Thursday, 21/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۶
ÓیÇÓی

 

 

 

گلبدین

 

کتاب جنایت وخیانتهای تراآب بحرکافی نیست

که سر انگشت تر کنیم و صفحه بشماریم

 

 

(قسمت سوم)

 

آیاگلبدین مخالف امپریالیستهامیباشدوبراستی ازآنهامخفی بود؟

چراگلبدین رابه این آسانی تبرئه کردند؟ وفراموش نکنیم که تبرئه کنندگان نیزهمان دولت هائی هستند که ازهمه بیشتربرای"حقوق بشر"گلوپاره میکنند.چطورفرانسه قتل ده هاتن ازنیروهای ویژه اش را درکمین گیری درسروبی در18 اگست 2008بدست عوامل گلبدین، بیسروصدامیبخشد؟ وبموقع تبرئه اودرشورای امنیت رائی موافق میدهد؟ چراروسیه"نگران" برگشت اوست؟. چرا دربین مردم افغانستان یکبارشایع میشودکه"باآمدن گلبدین نظم وامنیت درکشورمی آید"و...غیره.بنظرمیرسدکه امپریالیستهای غربی وبه ویژه امپریالیزم امریکانه تنهاذهنیت متحدین منطقوی شانراکه درشورای امنیت سازمان ملل متحدپیش ازپیش متقاعدساخته اندبلکه شعارهای توهم برانگیزوعوامفریبانه را برای گمراهی افکارمردم افغانستان نیزتهیه دیده اند.

اما؛ گلبدین اگردرطول عمرش صادق نبوده ولی دراین آشتی باصداقت کامل ازدر آشتی وارد شده است وصادقانه میخواهددررژیم پوشالی کابل سهم بگیردوبه اشغالگران خدمت کند.زیرا:

-    نخست اینکه گلبدین بانظام حاکم کنونی برجهان مخالفت بنیادی ودیدگاهی ندارد. اعتقادات او درتمام سطوح اساسی اش بادیدگاه امپریالیستها درمطابقت قراردارد. جهانبینی گلبدین مخالف این نیست که جامعه به طبقات استثمارگرواستثمارشونده، ستمگروتحت ستم، ظالم ومظلوم بنایافته باشد، وتقسیم دنیابه بهره کش وبهره ده، ستمگروستمکش بنیادی ترین اصول تفکر سردمداران وقدرتمندان امریکائی است که آنرا" American way of live" می نامند و جنرالهای امریکائی بموقع جنرال شدن سوگندمیخورندکه ازآن دفاع کنند.مخالفت گلبدین با امپریالیزم وستمگری جهانی آن برسر"ستم رواداشتن یانداشتن"نیست بلکه برسرچگونگی "ستم کردن"است. مثلا؛ اوبااشغالگری امپریالیستهامخالف نیست واستقلال ملی وخودارادیت مردم رانمیخواهدوحتی برابرامیرعبدالرحمن نیزمطالبات استقلال طلبانه ندارد،چیزیکه اواز امپریالیست هامیخواهداینست که بانرمش واشکال فریب دهنده وخواب آورنده ای اشغالگری شانراادامه بدهند. دریک کلام حزب اسلامی گلبدین و تمام احزاب اسلامی دیگر با اشغالگران وستمگری شان درمسایل بنیادی مخالفت ندارند،بلکه برسرچگونگی انقیادملی اینجا وآنجا تفاوت دارند.بنابراین؛ گلبدین وتمام احزاب وسازمانهای اسلامی اصولامخالفت ومعاندت اساسی باامپریالیستهاندارندومخالفت هائی هم که اینجاوآنجادارنددلیل وبرهان قانع کننده ای رابرای ادامه مخالفت شان تهیه نمیتوانند.

