Monday, 20/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶
ÓیÇÓی

 

 

 

 

سازمان انقلابی افغانستان ادامه منجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسم گروه انقلابی خلقهای افغانستان و

سازمان رهائی افغانستان است

 

مکثی برسند باطرد اپورتونیسم درراه انقلاب سرخ به پیش رویم

(بخش دهم)

 

رهبری گروه انقلابی... درصفحه (35) این سند می نویسد:".... کمونیستها یک حرکت درسطح دموکراتیک ودربرگیرنده توده های کثیری را با مشی م- ل خویش وبدون آنکه مهرونشان جریان یا سازمان مشخصی را برپیشانی آن بکوبد میتوانند مسئله حقانیت را درمورد تأمین نموده وآنراقریب پیروزی سازند." رهبری" که درمورد خواستهای اعتصابات همیشه زیاده روی کرده ومصرانه مهرجریان را برپیشانی اعتصابات میزد، درآخرجزآنکه ناکامی وافسردگی را نصیب اعتصابات سازد، کاری ازخود باقی نمی گذاشت".

داکترفیض ویارانش نظردارندکه " س ج م" به شرکت درجریان اعتصابها وتظاهراتهای توده های خلق اعم ازکارگران وسایرزحمتکشان نبایدازنام جریان دموکراتیک نوین استفاده می کرد. درحالیکه رهبری" س ج م " منحیث یک سازمان انقلابی پرولتری ( م- ل- ا) که درپروسه انقلاب دموکراتیک نوین قرارداشت وهم برطبق وظایف انقلابی اش ازطریق جریان دموکراتیک نوین درحرکتهای اعتراضی وتظاهراتها واعتصابهای کارگران وسایرزحمتکشان شرکت کردهودرسمت وسودادن جنبشهای خودجوش کارگران وارتقای سطح آگاهی سیاسی انقلابی آنها مبارزه می کرد.کمونیستها نباید ایدئولوژی وسیاست واستراتیژیواهداف خودراازتوده های خلقپنهان کنند وازجانب دیگرنظرات ومواضع اعضا وفعالین "س ج م" معرف هویت سیاسی ایدئولوژیک آنها درجامعه بوده وممکن نبود که نقش فعالیت مبارزاتی آنها درآن جنبش متبارزنمی گردید! مگراینکه "س ج م" وجریان دموکراتیک نوین درآن حرکتها شرکت نکرده وجنبشهای خودبخودی کارگران وسایرزحمتکشان رابحال شان رها کرده تاکارگران با طرح چند مورد خواست اقتصادی دربرابردولت (که درآن وقت مالک آن کارخانه ها بود) اکتفا کنند. درآن صورت آن جنبشهای اعتراضی وتظاهراتها واعتصابهای کارگران تحت رهبری رویزیونیستهایخلقی پرچمی قرارگرفته وبرطبق خط رویزیونیستی خودشان ومشی اپورتونیستیداکترفیضکارگران راتشویق می کردند که با طرح چند خواست اقتصادی ورفاهی بسنده کرده وازطرح خواستهای سیاسی دربرابردولت ویا کارخانه داران اجتناب کنند.درحالیکهمنظوراصلی جناح انقلابی رهبری " س ج م" این بود تاکارگران را برپافشاری روی خواستهای مطروحهآنها ترغیب نموده وخواستهای سیاسی خودرادربرابرطبقات حاکم ارتجاعی (دولت) نیزمطرح نمایند. موضوعی که داکترفیض ویارانش ،منحیث یکی ازجناحهای اپورتونیستی درون " س ج م" سخت به آن مخالف بوده اند. باین عبارت که نمی خواستند جنبشهای کارگران سمت وسوی سیاسی ووجه انقلابی پرولتری پیداکند. بهمین علت است که داکترفیض جناح انقلابی رهبری" س ج م" را مورد سرزنش قرارمی دهد که " زیاده روی کرده ومهرجریان دموکراتیک نوین رابرپیشانی اعتصابات وتظاهرات کارگران زده" است.