Monday, 20/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶
ÓیÇÓی

 

درمحکومیت سیاه روز"6جدی"

روزتهاجم نظامی سوسیال امپریالیسمشوروی به افغانستان

ششم جدی یکی ازروزهای سیاه درتاریخ این سرزمین است. سوسیال امپریالیسم شوروی بتاریخ ششم جدی سال ( 1358) خورشیدی افغانستان را اززمین وفضا وحشیانه مورد تهاجم نظامی قرارداده وآنرا برای مدت یکدهه به سلطه استعماری اش درآورد. "6 جدی" پیآمد شوم کودتای ننگین "7 ثور" سال (1357)خورشیدی استکه توسط باندهای رویزیونیستی خلقی پرچمی ها وبا همکاری مستقیم دستگاه های جاسوسی سوسیال امپریالیسمشورویصورت گرفت.حزب دموکراتیک خلقبدستوردولت سوسیال امپریالیسم شوروی درسال ( 1343) خورشیدی توسط تعدادی ازتحصیل کرده های مزدورمنش وخود فروخته برهبری نورمحمد تره کی تشکیل گردیده وبعد ازمدتی به دوجناح خلق و" پرچم" منشعب گردید. سوسیال امپریالیسم شوروی درنیمه دوم دهه پنجاه قرن بیستم میلادی با صدورسرمایه زیرنام کمکهای مالی، نظامی وتخنیکی؛سلطه اقتصادی، سیاسی، نظامی اش رادرافغانستان تحکیم کرد.سوسیال امپریالیسمشوروی باجلب همکاریهای نزدیک"داوود"صدراعظم وقت ویکی ازدوعنصرمقتدردردربارسلطنتهرچه بیشتردرنفوذوسلطه اش برافغانستان افزود. ورویزیونیستهای خلقی پرچمی نقش ستون پنجم را دردولت بازی می کردند. افغانستان منحیث کشوری نیمه فئودالی ونیمه مستعمره تحت سلطه سوسیال امپریالیسمشوروی،امپریالیسم امریکاودیگرکشورهای امپریالیستیقرارداشت.دردربارسلطنت،ظاهرشاه خواهانتداوم وابستگیبه امپریالیستهای غربی بود وداوودخواهان وابستگیهای بیشتربه سوسیال امپریالیسمشورویوبلوک سوسیال امپریالیستیشرق.درآن شرایط ابرقدرت امپریالیستی امریکاوابرقدرت سوسیال امپریالیستی شوروی درجهت تسلط برجهان خاصتاً برکشورهای تحت سلطه درآسیا، افریقا وامریکای لاتین سخت باهم رقابت می کردندوافغانستان بنابرموقعیت جیوپولیتیک وجیواستراتیژیک مهم وحساس آن درقاره آسیا،موردرقابتهردوابرقدرت امپریالیستیغارتگرقرارداشت؛لیکن نفوذوسلطه اقتصادی،سیاسی،نظامی وفرهنگی سوسیال امپریالیسم شوروی برافغانستان بیش ازامپریالیستهای غربی بود وسالانه دههاتن ازفارغان صنوف دوازدهم لیسه ها جهت فراگیری تحصیلات عالی دررشته های مختلف منجمله رشته نظامی به این کشوراعزام می شدند.ارتش درافغانستان حداکثرتحت تسلط وکنترول دولتشورویقرارداشت وجناح نظامی حزبدموکراتیک خلق درارتش تشکیل شده ومامورین"ک گ ب"و"جی آریو"بنام مستشارنظامینیزدرآن فعالیت می کردند.

دراوایل دهه پنجاه خورشیدیتضاد بین داوود وظاهردردربارسلطنت (دررأ س طبقات حاکم فئودال وکمپرادور) برسرچگونگی تنظیم اموردولت وادامه حاکمیت این خاندان تشدید گردید. این مطلب را ظاهر(پادشاه سابق) دوسال قبل ازمرگش درمصاحبه ای بارادیو بی بی سی اظهارداشت. لیکن داوودبه استفاده ازغیبت ظاهروبا کمک افسران خلقی پرچمی و مستشاران روسیطی کودتای نظامی ظاهراً "بدون خون ریزی"بتاریخ 26 سرطان سال 1352 ظاهررا ازسلطنت خلع و"جمهوری" خود خوانده اش را اعلام نمود. داوود کودتایش را انقلاب ملی خواند. دولت جمهوری ازجناح اطرافیان نزدیک به داوود وجناح خلقی پرچمی ها تشکیل شده وتسلط سوسیال امپریالیسم شوروی برافغانستان بیش ازقبل گسترش یافت.باگذشت چندسال معدود دولت جمهوری داووددچاربحران شدیدی شده ، بیکاری وفقرافزایش یافته واستبداد وخود کامگی تشدید گردید ونا رضائی عمومی درکشورافزایش یافت.داوود ازطریق تدویر" لویه جرگه عنعنوی" (همان "چراغ جادوئی" طبقات حاکم فئودال وکمپرادورملیت پشتون که طی حدود سه صد سال اخیرفرمان روائی خاندانی خودرابوسیله ای آن تحاکیم وتداوم بخشیده اند) تداوم فرمان روائی خودرا مشروعیت بخشید!.داوود درسال (1356) خورشیدی جهت خلاصی ازبحران عمیق اقتصادی واجتماعی وحفظ قدرت دولتی اش، به جانبامپریالیستهای غربی ودستیاران منطقه ای آنها(دولتهای ایران، عربستان سعودی ومصر) مراجعه کرده ووعده مبالغنسبتاً بزرگ کمک ازجانب آنها دریافت کرد. گرایش داوود به امپریالیستهای غربی،خشم حامیان روسی وی را برانگیخت وبه سرعت اقدام کرده وجناح نظامی باندهای خلقی پرچمی ها درارتش با مداخله مستقیم افسران روسی عضو(ک گ ب وجی .آر. یو) بتاریخ " 7 ثور"سال (1357) طی یک کودتای نظامی خونین، رژیمداوود را سرنگون کرده وداوود وتمام اعضای فامیل ونزدیکان وی دربخش ملکی ونظامی وبخش اعظم افراد گارد ریاست جمهوری ویرا بقتل رساندند.

