست ناپذیراست.

درجریان جنگ جهانی امپریالیستی دوم پرولتاریا وسایرزحمتکشان درکشورهای اروپای شرقی به رهبری احزاب کمونیست این کشورها وبا کمک وحمایت ارتش سرخ اتحاد شوروی، سلطه اشغالگران فاشیست وحاکمیت طبقات ارتجاعی داخلی همدست آنهارا سرنگون کرده ودولتهای دموکراتیک توده ای ونظام های سوسیالیستی راتشکیل دادند. بهمین صورتخلقهای ویتنام به کمک وحمایت کشورشوراها سلطه امپریالیسم وحاکمیت ارتجاع داخلی را سرنگون کرده وبا پیروزی انقلاب ملی - دموکراتیک نظام توده ای را تآ سیس کردند. خلق چین تحت رهبری حزب کمونیست چین دررآس آن رفیق مائوتسه دون ازطریق جنگ انقلابی خلق سلطه امپریالیسم وحاکمیت طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوررا سرنگون کرده و انقلاب دموکراتیک نوین رادرماه اکتوبرسال 1949 میلادی به پیروزی رسانده ودولت دیکتاتوری دموکراتیک خلق تحت رهبری پرولتاریارا تشکیل داده ودرسال 1958 به انقلاب سوسیالیستی گذارنمود.

با پیروزی انقلاب کبیراکتوبروتأسیس کشورشوراها خلقهای اتحاد شوروی سوسیالیستی به آزادی ودموکراسی واقعی رسیده وازرفاه اجتماعی، تعلیم وتربیت سالم وصحت جسمی وروانی برخوردارشدند. کشورامپریالیستی فئودالی وعقب مانده روسیه تزاری که اکثریت قاطع باشندگان آن ازستم طبقاتی وستم ملی شئونیستی ودیگرانواع ستم رنج برده ودرمنجلاب فقروگرسنگی، جهل وبی فرهنگی گرفتاربوده وازابتلای امراض جسمی وروانی وانواع امراض اجتماعی رنج می کشیدند، درمدت سه ونیم دهه تحت نظام سوسیالیستی همه این مصایب محوشده وتوده های خلق به آسایش ورفاه رسیدند. خلقهای اتحاد شورویدرعرصه فرهنگی به پیشرفتهای درخشانی دستیافته واین کشوردررشته های مختلف علوم وتکنالوژی پیشرفتهای درخوروصفی نموده وبه یک کشورمترقی مبدل گردید.امپریالیسم بین المللی درطول دوران حاکمیت دیکتاتوری پرولتاریا دراتحاد شوروی سوسیالیستی همواره به تخریب وتوطئه گری وتبلیغات سوء گمراه کننده علیه کشورشوراها وایدئولوژی نجاتبخش وهستی آفرین کمونیسم انقلابی مبادرت کرده وده ها ملابنویس مرتجع را اجیرکرده تا علیه نظام سوسیالیستی واندیشه های کمونیسم انقلابی یاوه سرائی کنند وداستانهای بی بنیاد وواهی بنویسند؛ اما کشورشوراها به پیشرفت وتکاملش ادامه داد.