این خواست وهدف اشکال اپورتونیستها وانواع رویزیونیستها است تا جنبش طبقه کارگرازحد طرح خواستهای اقتصادی ورفاهی(دستمزد بیشتر،ساعات کارکمتروشرایط بهترکار) دربرابرطبقه سرمایه دارودولتهافراترنرودواینهاتلاش می کنند تا طبقه کارگررا با بورژوازی به سازش رسانده وازمسیر مبارزه سیاسی انقلابی منحرف سازند.کاری که قشراریسطوکراسی( اشرافیت)کارگریدررأس اتحادیه های کارگری که توسط طبقه سرمایه دارتطمیع شده است وحزاب باصطلاح کارگر،احزاب سوسیالیستودیگراحزاب رفورمیستیدرکشورهای سرمایه داری امپریالیستیودردیگرکشورهای جهان انجام داده وطبقه کارگررابه گمراهی کشانده ومی کشانند.وبرخلاف ایده ونظررهبری گروه انقلابی... وظیفه اصلی کمونیستها درفعالیت سیاسی دربین کارگران ویاشرکت درتظاهراتها واعتصابهای آنها، آموزش سیاسی انقلابی طبقه کارگراست.همین عرصه مبارزه طبقاتی انقلابی است که طبقه کارگربا کسب آگاهی سیاسی طبقاتی به نقش ورسالت تاریخی اش درنجات خودش وسایرطبقات زحمتکش ازسلطه طبقات حاکم ارتجاعی وامپریالیسم وقوف بیشتریافته وعزم واراده اش درتعمیق وگسترش مبارزه طبقاتی درجهت سرنگونی دیکتاتوری وحاکمیت طبقات ارتجاعی حاکم وامپریالیسم واستقراردیکتاتوری وحاکمیت طبقاتی خودش، تقویت می گردد. دست آورد مبارزات اقتصادی کارگران ویا بقول داکترفیض "کسب پیروزی " آنها جزرسیدن به خواستهای محدود، دریافت مبلغی دستمزد اضافی ویااندکی بهبود شرایط کارکه آنهم موقت خواهد بود، چیزدیگرنیست،واین مبارزه راکارگران بصورت خودبخودی انجام می دهند.اپورتونیستهاورویزیونیستها همیشه کارگران رابرای کسب منافع آنی(اقتصادی) تشویق کرده وبا ترفندهای اپورتونیستی سعی می کنند تا آنها راازدرگیرشدن به مسایل سیاسی ایدئولوژیک دورسازند واین خواست بورژوازی وامپریالیسم نیزهست تا کارگران تنها بفکربهبود زندگی خود وآینده فرزندان شان باشند. رفیق لنین می گوید:" هرگونه سرفرود آوردن درمقابل جنبش خودبخودی کارگری، هرگونه کوچک کردن نقش "عنصرآگاه" یعنی سوسیال دموکراسی، درعین حال معنایش -اعم ازاینکه کوچک کننده بخواهد یا نخواهد- تقویت ایدئولوژی بورژوازی درکارگران است. ".همچنین رفیق لنین می گوید:"... وظیفه ای ما یعنی وظیفه سوسیال دموکراسی عبارت ازمبارزه علیه جریان خودبخودی است وعبارت ازآنست که نهضت کارگری را ازاین تمایل خودبخودی تردیونیونیسم که خودرا زیربال وپر بورژوازی می کشاند منحرف سازیم وآنرا زیربال وپرسوسیال دموکراسی انقلابی بکشیم".

رهبری گروه انقلابی... درصفحه (35) می نویسد:" هرجنبش اعتصابی بمنظوربرآورده شدن خواستهای معین اقتصادی وسیاسی است. شعارهائیکه تعیین می گردند آن طوراست که پیروزی را درچارچوب آن خواستها حتمی ساخته، بین توده ها دلگرمی ایجاد نموده وزمینه برای سود انقلابی مساعد می شود. اینست مسئله "سود بردن".