رویزیونیستهای خلقی پرچمیکودتای فاجعه بار" 7 ثور"را انقلاب خوانده ودولت فاشیستی وضد خلقی خودرا جمهوری دمکراتیک خلق نام نهادند. کودتاگران " 7 ثور" که فاقد کمترین پایه مردمی درکشوربودند، سعی کردند تا با شعارهای بظاهرمترقی علیه فئودالیزم وامپریالیسم و توده خواهی مضحک وپیاده کردن چند رفورم سطحی اجتماعی وانجام رفورم ارضی حمایت توده های خلق را جلب کنند؛ اما این ترفندهای رویزیونیستی، بورژوائی آنها نتوانست موجب حمایت توده های خلق ازرژیم آنهاگردد.زیراماهیت ایدئولوژیک-سیاسی ضد انقلابی حزب دموکراتیک خلق وخصلت طبقاتی ضدمردمی رژیم کودتائی وسابقه مزدوری وخود فروختگی باندهای خلقی پرچمی به سوسیال امپریالیسم شوروی ازسالها قبل توسط نیروی سیاسی مترقی ومردمی منسوب به جنبش دموکراتیک نوین برای مردم افغانستانافشا شده بود. یگانه اقدامی که این رویزیونیستهای مزدوردرباره ای آن بگونه اغراق آمیزتبلیغ می کردند، اصلاحات ارضی بورژوائی وغیردموکراتیک آنها بودکه دراصل به منظورتقویت بخش سرمایه های بوروکراتیک دولت آنها وفراهم ساختن زمینه فعالیت برای سرمایه های سوسیال امپریالیستیانجام گردید. هدف ازانجام اصلاحات ارضی بوسیله طبقات ارتجاعی حاکم وابسته امپریالیسم درکشورهای تحت سلطه امپرسالیسم ، نه بهبود زندگی دهقانان بیزمین وکمزمین ورهائی آنها ازاستثماروستم فئودالی وکمپرادوری که مهیاساختن زمینهجهت فعالیت بیشترسرمایه های کمپرادوروبوروکراتیک وسرمایه های امپریالیستی دراین کشورها می باشد. رهبران رژیم کودتائی تصورمی کردند که باانجام اصلاحات ارضی می توانندتوده های دهقانان بیزمین وکارگرانرا به جهت حمایت ازرژیم شان بکشانند؛ اماحاکم کردن اختناق واستبداد وحشیانه درجامعهبعد ازمدت زمان کوتاهی ماهیتضد خلقی وضد بشری رژیم برای اکثریت قاطع توده های خلق منجمله دهقانان وکارگرانبرملا گردید. باندهای خلقی پرچمیازآغازحاکمیت ننگین شانازهیچگونه اعمال ستم ،وحشت وبیدادگری علیه باشندگان این سرزمین خودداری نکرده وزیرشعاراینکه "هرکس باما نیست باید سرکوب ونابود شود"وحشت وبربریت رابرجامعه مستولی ساختند. تعقیب ودستگیری، زندان وشکنجه های سبعانه وضدانسانی واعدامهای بدون محاکمه دردستورکاردولت مزدورقرارگرفته وهزاران تن ازفرزندان مترقی وآزادی خواه ومیهن دوست این سرزمین راخاینانه وجنایتکارانه به جوخه های اعدام سپرده ویا زنده بگورکردند. فضای رعب ووحشت وعدم مصئونیت جانی اکثریت توده های خلق خاصتاً نیروها وافراد آزادی خواه ومیهن دوست را درسراسرکشوربه شدت نگران ساخته ونارضائی عمومی هرچه بیشترگسترش یافت وتضادخلق بارژیم سفاک ومزدورمنحیث دشمنانسوگند خورده خلق ومیهن تشدید گردیده وتوده های خلق بعد ازچند ماه علیه رژیم شورش وقیامکردند. با شورشها وقیامهای خود جوش وبرحق توده های مردم خاصتاً آن کتله های ازدهقانان بیزمین که ازدولت قطعه زمینی دریافت کرده بودند، رژیم رابوحشت انداختهوهرچه گسترده تراقدام به دستگیری وکشتارمخالفین سیاسی اش وتوده های شورشگرمردمنمود. با وحشت وجنایات گسترده رژیم، توده های خلق متوسل به سلاح شده وجنگهای چریکی علیه رژیم مزدورآغازگردیده وباکمترین وقت تقریباً درسراسرکشورگسترش یافت ورژیم پوشالی به رهبری حفیظ الله امین سفاک وجنایتکاررا به لبه پرتگاه سقوط قرارداد.

سردمداران کرملین، تزاران نوین که تسلط دایمی برافغانستان ومنطقه راازجمله اهداف استراتیژیک شان می دانستند جهت نجات رژیم محتضردرکابل بتاریخ "شش جدی"سال (1358) خورشیدی(27 دسمبر1979 میلادی) با ارتش (120) هزارنفری با سازوبرگ نظامی پیش رفتهافغانستان رابه اشغال نظامی درآورده وسلطه استعماری خودرا قایم کردند. سوسیال فاشیستهای روسی حفیظ الله امین این سگ پاسبان منافع شان رانا کارآمد تشخیص داده واورا زیرنام جاسوس"سیا" امریکا بقتل رسانده وببرک خاین ووطن فروش( شاه شجاع دوم) ازجناح "پرچم" را دررأس دولت مستعمراتی نصب کردند. افغانستان تحت سلطه استعماری سوسیال امپریالیسم شوروی وحکومت دست نشانده اش بیش ازقبل برای توده های خلق زحمتکش ونیروهای انقلابی ومترقی وآزادی خواه به زندان مخوفی مبدل شده وهزاران تن آنها رادستگیرکرده وبقتل رساندند ویا طی سالیان طولانی درزندانهاشکنجه کردند. ماشین پروپاگند رژیم دست نشانده وسوسیال امپریالیسمشوروی ودیگرکشورهای سوسیال امپریالیستی عضوپیمان "وارسا" وکشورهای وابسته واقمارآنهادرجهاناین اشغالگری وتسلط استعماری را کمک انترناسیونالیستی به مردم افغانستان تبلیغ کردند تابه بزعم شان خلقهای ناآگاه کشورهای خود وجهان رااغوا کنند. امابا جنایات گسترده وکشتاروحشیانه خلق مظلوم وبیدفاع افغانستان توسط ارتش متجاوز شوروی ودولت دست نشانده هرچه بیشتراین نیرنگ استعماری آنها درنزد خلقهای جهان افشا شده وچهره سیاه استعمارگری وخصلت جهانخواری سوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم مزدورش درافغانستانبیش ازقبل افشاگردید. البته نقش ماشین تبلیغات امپریالیستهای غربی وکشورهای وابسته آنهادرمنطقه وجهان دراطلاع رسانی ازاوضاع افغانستان ونمایش صحنه های کشتاروجنایات سوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم جنایتکارخلقی پرچمی سازائیها علیه خلق مظلوم افغانستان وفراردسته جمعی میلیونها تن به کشورهای همجوارپاکستان وایران وکشورهای دیگربرجسته بود. پرواضح است که این تبلیغات گسترده نه بخاطر حمایت ازمردم افغانستان که بمنظورفشاروارد کردن وضربت زدن به رقیب سوسیال امپریالیستی آنها صورت می گرفت.ارتش اشغالگرروسی وارتش رژیم دست نشانده شنیع ترین جنایات وتجاوزات را علیه خلق ستمدیده افغانستان روا داشته وبیش ازیک ونیم میلیون تن ازمردم افغانستان را با بمب بارانهای وحشیانه توسط طیارات جنگی وبه توپ بستن خانه ها وقریه هاواعدامهای دسته جمعی به قتل رسانده وبیش ازیک میلیون تن رامعلول ومعیوب کرده وحدود شش میلیون تن رامجبوربه فرارازکشورساخته که درکشورهای پاکستان وایران به وضعیت فاجعه باری گرفتارشده ودرشرایط فقروگرسنگی وتنگدستیوتوهین وتحقیر(خاصتاً توسط شئونیستهای ملیت فارس درایران) وانواع مشکلات ومصایب گرفتارآمدند. ارتش متجاوزسوسیال فاشیستهای روسی ورژیم مزدورآن براساس اتخاذ "پالیسی سرزمین سوخته" هزاران قریه وحاصلاتهزاران جریب زمین وباغ راسوختاندند تا ساکنین آنها فرارکرده وامکان پناه گیری وفعالیت گروه های چریکی علیه ارتش آنها دربین مردم محدود گردد. رژیم مزدورخلقی پرچمی ها وباداران روسی آنهاافغانستان راچنان ویران وبی ثبات ساختند که بعد ازآن تا کنون به اشکال متفاوت به همان وضعیت فاجعه بارادامه یافته است.