-    ثانیا؛ گلبدین هیچزمانی ازعربستان سعودی، امارات متحده وپاکستان جدانبود. زندگی گلبدین بدون حمایت پشت پرده وکمکهای مالی، سیاسی واطلاعاتی اینکشورهاغیرقابل تصوراست. و اینکشورهاخودشان باهزاران طناب به میخ امپریالیستهای امریکائی وانگلیسی بسته اند. برخی ازآنهابدون تسلیحات وسربازان امریکائی وانگلیسی حتی نمیتوانندوجودداشته باشندوبه واسطه همسایه های قدرتمندشان بلعیده میشوند. گلبدین دراین مدت حتی یک ثانیه هم ازنظردستگاه اطلاعات وجاسوسی این ممالک مخفی نبوده است. حقیقت انکارناپذیر اینست که دراین مدت گلبدین تنهاازچشم مردم افغانستان مخفی بودنه ازچشم دشمنان مردم افغانستان.وحقیقت اینست که گلبدین تاکنون فقط وفقط علنادرصحنه نبوده است. زیراگلبدین دراین مدت باید نقشش را بطورفعال ونیمه فعال درحل تضادهای داخل بلوک امپریالیستی درافغانستان بااجرای فعالیت های کوچک وکوتاه مدت نظامی ایفامیکرد. حمله به نیروهای مخصوص فرانسه درمناطق استراتیژیک بین کابل- ننگرهار در سال 2008 درراستای تضادهای بین امپریالیزم امریکا وانگلیس ازیکطرف وفرانسه وآلمان ازطرف دیگربود. زمانیکه آلمان وفرانسه میخواستند از نظرسیاسی- نظامی به همدیگرنزدیکترمیشدندتاانگلستان رادرانزوای بیشترقراردهند. ویقینا که گلبدین ازسال2001 به اینطرف علیه اشغالگران ناتوواشغال افغانستان یک مرمی هم شلیک نکرده است. واگراینجاوآنجادست به عملیاتهای کوچک زده بطورخودسرانه ازطرف هواخواهان وایادی خودسراین حزب بوده، نه سیاست این حزب. به یقین میتوان گفت که حزب اسلامی به اندازه یکدهم رهزنان مسلح وگردنه گیران مزاحم نیروهای اشغالگروارتش وپولیس رژیم پوشالی نبوده ونشده است..

-    ثالثا؛ سیاست حزب اسلامی دراینمدت این بوده که اشغالگران رادرامراسارت مردم افغانستان واستحکام رژیم پوشالی درکابل کمک کند.ماهمه میبینیم که اعضاوکادرهای بزرگ، متوسط وحتی روابط توده ای حزب اسلامی درطی پانزده سال اخیردرپارلمان،تعلیم وتربیه، تحصیلات عالی، دستگاه تبلیغات ورسانه های عمومی وسایراموردولتی مقامات بلندی رادراختیارداشته اند.وحزب اسلامی ازنظرفیزیکی بیرون ازدولت ورژیم اصلایک مزاق بوده تا یک حقیقت. وگلبدین خان امیرحزب اسلامی ازاین نگاه یک موجودمنزوی ومفلوک که تمام بیعت کنندگانش واصحابش اوراترک گفته بودند،چیزی بیشتربحساب نمیرفت.

بادرنظرداشت این حقایق مسلم درموردگلبدین حکمتیاروحزب اسلامی اوبه اثبات میرسد که اونه از نظردیدگاهی- باامپریالیزم درکل وامپریالیست های اشغالگربطورخاص- مخالف است ونه ازنظر سیاسی . واینکه این خرمگس تاکنون به اطراف جام عسل اشغالگران حاضرنبود، نتیجه یک محاسبه اشتباه آمیزاودرروزهای اول تجاوزواشغال کشور میباشد.