دراینجا نیزاکونومیسم داکترفیض متبارزاست؛ زیرا درجنبشهای اعتصابی خودبخودی کارگران فقط خواستهای اقتصادی محدود ومعین کارگران است که احیاناٌ پیروزی حتمی را درقبال دارد. وکارگران ازاین طریق نمی توانند" سود انقلابی" بدست آورند. درحالیه کمونیستها وظیفه دارند علیه جنبش خودبخودی کارگران مبارزه کنند واین مبارزه ازطریق ارتقای سطح آگاهی سیاسی ایدئولوژیک کارگران ممکن می گردد تا کارگران دشمنان طبقاتی شان را شناخته وازماهیت تضاد آشتی ناپذیری که بین آنها وجوددارد، آگاهی حاصل کنند.رفیق مائوتسه دون نیز" روی تربیت سیاسی ایدئولوژیک توده های خلق تأکیددارد"؛ ولی برخلاف داکترفیضعقیده دارد که رهبری" س ج م" باید برروی مبارزه اقتصادی کارگران تأکید کرده تا موجب دلگرمی آنها شده وازطرح خواستهای سیاسیدراعتصابهای کارگران صرف نظرمی نمود. درحالیکهمنافع سیاسی انقلابی طبقه کارگردرمبارزه سیاسی انقلابی آن است. بعبارت دیگردست آورد انقلابی حاصل مبارزه آگاهانه انقلابی طبقه کارگراست. فرق بنیادین بین دید انقلابی پرولتری ودید اپورتونیستی ورویزیونیستی درباره مبارزه طبقه کارگرهمین است؛ کمونیستها ایدئولوژی وسیاست انقلابی پرولتری را برای طبقه کارگرانتقال می دهند تامبارزه طبقاتی اش رابرهمین مبنا به پیش برده وبا کسب آگاهی انقلابی طبقاتی مبارزه اش راسازمان داده واین مبارزه را تحت رهبری حزب انقلابی پرولتری( م- ل-م) تاپیروزی نهائی،یعنی سرنگونی سلطه سرمایه وامپریالیسم وسایرطبقات ارتجاعی وایجاد دیکتاتوری پرولتاریا وتأسیس نظام سوسیالیستی تارسیدن به کمونیسم ادامه دهد. عکس آن اپورتونیستها ورویزیونیستهاسعی می کنند تاکارگران راهمیشه درمحدوده آن خواستهای صنفی (که "پیروزی درکسب سوداقتصادی برای آنها حتمی است)" محصورنگهداشته وازکسب آگاهی سیاسی وپیشبرد مبارزه براساس " م- ل- م" دورنگهدارند. همچنین دست آوردهای سیاسی محدود طبقه کارگردرپروسه مبارزه اش علیه طبقه سرمایه دارودولتیک پیروزی پایدارنیست وپیروزی واقعی ونهائی طبقه کارگردرسرنگونی نظام سرمایه داری وامپریالیسم ازطریق مبارزه انقلابی حاصل می گردد.وکسب آگاهی سیاسی انقلابی طبقه کارگردرپروسه مبارزه طبقاتی انقلابی وکسب دست آورده های سیاسی ازاین طریق است که طبقه کارگررا درتداوم مبارزه انقلابی اش مصمم تروجسورترمی سازد.

رفیق لنین می گوید"... این اعتصابات(منظورلنین اعتصابهای سالهای دهه نود قرن نزدهم میلادی درروسیه تزاری است) بخودی خود هنوزمبارزه ای سوسیال دموکراتیک نبوده بلکه مبارزه ای تردیونیونی بود. این علامت بیدارشدن خصومت اَشتی ناپذیرکارگران وکارفرمایان بود؛ اما کارگران درآن موقع به تضاد اَتی ناپذیری که بین آنها وتمام رژیم سیاسی واجتماعی معاصرموجود است آگاهی نداشتند ونمی توانستند داشته باشند، بعبارت دیگرآنها آگاهی سوسیال دموکراتیک نداشتند...".همچنین رفیق لنین می گوید:" ... نخستین سوسیال دموکراتهای این دوره با حرارت به تبلیغات اقتصادی مشغول بودند-.....- لیکن این تبلیغات اقتصادی را نه تنها یگانه وظیفه ای خود حساب نمی کردند بلکه برعکس ازهمان ابتدا وسیعترین وظایف تاریخی سوسیال دموکراسی روس را عموماً وسرنگون ساختن حکومت مطلقه را خصوصاً نیز بمیان می کشیدند...".

