Thursday, 21/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۶
ÓیÇÓی

 

 

 

درمحکومیت دوسیاه روزفاجعه بار" 7 ثور"و" 8 ثور"

 

حزب دموکراتیک خلق افغانستانتوسط گروهی از روشنفکران وابسته وخود فروخته به رهبری نورمحمد تره کی درسال (1343) خورشیدی اعلام موجودیت کرده وبعد به دو جناح خلق وپرچم منشعب گردید.این "حزب" بدستورابرقدرت سوسیال امپریالیسم شوروی تشکیل گردید تا ازاین طریق بتواند توأم با تحکیم سلطه اقتصادی، نظامی، سیاسی، سلطه فرهنگی وایدئولوژیک اش رانیزدرافغانستان گسترش دهد.خط ایدئولوژیک- سیاسی این حزب ملهم ازرویزیونیسم"مدرن" (خروشچفی) بود وبه لحاظ ماهیت برنامه وی واستراتیژی واهداف آن تحقق منافع بورژوازی بوروکرات کمپرادورومنافع سوسیال امپریالیسم شوروی درافغانستان بود. لهذا این حزب نه دموکراتیک بود ونه هم به خاطرتحقق خواستها، منافع وآرمان خلق افغانستان فعالیت می کرد. شعارهای باصطلاح ضد فئودالی وضد امپریالیستی که ازجانب این حزب سرداده می شد، نه بخاطرنجات واقعی خلق افغانستان ازستم واستثمارفئودالیسم وکمپرادوریزم وسلطه امپریالیسم بود؛ بلکه هدف آنها غصب قدرت سیاسی درجهت تأمین منافع گروهی وطبقاتی خودشان ومنافع سوسیال امپریالیسمشورویدررآس بلوک سوسیال امپریالیستی"شرق" درافغانستان ومنطقه بود.

رویزیونیسم شکلی ازایدئولوژی بورژوازی است. رویزیونیستها دراصول واحکام مارکسیسم- لنینیسم تجدید نظرکرده وآنرا ازجوهراصلی آن تهی می سازند. رویزیونیسم محتوی انقلابی واساس آموزش مارکسیسم را ازبین می برد. ازنظرفلسفی رویزیونیسم دراصول دیالکتیک ماتریالیستی تجدید نظرکرده وایده آلیسم وذهنی گری را جایگزین آن می کند. رویزیونیسم اصول جهان بینی طبقه پرولتاریا رانفی کرده واین طبقه راازسلاح تئوریک آن محروم کرده ودرنتیجه به سرمایه داری وامپریالیسم خدمت می کند.رویزیونیستهای خلقیپرچمی باتبلیغ وترویج اندیشه های ضدانقلابی رویزیونیستی وباشعارهای بظاهر"مترقی" درابتدا توانستند تعدادی ازروشنفکران وتحصیل کرده های تعلق طبقات خلق را نیزجذب کنند .روشنفکران تعلق طبقه فئودال وطبقه تاجرکمپرادوروبخشی ازطبقه خرده بورژوازی، چون خط ایدئولوژیک - سیاسی واستراتیژی واهداف حزب دموکراتیک خلق رامطابق به خواستهاواهداف طبقاتی وقشری شان می دانستند، وارد این حزب شدند. رویزیونیستهای خلقی پرچمی دردولتظاهرشاه نقش ستون پنجم را درجهت تأمین اهداف سوسیال امپریالیسم شوروی بازی می کردند. اینهادرکودتای (26) سرطان سال ( 1352) برهبری داوود نقش فعالداشته ودردولت جمهوری داوودسهم بزرگی داشتند.داوودکه وابستگی گسترده به سوسیال امپریالیسم شوروی داشت و از"دوستی خلل ناپذیر" آن سخن می زد، بعد ازچند سال تغییرجهت داده وبرای جلب کمکهای اقتصادی ووابستگیهای بیشتربه امپریالیستهای غربی ومتحدین منطقه ای آنها روی آورد.وسوسیال امپریالیسم شوروی که نسبت به وابستگی وسرسپردگی داوود مطنون شده بود درکمترین وقت درصدد سقوط رژیم وی برآمد.