رژیم خلقی پرچمی ها واستعمارگران روسی شبکه جاسوسی گسترده راتشکیل داده وعلیه خلق خاصتاً نیروهای آزادی خواه بکارگرفتند. فرد فرد ازاعضا وهواداران حزب دموکراتیک خلق علیه خلق افغانستان جاسوسی می کردند. حتی ملاهای خادیست درمساجد وتکیه خانه هاعلیه مردم جاسوسی می کردند وگروه های موسیقی با آوازخوانهای خادیست ازطرف "خاد" تشکیل شده وبا شرکت درمحافل مختلفعلیه مردم جاسوسی می کردند. رژیم فاشیست واشغالگران روسی زندگی توده های مردم را درهمه جهات تحت نظرشدید قرارداده وفعالیتهای روزمره آنهارا کنترول می کردند. شنیدن رادیوهای کشورهای غربیجرم شناخته شده وشنوندگان آنها به اتهام هواداری ازکشورهای غربی مورد تعقیب وزندان وشکنجهقرارمی گرفتند. ده ها تن ازمتخصصین رشته های مختلف علوم را که با رژیم مزدوروسلطه استعماری سوسیال امپریالیسمشورویمخالفت کردند بقتل رسانده ویامجبور بفرارازکشورساختند. حتی برخی افراد را بجرم تحصیل درکشورهای غربی شکنجه کرده وبقتل رساندند.اما زمانیکه نظم سوسیال امپریالیستی باداران روسیشان وکلاً بلوک سوسیال امپریالیستی درآغازدهه نود میلادی فروپاشید،این خود فروخته ها ومزدوران ذلیل وسفلهبی صاحب شده وامپریالیسم فدراسیون روسیه جیره های نوکری وجاسوسی آنهارا قطع کرد؛ تعداد زیادی ازاین چاکران امپریالیسم واستعماربنابرخصلت ومهارتی که به مزدوری وجاسوس به بیگانه ها داشتند ودارند؛ فوراً آخورعوض کرده وبااظهارندامت ونثارنفرین ودشنام برزنده ومرده باداران سابق تعداد زیادی ازآنهابخدمت سرویسهای جاسوسی دولتهای امپریالیستی غربی ودولتهای ارتجاعی منطقه(پاکستان وایران)درآمدند. نورمحمد تره کی وچندین تن دیگرازاعضای مرکزی حزب رویزیونیستی دموکراتیک خلق طی سالها برای سفارت دولت شوروی درکابل جاسوسی می کردند. این موضوع بعد ازفروپاشی نظم سوسیال امپریالیستی دراسناد این کشورمنتشرگردید. وروسها حفیظ الله امین راجاسوس دوجانبه معرفی کردند که هم برای سازمان" سیا" امریکا وهم برای سازمان" ک گ ب" دولت شوروی جاسوسی می کرده است. تزاران نوین ورژیم مزدورآنها طی چهارده سال افغانستان را درهمه عرصه ها ویران کرده وصدمات وخسارات جبران نا پذیری رابرخلق وکشوروارد کرده ودست آوردهای معنوی ومادی صدسال اخیرمردم افغانستان رانابود کردند.سوسیال فاشیستهای روسی که ماشین بزرگ نظامی شان راشکست ناپذیرتصورمی کردند؛ دربرابرجنگ مقاومت ومقاومتهای همه جانبه مردم افغانستان زبونانه شکست خوردند. این موضوع را حتی گورباچوف ازسردمداران کرملین اقرارکرد که ارتش آنها درافغانستان برای مدت ده سال درپرتگاه مرگباری گیرمانده بود. ارتش اشغالگربا حدود( 20 هزار) کشته وده ها هزارزخمی وهزاران معلول جسمی ودماغی شکست مفتضحانه رامتحمل شده ومجبوربه ترک افغانستان گردید.یکی دیگرازجنایات سبعانه وضدانسانی سوسیال فاشیستهای روسی ورژیم خلقی پرچمی هاغرس وتعبیه بیش ازده میلیون مین ضدنفروضد وسایط درسراسرخاک افغانستان درمزارع وچراگاه ها است که بیش ازسه دهه اخیرهمه روزه ازخلق مظلوم افغانستان قربانی می گیرد وتا کنون هزاران تن کودک وبزرگسال توسط انفجاراین مینها کشته ومعلول ومعیوب شده اند. موارد فوق شمه ای است ازجنایات وحشیانهسوسیال فاشیستهای روسی ورژیممزدوروفاشیست خلقی پرچمیهادرافغانستان. عمق وگستردگی جنایات رژیم خلقی پرچمیها وباداران روسی آنها بحدی است که درتاریخ این سرزمین کمتردیده شده است. رویزیونیستهای خلقی پرچمی بامخالفین سیاسی شان ومردم افغانستان جنایتکارانه وسبعانه رفتارکردند. این ناشی ازبی پایگی توده ای وترس آنها ازمردم ومخالفین سیاسی شان بود. وبا اولین شورشها وقیامهای خود جوش توده های مردم علیه رژیم آنها، دامنه وحشت وکشتارراهرچه وحشیانه ترگسترشدادند.آن شورشهای طی مدت زمان کوتاه ازعمرنکبتباررژیم کودتائی، نتیجه جنایات واعمال وحشیانه وضدانسانی خودآنها وباداران روسی شان بود.آن همه جنایات ووحشیگری ناشی ازماهیت وخصلت طبقاتی رژیم وایدئولوژی وسیاست ضدانقلابی وضدمردمی وضدبشری حاکم برآن وباداران روسی آنها بود. درنده خوئی وسبعیت جزء سرشت امپریالیسم وطبقات ارتجاعی است."دموکراسی" وفاشیسم امپریالیسم وارتجاع دوروی یک سکه است. داغ ننگ این همه جنایات وخیانتهاوتجاوزاتوانواع ستم ومظالمی که برخلق مظلوم این سرزمین رواداشته اند، برجبین سیاهفردفرداین مزدوران ذلیل وفرومایه وباداران روسی آنهاتا ابد باقی است.