چنانچه قبلاً تذکریافت، انقلاب اکتوبروکشورشوراها دربرابرهمه توطئه گریها وتهاجم نظامی امپریالیسم بین المللی وشورشهای ارتجاع داخلی مقاومت کرده ومنحیث بزرگترین پایگاه انقلابی جهان استوار ومستحکم باقی ماند؛ اما با تأسف که بزرگترین دیکتاتوری پرولتاریا ونظام سوسیالیستی پیشرفته درجهان به اثرخیانت دشمنان داخلی، رویزیونیستهای درون حزب ودولت منهدم گردید.بعد ازوفات رفیق استالین درسال(1953) میلادی گروهی بورژوا ومرتد (رویزیونیستهای "مدرن") مخفی شده دردرون حزب کمونیست ودولت برهبری خروشچف طی یک توطئه خاینانه (کودتا) درسال(1956) قدرت حزبی ودولتی راقبضه کرده ودیکتاتوری پرولتاریا، نظام سوسیالیستی ودست آوردهای انقلاب کبیراکتوبررا منهدم کرده وکشورشوراها را به کشوری سرمایه داری دولتی وسوسیال امپریالیستی مبدل کرده وباین صورت خیانت بزرگی را به انقلاب کبیراکتوبر، به مارکسیسم- لنینیسم، وبه جنبش کمونیستی بین المللی مرتکب شدند. خروشچف حمله به استالین رازیرنامکیش شخصیت آغازکرده وآنچه ازکاذیب وجعل واتهامهای ناروا بود به این شخصیت سترگ وکمونیست انقلابی ویکی ازرهبران بزرگ پرولتاریای جهان واردکرد. خروشچف براصول اساسی مارکسیسم- لنینیسم ومشی مارکسیستی- لنینیستی حزب کمونیست تحت رهبری لنین واستالین خاینانه دستبردزده ودرگزارش کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی " تز"های رویزیونیستی اش رابا پوشش مارکسیسم- لنینیسم تکامل خلاق تئوریهای مارکسیستی- لنینیستی خوانده وباین صورتاذهان پرولتاریای اتحاد شوروی رامتوهم ساخته وافکارعمومی را فریب داد.خروشچف مشی رویزیونیستی کنگره بیستم حزب کمونیست را مشی عمومی جنبش کمونیستی بین المللی اعلام کرده وبه هروسیله ای دستیازید تا آنرابه کلیه احزاب کمونیستی کارگری درکشورهای دیگرتحمیل کند.وتقریباًهمه احزاب دنباله رو"مسکو"درپرتگاه رویزیونیسم"مدرن" سقوط کرده وجنبش کمونیستی بین المللی دچارتفرقه وانشعاب بزرگی گردید. خروشچف " همزیستی مسالمت آمیزمیان دوسیستم(سیستم سوسیالیستی وسیستم سرمایداری)" رابه مشی عمومی سیاست خارجی اتحاد شوروی وکلیه کشورهای سوسیالیستی درآورد. درحالیکه لنین می آموخت که:" اصل اساسی سیاست خارجی کشورسوسیالیستی وحزب کمونیست عبارت است ازانترناسیونالیسم پرولتری، دراتحاد باانقلابیون کشورهای پیشرفته وبا کلیه خلقهای ستمکش برضدامپریالیستها ازهررنگی که باشد". خروشچف باین طریق ترک مبارزه طبقاتی درمقیاس بین المللی وترک مبارزه انقلابی رهائیبخش خلقهارابرضدیوغ امپریالیستی وقطع کمک کشورهای سوسیالیستی ونهضت کارگری وکمونیستی با کلیه وسایل به خلقهای جهان را تبلیغ می کرد. رویزیونیستهای" مدرن" حل مسایل صلح وآزادی خلقهارا تابع" استقرارروابط دوستانه میان دوابرقدرت بزرگ جهانی-اتحاد شوروی و"ایالات متحده امریکا" - میساخت. خروشچف می گفت:" ما می خواهیم با امریکا دوست باشیم ودرامرمبارزه بخاطرصلح وامنیت خلقها وهمچنین درعرصه فرهنگی همکاری کنیم". اوخاطرنشان