نظامیان مربوط به دوجناح خلق وپرچم درارتش وجواسیس " ک گ ب" که درافغانستان درعرصه های مختلف منجمله ارتش فعالیت گسترده داشتند؛ بتاریخ ( 7 ثور) سال (1357) خورشیدی طی یک کودتای نظامی رژیم داوود حامی سابق شان راسرنگون کرده واورا با تمام اعضای خانواده وهمکاران نزدیک وی دردولت بقتل رساندند. درجریان این کودتا بمباران ارگ ریاست جمهوری داوود مستقیماً توسط پیلوتهای روسی انجام شد. رویزیونیستهای خلقی پرچمی کودتای نظامی خودراانقلاب خوانده ودولت فاشیستی وضدمردمی را دموکراتیک وخلقی نام نهادند.رژیم کودتائی فکرمی کرد که با انجام چند رفورم نمایشی خلقهای زحمتکش افغانستان رااغوا کرده وبه حمایت ازآن خواهد کشاند اما این امربرای آنها میسرنگردید؛ زیرا رویزیونیستهای خود فروخته ازهمان فردای کودتای ننگین شان اقدام به سرکوب ونابودی مخالفین سیاسی شان کرده وتعدادی ازهواداران واعضای جریان دموکراتیک نوین ( شعله جاوید) ازجمله " سید هاشم" را درروزشبنه ( نهم ثور) جنایتکارانه کشتند. فقید رفیق هاشم ازباشندگان شمال ولایت کابل وفارغ التحصیل فاکولته لوژستیک پوهنتون حربی بوده ودرمیدان هوائی نظامی بگرامی دربخش لوژستیک ایفای وظیفه می کرد. فقید رفیق هاشم بعد ازفروپاشی جریان دموکراتیک نوین درچوکات یک محفل انقلابی (مارکسیست - لنینیست اندیشه مائوتسه دون) فعالیت می کرد.