رهبری گروه انقلابی.... درپراگراف بعدی ازیک جهت "ارتقای سطح آگاهی توده ها وآشنا ساختن آنهابا ایدئولوژی پرولتری درسطح عالتری وسازماندهی ومتشکل کردن آنهاجهت پیکارسرسخت انقلابی مطابق به استراتیژی را ازآموزشهای رفیق مائوسته دون" می خواند؛ ولی ازجهت دیگرشیوه مبارزاتی رهبری " س ج م" دربین کارگران راکه به منظورارتقای سطح آگاهی ایدئولوژیک- سیاسی وسازماندهی وبسیج آنها درکارزارمبارزه انقلابی علیه دشمنان طبقاتی وملی خلق صورت می گرفت،" نقطه مقابل روش رفیق مائوتسه دون"می داند. این را می گویند تخطئه ومغلطه به منظوراغوای پیروان ناآگاه شان که ازمشخصات همه اپورتونیستهای ورویزیونیستها بوده وهست.

داکترفیض درصفحات( 35 و 36) چنین یاوه گوئی می کند:"مبارزات علنی بخش وشکلی ازمبارزات مارکسیست- لنینیستهاست ومارکسیست- لنینیستهانمی توانند دربرخوردبه آن دقیق نباشند. اما لازمۀ برخورد صحیح بآن داشتن ایدئولوژیک پرولتری است که " رهبری" فاقدش بود." رهبری" منحط تعداد کثیری ازروشنفکران با روحیه انقلابی را درخطمنحرفی نگهداشته ولطمات فراوانی برجنبش انقلابی میهن ما وارد آورده است. ضرورت دارد این دوشکل مبارزه را با دقت مورد بررسی قرارداده بخصوص خطاهای جبران ناشدنی دارودسته" رهبری" شعله جاوید را بشناسیم تا ازآنها پند گرفته ودرآینده خود دچاراشتباه نشویم.بمبارزه علنی دونوع برخورد وجود دارد. یکی برخورد غلط وضدانقلابی بسان " رهبری" که همان علنی گرائی است: یک گروه یا سازمان یا حزب با تمام اعضا وزیرنام مشخص شان جریان تظاهرات ، متنگها وانواع گوناگون فعالیتهای علنی را جدا ازتوده ها وبی توجه بدانها راه انداخته، بدین ترتیب یک یک افرادش را بدشمن طبقاتی ساطوربدست شناسانده واورا درقلع وقمع بیدریغ انقلابیون یاری میرساند. تمام فعالیتهای عملی" شعله جاوید"( پیشترنمونه های ازآنهاراآوردیم) دراین جهت سیرمیکرد ومساعدت بزرگی به ارتجاع بود".