می کرد که:" سوسیالیسم ازطریق مسابقه مسالمت آمیزبا سیستم سرمایه داری، می تواند برسرمایه داری غلبه کند". اوبه امپریالیستهای امریکائی می فهماندکه:"موضع مسلط اقتصادی ونظامی امریکا درکشورهای مختلف جهان به هیچوجه بخطرنخواهد افتاد وامریکا باید تقسیم سیادت جهان را بین دودولت بزرگ به پذیرد". خروشچف گذاربه سوسیالیسم راتابع همزیستی مسالمت آمیزگردانید و"برگذارمسالمت آمیز" و"رقابت مسالمت آمیز" تکیه کرده وآن رابا" راه پارلمانی" یکسان ساخت. اوانقلاب اکتوبررا درشرایط تاریخی آن زمان درست می دانست که این احکام نفی انقلاب سوسیالیستی ودیکتاتوری پرولتاریا بود. خروشچف"تز" تئوریهای ضدانقلابی"راه رشد سرمایه داری"،"حزب تمام خلقی"، دولت تمام خلقی"،" تقویه سکتوردولتی" و"پارلمانتاریزم" را به کشورهای تحت سلطه امپریالیسم بجای مبارزه ملی وطبقاتی جهت سرنگونی قهری حاکمیت طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوروقطع سلطه امپریالیسم وبرقراری دولت دموکراتیک خلق ومبارزه درراه پیروزی سوسیالیسم، تدوین نمود.رویزیونیستهای حاکم برحزب ودولت اتحاد شوروی با انهدام دیکتاتوری پرولتاریا ونظام سوسیالیستی وقرارگرفتن درجاده سرمایه داری، اتحاد شوروی سوسیالیستی رابه ابرقدرت سوسیال امپریالیستی مبدل کرده ودررأس بلوک سوسیال امپریالیستی شرق قرارگرفتند وجهت سلطه برجهان با ابرقدرت امپریالیستی امریکا دررأس بلوک امپریالیستی غرب به رقابت پرداختند. مسابقه تسلیحاتی بین سوسیال امپریالیسم شوروی وامپریالیسم امریکا شدت یافت وسوسیال امپریالیسم شوروی می توانست درزمینه نظامی وازنگاه ظرفیت تسلیحاتی با امریکا وسایررقبای غربی اش برابری کند. با وجود تبلیغ " دیتانت" بین شرق وغرب ، اتحاد شوروی هرچه بیشتربه لحاظ نظامی تقویت شده وجنگ سرد بین دوابرقدرت امپریالیستی وسوسیال امپریالیستی تشدید گردید. درآن شرایط دولت شوروی احزاب رویزیونیست وابسته اش را دربرخی ازکشورها ازجمله درحبشه، یمن جنوبی، انگولاوافغانستان بوسیله کودتاهای نظامی وبه کمک دستگاه جاسوسی " ک گ ب" بقدرت رسانده وهمچنین ازطریق صدورسرمایه وزیرنام کمکهای اقتصادی، نظامی وتخنیکی سلطه اش رادرکشورهای عقب نگهداشته شده درآسیا، افریقا وامریکای لاتین گسترش داد. بعد ازسقوط رهبران اتحاد شوروی درپرتگاه رویزیونیسم وضدانقلاب بیشترین احزاب کمونیست جهان درکشورهای سرمایه داری وکشورهای تحت سلطه امپریالیسم به دنباله روی ازرهبران مرتد کرملین به انحطاط کشیده شده وبه احزاب رویزیونیستی وضدانقلابی تغییرماهیت دادند. واین بزرگترین ضربت وخیانتی بود که رویزیونیستهای "مدرن" خروشچفی به جنبش کمونیستی بین المللی وبه روند انقلاب جهانی واردکردند وباین صورت اولین پایگاه بزرگ انقلاب جهانی وبلوکی ازکشورهای سوسیالیستی راه انقلاب وسوسیالیسم وکمونیسم را ترک کرده و به اردوگاه ضدانقلاب پیوسته وبا نقاب کمونیسم به اغفال واغوای پرولتاریا وسایرخلقهای زحمتکش کشورهای شان وکشورهای جهان پرداختند.