حکومت فاشیستی خلقی پرچمی هانماینده طبقه بورژوازی بوروکرات کمپرادورونوکرسوسیال امپریالیسم شوروی بود وبا عملکردهای جنایتکارانه وضدمردمی ماهیت اش راهرچه زود برای خلق افغانستان برملا کرد. رژیم خلقی پرچمی ها بعد ازمدت زمان کوتاه به تعقیب وگرفتاری وزندان وشکنجه واعدامهای بدون محاکمه مخالفین سیاسی اش منجمله روشنفکران منسوب به جریان دموکراتیک نویناقدام کرد. این جنایتکاران وحشیانه ترین شکنجه ها رادرزندانها علیه روشنفکران مترقی وتوده های خلق آزادی خواه اعمال کردند: لت وکوب درزیرچکمه های مامورین ومستنطقین وحشی، پست فطرت وزبون اگسا، کام وخاد، شلاق زدن بوسیله کابلهای سیمی،بکارگیری انواع شوکهای الکتریکی، قراردادن پلکهای برقی دراعضای تناسلی مردان وزنان، بفرق آویزان کردن برای مدت طولانی، آویزان کردن وزنه درخصیه های مردان، شکستن اعضا، کشیدن ناخنها، بیدارخوابی، گرسنگی دادن،تشنگی دادن، صحنه سازی اعدامهای نمایشی قبل ازاعدامهای واقعی .همه این شکنجه های وحشیانه وضدانسانی را به منظوراعتراف گیری وواداشتن "متهمین" به تسلیم ومغلوب کردن وتحلیل مقاومت وخورد کردن شخصیت آنهاانجام می دادند. شکنجه گران خلقی پرچمی زنان مبارزدربند را ساعتها درآفتاب سوزان به یک پای ایستاد کرده ووزنه های برروی دستهای آنها قرارمی دادند، تجاوزجنسی ودیگرانواعشکنجه های شرم آوروننگین برزنان اعمال می کردند. همچنین زنده بگورکردن مبارزین وآزادی خواهان یکی دیگرازجنایات هولناک رژیم باندهای مزدورخلقی پرچمی وباداران روسی آنها بود. درحدود یک ونیم دهه دوران دولت پوشالیوتسلط استعماری سوسیال امپریالیسم شورویباثراعمال انواع شکنجه های وحشیانه وغیرانسانی جسمی وروانی، هزاران تن اززندانیان دچارمعیوبیتهای عصبی وروانی مختلف مانند افسردگیهای پیشرفته، اختلال روانی، اختلال دماغی ویا فلج قسمتی ازبدن ویامبتلا به مریضی صرع شدند که به اثروارد کردن ضربه های شدید به جمجمه آنها بود . اینها همه ازآثارجنایات ضد بشری رژیم باندهای جنایتکارخلقی پرچمی وباداران روسی آنهاست. ازدیگرجنایات ضدبشری آنها وسوسیال امپریالیستهای روسی تعبیه وغرس بیش ازده میلیون مین ضد وسایط ونفردرسراسرخاک افغانستان که طی حدود چهاردهه ازمردم مظلوم قربانی گرفته وسالانه چندین هزارتن کشته وزخمی ومعلول می شوند. با وجودیکه طی سالهای اخیرچندین هزارکیلومترمربع زمین مین روبی شده است؛ لیکن همین اکنون کشتزارهای مین درافغانستان ماهانه(142) تن ازمردم مظلوم راقربانی میگیرد. بهمین صورت مین گذاریهای که توسط دولت اسلامی گروه های جهادی وامارت اسلامی طالبان وطی سیزده سال اخیرتوسط گروه های طالبان، القاعده، حقانی، گلب الدین وداعش وارتش دولت مزدوروارتش های اشغالگرامریکائی وناتو صورت گرفته ومی گیرد، ماهانه ده هاتن ازخلق مظلوم راکشته وزخمی ویا معلول می سازند.جنایتکاران خلقی پرچمی دردوران حاکمیت ننگین شان هزاران کودک معصوم را به اثرپخش مینهای بازیچه ای بقتل رسانده ویا معلول کرده اند. بیش ازیک ونیم میلیون تن ازهم وطنان ما را کشته وبه همین تعداد را معلول ومعیوب کردند. وهزاران تن ازهمین معلولین وفرزندان شان ازشدت فقرونیستی به گدانی روی آورده اند.این خود فروخته ها وباداران روسی آنها صدها تن اززنان را بجرم مبارزه شوهروفرزند و پدروبرادرآنهابه زندان انداخته ومورد شکنجه وهتک ناموس قراردادند واین بیانگرنهایت شرفباختگی این خود فروخته ها است.وفرد فرد ازاعضای حزب ودولت خلقی پرچمی، سازائی ، سفزائیوملیشه ای ازجمله باندهای رشید دوستم وملک وسید منصورنادری وحامیان روسی آنهابه نسبتهای مختلف مسئول این همه جنایات هولناک وستمگریها وتجاوزوغارتگریهاعلیه خلق افغانستان وویرانی کشورهستند. وکارنامه سیاه وجنایتبارواعمال ضدبشری وخیانتهای آنهاعلیه خلق افغانستان هرگزفراموش خاطرخلق افغانستان ونیروها وافراد مترقی درسطح جهان نخواهد شد. رویزیونیستهای خلقی پرچمی وسوسیال امپریالیستهای روسی همه این جنایات واجحافات علیه خلق افغانستان را زیرنام کذائی سوسیالیسم وکمونیسم و دفاع ازحقوق کارگران ودهقانان انجام دادند. این جانیان چنان واژه ها واصطلاحات مترقی وانقلابی را به لجن کشیدند که اذهان خلق افغانستان را نسبت به آن مغشوش ساخته که ازشنیدن کلمات انقلابی ومترقی بنحوی شک وتردید نشان می دهند. این بدترین خیانتی است که اینها علیه اندیشه های انقلابی ومترقی مرتکب شده اند. خیانت وجنایات آنها وباداران روسی شان علیه خلق افغانستان تمسکی دردست همپاله های آنها، گروه های ارتجاعی اسلامیوامپریالیسم وارتجاع بین المللی داد تا جنایات ووحشیگریهای آنها علیه خلق افغانستان راجنایات کمونیسم تبلیغ کنند.ازاینروانواع رویزیونیسم درکنارامپریالیسم وارتجاع خطرناکترین دشمنان طبقه کارگروسایرخلقهای زحمتکش درجهان می باشند.ومبارزه علیه انواع رویزیونیسم یک مبارزه طبقاتی است وکمونیستهای انقلابیهمزمان با مبارزه علیه طبقات ارتجاعی وامپریالیسم نباید لحظه ای ازمبارزه علیه رویزیونیسم غافل باشند.رژیم ضد مردمی وفاشیست شبکه وسیعی ازجواسیس را علیه خلق افغانستان تشکیل کرده وتمام فعالیتها ی روزانه وحتی زندگی خصوصی مردم را تحت نظارت قراردادند. اعضا وهواداران حزب ضدخلقی درتمام شهرها وولسوالیها وقریه ها چون سگهای بویکش تعلیم دیده درهنگام شب ازپشت دیوارخانه های مردم به شنود صدای رادیوهای کشورهای خارجی چون رادیو بی بی سی پرداخته وشنوندگان این رادیوهارا مورد پیگرد وشکنجه وزندان قرارمی دادند. شبکه جاسوسی دولت درادارات دولتی تاپوهنتونها ومکاتب وکارخانه ها ودیگرمجتمعها گسترده بود وکوچکترین انتقادی علیه رژیمشکنجه زندان درقبال داشت.

