Thursday, 21/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۶
ÓیÇÓی

 

 

 

گلبدین

 

کتاب جنایت وخیانتهای تراآب بحرکافی نیست

که سر انگشت تر کنیم و صفحه بشماریم

 

 

(قسمت دوم)

 

نزدامپریالیستها قاتلین بیگناهان ومظلومین جنایتکارنیستند

قبلااشاره کردیم که میزان ومعیارجنایتکاربودن نزدامپریالیست ها موضعگیری درقبال منافع سیاسی واقتصادی شان میباشد. واین بدان معنی که شریف ترین فردوانساندوست ترین جنبش سیاسی اگردرمخالفت بامنافع غارتگرانه ورهزنانه امپریالیست هاقراربگیرند، آنها مهر"تروریست"را ازجیب شان درآورده وباآن بمقابله میپردازند،ازانترپول گرفته تالیست سیاه وشورای امنیت ملل متحدرابا مستخدمین"حقوق بشر"شان بمیدان می آورند. هنگامیکه درنیپال یک جنبش انقلابی درجریان بودو حلقه های زنجیربرده هاوسرف هارامی شکست، توده های ستمکش وزحمتکش رابرای حصول آزادی بسیج میکردتاجهان نوینی رابسازند،کولین پاول وزیرامورخارجه اضلاع متحده امریکادرسفرش به جنوبشرق آسیابه ملاقات پادشاه نیپال رفت وبه اوقول دادکه"امریکاعلیه تروریست هایکه کهحکومت اعلیحضرت رابی ثبات میسازند،حاضربه اقدامات جدی میباشد"اواضافه کردکه: "منظورماازمبارزه باتروریزم مبارزه باهمین نوع جنبش هااست که ازطریق زورمیخواهندنظام حاکم بر کشورشانراتغییربدهند."اگرچندجنبش انقلابی نیپال براساس خیانت رهبران شان ازدرون سقوط کرد و به یک جنبش مطابق بذاقامپریالیزم وارتجاع تبدیل شدوسرانجام بمرداب سازش ومعامله سقوط کرده وتسلیم شد،اماموضعگیریکولین پاول نشان میدهدکه منظورامپریالیزم امریکاوشرکای آن از"تروریزم" و"مبارزه علیه تروریزم"چه بوده ومیباشد.