در" سازمان جوانان مترقی" با خط ایدئولوژیک- سیاسی (م- ل- ا)عمدتاً سه جناح وجود داشت: جناح انقلابی برهبری فقید رفیق اکرم یاریکه جناح خط مسلط برسازمان را تشکیل می داد؛ جناح انحرافی سنتریستی برهبری داکتر" ه .م"(سمندر) وجناح انحرافی اکونومیستی برهبری داکترفیض. ولی داکترفیض خاینانهرهبری" س ج م" را منحط وفاقد ایدئولوژی پرولتری می خواند! درحالیکه همین جناح اکونومیستی( اپورتونیستی) داکترفیض وجناح سنتریستی (اپورتونیستی) دیگر، جناح های منحط وفاقد ایدئولوژی پرولتری دردرون " س ج م" را تشکیل می دادند ودرغیاب رفیق اکرم یاری دوجناح اپورتونیستی خاصتاً جناح داکترفیض یگانه سازمان انقلابی پرولتری راتخریب ومتلاشی ساخته وبزرگترین جنبش سیاسی توده ای تحت رهبری آن، " جریان دموکراتیک نوین" رادچارفروپاشی کردند. البته رهبری " س ج م" درجریان فعالیتهای عملی اش دچاراشتباهاتجدی ازجمله" علنی گری" گردید؛ اما عرصه نظری وعملی طی حدود چهارونیم دهه داکترفیض ویارانش با ثبات رساند که آنهابا" م- ل -ا" بیگانه بودند. محتوی همین سند باطرد اپورتونیسم ... آشکارترین سند اپورتونیستی است. این ازمشخصات بالخاصه اپورتونیستهاست که درلفظ اپورتونیسم رامردودمی دانند ولی درنظروعمل درمنجلاب اپورتونیسم قراردارند. وبعد ازفروپاشی جریان دموکراتیک نوین داکترفیض باسوء استفاده ازسطح نازل آگاهی انقلابی پرولتری اعضا وهواداران " جریان دموکراتیک نوین" تعداد زیادی ازآنهارا باترفندها ونیرنگهای اپورتونیستی گمراه ساخته ودرمنجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسم وتسلیم طلبی طبقاتی وملی وضدانفلاب غرق کرد.ایده ها،نظرات، مواضع وعملکردهای داکترفیض وپیروانش طی حدود چهارونیم دهه ثابت ساخت که زیرسوأل بردن خط ایدئولوژیک-سیاسی " س ج م" وحملات اپورتونیستی ووارد کردن اتهامات دروغین وناروا علیه جناح انقلابی " س ج م" قطعاً واقعیت نداشته وناشی ازاپورتونیسمورویزیونیسم وخصومت این دارودستهعلیه کمونیسم انقلابی ودرجهت بی اعتبارکردن بنیان گذاران خط انقلابی پرولتری( م- ل-ا)درافغانستان بوده وبدین وسیله ضربات سهمگین را به جنبش انقلابی پرولتری وارد کردند.

رهبری گروه انقلابی... مدعی است که: رهبری " س ج م" میتنگها وانواع گوناگون فعالیتهای علنی را جدا ازتوده ها وبی توجه به آنها راه می انداخت، این کذب محض است؛ زیرادرموارد وبه نسبتهای مختلف که میتینگها، تظاهرات واعتصابهاراه اندازی می شد ازجمله درکارخانه ها وسایرمراکزکارگری؛ صدها تن ازکارگران وسایرزحمتکشان شهری وکتله های بزرگی ازروشنفکران اعم ازمحصلین ومتعلمین درآنها شرکت داشتند. وروزتا روزوجهه مردمی جریان دموکراتیک نوین درولایات مختلف کشورافزایش می یافت. همین وجهه مردمی روبه گسترش جریان دموکراتیک نوین وجریانپیوستن روشنفکران مردمی ومترقی وحمایت توده های خلق ازجنبش دموکراتیک نوین بود که نظام حاکم رابه وحشت انداخته بود. ونیروهای امنیتی رژیم جریان تظاهرات سال 1348 را مورد حمله وحشیانه قرارداد وتعدادی ازکدرهای " س ج م" و" ج د ن" وکارگران را دستگیروزندانی کرد. وباردیگردربارسلطنت منحیث نماینده طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادورنوکرامپریالیستهای غربی وسوسیال امپریالیسم شوروی علاوه برنیروهای سرکوبگرنظام ، صدهاتن ازجمله گروه ارتجاعی اسلامی " سازمان جوانان مسلمان(اخوان)" وپیروان وهواداران حضرتهای قلعه جواد راجهت سرکوب خونین جنبش دموکراتیک نوین بسیج کرده وآنرا وحشیانه مورد حمله قرارداده وسیدال (سخندان) این فرزند انقلابی خلق به دست کثیف گلب الدین جنایتکارومزدورامپریالیسم بقتل رسید.اینکه داکترفیض مدعی است که" رهبری "س ج م"افرادش را به دشمن طبقاتی ساطوربدست شناسانده ودرقلع وقمع بیدریغ انقلابیون یاری می رساند؛ یک اتهام خاینانه ورذیلانه بوده که فقط ازچنین افراد وتشکلهای رویزیونیستی وضدانقلابی ساخته است که سعی می کنند تا کمونیستهای انقلابی را با چنین اتهامات دروغین گویا "بدنام" سازند. واعمال خاینانه وضدانقلابی ای که پیروان داکترفیض ازجملهسازمان انقلابی افغانستان دراتحادبا رویزیونیستهای تسلیم شده به سوسیال امپریالیسمشوروی وقت وامپریالیستهای غربی ودولتهای مزدورآنها ازجمله گروه ساما- ادامه دهندگان وافرادی ازسازمان رویزیونیستی ساووعلیه اعضای جنبش انقلابی پرولتری( م- ل- م) انجام داده وهویت وآدرسهای ما را به سرویسهای جاسوسی کشورهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی معرفی می کنند، یکی دیگرازاین موارد اعمال خاینانه وضدانقلابی این رویزیونیستهای خاین وخادم امپریالیسم وارتجاع است.