جنایات هولناک واستبداد فاشیستی رژیم بروسعت نارضائی ونفرت وانزجارخلق افزوده وزمینه سازموج قیامها وشورشهای خود جوش توده های مردم گردید. شورش درچند ولسوالی درولایات شرقی وجنوبی کشورودرولسوالی دره صوف درشمال کشورصورت گرفت.قیام ( 24) حوت سال 1357 ولایت هرات وقیام ولایت بادغیس ازگسترده ترین آنها بود که به طرز وحشیانه توسط رژیم سرکوب گردیده وبیش ازبیست هزارتن را درولایت هرات بقتل رساند. با شورش توده های خلق حملات انتقاموجویانه رژیم علیه آنها هرچه وحشیانه شدت یافته وبالمقابل تضادبین خلق ورژیم حاکم تشدید گردیده وجنگهای گوریلائی دربخش اعظم کشورآغازگردید. صدها گروه ودسته وجبهه جنگ علیه رژیم فاشیست وجلاد تشکیل شده وضربات مرگباری برآن وارد کردند. گستردگی وشدت حملات چریکی ونارضائی توده های مردم،حاکمیت رژیم رادراکثریت ولایات کشوردردرون ادارات دولتی محصورنمود. رژیم خونخواربرهبری نورمحمد تره کی وحفیظ الله امین طی یک ونیم سال اول آن، ده ها هزارتن ازفرزندان آزادی خواه خلق را بقتل رسانده وهزاران تن رادرزندانها شکنجه کرده وصدها هزارتن مجبوربه فرارازکشورشدند. اماخلق آزادی خواه افغانستان مرعوب اعمال وحشیانه رژیم نشده وبرشدت جنگ ومقاومت علیه آن ادامه داده ورژیم درورطه سقوط قرارگرفت. سوسیال امپریالیسم شوروی به منظورحفظ رژیم مزدوروتعقیب اهداف غارتگرانه اش درافغانستان ومنطقه بتاریخ "6 جدی" سال (1358) به افغانستان لشکرکشی کرده وآنرا به سلطه استعماری اش درآورد. با ورود ارتش جنایتکارروسی تضاد بین خلق افغانستان وسوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم مزدورحدت یافته وجنگ مقاومت مردم بیش ازپیش شدت گرفته وتوسعه یافت. به استثنای مشتی ازطرفداران رژیم مزدورکه منافع شان ازقبل رژیم وارتش اشغالگرروسی تأمین بود وآنعده ازفئودالان وتاجران کمپرادوروسران اقوام وقبایلکه تسلیم ارتش اشغالگرودولت مزدورشدند املاک وجایداد مصادره شده آنها مسترد شده ودرچوکات جبهه ملی پدروطن بخدمت آنها درآمدند؛ باقی تمام طبقات خلق افغانستان وبخشهای ازتعلق طبقات دیگربه اشکال مختلف علیه رژیم وارتش متجاوزروسی قرارگرفتند. با ورود ارتش سوسیال امپریالیسم شوروی به افغانستان دوردیگری ازجنایاتوتجاوزوستمگری ودستگیری وزندان وشکنجه واعدام آزادی خواهان واعمال فاشیسم علیه خلقهای ملیتهای کشورآغازگردید. رژیم مزدوروباداران روسی آنها هرچه سبعانه به کشتارخلق افغانستان ادامه داده وطی ده سال بیش ازیک ونیم میلیون تن را کشته وبیش ازیک میلیون تن را معلول ومعیوب ساخته وحدود شش میلیون تن مجبوربفرارازکشورشدند. سوسیال فاشیستهای روسی ودیگرکشورهای بلوک سوسیال امپریالیستی " شرق" بیشرمانه جنایات شان علیه خلق افغانستان را کمک انترناسیونالیستی تبلیغ کرده وباین صورت واژه ها واصطلاحات انقلابی ومترقی رابه ابتذال ولژن کشیدند. وامپریالیستهای غربی ودولتهای ارتجاعی وابسته ومزدورآنها درجهان فرصت یافته وجنایات حریف سوسیال امپریالیست شان را درافغانستان،جنایات کمونیسم تبلیغ کردند.بهمین صورت رهبران گروه های ارتجاعی اسلامی( ربانی مسعود، گلب الدین، مولوی خالص، رسول سیاف، کریم خلیلی ومحمد محقق ، مولوی نبی، شیخ آصف محسنی، صبغت الله مجددی وپیرسید احمد گیلانی ودیگران) که دهات کشورراتحت کنترول داشتند جنگ مقاومت مردم راجنگ اسلام وکمونیسم تبلیغ کردند. این گروه های جنایتکاروخاین ومزدورامپریالیستهای غربی طی یک ونیم دهه جنگ مقاومت خلق افغانستان خاصتاً حزب اسلامی گلب الدین، حزب وحدت اسلامی وجمعیت اسلامی،شنیع ترین جنایات واجحافات راعلیه خلق افغانستان مرتکب شدند.

