Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

درباره اعلامیه یکم سرطان 1395"سازمان رهائی"

 

قسمت اول

 

دراین اواخربازهم نوشته ای تحت عنوان"استقبال ازمواضع جدیدسازمان رهائی" درشعله جاوید- ارگان مرکزی حزب کمونیست (مائویست)افغانستان به نشرسپرده شده است. این سندبخش سوم این سلسله میباشدوماننددوبخش گذشته رویزیونیزم سازمان رهائی رانقدمیکند. اینباردراخراین بخش اعلامیه سازمان رهائی زیرعنوان"سازمان رهایی افغانستان وکاریکاتورهای مائوئیست"نیزبه نشرسپرده شده است.

مائویست های افغانستان درعین اینکه ازسال هابه اینطرف شدیدابارویزیونیزم سازمان رهائی،سازمان انقلابی- چکیده ازسازمان رهائی- واپورتونیزم منحط سامادرگیرمبارزه سیاسی ایدئولوژیک است، مبارزات ایدئولوژیک وسیاسی تمام رفقای کمونیست رابادلچسپی واشتیاق تعقیب میکند. به همین دلیل اینباروقتی این نوشته درشعله جاویدنشرشدماآنراباضمیمه آن خواندیم. ووقتی اعلامیه سازمان رهائی را خواندیم وتعجب کردیم."تعجب"به این دلیل که درسراسراین اعلامیه حتی یک مطلبی جدی وجود ندارد. اعلامیه نویس که بایستی به نقدهائی که تااکنون حزب کمونیست مائویست افغانستان،رفیق پولادویامائویست های افغانستان ازرویزیونیزم وخیانات این سازمان کرده اند ولوخیلی مختصر- می پرداخت وبه ادعای خودش"حقیقت"را میگفت، نمیپردازد.امابجای دفاع ازموضعگیری هاوعملکرد های سازمانش به رکیک گوئی ولومپنی میپردازد. چنانچه ازسرتاآخراعلامیه یک سخن وحرفی که برتئوری انقلابی ویاحداقل پایه واساس منطقی داشته باشدبچشم نمیخورد.حرفهای احساساتی وبرخوردطفلانه وبیهوده گوئی این اعلامیه به روشنی بیچاره گی واستیصال فکری وسیاسی این سازمان راافشامیکند.

این اعلامیه به احتمال قوی بدست نفراول سازمان رهائی نوشته شده است ؛ زیرانفردوم خودهمان فرداست که بارفقای حزب گفتگوکرده واعلامیه اوراچنین تعریف میکندکه"..باحرکت ازخواست تفننی وبه جای رسیدگی به امور...وقتش رابه هدر داده"وبه بازیگوشی پرداخته است. بمشکل میتوان تصورکردکه نفردوم سازمان خودرا"پس گوش انداز"، "تفننی"و"باحرکت ازخواست خود"(یعنی بی پرنسیپ واصول شکن)معرفی کند.احتمال اینکه یک نفردیگردررده های پائینترازاواین اعلامیه رانوشته باشد نیزناممکن بنظرمیرسد، مگراینکه دراین سازمان هیچگونه هیرارشی تشکیلاتی وجودنداشته وهرکس که دلش شدمیتواندچیزی رابرضدکسی بنویسدکه مقام تشکیلاتی وصلاحیت بالاترازاودارد.دراینصورت این یک سازمان نیست ویک جمع آشفته وپراگنده ای میباشدکه تحت قانون"کیاسChaos"یعنی وحدت دربی نظمی"گردهم آمده وحتی ایدئولوژی رویزیونیستی وباآن معیارسیاسی- تشکیلاتی برآن حاکم نمیباشد.

لحن زننده واستفاده ازالفاظ رکیک، بددهنی ولومپنی نویسنده نشان میدهدکه بی ادبی،هتاکی ولچکی مخصوص سیدغلام علی مشرف وسامائی ها درکل نیست وتنهاجاسوسانی که روزی سردرآغوش داکتر"بها"و"خاد"داشتندبافحاشی ولومپنی نمیکوشندیخن شانراازدست انقلابیون صدیق نجات بدهند، بلکه ابزارکارتمام اپورتونیست ها ورویزیونیست ها میباشد.