اما اکنون چرا گلبدین را وارد صحنهکردند؟

امپریالیستهاوایادی بومی شان زمانی گلبدین راواردصحنه ساخته اندکه امیدشان به ادامه اوضاع کنونی افغانستان درجاده ناهموارنظامی وسیاسی دارد ازپا می افتد. تلاشهای دیپلوماتیک برای آرامی اوضاع، چماقی لیست سیاه شورای امنیت سازمان ملل، وسیله وواسطه بازی اعراب وامارات متحده، گذشت های سیاسی وخارج ساختن نام طالبان ازلیست سیاه امریکاوغیره همه وهمه ناکام مانده اند. شعار"گفتگوی افغان باافغان برای صلح"که مدتی ازجانب خلیلی ومرتجعین دیگرماننداوبالاشده بودوازجانب امریکاواروپاومتحدین آسیائی شان بااشاره تائیدآمیزتقویه میشد، جائی رانگرفت. زیراهم طالبان وهم جانب دیگرقضیه بخوبی میدانندکه همه آنهائی که علیه اشغالگران میجنگند طالب نیستند ویاتحت قیادت وفرمان طالبان قرارندارند. وطالبان میدانندکه بعدازامضای معاهده صلح بازهم جنگ ادامه خواهدداشت وسرانجام به اخراج اشغالگران ازکشوروشکست کامل طالب ومجاهدبه پایان خواهد رسیدوآنهاازاین همه گیرودارجزبدنامی حاصل دیگرتاریخی نخواهندداشت .ما باید به این واقعیت بی تفاوت نباشیم که طالبان نماینده فکری فئودال- کمپرادورهای سنتی افغانستان اندوبه رسالت طبقاتی شان سخت وفادارمیباشند. آنهامیدانند که باصلح وایستادن درکناراشغالگران همان ننگی راکمائی میکنندکه سیاف، خلیلی، محسنی، محقق، برهانالدین ربانی،حامدکرزی، اشرف غنی احمدزی،ببرک کارمل وامثالهم درتاریخ باخودیدک میکشند. به ایندلیل آنها فعلا نمیتوانند صلح کنند.

امااین وضع با گذشت هرروزبرای امپریالیزم امریکاوارتش"شکست ناپذیر"آن وناتوو"قدرت افسانه وی" اش به شدت ضربه میزند. هرروزبامصرف میلیونهادالرولی بی نتیجه وفرسایشی به پایان میرسد. هرروزنقطه های ضعف نیروهای نظامی"افسانه وی"امریکاواروپابه رقبای جهانی شان افشا میگرددوهرروزامریکاازنظراستراتیژیک ودیپلوماتیک درصحنه جهانی زمینه های بیشتری راازدست میدهدوضعیف ترمیشود. درسال 1992 بعدازشکست دادن عراق کولین پاول عربده کشان میگفت"آیابازهم خرسی وجودداردکه دندانهایش رابشکنیم"، منظوراوروسیه بودولی ازروسیه صدائی برنمی آمدزیراروسیه قادرنبودکه کاری انجام دهد. بهنگام بمباردمان بلگرادوتجزیه یوگوسلاویا آنهاعمداسفارت چین رابه موشک بستندتا ببینندکه آیاچین بالاترازاعتراض مطیعانه کاردیگری راانجام میدهدیانه؟ ودیده شدکه عکس العمل چین دراینموردحتی کمترازاعتراض مطیعانه است. به همین دلیل بودکه بیل کلینتن بعدازتجزیه یوگوسلاویادرسخنرانی اش بمناسبت امتدادپایپ لاین انرژی ساحل غربی بحیره خزربه بندر"جیهان"درترکیه گفت"امریکاجهان رابه روی تجارت وپیشرفت بازمیکندوحتی اگراین با برخوردمسلحانه بامخالفین پیشرفت وترقی باشد". اما امروزاوضاع جهانی آنقدرتغییرکرده که امریکا واروپاباتمام توانائی توطئه گری شان نمیتوانندرژیم سوریه رابه نفع"ترقی وپیشرفتی که بیل کلینتون ازآن حرف میزد"بشکنند. وروسیه بجائی رسیده که بخاطرتبلیغات قدرت نظامی اش اززیردریائی دریای خزرخانه محل تجمع فرماندهان رده پائین جبهه النصره رادرشهرپالمیرابه موشک می بندد. وروسیه، ایران وترکیه درشهرآستانه برروی مسئله سوریه به مذاکره می نشینندوامریکارابه اندازه یک کچالوهم به سرمیزدعوت نمیکنند. این نشان میدهدکه درصحنه جهانی ورق برگشته وامریکا دیگریکه تازمیدان نیست. وگرگ های دیگربه زیرکاه امریکائی آب رهامیکنندوازهرگوشه ای میخواهندلقمه ای بقاپند. افغانستان یکی ازلاشه هائی است که امریکاشکارکرده وکفتارهای دیگررا درآن سهم سزاوارشان نداده وحاضر به تقسیم مجدد هم نیست. وارد صحنه ساختن گلبدین را دراین قرینه بایدمطالعه کرد. دراین زمینه است که گردنکشی های احمقانه گلبدین بیمعنی میشودزیرا زمانیکه سربربادمیرودکسی به فکرریش نیست. اگرعوامل ورخدادهائی راکه دراین معامله شامل اند برشماریم برخی ازآنهارا چنین می یابیم:

-    جنگ اشغالگرانه امپریالیستهای ناتوبه سرکردگی امپریالیزم امریکا، ازنظراستراتیژی قابل ادامه نیست. زیرااین جنگ به اضافه مصارف هنگفت مالی آن باگذشت هرروزروحیه مخالف اشغالگری را به وجود آورده ونفرت وانزجارازامپریالیزم امریکاواروپا رادرافغانستان به وجودمی آورد. گلبدین میتواندمدتی این انزجار رامتوجه خودساخته وازنظرسیاسی فضائی را به وجودبیاوردکه توجه مردم به اعمال اومعطوف گردد.

-    ازجائیکه امپریالیست هاازنظ رایدئولوژی قادربه حل تضادبین خلق وامپریالیزم بطور عام و خود وخلق افغانستان بطورخاص نیستند. دموکراسی امریکائی باوجودآنهمه مصرف و اجیرکردن تعدادفرمایش نویس، تعبیه وب سایتهای مانند"گفتمان"،"افغانستان آزاد" وتمویل روزنامه وجریده هائی مانند"روزگاران"،"همبستگی" واستخدام جاسوسان شان دردستگاه های عوامفریبی"حقوق بشر"، "جنبش مدنی"،"فعالیت های انجوئی" و...غیره کاملا شکست خورده. این دموکراسی به اثبات رسانیده که دموکراسی امریکائی جزفساد،اختلاس وارتشا چیزدیگرببارنیاورده ونمیتواندبیاورد. متخصصین ودانشمندان آنها که درسازمانهای غول پیکر اطلاعاتی کارمیکنندوبه همه گونه معلومات دسترسی دارندبخوبی میدانندکه تازه همین مرحله جنگ درافغانستان بسوی شکست امپریالیزم امریکاحرکت میکندوجنگ واقعی مردم افغانستان که درآن شوونیزم ملیتی وشوونیزم مردسالاری وجودنداشته وتمام مردم کشوررا برای بیرون راندن اشغالگران متحد سازد، تازه درراه است. اگر امریکا تا آنزمان درافغانستان باقی بماند بدون شک دچار شکست استراتیژیک درکل آسیا خواهد شد. به این لحاظ سردمداران امریکا گلبدین راوارد صحنه میکنندتاتجربه کنندکه آیامیشودازاویک صدام حسین ساخت درقتل روشنفکران ملی-دموکرات وکمونیست های کشورکه خطرواقعی راببارمی آورند، استفاده نمودیانه؟

بدون هیچ شکی که علل وعوامل دیگر نیز دراین زمینه وجود دارندوما کوشش میکنیم برخی ازآنها رادرفصل چهارم این سلسله به خوانندگان ارجمند شورش تقدیم کنیم. پایان فصل سوم

مائویست های افغانستان