با وقوع کودتای فاجعه بار" 7 ثور" عمدتاً دونیروی سیاسی به افشای ماهیت رژیم کودتائی پرداخته وبعد با آغازقیامهای خود جوش خلق علیه رژیم خلقی پرچمیها ، وارد جنگ علیه رژیم شدند. نیروهای منسوب جنبش دموکراتیک نوین شامل چند سازمان وگروه ومحفل بوده وهرکدام برمبنای خط ایدئولوژیک-سیاسی واستراتیژی واهداف شان علیه رژیم کودتائی وسوسیال امپریالیسم شوروی مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی ونظامی را به پیش بردند. اما بخش اعظم آنها دچارانحرافات ایدئولوژیک سیاسی شده ودرمنجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسم سقوط کردند. یکی ازتشکلهای که سابقه عضویت درجریان دموکراتیک نوین داشت گروه انقلابی خلقهای افغانستانکه بعداٌ بنام سازمان رهائی افغانستان مسمی گردید، یک تشکل اپورتونیستی ورویزیونیستی بود که بنابه ماهیت خط ایدئولوژیک-سیاسی واستراتیژِی واهداف ضدمردمی وضدانقلابی آن با چندگروه ارتجاعی اسلامی متحد شده وبرای پیروزی "جمهوری اسلامی"، تأمین منافع طبقه فئودال وکمپرادوروسوسال امپریالیسم چین وامپریالیستهای غربی، علیه دولت خلقی پرچمی ها وسوسیال امپریالیسم شوروی وارد جنگ شد. این گروه مانند احزاب ارتجاعی اسلامی ازسلاح وپول وحمایت های سیاسی امپریالیستهای غربی وسوسیال امپریالیسم چین ودولت ارتجاعی پاکستان برخورداربود. وهزاران تن دیگرازشعله ایهای بودند که تعلق تشکیلاتی نداشتند وباستثنای عده ای معدودی که فرصت طلبانه وذلیلانه به رژیم کودتائی وسوسیال امپریالیسم شوروی تسلیم شدند؛ باقی یا کشورراترک کرده ویا به لحاظ سیاسی غیرفعال بودند. لیکن رژیم جنایتکاروباداران روسی آنها چندین هزارتن آنهارابراساس فعالیت سیاسی سابقه آنها درچوکات جریان دموکراتیک نوین( شعله جاوید) دستگیرواعدام کردند.

نیروی دیگراعضا وهواداران " سازمان جوانان مسلمان"وسایرگروه های ارتجاعی اسلامی بودند که ازمنافع طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوروامپریالیستهای غربی وکشورهای اسلامی منطقه حراست می کردند.گروه ها اسلامی،رژیم کودتائی خلقی پرچمی هارا برای توده های خلق نا آگاه افغانستان رژیم کمونیستی تبلیغ کرده و احساسات مذهبی آنهارا علیه آن تحریک می کردند. همچنین کشورهای امپریالیستی غربی سعی داشتند تابا کمونیست"خواندن دولت سوسیال امپریالیسم شوروی وکشورهای سوسیال امپریالیستی بلوک شرق ودولت مزدورآنها درافغانستان؛ ازیکطرف کمونیسم انقلابی را درذهنیت توده های خلق کشورهای شان وخلقهای جهان بدنام کرده وازجانب دیگرابرقدرت سوسیال امپریالیستی رقیب شان رامورد ضربت قرارداده وجنایات ووحشیگریها وستم ومظالم آنها علیه خلق افغانستان را عملکرد کمونیسم وانمود کردند. گروه های ارتجاعی اسلامی، ماهیت جنگ آزادی خواهانه وضد فاشیسم رژیم خلقی پرچمی ها را جنگ اسلام وکمونیسم تبلیغ کرده وجنگ مقاومت مردم افغانستان علیه ارتش سوسیال امپریالیسم شوروی که درماهیت جنگی ملی وآزادی خواهانه برای کسب استقلال ملی علیه اشغال نظامی وسلطه استعماری سوسیال امپریالیسمشوروی بود، نیز جنگ ضد کفروکمونیسم تبلیغ کردند. این گروه ها با سلاح ومهمات وپول وحمایتهای سیاسی کشورهای پاکستان وایران وعربستان وامپریالیسم امریکا وامپریالیستهای اروپائی وسایرکشورهای امپریالیستی جهان وسوسیال امپریالیسم چین رهبری جنگ مقاومت توده های خلق را بدست گرفتند. گروه های ارتجاعی اسلامی مانند رژیم خونخوارخلقی پرچمی ها وسوسیال امپریالیسم شوروی ازدشمنان قسم خورده نیروهای منسوب به جنبش دموکراتیک نوین بودند ودرداخل جبهات جنگ به شیوه های مختلف علیه آنها توطئه کرده وصدها تن آنهارا بقتل رساندند. این تشکلها درشهرها مورد تهاجم دولت مزدوروسوسیال امپریالیستهای روسی قرارگرفته ومتحمل ضربات شدیدی شدند. ازجمله تشکلهای منسوب به جریان دموکراتیبک نوین، " سازمان آزادی بخش مردم افغانستان(ساما)" بعد ازدستگیری واعدام جنایتکارانه فقید مجید کلکانی توسط رژِیم مزدوروارتش جنایتکارسوسیال امپریالیسم شوروی درپرتگاه اپورتونیسم راست(رویزیونیسم) سقوط کرده وبه دولت مزدوروارتش سوسیال امپریالیسم شوروی تسلیم شده وبه خلق ومیهن خیانت کرد. تسلیمی "ساما" به دشمنان عمده خلق ومیهن،ضربت شدیدی به نیروهای منسوب به جنبش دموکراتیک نوین وارد کرد ه وموجب گردید تا تنظیمها واحزاب ارتجاعی اسلامی درجبهات جنگ مقاومت مردم هرچه گسترده علیه نیروهای منسوب به جنبش دموکراتیک نوین تبلیغات سوء کرده وحملات قاتلانه خودعلیه آنها را برای توده های ناآگاه مردم توجیه کنند. وبه این ترتیب نیروهای منسوب به جنبش دموکراتیک نوین به علل مختلف فوق به شدت تضعیف گردیده ونتوانستند دررهبری جنگ مقاومت خلق افغانستان علیه ارتش جنایتکارسوسیال امپریالیسم شوروی ودولت مزدور خلقی پرچمی ها سهم مؤثری ایفا کنند.