افرادی مانندسوهارتو،پنوشه، مارکوس که به اشاره ابروی امپریالیستهاصدهاهزارهموطن شان را بدون هیچگونه اعلام جرم رسمی، ارجاع به دادگاه ومحاکمه بقتل رسانیدند مستخدمین"حقوق بشر" امپریالیست هاحتی بایک زمزمه گوش درگوشی هم باآنهامخالفت نکردند، زیرامخالفین آنهاکمونیست وتوده های هوادارآنهابودند.هنگامیکه صدام حسین بقدرت رسید،هزاران مخالف امپریالیزم امریکارا درظرف چندماه بقتل رسانید. آنهایاکمونیست بودندویا طرفدار رژیم حاکم بر اتحادشوروی سابق. امریکاباتحسین ولبخندرضایت آمیزصدام حسین راتشجیع میکرد وازسرنای"حقوق بشر" مانند امروز درمقابل گلبدین هیچ نوای مخالفت بگوش نمیرسید، امازمانیکه صدام سرگردن کشی راگرفت دهل حقوق بشرازبام هرباسوادونیمه باسواد مانند افغانستان دهه اول سده حاضرآوازمیداد.قبل ازتجاوزواشغال افغانستان درهمین سالهادول امپریالیستی اروپائی وامریکائی پناهندگان هموطن ماراکه درتقاضای پناهندگی شان گفته بودندعضوحزب وحدت، یااتحاداسلامی سیاف وغیره هستندنتنهاپناهندگی نمیدادندبلکه آنهاراتحت ماده1-Fآورده وبحیث جنایتکارجنگ وجنایت علیه بشریت قابل محاکمه میدانستند. این بهانه درسایه جنایات حزب وحدت اسلامی،اتحادسیاف،جمعیت اسلامی وامثال آنها خودرامخفی میکرد. وقاضی محاکم جنایات این حزب رادرموقع بررسی دوسیه پناهنده مدنظر میگرفت وازجنایات آنهاعلیه بشریت به حیث فاکت مسلم یاحقیقت انکارناپذیراستفاده وبه ردتقاضای پناهندگی هموطن ماحکم صادرمینمود. پناهنده های هموطن مادرحالت بی سرنوشتی دراردوگاه های کثیف پناهندگی فرسوده میگشت واطفال شان که حق تعلیم وتربیه سزاوار ومناسب را نداشتند دراین اردوگاه هابزرگ شده واستعدادهای ناشگفته شان بطوراتوماتیک کشف ناشده ازبین میرفتند.درهمین زمان هزاران تن ازجنایتکاران خلقی وپرچمی،اعضای کمیته مرکزی حزب خلق وحزب پرچم وجنرالهای اردووشکنجه گران خادبه راحتی به حیث پناهنده سیاسی قبول میشدندوبدون هیچگونه پرس وجوابی ازکشتاربیگناهان ومظلومین، شکنجه افرادمظنون به مخالفت به آنهاونقض تمام وکمال حقوق بشرزندگی میکردند. واگراعتراضی هم به وجوداین جنایتکاران ازجانب پناهندگانی که عضوویا اعضای خانواده شان بدست خاد کشته شده بود، صورت میگرفت، مقامات این کشورهاکوشش میکردند که سخنان اعتراضکنندگان رااصلاح کنندواین جنایات رابکمونیزم مربوط سازند، تاازآن علیه جنبش کمونیستی درکشورخودشان وجنبش کمونیستی جهانی،جنگ خلق درنیپال وکارزارهای انتخاباتی شان سودببرند. امابمجردیکه 11 سیپتمبرواقع شدولشکرهای اشغالگراینکشورهامانندرهزنان وگردنه گیران به افغانستان سرازیرگردیدند،محقق،خلیلی،یونس قانونی، عبدالله عبدالله، سیاف، دوستم ودیگران درمقابل شان زانو زدندومعاهده ننگینبن راامضاکردند،درمدت کوتاهی هم جنایتکاران واقعی حزب وحدت،جمعیت، اتحادسیاف و...وغیره ازماده1-F خارج شدندوپناهندگی گرفتندوهم آنهائیکه به دروغ خودرابااین احزاب پیوندداده بودند.این تجارب تاریخی نشاندهنده این حقیقت است که"نزدامپریالیستهاقاتلین بیگناهان ومظلومین جنایتکارنیستندبلکه جنایتکارآنهائی حساب میشوندکه غارت وچپاولجهانیآنهارابامانعروبروسازند"وهر "جنایتکار"که ازدرتسلیم واردشودومیهن وشرف، استقلال ملی وعزت مردمش رابه اشغالگران بفروشد،جنایاتشبخشیده میشود. واگراوبرکشتی ای سوارباشدکه دریای خون بیگناهان شناورباشد،آنها، آن دریای خون راآب میخوانندوآن جنایتکارراازطریق شورای امنیت سازمان ملل متحدتبرئه میکنند. گلبدین پیش روی ماست وتقریباهمه آنهائیکه سن چهل سالگی راپشت سرگذرانیده، ناظروشاهدزنده جنایات گلبدین میباشند.

امپریالیستهاومرتجعین به عفوجنایتکاران بسنده نمیکنند

درجهانیکه برمظلوم وظالم، بیگناه وجانی، نادار ودارا، کمزور وزورمند تقسیم شده، روشن است که بزرگترین جنایتکارآن نظام اجتماعی میباشدکه شالوده آن بربهره کشی ازانسان وستم وتبعیض بنا یافته. درزمانی که مازندگی میکنیم امپریالیزم این چنین یک نظام است. زمانیکه مردم افغانستان علیه دولت نجیب بعدازاخراج نیروهای سوسیال- امپریالیزم شوروی میجنگیدند، نیروهای حزب وحدت وحرکت شیخ آصف محسنی درهرچندکیلومتریک زنجیرانداخته وبه چوروچپاول عابرین و بخصوص آن مردم بیچاره ای که درجریان جنگ همه چیزشان را ازدست داده وبسوی پاکستان وایران روان بودند، میپرداختند. دریکی ازاین پسته هادرنزدیک"سیاه خاک"یکی ازفرماندهان حزب وحدت زنجیرانداخته بود. یک روزکسی بنام حسن باموترلاری اش که ازجاغوری بارزده وبسوی بامیان میرفت به این پسته میرسد. حسن که اکنون دریکی ازکشورهای اروپائی بسرمیبردقصه میکردکه شاگردقومندان ازاوآنقدرپول میخواست که تمام سفرش برایش عایدنداشت. حسن میگویدکه سرانجام من اعتراض کردم وبرزمین نشستم وبعدازچنددقیقه به دلیل این ستم رهزنانه بغضم ترکیدونتوانستم جلوگریه ام رابگیرم. شاگردقومندان رفت وقومندان راآورد.قومندان بامن واردصحبت شدوبعداز آنکه من برایش شرح دادم که تمام این مسافرت به اندازه درخواست شمابرای من عایدندارد، اوقسم خورد که نگذاردازآنجابروم تااین پول رانیاورم. حسن قصه میکندکه قومندان دستش رابزیربغلش بردویک شپش کلان سیاه رنگ رابیرون کشیده کف دستش گذاشته روبمن کرده گفت: خلیفه جان یاپول رابده ویاآنقدراینجابنشین که شپش های توهم مثل من ایقدربزرگ شود، مااینجابرای هیچ ننشسته ایم وزن وبچه ماهم خوراک وپوشاک میخواهد.