با حمله نظامی واشغال کشوربوسیله ارتش سوسیال امپریالیسم شوروی تضاد ملی وطبقاتی خلقهای ملیتهای مختلف افغانستانباسوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم مردوربیش ازقبل تشدیدگردیده وشورشها وقیامهای هرچه گسترده درسراسرکشورصورت گرفتند.صدها دسته وگروه چریکی وجبهات جنگ مسلحانه ازتوده های خلق تشکیل شده ودرجهت دفاع ازآزادی وکسب استقلال کشوربه جنگ مقاومت علیه ارتش اشغالگرورژیم مزدوزادامه دادند. به استثنای هواداران رژیم مزدورخلقی پرچمی ها ومشتی ازعناصرخاین به خلق ومیهن ازجمله تعدادی اززمینداران بزرگ،تاجران کمپرادور،سران اقوام وقبایل وتعدادی هم ازافراد منفعتجواوستعمارزده درچوکاتجبهه ملی پدروطنمتشکل شده وازرژیم مزدوروارتش اشغالگرحمایت کردند وبخش کوچکی هم نسبت به آنچه برخلق وکشورشان می گذشت بیطرفی اختیارکردند.باقی اکثریت قاطع باشندگان این سرزمیندرسطوح مختلف با رژیم مزدورواشغالگران روسی درمخالفت وتضاد قرارداشته وبه شیوه ها واشکال مختلف ازجنگ مقاومت مردم علیه اشغالگران روسی ودولت مزدورآنها حمایت وپشتیبانیکردند. با آغازقیامها وشورشهای توده های خلق؛ سازمانها وگروه های مختلف منسوب به جنبش دموکراتیک نوین درکنارتوده های خلق بپاخاسته قرارگرفته ومبارزه مسلحانه رابه منظورطرد اشغال وسلطه استعماری سوسیال امپریالیسم شوروی وسرنگونی حاکمیت رژیم باندهای خلقی پرچمی فداکارانه وشجاعانه به پیش بردند. لیکن بعضی ازاین گروه ها درمنجلاب تسلیم طلبی طبقاتی وملی قرارگرفته وضربات سختی را برجنبش مترقی وانقلابی کشوروارد کردند.ازجانب دیگرتعداد زیادی ازافراد منسوب به جریان دموکراتیک نوین(شعله جاوید) درداخل جبهات جنگ مقاومت توسط گروه های ارتجاعی اسلامی خاصتاً حزب اسلامی گلب الدین، جمعیت اسلامی ربانی مسعود وحزب وحدت اسلامی (برهبری مزاری، خلیلی ومحقق) کشته شدند. بخشی ازنیروهای جنبش دموکراتیک نوین مانند "سازمان پیکاربرای نجات افغانستان" به اثرتوطئه های خصمانه وحملات جنایتکارانهگروه های ارتجاعی اسلامی مجبوربه ترک جبهه جنگ گردید.تشکل سامابعدازاعدام مجید فقید توسط رژیم جنایتکارخلقیپرچمیهاواشغالگران روسی، خط مشی مبارزه برای پیروزی جمهوری اسلامی رابرگزیده وبه تبلیغ وترویج اسلام مبارز پرداخت. رهبری سامادراواخرسال (1360)درپرتگاه تسلیم طلبی طبقاتی وملی سقوط کرده وبه دولت مزدوروارتش اشغالگرروسی تسلیم شد وتحت رهبری "خاد" وارتش روسی به خلق ومیهن خیانت کرد. گروه رویزیونیستی سازمان رهائی افغانستان با احزاب ارتجاعی اسلامی متحد شده وجهت تشکیل "جمهوری اسلامی"مبارزه کرده واسلام راآئین رهائیبخش دربین توده های خلق ناآگاه تبلیغ وترویج کرد. باین ترتیب درجهت تحقق اهداف طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوروامپریالیستهای غربی وسوسیال امپریالیسم چین فعالیت کرده ومسئولیت به گمراهی کشاندن توده های خلق وشکست مبارزات آزادیخواهانه آنهارادرکناراحزاب ارتجاعی اسلامی بعهده دارد.سازمان رهائی افغانستانازکمکهای تسلیحاتی ومالی دولت سوسیال امپریالیسم چین وامپریالیستهای غربی نیزبهره مند بود.

با تهاجم نظامی سوسیال امپریالیسم شوروی به افغانستان، تضاد بین ابرقدرت امپریالیستی امریکا وابرقدرت سوسیال امپریالیسم شوروی تشدید گردیده ودرآن شرایط افغانستان به گره گاه تضادبین دوابرقدرت امپریالیستی وسوسیال امپریالیستی مبدل گردید. بلوک امپریالیستی غرب وسوسیال امپریالیسم چین ودولتهای پاکستان وعربستان سعودی وایران زیرپوششحمایت ازجنگ آزادی خواهانه مردم افغانستان بصورت گسترده درآن مداخله وتخریبکاری کردهوگروه های ارتجاعی اسلامی رامسلح کرده وباامکاناتمالی وحمایتهای سیاسی آنهارا بررهبری جنگ مقاومت مردم افغانستان تحمیل کردند. اینها هزاران تن ازگروه های ارتجاعی اسلامی ازکشورهای عربی وغیرعربی را بسیج ومسلح کرده کرده وآنهارابه افغانستان فرستادند.احزاب وتنظیمهای ارتجاعی اسلامی این نوکران امپریالیستهای غربی ودولتهای ارتجاعی منطقه درمناطق تحت کنترول شان درروستاهای کشورشنیع ترین جنایات وتجاوزات راعلیه خلق مظلوم مرتکب شده وبا اخاذی ودزدی وغارتگری صاحب ثروتهای کلانی شدند. چندین گروه چریکی مربوط به این تشکلها بنا برماهیت ایدئولوژیک-سیاسی واهداف طبقاتی شان خاصتاً ازجمعیت اسلامی ربانی، حزب اسلامی گلب الدین وحزب وحدت اسلامی به دولت مزدوروارتش اشغالگرتسلیم شده وبیش ازقبل علیه خلق وکشورجنایت وخیانت کردند.بهمین صورت " شورای نظار" مربوط به جمعیت اسلامی برهبری احمد شاه مسعود ازسال ( 1983) میلادی با دولت مزدورپرچمی خلقیها وسران ارتش اشغالگرروسی پروتوکول تسلیمی امضا کرده وتا آخرکه ارتش اشغالگرروسی خاک افغانستان را ترک کرد ودولت مزدورآنها برهبری نجیب الله احمدی زی جنایتکاروقاتل مردم افغانستان مشهوربه (جلاد خاد) سقوط نمود؛ احمد شاه مسعودعلیه ارتش اشغالگرروسی وارتش دولت مزدورفیرنکرد. لیکن تنظیم جمعیت اسلامی وباداران خارجی اش با تبلیغات پوچ وافسانه سازیهای مضحک وتهوع آورازاوقهرمان ملی(بخوان قهرمان تسلیمی به دشمنان خلق ومیهن وکشتارافرادآزادی خواه درجبهات جنگ مقاومت) به تصویرکشیده وقبراورابه زیارتگاه توده های عوام ناآگاه مبدل ساخته اند. دولت دست نشانده استعماربرهبری کرزی مزدوربگونه رسمی باین همپاله اش لقب قهرمان ملی داده وباین ترتیب خلق ناآگاه افغانستان رانسبت به کارنامه های خیانتبارچنین عناصری به گمراهی کشاند. به همین صورت تعدادی ازگروه های جهادی طی سالها با دولت مزدورواشغالگران روسی دررابطه وهمکاری قرارداشتند وبهمین اساسحزب اسلامی گلب الدین با جنرال" تنی" ازجناح خلقی ها وزیردفاع دولت مزدورمتحد شده وکودتای نظامی را با حمایت " آی اس آی" دولت پاکستان علیه رژیم مزدوربرهبری نجیب الله احمدزی سازمان داد که شکست خورد.تاریخ این سرزمین گواه است که عناصروگروه ارتجاعی اسلامیدرهیچ برحه ای ازتاریخ ازاستقلال این سرزمین وآزادی توده های خلق دفاع نکرده وکارنامه سیاه این نوکران استعماروامپریالیسم درتاریخ افغانستان ثبت است.