خلقهای ملیتهای مختلف افغانستان طی یک ونیم سال جنگ ومقاومت همه جانبه توانستند ضربات سنگینی برارتش مهاجم روسی وارتش دولت مزدوروارد کنند؛ لیکن نیروهای ارتجاعی اسلامی مزدورامپریالیستهای غربی ودولتهای ارتجاعی منطقه بنابرماهیت وخصلت ارتجاعی وضدمردمی شان خون بیش ازیک ونیم میلیون تن ازخلق وصدها هزارمعلول وویرانی کشوروفروپاشی ونابودی زندگی هزاران فامیل رامورد معامله قرارداده وبعد ازسقوط رژیم مزدوربرهبری نجیب الله خاین وقاتل مردم افغانستان بتاریخ " 8 ثور" سال 1372 با همپاله های(خلقی پرچمی سازائیوباند ملیشه ای رشید دوستم ومنصورنادری)دولت اسلامی را برهبری صبغت الله مجددی تشکیل داده وآنرا پیروزی" انقلاب اسلامی" خواندند.اولین اقدام خاینانه وجنایتکارانه دولت اسلامی اعلام عفوعمومی تمام جنایتکاران خلقی پرچمی سازائی ،ملیشه ای ودیگراعضا وهمقطاران آنها بود. بدین صورت رژیم "8ثور"ادامه رژیم "7ثور"است. دولت اسلامی نماینده منافع طبقات فئودال وکمپرادورونوکرامپریالیسم ودولتهای ارتجاعی منطقه بود. اختلاف وتضاد بین گروه های متشکله دولت اسلامی برسرتقسیم قدرت به حدی تشدید گردید که چون سگان دیوانه بجان هم افتاده وجنگ ارتجاعی وجنایتکارانه بین آنها مشتعل گردید. درجریان این جنگ غارتگرانه گروه های جهادی وگروه های خلقی پرچمی وملیشه ای چندین ائتلاف علیه همدیگرتشکیل داده وطی پنج سال حدودهفتاددرصد شهرکابل راویران کرده وبیش از(60) هزارتن راکشتند.وعلاوتاً چوروچپاول وغارتگری راه انداخته وتمام دارائیهای دولت وعامه وبخش اعظم دارائیهای شهریان کابل خاصتاً اقلیتهای ملی "هندو وسک"رابغارت بردند. این جنایتکاران وحشی زیرشعاراسلام چنان سبعیت وجنایات وتجاوزات را علیه خلق براه انداختند که تاریخ ازذکرآنها عاردارد. بخش بزرگی ازنفوس شهرکابل مجبوربه ترک خانه های شان شده وباردیگرموجی ازآوارگی به کشورهای همسایه آغازگردید. این نیروهای ارتجاعی وخودفروخته که درجریان جنگ مقاومت مردم افغانستان علیه ارتش اشغالگرسوسیال امپریالیسم شوروی، ناسیونالیسم ر ابمثابه کفرتبلیغ می کردند؛ لیکن درجریان جنگهای جنایتکارانه درکابل که "حنای" اسلام خواهی" شان درنزد توده های عوام رنگباخت به ناسیونالیسم کوروشئونیسم ارتجاعی پناه بردند تا توده های خلق ملیتهای متعلقه شان را ازاین طریق اغوا کنند. جنایتکاران خلقی پرچمی، سازائی وملیشه ای بعد ازفروپاشی نظم سوسیال امپریالیستی باداران شان به اسلام پناه آورده وقلاده غلامی امپریالیستهای غربی را بگردن آویختند. درآن شرایط افغانستان عملاً به شیوه ملوک الطوایفی اداره می شد ودرهریک ازولایات وبرخی ازولسوالیها قوماندانهای مربوط به احزاب اسلامی وملیشه ای حکومت می کردند. قوماندانها وامیران مربوط به احزاب وتنظیمهای ارتجاعی اسلامی مانند تورن اسماعیل، معلم عطا ،گل آقا شیرزی ودیگرهمسنخان آنهابا رشوت ودزدی وغصب املاک دولتی واملاک زمینداران ، صاحب ثروتهای کلان وقصرها وصدها جریب زمین شدند. دزدی وقطاع الطریقی درسراسرکشورچنان گسترش یافت که هیچ کس احساس امنیت نمی کرد.سران دولت اسلامی این رهزنان غارتگربقایای منابع اقتصادی وتولیدی کشوررامنهدم کردند. ماشین آلات کارخانه های صنعتی درشهرکابل وسایرولایات را دزدی ویا تخریب کردند. کارگران وسایرزحمتکشان کشوربیش ازقبل خانه خراب شده ودرفقروفلاکت گرفتارشدند. بخش اعظم اموال واملاک دولتی را تصاحب کرده وتمام وسایل دفتری، کتابخانه ها وموزیم ها ووسایل لابراتوارهای پوهنتون کابل وننگرهارا دزدیدند. اسلحه وتجهیزات ارتش بشمول طیارات وتانک وتوپ وموترومهمات رابه غارت بردند، معادن کشورازقیبل لاجورد، زمرد ، یاقوت، بیروج، سنگهای رخام وغیره احجارقیمتی وجنگلات کشوررا غارت کردند که احمد شاه مسعود ودارودسته اش ومولوی حسین ودارودسته اش بیش ازدیگران معادن لاجوردوبیروج را درپنجشیروکنرغارت کردند. این است گوشه ای ازجنایات ، وحشت، غارتگریها ودزدیهایاحزاب وتنظیمهای ارتجاعی اسلامی.