بحران انشعاب وتفرقهجنبش کمونیستی بین المللی را فراگرفت.امارفیق مائوتسه دون دررأس حزب کمونیست ونظام سوسیالیستی چین، به شکست کشاندن انقلاب وانهدام دیکتاتوری پرولتاریا واحیای سرمایه داری بوسیله ای رویزیونیستهای" مدرن"رادرپرتودیالکتیک ماتریالیستی مورد تجزیه وتحلیل قرارداد. رفیق مائوتسه دونهرچه بیشتربه این حقیقت رسید که جامعه سوسیالیستی منحیث یک مرحله گذاربه جامعه بدون طبقه(کمونیسم) دارای تضادهای طبقاتی انتاگونیستی بوده وبرای حل قطعی آنها باید مبارزه طبقاتی انقلابیدرسرتاسردوران سوسیالیسم ادامه یابد. رفیق مائوتسه دون تئوری "ادامه انقلاب تحت دیکتاتوری پرولتاریا"راکشف کرد. مائوتسه دون درپروسه طولانی مبارزه انقلابی ورهبری مبارزات طبقاتی وملی پرولتاریا وسایرزحمتکشان چین درپیروزی انقلاب دموکراتیک نوین وانقلاب سوسیالیستیوبرپائی انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی مارکسیسم- لنینیسم را درعرصه های مختلف غنای کیفی بخشیده وبه مارکسیسم- لنینیسم- مائویسم تکامل داد. مائوتسه دون ازهمان ابتدای انحراف رویزیونیستی رهبران حزب کمونیست اتحادشوروی مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی اصولی راعلیه رویزیونیسم"مدرن" آغازکرده وبه پیشبرد؛ لیکن رهبری مرتد وخاین اتحاد شوروی نقد وانتقادات اصولی رفیق مائوتسه دون را با حملات اپورتونیستی وخصمانه پاسخ داد. ازجهت دیگردرآن شرایط رفیق مائوتسه دون درگیرمبارزه ایدئولوژیک- سیاسی دشواری علیه رهروان سرمایه داری (رویزیونیستهای سه جهانی) درچین بود. وی دررآس مبارزه جهانی علیه رویزیونیسم خروشچفی قرارگرفت وازجانب دیگرجهت نجات انقلاب چین ودیکتاتوری پرولتاریا،انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی رابا اتکاء به توده های خلق چیندرآگست سال(1966) آغازکرده وبرای یکدهه انقلاب چین را ازشکست توسط رویزیونیستهای درون حزب ودولت نجات داد. رفیق مائوتسه دون گفت:" بورژوازی رادرمقامات بالائی حزب باید جست وجوکرد".اوهمچنین گفت:" تا پیروزی نهائی انقلاب به چندین انقلاب فرهنگی نیازاست".بعدازمرگ رفیق مائوتسه دون درسال( 1976) رویزیونیستهای سه جهانی به رهبری دینگ سیائوپین طی یک اقدام ضدانقلابی(کودتا) قدرت حزبی ودولتی راغصب کرده وچهارتن ازاعضای بلند پایه حزب وازهمسنگران مائوتسه دون رابنام گروه چهارنفره زندانی کردند، هزاران تن کمونیست انقلابی را بقتل رسانده ویادرزندانها شکنجه کردند، حزب ودولت راازوجودکمونیستهای انقلابی تصفیه کردند، دیکتاتوری پرولتاریا ونظام سوسیالیستی را منهدم وچین را درراه سرمایه داری سوق داده وبیک کشورسوسیال امپریالیستی دشمن خلقهای جهان مبدل کردند.