ازآنجاییکه جنگ مقاومت مردم افغانستان فاقد رهبری مترقی وانقلابی بود؛ لذا نیروهای اسلامی جنایتکاروخاین این دشمنان خلق ومیهن ، حاصل خون صدها هزارتن ازخلق مظلوم وستمدیده ودرد ورنج ومصایب میلیونهاتن دیگرازمردم افغانستان رابا باداران خارجی شان مورد معامله قرارداده وبا باندهای جنایتکاروقاتل مردم افغانستان وویران کنند گان کشور(باندهای خلقی پرچمی، سازائی وملیشه ای برهبری رشید دوستم ) متحد شده ودولت اسلامی را تشکیل داده وشنیع ترین جنایات ووحشیانه ترین تجاوزات را علیه خلق کشورانجام دادند.گروه های اسلامی جهادی، ملیشه های مزدورروسی برهبری رشیددوستم وملک وباندهای خلقی پرچمی،سازائیدرجنگهای جنایتکارانه وویرانگربرسرتقسیم مقامهای دولتی وبرآورده ساختن خواستهاواهداف باداران خارجی شان،بیش ازشصت هزارتن ازشهریان کابل را جنایتکارانه کشتند، تعدادزیادی اززنان را موردتجاوزقراردادند، شهرکابل را غارت وویران کردند، تمام دارائیها، وسایل ووسایط نظامی ووسایل ادارات دولتی را به یغمابردند. موضوع اتحاد جنایتکاران خلقی پرچمی، سازائیوملیشه ای وجنایتکاران جهادینا شی ازسرشت وخصلت طبقاتی این گروه ها ی مزدورضد مردم وضد کشورمی باشد؛ زیرا تضاد بین طبقات وگروه های ارتجاعی خصلتاً تضادغیرانتاگونیستی (آشتی پذیر) است. وتضاد بین خلق ودشمنان خلق(طبقات ارتجاعی وامپریالیسم) به لحاظ ماهیت وخصلت تضادانتاگونیستی(آشتی ناپذیر) است وحل آن ازطریق جنگ انقلابی خلق برهبری یک حزب انقلابی پرولتری مسلح با خط ایدئولوژیک-سیاسی( م- ل - م) وسرنگونی حاکمیت طبقات ارتجاعی وقطع کامل سلطه امپریالیسم ممکن می گردد. اگرزمانی تضاد بین طبقات وگروه ها ی ارتجاعی تشدید شده وبا تفنگ وتوپ وتانک وطیاره علیه هم قرارگرفته وبرسرهم می کوبند؛ ولی زمانی که منافع مشترک طبقاتی آنها ایجاب نماید به صلح وآشتی رسیده وهمدیگررا به آغوش می کشند ومتحداًتوده های خلق را مورد استثماروستم قرارمی دهند. ویا درشرایطی اگرتوده های خلقعلیه طبقات ارتجاعی قیام کرده وجهت سرنگونی آنها مبارزه انقلابی را به پیش میبرند؛ طبقات ارتجاعیوابسته ونوکرقدرتهای امپریالیستی مختلف منافع وحاکمیت طبقاتی شان را درخطردیده اختلافات درونی خودرا کنارگذاشته ودرجهت سرکوب وکشتارخلق ونیروهای انقلابی متحد می شوند. موضوع درباره قدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی درعرصه جهان هم به همین منوال است. زمانی چند قدرت امپریالیستی دریک اتحاد با چند قدرت امپریالیستی دیگربه منظورغارت خلقها وملل جهان(خاصتاً درکشورهای تحت سلطه درآسیا، افریقا وامریکای لاتین) ویا به منظورتجدید تقسیم جهان درگیرجنگهای خونین وتاراجگرانه شده وده ها میلیون تن ازتوده های خلق را به قتل رسانده وویرانیهای گسترده وغیرقابل جبرانی رابوجود می آورند؛لیکن بعدازختم جنگ امپریالیستهای "فاتح" وامپریالیستهای"مغلوب"متحد ودوست همدیگرهستند. دوجنگ امپریالیستی اول ودوم درقرن بیستم میلادی این موضوع رابوضوح ثابت ساخت. درافغانستان این امربین گروه های خلقی پرچمی،سازائی، ملیشه ایوگروه های اسلامی درسال( 1371) خورشیدی صورت گرفت. وبعداً درسال(1375) جناح های ازهمین جنایتکاران ووطن فروشانباگروه طالبانمتحد شدند وعلیه دولت اسلامی جنگیدند. طبقات ارتجاعی واحزاب ارتجاعی حافظ منافع آنهادرجریان رقابتهای انتخاباتی نیزشنیع ترین فحاشیها راعلیه همدیگرکرده وسخیف ترین اتهامات رابه همدیگرنسبت می دهند؛ اما بعد ازختم انتخابات با اقتضای منافع طبقاتی مشترک شان همدیگررا بآغوش کشیده وبهم تبریک می گویند.

باحمله گروه هایاسلامی بربرجهای مرکزتجارت جهانی درنیویورک وتعمیرپنتاگون درواشنکتن، دولت امریکا،گروه القاعده را که درحمایت امارت اسلامی طالبان قرارداشت ،متهم این عملیات قرارداده ودرچوکات یک ائتلاف بزرگ نظامی بتاریخ (7)اکتوبرسال( 2001) میلادی افغانستان را وحشیانه مورد تهاجم نظامی قرارداده وبا کشتارچندین هزارتن ازخلق وستمدیده افغانستان وویرانی های گسترده رژیم طالبان را سقوط داده وافغانستان را بوسیله ( 150) هزارارتش اشغال نظامی کرده وبه مستعمره کشید.امپریالیسم امریکاوکشورهای امپریالیستی وارتجاعی عضوناتوودستیارجهانی آنها سازمان ملل متحد که هم حمله نظامی به افغانستان را تصویب کرد وهم به منظوراغوای مردم افغانستان وجهان کنفرانس" بن" را سرپرستی نمود تا ازاین طریق نظام مستعمراتی درافغانستان را دراخیرسال(2001) میلادی مشروعیت بین المللی بدهد! امپریالیستهای غارتگرامریکائی واروپائی وملل متحد دراینکنفرانس، تمام گروه های ارتجاعی خاین وجنایتکارووطن فروش راگردهم آورده ودولت دست نشانده را درکابل اعلام کردند. درکنفرانی" بن" آلمان همه گروه های ارتجاعی اسلامی، گروه ملیشه ای مزدورروسی بنام جنبش ملی اسلامی برهبری رشید دوستم ، حزب سوسیال دموکرات- افغان ملت، گروه ظاهرخان ( پادشاه سابق) وتشکل رویزیونیستی( سازمان رهائی افغانستان- راوا) وتعدادی ازتکنوکراتهاینوکراستعماروامپریالیسم شرکت کردند. وبعدازتشکیل دولت مستعمراتی تحت رهبری حامد کرزی (شاه شجاع سوم) این نوکرسازمان" سیا" امریکا؛ تشکل تسلیم طلب سازمان آزادی بخش مردم افغانستان-ساما ودیگرافراد وگروه های استعمارزده وانقیاد طلب ازداخل وخارج کشوردردولت دست نشانده شرکت کرده وبه مقامهای وزارت، وکالت، معینیت، ولایت، ریاست رسیدندوباین ترتیب جنایات امپریالیستهای امریکائی واروپائی ومتحدین آنهاودولت دست نشانده علیه خلق افغانستان راصحه گذاشته وبه خلق ومیهن خیانت کردند.دولت دست نشانده امپریالیسم واستعمارطی دوسال اخیربرهبری اشرف غنی احمد زی وعبد الله این نوکران سرسپرده امپریالیسم واستعمارتقریباً با همان ترکیب گروهی گذشته تشکیل گردیدبااین تفاوت که تعداد بیشتری ازخلقی پرچمی های جنایتکاروخاین وقاتل مردم افغانستانازهردوجناح درآن شرکت دارند. گروه های ارتجاعی مذهبی وگروه های باصطلاحغیرمذهبی تشکیل دهنده دولت دست نشانده که طی حدود چهاردهه اخیربه اشکال وشیوه های مختلف درنوکری ومزدوری قدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی منطقه قرارداشته وبه جهت اختلاف وتضاد منافع گروهی واهداف ومنافع باداران خارجی شان طی سالها علیه همدگیرتبلیغات کرده ویا باهم درگیریهای مسلحانه داشته اند؛ ولی بنابرخصلت طبقاتی واشتراک منافعشان دردولت دست نشانده استعماروامپریالیسم باهم متحد شده وخلق افغانستان را مورد استثماروستم ومظالم وحشیانه قرارمی دهند.