 

 

اگرچندماامیدوارنیستیم که یک سازمان رویزیونیستی مودب، شریف وخوش زبان باشدوبحث هایش رابصورت علمی پیش بکشدولی حداقل امیدوارمیباشیم که آداب اجتماعی وحرمت قلم را- ولوتاحد نویسنده های اخوانی اگربرای شان مقدورباشد- حفظ کنند. ماهمچنین میدانیم که اینهانمیتوانندازتئوری های علمی وانقلابی مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم علیه کمونیست های انقلابی استفاده کنندزیرادرگام اول درچانته آنهاازاین سلاح چیزی موجودنیست ودرگام دوم بااینکارقبرخودشان رامیکنند ورکیک گوئی ولومپنی یگانه سلاح آنهاست. بهمین دلیل این سلاح راهم دردست سامامی بینیم وهم دردست سازمان رهائی و"ساا"وامثالهم.

رویزیونیست هایکه سازمان رهائی رارهبری میکنند در طول عمرشان بعدازانشعاب ازسازمان جوانان مترقی هرنوشته وهراعلامیه ای راکه بیرون داده مملوازفحش وناسزاوبه وِیژه هتاکی ورکیک گوئی علیه انقلابیون کمونیست بوده است.ازاولین نوشته داکترفیض (باطرداپورتونیزم ...) که با همین لومپنی علیه رفیق اکرم یاری ورفیق داکتر صادق یاری لب به سخن میگشاید، گرفته تااین اعلامیه درحدودچهاردهه میگذرد. دراین چهاردهه همواره این سازمان بانوشته هایش بی ادبی،لومپنی وفحاشی کرده وبه اینصورت بیچاره گی سیاسی وابتذال ایدئولوژیکش رابنمایش گذاشته است.اکنون به وضاحت دیده میشودکه فحاشی وهتاکی"پیام زن"یک امرتصادفی نبوده ورواج دهنده عمده آن نیزمقام رهبری سازمان رهائی میباشد.

مائویست های افغانستان ورفیق پولاددرطی این تقریبایک دهه هزاران فحش وناسزارااززبان سامائی هاوساووئی هابه ویژه سیدغلام علی مشرف این جاسوس حراف، میرویس ودان محمودی وکبیرتوخی شنیده وفحاشی وهتاکی وآنهم درسیاست راباشدیدترین وجهی محکوم میکنند.مابه یکایک ازاتهاماتی که فحشنامه سازمان رهائی برمائویست های کشورواردمیسازد،بابحث علمی وانقلابی پاسخ خواهیم داد و نخواهیم گذاشت که اینها سلاح لومپنی شان را کاربروپرمایه دریابند.

 

اعلامیه با این پاراگراف آغاز میشود."چندماه قبل جمعی که باوقاحتی مزمن وخستگی ناپذیرخودرا حزبومائوئیست می نامندبنابرابتلابه خارش حادولاعلاج ضد سازمان رهایی برای هزارویکمین بارعلیه مادهان چاک داده اندکه کماکان آن رابایدنادیده می گرفتیم. منتهااین بارهیاهو همراه بزرگسازی این دروغ است که مابادو تن ازآنانرسماً بحث داشته ایم.چون انتشارموضوع توسط مائوئیستهای مجازی موجب شگفتی خشماگین تعدادی ازرفقا ودوستان درداخل و خارج گردیده، توضیحی گذرا و نخستین و آخرین را لازم دیدیم."

می بینیم که سازمان رهائی خوداعتراف میکندکه بعدازهزارویکمین بارحمله کمونیست های انقلابی افغانستان برمواضع رویزیونیستی این سازمان لب به سخن میگشایدوهزاربارلاجواب بوده است.این بی جوابی هم دلیلی داردودلیل علمی ومنطقی آن نداشتن پاسخ به این هزاربارحمله کمونیست هاست. ازخود بپرسیدکه سازمان رهائی درقبال شرف حضوریافتن مینا(زن داکترفیض)در"حضور"رنالد ریگان،هلموت کول ومقامات اتحادیه اروپاورژه دوبره وغیره مقامات دول امپریالیستی ومرتجعین دیگرچه دلیل انقلابی ایرامیتواندبه ماکمونیست هابدهد؟ ازخودبپرسیدکه سازمان رهائی چه پاسخی رامیتواندبرای جبهه ساختنش(جبهه مبارزین مجاهد)باارتجاع"اتحادسه گانه"، تبلیغ اسلام بمثابه چراغ رهنمای بشربرای 13 قرن،قهرمان خواندن خمینی جلادوغیره به کمونیست هاداشته باشد؟ ازخودبپرسیدکه این سازمان چه پاسخی را میتواندبه سوال ظاهرشاه طلبی اش به کمونیست هابدهد؟