سوسیال امپریالیسم شوروی براساساستراتیژی واهداف توسعه طلبانه اش درجهان،درسال (1979) میلادی به افغانستان لشکرکشی کرده وآن رابه اشغال نظامی وسلطه استعماری اش درآورد.تزاران نوین بیشرمانه این اشغال واستعمارراکمک انترناسیونالیستی به خلقهای افغانستان خواندند. درحالیکه این جنایت وغارتگری ناشی ازسرشت وماهیت نظام سرمایه داری امپریالیستی شان بوده وبمنظورنجات رژیم باندهای رویزیونیست وجنایتکارخلقی پرچمی سازائی وسلطه برافغانستان ومنطقه جنوب آسیا صورت گرفت. سوسیال فاشیستهای روسی ومزدوران وطنی شان طی یک ونیم دهه حدود یک ونیم میلیون تن ازخلق مظلوم افغانستان رابقتل رسانده وصدها هزارتن را معلول ومعیوب کرده وحدود پنچ میلیون تن را مجبوربفرارازکشورکرده وچندین هزارتن ازنیروهای انقلابی وآزادی خواه مربوط به جنبش دموکراتیک نوین( شعله جاوید) ودیگرآزادی خواهان را به جوخه های اعدام سپرده ویا زنده بگورنموده وافغانستان را درهمه بخشها ویران کردند. بعد ازتهاجم نظامی ابرقدرت سوسیال امپریالیسم شوروی به افغانستان فشارهای همه جانبه بلوک امپریالیستی غرب به سرکردگی امپریالیسم امریکا بردولت سوسیال امپریالیسمشورویافزایش یافته وتضادبین دوابرقدرت امپریالیستی بیش ازقبل تشدید گردیده وافغانستان درآن شرایط به گره گاه تضادهای دوبلوک امپریالیستی وسوسیال امپریالیستی مبدل شد.خلقهای ملیتهای مختلف افغانستان دربرابرارتش متجاوزسوسیال فاشیستهای روسی ورژیم مزدورآن جنگ مقاومت را شجاعانه به پیشبرده وضربات سختی برارتش اشغالگروارتش دولت مزدورروارد کردند.پرداخت میلیارده هادلارمصارف جنگ ومصارف دولت پوشالی درافغانستان هرچه بیشتردولت سوسیال امپریالیسم شوروی را دربحران اقتصادی فروبرد. درآنزمان بدهیهای دولت شورویبه بیش ازهشتاد میلیارد دلارمی رسید وهمچنین بحران سیاسی داخلی، شرایط بد زندگی توده های مردم وفشارستم ملی شئونیستی وتبعیض رواداشتن برملتهای تحت سلطه ای دولت سوسیال امپریالیستیشورویمنجربه اوجگیری جنبشهای ناسیونالیستی گردیده ونیزموج نارضائی واعتراضات فامیلهای عساکری که درافغانستان کشته ومعیوب شدند(تعدادکشته های عساکرشورویبیست هزارتن وتعدادزخمیها سی هزارتن محاسبه شده اند)حلقه فشاررا برسوسیال فاشیستهای حاکم هرچه بیشترتنگکرد که " پروستریکا"و" گلسناست" گوربا چوف درسال 1985 هم نتوانستنظام سوسیال امپریالیستی را ازقهقرای بحران وورشکستگی همه جانبه نجات دهد. بهمین صورت بحران همه جانبه داخلی درکشورهای دیگربلوک سوسیال امپریالیستی تشدید شده واوضاع بلوک امپریالیستی شرق هرچه بیشتربه وخامت گرائیده وسیرانقراض وفروپاشی بلوک سوسیال امپریالیستی تسریع گردید. باکودتای آگست سال (1991) نظم دولتی سوسیال امپریالیسم شوروی فروپاشید ونام کمونیسم کذائی ازآن حذف شد وامپریالیسم فدراسیون روسیه جانشین ومیراثدارآن گردید. ملل تحت سلطه سوسیال امپریالیسم شوروی نیزازآن جدا شده وکشورها ودولتهای جدید تشکیل دادند.بهمین صورت سایرکشورهای بلوک سوسیال امپریالیستی نام کمونیسم دروغین راازخودحذف کرده وبا هویت ساختاری اصلی شان( رژیم های ضدانقلابی وضدمردمی نوکرامپریالیسم) عرض وجود کردند.فروپاشی دولتهای بلوک سوسیال امپریالیستی بیش ازپیش ماهیت ارتجاعی وضدانقلابی سوسیال امپریالیسم ورویزیونیزم" مدرن" رابنمایش گذاشت.