ازآنجاییکه گروه های تشکیل دهنده دولت اسلامی درنوکری کشورهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی مختلف قرارداشتند؛ لذا نتواستند برسرتقسیم قدرت دولتی باهم به توافق رسیده ومتحد شوند. ازجانب دیگرمردم افغانستان ازشدت جنایات وغارتگریهاومظالم واستبداد وبی عدالتیهای این جانیان وحشی وجنگ غارتگرانه وخانمانسوزبین آنهابستوه آمده بودند؛ همانبود که باداران خارجی این گروه ها، نیروی مزدوردیگری را وارد صحنه کردند. امپریالیستهای امریکائی وانگلیسی که ازحامیان اصلی دولت اسلامی بودند؛ خود مستقیماً وارد معرکه نشده ووظیفه قیمومیت دولت درافغانستان رابرای دولت پاکستان واگذارکردند تا منافع آنهاراازاین طریق تآمین کند. فئودال کمپرادورهای حاکم برپاکستان گروه ارتجاعی ومزدوردیگری بنام" تحریک اسلامی طالبان" راسازمان دادند."حرکت انقلاب اسلامی" وتشکیل " جمعیت الطلبه وجمعیت العلماء" مربوط آن برهبری مولوی نبی ونظامیان خلقی پرچمی ازجمله جناح تحت رهبری شهنوازتنی به"تحریک اسلامی طالبان" پیوستند.همچنین نیروهای جنگی طالبان پاکستانی، نظامیان ملیشه دولت پاکستان، گروه القاعده برهبری اسامه بن لادن ودیگرگروه های اسلامی ازکشورهای آسیای میانهدرکنارطالبان قرارگرفته ومامورشدند تا با استفاده ازضعف گروه هایدولت اسلامی واوضاع وشرایط نهایت بحرانی درافغانستان، دولت اسلامی را سرنگون کرده ودولت اسلامی جدیدی را تشکیل دهند. وجوه مالی وسلاح ومهمات این نیروها بوسیله امپریالیستهای امریکائی وانگلیسی ودولت عربستان سعودی پرداخته شده وتنظیم ورهبری آنها وتهیه نقشه های عملیات جنگی توسط ارتش پاکستان صورت می گرفت.