یک نمونه دیگر؛ داستان زنی رابشما بازگو میکنم که درآلمان بسرمیبرد. بگذاراین خانم رادراینجا عایشه بنامیم. عایشه میگوید که پدرش درجاده میونددکانداری میکرد، اوبادوبرادروووالدینش دریک خانه کهنه بین چنداول وسپاهی گمنام زندگی بخورونمیری داشتند.عایشه یازده سال داشت که یکشب آن واقعه رخ داد. بعدازختم طعام مادرش به عایشه میگویدکه بچه ها روزباپدرت کارکرده ومن خیلی خسته میباشم، اگرتومیتوانی بروبرای پدروبردارانت چای رادم کرده بیاور.عایشه میگویدکه مطبخ جدا ازخانه نشیمن ودواطاق خواب- درآنطرف حویلی مشرف به دروازه درآمد- قرارداشت.م ن ازجا برخاستم وازخانه برآمده ازمحوطه حویلی گذشته به آشپزخانه رفتم. تازه داخل مطبخ شده بودم که وسویچ برق را زدم که یکبارمثل آنکه جهان تکان خوردومن به شدت به یکطرف پرتاب شدم. دیگرندانستم چه واقع شد ووقتی چشمانم بازکردم دیدم که هواروشن شده، آفتاب بالاآمده ومردم زیادجمع شده ویک خانم سالخورده بالای سرم نشسته وگریه میکند. هرقدرمادرم راصدازدم وبافریادنام برادارانم را گرفته ودادکشیدم، پدرم رابه کمک طلبیدم هیچ یک ازآنهاراندیدم وخانم سالخورده با چشمان پرازاشک نالان گفت: فرزندم آرام باش آنهارفتندودیگرصدای کسی رانمیشنوند. بعدازچندروز فهمیدم که راکت حزب اسلامی پدرومادروبرادرانم راازمن گرفته ومن تنهای تنهادرروی این کره خاکی میباشم. خانم سالخورده شوهرعمه ام راکه درفاریاب دکانداری میکردطلبیده وباصدعذروزاری اورابکابل آورده مرابه اوتسلیم کرد. اوبکمک وکیل گذردکان پدرم رابازوپول واموال آنرامتصرف شد ومرانیزباخودبه فاریاب آورد. یکسال بعدمرابه ... که ازآلمان آمده بودتازن بگیرد، به بیست هزار مارک فروخت وبمن گفت که این شوهرتست وتراباخودبه آلمان میبرد. مردی که شوهرم شده بودبا من حداقل سی سال تفاوت سن داشت. من13ساله بودم وسن قانونی اودرآلمان 47 سال بود. شب ها مست میکردوبه زمین وزمان لعن میفرستاد. من به حدی میترسیدم که میرفتم وخودراپنهان میکردم ولی اومی آمدومراپیدامیکردوبزیرمشت ولگدمیگرفت.

به اینصورت مشاهده میشود که داستان جنایات این جنایتکاران به غارت ورهزنی،قتل وویرانی خانه های مردم بیدفاع ملکی تمام نمیشودبلکه پیامد های دردناک وپایداری را درپی دارد. ویقینا که داستان حسن وعایشه وقایع منحصربه فردنمیباشندوصدهاهزارنمونه ومثال دیگردارندکه درمجموع شان تابلوی زندگی مردم آزادی دوست افغانستان راترسیم میکند. تابلوی پرازدرد،حرمان،ستمکشی و رنجبری بی پایان مردم را.

امپریالیست هاهمانگونه که جنایتکاران بزرگ تاریخ این سرزمین رانتنهاغرض نگرفتند، بلکه به مسندقدرت نشانیدند، بدون هیچ شکی گلبدین رانیزبرای آنکه به قدرت بنشانندبکابل آورده وبرمردم آزادیخواه افغانستان تحمیل خواهندکرد. به اینصورت می بینیم که امپریالیزم این جنایتکارترین نظام تاریخ بشرتنها به عفوجنایتکاران کوچک بسنده نمیکنند بلکه با به قدرت نشاندن آنها تابلوی جنایات جهانی اش را تکمیل میکند.پایان فصل دوم

 

مائویست های افغانستان