داکترفیض مدعی است که: تمام فعالیتهای عملی" شعله جاوید " درجهت مساعدت بزرگ به ارتجاع بود.این نیزیک اتهام بی بنیاد وخاینانه است. درحالیکه داکترفیض ویارانش چه درچوکات تشکل اپورتونیستیگروه انقلابی....، تشکل رویزیونیستی سازمان رهائی... وتشکلهای رویزیونیستی حزب همبستگی افغانستان- راوا وحزب انقلابی افغانستان طی چهارونیم دهه به خدمت ارتجاع وامپریالیسم وسوسیال امپریالیسم چین قرارداشته ودارند. گروه انقلابی... درزمان جنگ مقاومت مردم افغانستان علیه رژیم مزدوروجنایتکارخلقی پرچمیها وارتش جنایتکارسوسیال امپریالیسم شوروی بابرخورداری ازکمکهای تسلیحاتی وپولی وحمایتهای سیاسی امپریالیستهای غربی، دولت ضدانقلابی چین واستخباران نظامی دولت ارتجاعی پاکستان با سه تنظیم ارتجاعی اسلامی متحد شده ودرجهت پیروزی جمهوری اسلامی فعالیت کرد ودرسال 2001 به خدمت امپریالیستهای جنایتکارامریکائی وناتو درآمده وبا صحه گذاشتن براشغال نظامی وبه مستعمره کشیدن کشوردردولت دست نشانده امپریالیسم واستعماردرکنفرانس" بن" شرکت کرده ودرپای معاهده استعماری ننگین" بن" امضا نموده وبه خلق ومیهن خیانت کرده اند.

رهبری گروه انقلابی... درصفحه ( 36) چنین ادعامی کند:"... عمرشعله جاوید ازسال 1347 تا سال 1351 که جرأت بخود نمائی داشت بمبارزه علنی جدا ازتوده ها وکتله بزرگ روشنفکران گذشت وفقط محدود به اعضای" س-ج-م" وپیروان جریان بود. اگرچه آن حرکات غیرانقلابی وگاهی مفتضح جریان " شعله جاوید" برای " رهبران" بسیاردل خوشکن وافتخارآوربود اما برای جنبش نوخاسته میهن ما نهایت مضروگران تمام شد".