با درنظرداشت تجارب مثبت ومنفی پرولتاریا وکمونیستهای انقلابی جهان مبنی برپیروزی انقلابهای پرولتریدرقرن بیستم وشکست این انقلابها وسرنگونی دیکتاتوریهای پرولتاریا ونظام های سوسیالیستی توسط انواع واشکال رویزیونیستها واپورتونیستهای درون احزاب ودولتها؛ این ازرسالت تاریخی ووظایف انقلابی همه کمونیستهای انقلابی جهان است تا ازاین شکستها بیاموزند وهمزمان با ادامه مبارزه طبقاتی وملی علیه امپریالیسم وارتجاع، مبارزه ایدئولوژیک- سیاسی ( مبارزه "بی دوخط") ومبارزه علیه رویزیونیسم واپورتونیسم وتسلیم طلبی را بدون وقفه ادامه اداده واحزاب وسازمانهای کمونیستیراازوجودآنهاتطهیرکنند وهمچنین اجازه ندهندکه عوامل بورژوازی ازجمله بورژوادموکراتها،روشنفکران متزلزل ونااستوار،خرده بورژواها ودموکراتهای انقلابی وناسیونال دموکراتها با انقلابی نمائی درسازمانها واحزاب انقلابی پرولتری ( م- ل- م) نفوذ کنند.