امپریالیسم امریکاوامپریالیستهای اروپائی درشرایط جنگ مقاومت مردم افغانستان علیه ارتش اشغالگرسوسیال امپریالیسم شوروی به کمک دولتهای ارتجاعی پاکستان وعربستان سعودی چند ده هزارتن ازگروه های ارتجاعی اسلامی راازکشورهای مختلف عربی وسایرکشورهای اسلامی برهبری اسامه بن لادن میلیونرسعودی بسیج کرده وبعد ازآموزش های نظامی وتسلیح وتمویل آنهارا درکنارگروه های ارتجاعی اسلامی بومی درجنگ علیه رقیب سوسیال امپریالیستی شان گسیل کردند؛ تا ازیک جانب رقیب سوسیال امپریالیستی شان را ضربت نظامی بزنند وازجانب دیگربا کمونیست خواندن آن ورژیم مزدورش، تبلیغات ضد کمونیستی را گسترش داده وازاین طریق اندیشه های کمونیسم انقلابی رادرسطح جهان بدنام سازند. احزاب وتنظیمهای اسلامی درافغانستان به همین منظورازهمان آغازجنگ مقاومت مردم افغانستان علیه رژیم مزدورخلقی پرچمیها وارتش سوسیال امپریالیسم شوروی، جنگ آزادی خواهانه مردم افغانستان را جنگ اسلام وکمونیسم توصیف کردند وباین صورت اذهان توده های خلق ناآگاه رانسبت به وجهه میهنی جنگ مقاومت آزادی خواهانه ای آنها متوهم ساختند. گروه های ارتجاعی اسلامی زیرهمین نام ده ها تن ازنیروهای مترقی وآزادی ازجمله نیروهای منسوب به جنبش دموکراتیک نوین را درجبهات جنگویا درکشورهای پاکستان وایران بقتل رساندند. گروه هایاسلامی خارجی که درسازمان"القاعده" متشکل شدند درکناربرادران جهادی شان شنیع ترین جنایات رادرروستاها وشهرهای افغانستان ودرکمپهای مهاجرین افغانستان درپاکستان علیه خلق افغانستان انجام دادند. همچنین باید تذکردادکه استعماروامپریالیسم ازجمله استعمارگران انگلیسی درطول قرنها درکشورهای اسلامی ازجریانات وگروه های ارتجاعی اسلامی درجهت پیشبرد اهداف ومنافع غارتگرانه ای شاندرجهت اغوای توده های خلق ناآگاه وسرکوب جنبشهای انقلابی ومترقیدراین کشورها استفاده کرده اند. این موضوع درخیزشهای خلقهای عرب درشمال افریقا وشرق میانه ازسال(2011) میلادی تا کنونبیش ازقبل آشکارگردیده است که چگونه گروه های مختلف اسلامی به کمک وحمایت همه جانبه قدرتهای امپریالیستی علی الخصوص امپریالیستهای امریکائی وانگلیسی فرانسوی جنبشهای آزادی خواهانه خلقهای این کشورهاراازمسیراصلی آن منحرف کرده وبه شکست کشاندند.درهمین اوضاع امپریالیستهای امریکائی ومتحدین آنهادرناتوگروه های مختلف اسلامی جنایتکارووحشی(طالبان،القاعده ودیگرگروهها) را ازافغانستان، پاکستان وعراق به بمنظورقبضه کردن رهبری مبارزات خلق لیبی علیه رژیم خاین وجنایتکار قذافی وسرنگونی آن به لیبی انتقال دادند. همچنین تعدادی ازاین گروه های وحشی وجنایتکاررا به سوریه برده ومبارزه آزادی خواهانه وعادلانه خلق سوریه را که علیه رژیم جنایتکاروخاین بشاراسد آغازکرده بودند ازمسیراصلی آن منحرف ساخته وآن را درجهت اهداف پلید خود وقدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی منطقه به بیراهه کشانده وطی پنج سال بیش از(300) صدهزارتن ازخلق سوریه توسط دولت سوریه که ازحمایت وکمکهای همه جانبه امپریالیسم فدراسیون روسیه ودولت ارتجاعی ایران وحزب الله لبنان برخورداراست وتوسط گروه های ارتجاعی اسلامی مخالف رژیم بشاراسد که ازکمکهای همه جانبه وحمایتهای سیاسی قدرتهای امپریالیستی امریکا وناتودولتهای ارتجاعی ترکیه، عربستان وقطربرخورداراند بقتل رسیده اند. وسوریه درشرق میانه به گره گاه تضادهای این قدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی مبدل شده است. این فقط خلق های مظلوم وستمدیده سوریه هستند که همه روزه ده ها تن آنهاتوسط ماشین جنگی هردوجناح جنایتکاروغارتگربخاک وخون کشیده شده وحدود یازده میلیون تن آنها همه هستی شان راازدست داده ودرکشورهای همسایه ویا درداخل سوریه آواره شده اند وبیش ازهشتاد درصد خاک سوریهبه ویرانه مبدل شده ومردم سوریه خسارات جانی ومالی جبران ناپذیری را متحمل شده اند.نهاراآنهار