داکترفیض منحیث یکی ازاعضای مرکزی " س ج م" وازفعالین جریان دموکراتیک نوین مدعی است که عمرشعله جاوید" به خودنمائی" و" مبارزه علنی جدا ازتوده ها وکتله بزرگ روشنفکران محدود به اعضای " س ج م" وپیروان جریان دموکراتیک نوین بود".دراینجا داکترفیض ویارانش منحیث عناصراپورتونیست و رویزیونیست هم کتمان حقیقت کرده وهم دروغ می گویند؛ زیرا اولاً: مبارزات جریان دموکراتیک نوین که عمدتاً درچند شهربزرگ کشورصورت می گرفت جدا ازتوده های خلق نبود وصدها تن ازکارگران، مامورین دونپایه وسایرتوده های خلق زحمتکش درآن شرکت داشتند.ثانیاً: صدها تن ازروشنفکران مردمی ومترقی ازمکاتب وپوهنتون( دانشگاه) که عضویت" س ج م" وپیروی "جریان دموکراتیک نوین را داشتند ویا آنهاییکه عضویت آنرا نداشتنددرمیتنگها وتظاهرات واعتصابهای جریان دموکراتیک نوین شرکت می کردند. تظاهرات واعتصابهای کارگران فابریکه حجاری ونجاری، فابریکه جنگلک، فابریکه بوت آهو، مامورین پائین رتبه وکارگران ریاست هوانوردی ملکی وسایرمراکزکارگری وهمچنین تظاهرات اهالی خیرخانه مینه (کابل) که تحت رهبری کدرهای " س ج م" و فعالین جریان دموکراتیک نوین صورت گرفتند. بهمین صورت تظاهرات ها برهبری فعالین جریان دموکراتیک نوین درسایرولایات کشورازجمله درولایت هرات علاوه برروشنفکران ومتعلمین مکاتب صدها تن ازتوده های خلق شهری، اهل کسبه وروشنفکران مردمی درآنها شرکت داشتند. داکترفیض همه فعالیتهای " س ج م" و" ج د ن" را حرکات غیرانقلابی ومفتضح ونهایت مضروسنگین برای جنبش نوخاسته افغانستان می خواند. این گونه ارزیابی از" س ج م" منحیث اولین سازمان انقلابی پرولتری وجنبش دموکراتیک توده ای تحت رهبری آن، فقط می تواند تراوش فکری یک دارودسته اپورتونیستی وضدانقلابی منحط مانند اعضای گروه انقلابی.... وسازمان رهائی... باشد. ناگفته نماند که رویزیونیستهای مزدورسوسیال امپریالیسم شوروی به شکل دیگری چنین نظری درباره فعالیتهای اعضای " جریان دموکراتیک نوین"داشته وآنرا چپ افراطی می نامیدند. اگرچه عدم توجه رهبری " س ج م" به مواردی ازجمله عدم رعایت اصل مخفیکاری وشرکت برخی ازاعضا وکدرهای رهبری" س ج م" درتظاهراتها، مخفی نگهداشتن نام سازمان جوانان مترقی برای اعضا وهواداران آن، عدم نشرارگان کمونیستی سازمان وعدم توجه بفعالیت درروستاها ازجمله مسایلی بودند که بارها ازجانب منسوبین جنبش کمونیستی ( م- ل-م) کشورمورد انتقاد قرارگرفته اند. اما " س ج م" و" ج د ن" باهمه اشتباهات وکمبودها ونواقص آن؛ درمقطعی ازتاریخ مبارزات خلق افغانستان خدمات انقلابی مهمی را انجام داد. رفیق اکرم یاری برای اولینباربراساس ضرورت تاریخی وباالهام ازانقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی درچین، جنبش انقلابی پرولتری را برمبنای (مارکسیسم- لنینیسم- اندیشه مائوتسه دون) پایه ریزی کرد. جنبش انقلابی پرولتری( م- ل- م) کنونی کشورادامه وتکامل جنبش انقلابی پرولتری است که نیم قرن قبل اساس گذاشته شد." س ج م" فرهنگ مترقی وانقلابی، فرهنگ دموکراسی نوین را دربین روشنفکران مردمی ومترقی وکارگران وسایرتوده های خلق درشهرهای افغانستان تبلیغ وترویج نمود؛ " س ج م" مبارزه ایدئولوژیک سیاسی شدیدی رادرافشای ماهیت ضدانقلابی رویزیونیسم "مدرن" (خروشچفی) وماهیت ایدئولوژیک- سیاسی وخصلت طبقاتی حزب دموکراتیک خلق وماهیت مزدوری آن به ابرقدرت سوسیال امپریالیسم شوروی که اهداف غارتگرانه امپریالیستی واستعماری درافغانستان ومنطقه داشت، به پیش برده وخدمات بزرگی به جنبش انقلابی پرولتری افغانستان انجام داد. اگرچه مسئله فعالیت مبارزاتی درروستاها به جهت آگاه سازی وبسیج دهقانان فقیروبیزمین وکارگران فلاحتی منحیث "نیروی عمده جنگ انقلابی" علیه نظام فئودال کمپرادوری وابسته به امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم درآن شرایط به منظورتدارک وآغازجنگ خلق، حایزاهمیت زیادی بود که رهبری " س ج م" به آن توجه جدی نکرد؛ لیکن این موضوع رانیزباید مد نظرقرارداد که " س ج م" منحیث یک تشکل انقلابی پرولتری نوپابا عمرکوتاهش درحالیکه ازیکطرف درگیرمبارزه طبقاتی وملی ومبارزه ایدئولوژیک-سیاسی شدیدعلیه رویزیونیسم "مدرن"(خروشچفی) وباندهای رویزیونیست مزدورخلقی پرچمی برخوردارازحمایت جناحی ازدربارسلطنت(داوود) وابرقدرت سوسیال امپریالیسم شوروی (که تسلط اقتصادی، سیاسی ونظامی گسترده درافغانستان داشت)بود وازجانب دیگرجناح انقلابی " س ج م" درداخل سازمان مصروف مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی شدید علیه دوجناح اپورتونیستی(سنتریسم برهبری داکتر" ه . م" واکونومیسم بوسیله ای داکترفیض) که با مریضی طولانی مدت رفیق اکرم یاری وغیبت آن درسازمان، تخریبکاری وحملات ضدانقلابی این دوجناح اپورتونیستی علیه جناح انقلابی سازمان بیش ازقبل شدت یافته وسازمان جوانان مترقی را به انحلال کشانده وجریان دموکراتیک نوین( جنبش توده ای وسیع تحت رهبری آن) را به فروپاشی کشاندند.