برخلاف تبلیغات خصمانه وزهرآگین امپریالیسم وارتجاع بین المللی مبنی برعدم کارآئی ویا مرگ کمونیسم وخرابکاریهاوخیانتهای انواع رویزیونیسم واپورتونیستم درجنبش کمونیستی بین المللی، کمونیسم انقلابی زنده است وکمونیستهای انقلابی واقعی درمناطق مختلف جهان به مبارزه انقلابی درجهت سرنگونی سلطه امپریالیسم وحاکمیت طبقات فئودال وکمپرادورادامه می دهند. هرقدرماشین تبلیغات سرمایه داری جهانی وامپریالیسم واجیران قلم بدست آننظام غارتگروطفیلی وسراپافساد وجنایترابرای خلقهای ناآگاه جهان،نظام ایده آلتبلیغ کنند، بهیچ صورت نمی توانندماهیت وخصلت این نظام را که براستثماروستم، تجاوزوغارتگری وسرکوب وکشتارخلقها وملل مظلوم استواراست، بپوشانند." ازهرسلول سرمایه خون می چکد". وتوده های خلق جهان استثماربیرحمانه وستم وغارتگری وتجاوزوحشیانه نظام سرمایه داری جهانی برهبری ابرقدرت امپریالیستی امریکا ودیگرنظامهای بهره کش وستمگرراهمه روزهبا پوست وگوشت خودلمس می کنند. جنگهای ویرانگروغارتگرانه ایکه طی چندین سال اخیردرافغانستان، سومالی، عراق، لیبی، سوریه ویمن جریان داشته ودارند وتوده های خلق مظلوم این کشورهارادرشعله های آن سوختانده وروزانه صدها تن بخاک وخون می غلطند وهمه داروندارآنهارا به نابودی می کشند.عامل(عاملین) اصلی این جنگهای جنایتکارانه امپریالیستهای امریکائی وناتووسایرکشورهای امپریالیستی وارتجاعی هستند. گروه های ارتجاعی اسلامی سفاک ووحشی مانند " القاعده، طالب، داعش" وده ها گروه ارتجاعی اسلامی بزرگ وکوچک دیگرکه بوسیله سازمانهای جاسوسی کشورهای امپریالیستی وارتجاعیسازماندهی شده وتعلیمات نظامی دیده وتسلیح وتمویل شده واین جنگهارا مشتعل می سازند. درقدمه دوم دولتهای ارتجاعی مزدورودستیارقدرتهای امپریالیستی دراین مناطق چون دولتهای پاکستان،عربستان،قطر،ترکیه ودیگرکشورها بطورآشکارونهان سلاح وپول وامکانات لوژستیکی دراختیارگروه های اسلامی جنایتکار قرارمی دهند تا با اشتعال وتداومجنگهای ارتجاعی وغارتگرانه زمینه را برای مداخلات غیرمستقیم ومستقیمحامیان امپریالیست آنها مهیا ساخته تا آنها بتوانند سلطه غارتگرانه درازمدتشان رادراین کشورها ومناطقتحکیم کرده وذخایرومنابع طبیعی آنهارا کنترول وغارت کنندنها. وازجهت دیگردولت ارتجاعیوخونخوارایرانوامپریالیسم غارتگرفدراسیون روسیه جناح دیگری ازاین توطئه امپریالیستی ارتجاعی علیه خلقهای کشورهای شرق میانهرا تشکیل داده که درکناررژیم جنایتکاربشاراسد قرارگرفته وبه کشتارخلق مظلوم سوریه وویرانی این کشورمشغول اند. ازجانب دیگراین ائتلاف امپریالیستی ارتجاعی درشرق میانه باجناح ائتلاف امپریالیستی ارتجاعی تحت رهبری امپریالیسم امریکا ودولتهای ارتجاعی دیگردرسلطه گری براین کشورها دررقابت وتضاد شدیدی قرارگرفته ودرجهت رسیدن به اهداف شوم وغارتگرانه ای شان این کشورهارابقتلگاه خلقهای مظلوم آن مبدل کرده اند.هدف دیگرقدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی ازاشتعال این جنگهای ارتجاعی وجنایتکارانه دراین کشورها سرکوب جنبشهای انقلابی پرولتری وجنبشهای ملی آزادی خواهانه ومترقی توسط گروه ها وجریانهای اسلامی قرون وسطائی وحشی است. اما قدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی برای همیش نخواهند توانست با چنین ترفندهای استعماری وامپریالیستی سلطه ای شان رابرخلقها ادامه دهند. فشارستم ومظالموجنایات واعمال ضدانسانی نیروهای ارتجاعی اسلامی جنایتکارووحشی این نمایندگان طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوروستم وبهره کشی وجنایات ووحشیگریهای قدرتهای امپریالیستی توده های خلق این کشورهاراعلیه امپریالیسم وارتجاع خونخوارداخلی به طغیان واخواهد داشت؛ زیراهرجایی که فشاراست مقاومت هم وجوددارد.وتازمانیکه طبقات ستمگرواستثمارگروبی عدالتی واجحاف درجهان وجود داردمبارزات انقلابی ومترقی خلقها علیه امپریالیسم وارتجاع هم ادامه خواهد یافت وتوده های خلق آگاهی انقلابی کسب کرده ومبارزه انقلابی راتحت رهبری احزاب کمونیست انقلابی( م- ل- م) ادامه داده وبه یقین که انقلاب های اکتوبردیگری درآینده به پیروزی خواهند رسید وامپریالیسم وارتجاع جهانی را به گورخواهند سپرد.کمونیسمانقلابی یگانه راه نجات زحمتکشانجهان ازاستثماروستم ومظالم امپریالیسم وارتجاعاست.

- زنده باد مارکسیسم- لنینیسم- مائوئیسم!

- مستحکم ومستدام باد انترناسیونالیسم پرولتری!

- پیروزباد مبارزات انقلابی پرولتاریا وسایرزحمتکشان جهان!

- نابود باد امپریالیسموارتجاع بین المللی!

-مرگبرانواع رویزیونیسم واپورتونیسم !

25 اکتوبر2016

( پولاد)