یک کمی عمیقترواردمسایل می شویم: داکترفیض وجمعی ازاپورتونیست های اکونومیست ازسازمان جوانان مترقی وجنبش شعله جاویدانشعاب کردندوگروه انقلابی راساختند. داکترفیض"باطرد اپورتونیزم..."رابیرون دادودرآن مثل آنکه امروز"خلیفه اش"هتاکی ولومپنی میکند، برنطع کینه گوئی ورکیک پردازی علیه رفیق اکرم ورفیق صادق یاری نشست. ازآنروزتاکنون نتنهاکمونیست های انقلابی افغانستان بلکه حتی خودش نیزآن سندارتدادرا محکوم کرده است. "خلیفه" محترم چطور میتواند"کما فی السابق" سکوت نکند؟

اسنادگروه انقلابی وبعدهاسازمان رهائی راورق بزنیدوببینیدکه این سازمان چگونه حیله گرانه درهرجا

ازجنگ خلق واستراتیژی محاصره شهر ها ازطریق روستاسخن گفته تاروشنفکران رافریب بدهد. اما وقتی حرف به جائی رسیدکه محاصره شهرهاازطریق روستاعملادرراه بودواو باید به آن سمت وسوی انقلابی میداد، رفته درکنارارتجاع نشست وکودتای بالاحصاررابه راه انداخت.خلیفه معظم اوچگونه میتوانددرقبال انتقادات برحق کمونیست هاپاسخی داشته باشد؟ومانندشرمساران تاریخ"کمافی السابق" سکوت اختیارنکند؟

این سازمان مانندباندهای مافیای موادمخدراعضای منتقدداخل تشکیلاتش رابقتل رسانیده وبکمک آی-ایس-آی بسراغ عده ایکه توانسته بودندفرارکنند(مانندحاجی نعیم یا...خیاط) کوچه وپس کوچه های کابلی بازارواشنغری وتهکال رامیپالیدند. شرافت انسانی دراین سازمان درسطح پائینتر ازخلق وپرچم سقوط کرده است زیراخلق وپرچم کسانی راکه میکشتندحداقل زیرخاک میکردند واینهارفقای شانراکه کشته بودنددرقبرستان تهکال بالابرهنه برزمین گذاشته ودفن نکردند. "خلیفه" داکترفیض درپاسخ به اینگونه نقدهای کمونیست های افغانستان چطور میتواند"کما فی السابق" سکوت نکند؟

بازهم بحث هارااندکی عمیقترمی بریم:

درسالهای 1960مبارزه عظیمی بین طرفداران مائوتسه دون یعنی کمونیستهاوطرفداران تینگ سیائوپینگ یعنی رویزیوینست ها برسراینکه چین بایدبکدام سمت( سوسیالیزم یا سرمایداری) برود، در جریان بود. این مبارزه درسال 1966 یعنی درست پنجاه سال قبل ازامروزبه انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی تحت رهبری رفیق مائوتسه دون انجامید. انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریائی نشان دادکه تنهادیکتاتوری پرولتاریاقادربسرکوب کامل بورژوازی وتبدیل مالکیت درجامعه بمالکیت جمعی وسپس مالکیت عمومی یعنی کمونیزم نیست. ودیکتاتوری پرولتاریا باید توام با خیزش وعصیان توده هایعنی جهش های کیفی انقلابی باشد. مارکسیزم که تااینزمان معتقدبودکه کمونیست فقط کسی هست که مبارزه طبقاتی راتادیکتاتوری پرولتاریاقبول داشته باشد،اکنون تکامل می یافت ومیگفت که تنهادیکتاتوری پرولتاریابتنهائی کافی نیست ومارکسیست فقط کسی هست که مبارزه طبقاتی راباانقلابات فرهنگی تحت دیکتاتوری پرولتاریا قبول داشته باشد. سازمان رهائی درآنزمان وهمچنان بعدازآن تا امروز هیچگاهی انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی تحت رهبری رفیق مائوتسه دون را قبول نداشته ویاحداقل ازآن بطورعلنی پشتیبانی نکرده است. تینگ سیائوپینگ خاین انقلاب کبیر فرهنگی را"ماجراجوئی زمان پیری مائو"میگفت وسازمان رهائی هیچ زمانی تینگ سیائوپینگ خاین راردنکرده است. سازمان رهائی وخلیفه اول داکترفیض درقبال انتقادکمونیستهاچه پاسخی میتواندداشته باشدو"کمافی السابق سکوت"نکند؟