رفیق مائوتسه دون می گوید:" اگرمبارزه مسلحانه درردیف اول قرارداده می شود، این به هیچوجه بدان معنانیست که می توان ازاشکال دیگرمبارزه چشم پوشی کرد؛ برعکس، مبارزه مسلحانه بدون همسوئی اشکال گوناگون دیگرمبارزه نمیتواند به پیروزی برسد".اما رهبری گروه انقلابی... ازاینکه " س ج م" درعمرکوتاه مدتش نتوانست مبارزه انقلابی را همزمان درروستاهای کشورگسترش داده وجنگ خلق راتدارک وآغازکند، همه مبارزات انقلابی آن را نفی می کند. این همان نهیلیسم است که اپورتونیسم ورویزیونیسم برای هیچ انگاشتن مبارزات تشکلهای انقلابی پرولتری به آن متوسل شده وپرولتاریا وسایرزحمتکشان وروشنفکران کمترآگاه رادرباره جنبش انقلابی پرولتری ورهبری آنبه گمراهی می کشانند. ازجانب دیگرآن جنبش وسیع روشنفکران مردمی ومترقی برهبری "سازمان جوانان مترقی" که علیه نظام ارتجاعی فئودال کمپرادوری وابسته ونوکرامپریالیسم وسوسیالیسم شوروی مبارزه می کرد، درماهیت یک جنبش انقلابی بود. این جنبش بخشهای ازتوده های خلق اعم ازکارگران وسایرزحمتکشان را رهبری می کرد وروزتاروزتوده های خلق بیشتری به آن می پیوستند. ولی داکترفیض آن جنبش را فاقد ماهیت انقلابی وبی ارزش می خواند. همان محصلین ومتعلمین ومعلمین واستادان فعال دراین جنبش نقش پیش آهنگ مبارزه ضدفئودالی وضدامپریالیستی رادرآن مقطع ازتاریخ کشورایفا کرده ودرصف مقدم مبارزه علیه نظام فئودال کمپرادوری وسلطه امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم قرارداشتند. رفیق مائوتسه دون می گوید:"روشنفکرانی که درصف مقدم مبارزه قراردارندارتشی هستند که دریکی ازجبهه های مبارزه علیه امپریالیسم وفئودالیسم ایستاده اند"؛ لیکن این ارتش نیروی عمده انقلاب نیست، نیروی عمده انقلاب کارگران ودهقانان هستند واینها دربسیج ومتشکل کردن توده های خلق نقش مهم دارند".

20مارچ 2017

( پولاد)