بعد ازسقوط رژیم طالبان درافغانستان، امریکا ومتحدین آن(ناتو)جنگ غارتگرانه ای رازیرنام جنگ علیه تروریسم اسلامی علیه خلق افغانستان ادامه داده وبا انواع ترفندها وتبلیغات گمراه کننده مدعی شدند که اینها درافغانستان به منظورسرکوب ونابودی گروه های طالبان والقاعده این جنگ را به پیش می برند. درحالیکه برخلاف تهاجم نظامی به افغانستان واشغال نظامی وبه مستعمره کشیدن آن وتشکیل دولت دست نشانده متشکل ازگروه های جانی وخاین ووطن فروشبراساس نقشه های غارتگرانه استعماری امپریالیستی آنها درافغانستان ومنطقه بوده که تاکنون ادامه داشته وقراراست که تا سالهای دیگرنیزادامه یابد.بوضوح عیان است که اشغال نظامی وسلطه استعماری امپریالیستهای امریکائی وناتودرافغانستان نه به منظورنابودی گروه های طالبان والقاعده وحقانی وگلب الدین وامن ساختن افغانستان ومنطقهکه به منظوراهداف غارتگرانه امپریالیستی شان بوده وهست. یکی ازاهداف امپریالیسم امریکا ومتحدین آن ازحمایت گروه های طالبان والقاعده وحقانی واکنون " داعش" به شکل نهان وآشکار درافغانستان وپاکستان، گسترش فعالیتهای وحشیانه وخرابکارانه آنها به دیگرکشورهای آسیای میانه وتهدید رقبای آنها ازجمله، سوسیال امپریالیسم چین وامپریالیسم فدراسیون روسیه می باشد. زیرا موقعیت جغرافیائی افغانستان برای گروه های اسلامی این کشورها پناهگاه وپایگاه مساعدی بوده وموجودیت گروه های برادرآنهادرافغانستان(طالبان، حزب اسلامی، گروه حقانی وداعش) ودرپاکستان(طالبان، جیش محمدولشکرطیبه)مساعدترین اتکاء برای این نیروها اند.دولت تجاوزگرپاکستان نیزازگروه های ارتجاعی اسلامی پاکستان وافغانستان وکشورهای آسیای میانه، چین وروسیهدرجهت استراتیژی واهداف پلید منطقه ای اش علی الخصوص درافغانستانبیشترین استفاده راکرده ومی کند.طبقات حاکم پاکستان این را به صراحت گفته اند تازمانی که هند درافغانستان نفوذ وسلطه داشته باشد وچون این برخلاف منافع پاکستان درافغانستان ومنطقه بوده ودولت پاکستان ازگروه های اسلامی طالبان، القاعده وحقانی ودیگران درافغانستان حمایت خواهدکرد.اما تنها مسئله نفوذ وسلطه دولت هند درافغانستان نیست؛ بلکه هدف اصلی دولت پاکستان اینست کهدولتی درافغانستان متشکلازدست نشاندگان ودستپروردگان آنهابرسرکارباشد تامنافع مشترک امپریالیستهای اشغالگرودولت پاکستانراتأمین کرده وافغانستان زیرسلطه دولت پاکستان نیزقرارداشته باشد. اگرچه همین اکنون افرادیازنوکران دولت پاکستان درمقامهای بلند دولت دست نشانده دربخش ملکی ونظامی وجوددارند.وپیشرفتهای نظامی طالبان درجنگ طی سالهای اخیربدون کمک وهمکاری ازدرون دولت دست نشانده ممکن نبوده ونیست. بهمین صورت نوکران جمهوری اسلامی ایران، دولتتوسعه طلب هند وامپریالیسم فدراسیون روسیه نیزدردولت دست نشانده درکابل وجوددارند.امپریالیستهای امریکائی وانگلیسی ازاین میزبانی وکمک وحمایت همه جانبه دولت پاکستان ازگروه های اسلامی حساب شده درجهت اهداف غارتگرانه ای شان دراین منطقه ودرمناطق دیگرجهان بهره برده ومی برند. همینکه درپانزده سال اخیرگروه های طالبان والقاعده وحقانی واکنون " داعش" بیش ازقبل تقویت شده وعملیاتهای وحشیانه وتخریبکارانه را علیه خلق وسرزمین افغانستان بیش ازپیش گسترش داده واکنون دربیش ازبیست ولایت افغانستان عملیات نظامی انجام دادهوهم چنین بیش ازده ولسوالی راطی چندین سال درکنترول شان دارند؛ خودثبوت غیرقابل انکاری برحمایت پنهان وآشکارامپریالیسم امریکاومتحدین آن وجناحی دردولت دست نشانده ازگروه های طالبان وحقانی وگلب الدینمی باشد. ودرحفظ چنین اوضاع شدیداً بحرانی درافغانستان ومنطقه است که امپریالیستهای امریکائی وناتومی توانند به اهداف غارتگرانه ای امپریالیستی شان دراین منطقه ومناطق دیگرجهان درشرایط فعلی ودرآینده دستیابند.امپریالیستهای اشغالگرطی یک ونیم دهه ده ها هزارتن ازمردم مظلوم وبیدفاع افغانستان راوحشیانه بقتل رسانده ویا معلول ومعیوب کرده وشنیع ترین ستم واهانت رابه خلق افغانستان رواداشته اند. طبق آمارخود قدرتهای اشغالگرطی بیش ازیک ونیم دهه، دوونیم هزارتن ازارتش امریکا وبیش ازهزارتن ازارتشهای ناتووهزاران تن ازارتش دولت مزدور، توسط نیروهای طالبان والقاعده ، حقانی وگلب الدین کشته شده وصدها تن ازاین گروه ها توسط ارتشهای اشغالگروارتش دولت مزدورکشته شده اند؛ لیکن امپریالیستهای اشغالگرروابط شان را بااین گروه های جنایتکاروقاتل مردم افغانستان حفظ کرده اند. وگاهی هم بگونه آشکارزیرنام صلح با آنها مذاکرات رسمی انجام می دهند. این امرثابت می سازد کهجنگ ارتش امریکا وناتو با طالبان وحقانی وگلب الدین والقاعده نه به منظورشکست ونابودی کامل آنهاکه برمبنای پالیسی"تحدید وکنترول"است. بهمین صورت امپریالیستهای امریکائی ومتحدین آنها درمناطق دیگرجهان همین پالیسی رابا دیگرگروه های اسلامی جنایتکارمنجمله "داعش" به پیش برده ومی برند. واگرزمانی فرد ویا افرادی ازآنها ازفرمان شان سرکشی کنند توسط "پهبادها"ی شان که درفضای افغانستان وپاکستانپروازمی کنند، هدف قرارگرفته وسربه نیست می شوند ویا مانند ملاعمر" امیرالمؤمنین" طالبان سربه نیست می شوند.دولت پوشالی با موافقت قدرتهای اشغالگرامریکائی وناتوچندی قبل موافقتامه صلحوآشتی راباگلب الدین امضانمود. وبرخلاف تبلیغات گمراه کننده دولت مزدور؛ پیوستن باند جنایتکارگلب الدین با دولت پوشالی، دولت پوشالی راتقویت کرده وفشارجنایات واستبداد ومظالم آن برخلق افغانستان افزایش می یابد. این مورد دیگری ازماهیت وخصلت تضاد بین گروه ها ودسته بندیهای ارتجاعی ودولتها وقدرتهای امپریالیستی می باشد. کلمه نامنهاد صلح که امپریالیستهای اشغالگرودولت پوشالی طی چندین سال آنرا به منظوراغوای خلق افغانستان علم کرده اند؛ کوچکترین ربطی به مردم به رمق رسیده افغانستان ندارد. این صلح بین باندهای جنایتکاروخاین داخل دولت پوشالی وخارج دولت پوشالی است که به اراده وصوابدید باداران امپریالیستی شان صورت می گیرد.بهمین صورت درآینده گروههای طالبان وحقانی ودیگرگروههای جنایتکارونوکراستعماروامپریالیسم به این برادران شان خواهند پیوست وهمه ای آنها با باداران امپریالیستی شان متحداً به کشتاروجنایت وستم واستثمارخلق افغانستان ادامه می دهند. تروریست وخطرناک خواندن گروه های اسلامی وتبلیغات گمراه کننده علیه آنها،برای قدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی هم مصرف داخلیوهم مصرف خارجی دارد.قدرتهای امپریالیستی ازیکطرف خلقهای کشورهای شان راازحملات تروریستی توسط گروه های اسلامیترهیب کرده تا آنهارا آرام نگهدارند وازجانب دیگراهداف غارتگرانه امپریالیستی استعماری شان رابوسیله ای این گروه ها درکشورهای اسلامی وسایرکشورهازیرنام تداوم جنگ علیه تروریزم تعقیب می کنند. زیرا گروه های ارتجاعی اسلامی نقش جاده صافکن را برای امپریالیسم واستعمارخاصتاً درکشورهای اسلامی بازی می کنند. همچنین برخی ازدولتهای ارتجاعی منجمله عربستان وقطروترکیه ازاین ترفند علیه خلقهای شان استفاده می کنند تاآنهاراساکت نگهداشته وبا طرح توطئه مخالفین سیاسی خودراتحت فشارشدید قرارداده وجنبشهای انقلابی مردمی راوحشیانه سرکوب کنند.درحالیکه امپریالیستهای امریکائی وناتو واینچهارکشوردرکمک وحمایت وتسلیح گروه های ارتجاعی اسلامی مانند طالبان والقاعده وداعش وچندین گروه اسلامی دیگردرافغانستان وکشورهای شرق میانه سهم فعال داشته ودارند.