سازمان رهائی تازمانیکه"تئوری سه جهان"به تئوری رویزیونیستی وموضعگیری خیانت به انقلاب پرولتری درسراسرجهان رسواوافشانشده بودباحزب "رنجبران ایران"دردفاع ازاین تئوری خیانت به انقلاب پرولتری رقابت میکرد. آن حزب به نوکری خمینی واین سازمان به مداح خمینی مبدل شده بودند. خلیفه داکترفیض درقبال انتقادکمونیست های افغانستان ازخیانتهای که این تئوری درحق طبقه کارگروخلق جهان باخودبه ارمغان داشته،چه دفاعی میتواندازخودبکند؟هردفاعی تف چندمنی سربالااست که برروی رهبروخلیفه اش پس می افتد. هراس وواهمه ازبرگشت این تف است که خلیفه بزرگ"کمافی السابق"سکوت اختیار میکند.

ازسقوط سوسیالیزم درچین چهاردهه میگذرد،هشت سال بعدازمرگ مائوتسه دون تشکیل جنبش انقلابی بین المللی برپایه درک عمیقترازمارکسیزم لنینیزم اندیشه مائوتسه دون به وجودآمد. این جنبش نشان دادکه کارمائوتسه دون برابراست باکارمارکس ولنین.مائوتسه دون کارمارکس ولنین رابطورخلاقانه هم درفلسفه، هم درسیاست وهم درعلم اقتصادسیاسی سوسیالیستی تکامل داده است. از سال 1984تا امروزحدود32سال میگذرد. سازمان رهائی درمدت این 32 سال هنوزهم کارهای مائوتسه دون رابه انقلاب درچین محدودمیکند. این محدودسازی بطورخاینانه جهانشمول بودن کارمائوتسه دون رانفی کرده و"مائویزم"رانتنهاردبلکه طوریکه درهمین اعلامیه نیزدیده میشودباکنایه وتمسخرآنرادرجمله استعمال میکند. آیاخلیفه اول داکترفیض واصحابش میتواننددرقبال انتقادکمونیست هابراین رویزیونیزم عریان حرفی داشته باشندو"کمافی السابق سکوت"نکنند؟

بعدازتجاوزاشغالگران امپریالیست، امپریالیست هاجنایتکاران جهادی وروشنفکران تسلیم شده وتسلیم طلب اروپاوامریکانشین رادربن گردهم آوردندتابه واسطه آن هایک دولت مستعمراتی رابه وجود آورند. سازمان رهائی نیزدراین گردهمآئی ننگین ووطنفروشانه شرکت داشت ودرکناردوستم، سیاف، خلیلی، محقق وعبدالله عبدالله، یونس قانونی وفهیم نشسته ومعاهده ننگین بن راامضاکرد. این سازمان اکنون همان افرادی راکه خوددرکنارآنهانشسته ومانندآنهابراین معاهده خیانت ملی مهر تائید کوبید، به بادفحش وناسزاگرفته وآنهاراجنایتکارمیگوید. آیامگرآنهاقبل ازمعاهده ننگین بن جنایتکارنبودند؟آیااین عالیجنابان نمیدانستندکه باآنهایکه هزاران تن شعله ای رابقتل رسانیده وده هاتن ازرفقای خوداینهارا کشته اند، برسریک میزنشسته وهمسان وهمرنگ یک پیمان خیانت راامضا میکنند؟ بااینوصف آیا اینها چیزی دارندکه درمقابل انتقادکمونیستهای انقلابی چیزی بگویندوخفه خون نگیرند؟