باتوضیح مختصردرباره جنایات وخیانتهای گروه های جنایتکارووطن فروش وامپریالیستهای حامی آنها علیه خلق وکشورطی حدودچهاردهه اخیر،بایدتذکرداد:تازمانیکه خلق افغانستان خاصتاًروشنفکرانمردمی قضایای کشورشان ومنطقه رادرپرتوآگاهی سیاسی مترقی وانقلابی موردتجزیه وتحلیل قرارندهند، درگرداب توهم وندانمکاری گرفتارخواهندماند.امپریالیستهای امریکائی واروپائی ومتحدین آنها وسوسیال امپریالیسم چین خاصتاً طی یک ونیم دهه اخیر، اوضاعپیچیده ای را درافغانستان ومنطقه بوجودآورده اند که نه تنها توده های خلق نا آگاه که کتله های بزرگی از"روشنفکران"جامعه را،دچارتوهم وسردرگمی کرده است.این روشنفکران بایدترفندهاواهداف خاینانه امپریالیسم خاصتاًامپریالیستهای اشغالگرامریکائی وناتوووسوسیال امپریالیسم چین وطبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادورنوکرآنهاوچهره های نیروهاوگروههای خاین،وطنفروش وجنایتکار، نوکراستعماروامپریالیسم وقاتلین مردم افغانستان طی حدود چهاردهه اخیررا برای توده های خلق افشا کرده وتاریخ سیاه وجنایتبارگذشته وجنایات کنونی آنهاخاصتاًباندهای جنایتکارخلقی پرچمی،سازائی وسفزائی، ملیشه ای، جهادی راکه سهم گسترده دردولت دست نشانده داشته ودارندودرخارجدولت درچوکات چندین حزب وسازمان ونهاد جامعه مدنی فعالیت می کنند، برای توده های مردم افشا کنند. ورنه توده های مردم خاصتاً نسلهای جوان بوسیله تبلیغات آنهاهرچه بیشتربه گمراهی کشیده شده وهرچهارسال یکباربه این فرد وآن فردخاین ووطن فروش ونوکراستعماروامپریالیسم درانتخاباتها رأی داده وبیهوده درسراب بهترشدن وضعیت زندگی واوضاع کشورشان همچنین سرگردان خواهند ماند.روشنفکران مردمی کشورعلاوه برافشای جنایات وغارتگریهاوترفندهای امپریالیستهای اشغالگرودولت دست نشانده،بایدماهیت ایدئولوژیک-سیاسی واستراتیژی واهداف ضدانقلابی گروه های اپورتونیستی ورویزیونیستی مانند (سازمان رهائی- حزب همبستگی افغانستان- راوا، ساما ،ساما- ادامه دهندگان، سازمان انقلابی، سوسیالیستهای کارگری ودیگرهمپاله های آنهارا برای توده های مردم افشا کنند؛ زیرااینها باشعارهای دروغین بظاهرمترقی علیه دولت دست نشانده وامپریالیستهای اشغالگرتوده های خلق ناآگاه را فریب می دهند.توده های خلق وروشنفکران مردمی بایداین موضوع را درک کنند که: دریک کشوراشغال شده ومستعمره وفاسد ترین دولت دست نشانده متشکل ازجانی ترین گروه هاوعناصروطن فروش وخاین؛ چگونه ممکن است که بتوان ازآزادی و دموکراسی و نتخابات آزاد و آزادی بیان وعقیده وازاین قبیل صحبت کرد؟اینهاهمه ترفندهای استعماروامپریالیسم ونوکران داخلی آنهااست که با تبلیغات گسترده طی پانزده سال اخیربوسیله بیش ازهفتاد کانال تلویزیون، بیش ازیکصد وپنجاه موج رادیو، صدها نشریه، حدود سه هزارنهادجامعه مدنیوحدوددوهزارNGOودههاوصدهاتن قلم بدست مقاله نویس وتحلیلگرسیاسیمزدوروجیره خوارامپریالیسم واستعمار؛توده های خلق ملیتهای مختلف کشوررانسبت به اوضاع وشرایط حاکم برکشورشان اغواکرده وخواهند کرد. توده های خلق باید بدانند که راه نجات آنهاازسلطه استعماری امپریالیسم ودولت پوشالی ودیگردارودسته های جنایتکارومزدورمانند طالبان وسرنگونی نظام فئودال کمپرادوری وقطع کامل سلطه امپریالیسم ازکشور، فقط وفقط مبارزه انقلابی پرولتری است.

- مرگ برامپریالیستهای اشغالگرامریکائی وناتوودولت پوشالی!

- نابود باد امپریالیسم جهانی وارتجاع همدست آن!

- مرگ برباندهای جنایتکار، خاین ووطن فروش" خلقی" پرچمی،" سازائی"،"سفزائی" ملیشه ای، جهادی، طالب ودیگرهمسنخان آنها این قاتلین مردم افغانستان وویران کنندگان کشور!

- تشدیدوتداوم مبارزه انقلابی پرولتری یگانه راه نجات خلق افغانستان ازسلطه استعماری امپریالیستهای جنایتکاروغارتگروحاکمیت باندهای جانی وتبهکارمزدورآنهااست!

6 جدی 1395 ( 26 دسمبر2016)

(پولاد)