بعدازآنکه امپریالیستهایک دولت پوشالی وننگ آفرین رادرکابل نصب کردند،اینهامانندجنایتکاران جهادی،خاینین ملی وتسلیم شده هاوتسلیم طلبان وجاسوسان امپریالیست های اشغالگردراستحکام این دولت پوشالی دست ازآستین بیرون کشیدند. وچه ازطریق بردن انجوهای امپریالیستی دربین مردم،چه ازطریق شرکت درمجلس سناوپارلمان مزدوروچه ازطریق پرکردن پست های دولتی وچه ازطریق تبلیغات وغیره این رژیم میهنفروش راتقویت کردند.این سازمان حداقل یک حزب رسمی ثبت شده در وزارت عدلیه، داخله واطلاعات وکلتورداردکه بطوررسمی فعالیت میکند(حزب همبستگی).حزب همبستگی(بخوان همبستگی باارتجاع)جای"راوا"راکه قبل ازتجاوزامپریالیستها،سازمان رهائی ازآنطریق حرفهایش رامیزدوفحاشی هایش راانجام میداد، گرفته است. با اینحال آیا بازهم این سازمان میتوانددرپاسخ به انتقادات کمونیست های افغانستان چیزی گفتنی داشته باشدو"کما فی السابق"خفه خون نگیرد؟

مامیتوانیم هزاران دلیل دیگررابه قلم بیاوریم ونشان بدهیم که چراخلیفه بددهن وبی ادب داکترفیض و بزرگترین رویزیونیست وطنی مادرمقابل مامجبوراست سکوت کند. اماماآنرا"سکوت با تمکین" نمی گوئیم،بلکه "دهن بستن شرمسارانه"،"سرفرودانداختن بزدلانه"و"گوشه دنج پالیدن خایفانه"مینامیم. شرم وننگ بادا بر کسانی که هم خودراانقلابی میگویندوهم درمقابل مخالفین سیاسی وایدئولوژیک شان خفه خون میگیرندوسکوت میکنند. ولی ما به خلیفه داکترفیض توصیه میکنیم که بهتراست سکوت کند وآنطوری که رفیق حزب کمونیست مائویست افغانستان میگوید"زبان بدهن خاموش بهتر!".

 

سازمان رهائی میگویدکه چون جریان گفتگوهای رفقای شان باحزب کمونیست(مائویست)افغانستان افشاشده"..موضوع توسط مائوئیستهای مجازی منتشرگردیده"لذاما این اعلامیه را می نویسیم. واگرموضوع افشانمیشدو"مائویست ها"آنرانشرنمیکردند"شگفتی خشماگین تعدادی ازرفقاودوستان درداخل وخارج" واقع نمیشد.ومابرروی آن خاک می انداختیم.

چنین است اسلوب کارتشکلهای ضدتوده ای! نزد اینگونه سازمانهامعیارهای مبارز طلبانه ایدئولوژیک وجودنداردکه برطبق آنهابه حملات دشمنان سیاسی وایدئولوژیک شان بمقابله برخیزندوازخودوخط سیاسی ایدئولوژیک شان دفاع کنند. درحالیکه یک تشکل کمونیستی ولوخیلی ضعیف، تا حد ممکن مبارزه میکند، زیرابرایش معیارهای "مبازره جویانه ایدئولوزیک"مطرح است.

اعلامیه میگویدکه"تعدادی ازرفقاودوستان درداخل وخارج"براین "به گفتگونشستن باحزب کمونیست (مائویست)افغانستان" شگفت زده وخشمگین شده اند! دراین جا موضوع خارج نشینی چنان دراعلامیه ظاهر میشودکه هرکس رابه یادضرب المثل"یک بام ودوهوا" می اندازد.

-        ازیکطرف "رفقا ودوستانیکه"درخارج زندگی میکنندآنقدرمهم وصاحب وزنه میشوند که شگفتی وخشم آنها زمین وزمان رامیلرزانندو"سکوت کمافی السابق حضرت خلیفه"رامی شکنانندوایشان رابرمنبربددهنی بالامیکنند. وانقلابیونیکه درخارج زندگی میکنند"سوسیال- سرگردان"،"افرادغیرجدی"،"ناصادق"،"خلموک"و..غیره میشوند.هیچ اهل سیاست تشکلهای اپورتونیستی و رویزیونیستی سفاهت خنده آوری به این مقیاس راازخودتبارزنداده است.

-        ازطرف دیگر؛این "رفقا ودوستان سازمان رهائی"درخارج کی هاهستند؟درکجا از خود کوچکترین نشانه ای ازانقلابی بودن رانشان داده اند؟ درفصل دوم بطور مفصل"رفقا ودوستان سازمان رهائی"رادرخارج به صحبت میگیرم. ادامه دارد

مائویست های افغانستان

16جولای 2016