بامامورشدن"تحریک اسلامی طالبان" برای تسلط قدرت سیاسی ازچنگ گروه های دولت اسلامی، جنگ جنایتکارانه وارد مرحله ای جدیدی گردید. دراین مرحله گروه های جهادی تجزیه شده وحزب اسلامی گلب الدین به دستورولی نعمت منطقه ای اش( دولت پاکستان) ازدولت اسلامی جدا شده وبه پاکستان رفت وتنظیمهای محاذ ملی اسلامی وجبهه ملی نجات با طالبان وارد جنگ نشدند. جمعیت اسلامی ربانی- مسعود، گروه سیاف، حزب وحدت اسلامی، گروه های ملیشه ای دوستم ومنصورنادری وجناحهای ازپرچمیها زیرنام " اتحادشمال" با طالبان به جنگ ادامه دادند. سلاح ومهمات وپول برای نیروهای " اتحاد شمال" ازجانب امپریالیسم فدراسیون روسیه، دولت ایران ودولت هند تهیه شده ودولت تاجکستان کمک لوژستیکی فراهم می کرد.طالبان منحیث نماینده منافع طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادورونوکرامپریالیسم ودولت پاکستان درافغانستان بودند. تداوم جنگجنایتکارانه بین این دوجناح ارتجاعی ونوکرامپریالیسم ضربات وخسارات جانی ومالی هنگفتی به خلق افغانستان وارد کرده وویرانیهای بیشتری برکشوربوجودآوردند.باردیگرصدهاهزارتن ازتودههای مردم مجبور بفرارازکشورشدند. رژیم طالبان شدیداً رجعت گرا ودشمن علم وفرهنگ وترقی بوده وبرخورد خصومت آمیزبه تاریخ وفرهنگ کهن این سرزمین داشته ووحشیانه اقدام به تخریب تندیس" بودا" درولایت بامیان کرده وبدین وسیله نهایت جهالت ووحشی گری خودرا برملا نمود. رژیم طالبان برشئونیسم ملیت پشتون اتکاء داشته وبدین وسیله با تحریک این ملیت علیه ملیتهای غیرپشتون برنفاق بین ملیتهای مختلف افغانستان دامن می زد. تعصبات مذهبی رابین پیروان مذهب حنیفی ومذهب شیعه بشدت دامن زده وازاین طریق نیزبه ایجاد تفرقه بین خلق افغانستان تلاش کرد. این گروه شدیداً زن ستیزومخالف تحصیل وکارزنان درجامعه بود. به منظورتخویف وترهیب مردم وفرمانبرداری برده وارازرژیم آنها، احکام شریعت اسلام را هرچه وحشیانه وبه شیوه قرون وسطائی برمردم اعمال می کرد.با سرنگونی رژیم طالبان توسط تهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی وناتوبتاریخ 7 اکتوبرسال 2001 میلادی واشغال نظامی وبه مستعمره کشیدن کشور، دولت جمهوری اسلامی متشکل ازگروه های جهادی وملیشه ای،حزب"افغان ملت"، رویزیونیستهای " سازمان رهائی- حزب همبستگی" و"ساما" وتعدادی تکنوکرات خود فروختهبرهبری کرزی(شاه شجاع سوم) تشکیل گردید. وباندهای جنایتکارخلقی پرچمی، ملیشه ای، سازائی وسفزائی باردیگربه چاکریامپریالیستهای امریکائی وناتودرآمده ودردولت دست نشانده شرکت کردهوطی شانزده سال اخیرعلیه خلق وکشورجنایت وخیانت کرده اند.

خلقهای ملیتهای مختلف افغانستان خاصتاً روشنفکران تعلق طبقات خلق زحمتکش کشورباید چهره های سیاه وننگین وتاریخ جنایات سهمگین هریک ازاین گروه های خاین ووطن فروش ودشمنان خلق وکشور که طی حدود چهاردهه با باداران خارجی شان صدها هزارتن ازخلق را کشته وانواع جنایات وستمگری علیه آنها انجام داده ومی دهند را، بشناسند وهرگزفریب ترفندهای چون دموکراسی، انتخابات آزاد وجامعه مدنی که هدیه امپریالیستهای اشغالگراست را نخورند. این گروه های جانی وخاین ملی وقاتل مردم افغانستان که بوسیله قدرتهای امپریالیستی دردولت دست نشانده جمع شده اند، یکجا با قدرتهای امپریالیستی ازدشمنان قسم خورده خلق ومیهن هستند. وخلقهای ملیتهای مختلف کشورهمه روزه توسط ارتشهای اشغالگروارتش دولت مزدوروگروه های مزدوروجانی دیگرمانند طالبان، حقانی، گلب الدین، القاعده وداعش که آنها نیزازمزدوران امپریالیسم وارتجاع وازجمله دشمنان سوگند خورده خلق افغانستان هستند، بخاک وخون کشیده می شوند. خلق افغانستان باید بیدارشوند واین همه دشمنان طبقاتی وملی خودرا شناخته وبرای نجات ازاین پرتگاه به مبارزه آزادی خواهانه وانقلابی متوسل شوند. وبدون مبارزه انقلابی مسلحانه تحت رهبری نیروهای واقعاًانقلابی پرولتری، قطع سلطه استعماری امپریالیستهای امریکائی وناتو وسرنگونی دولت پوشالی برهبری اشرف غنی( شاه شجاع چهارم)ممکن نیست.با سرنگونی نظام فئودال کمپرادوری وقطع کامل سلطه امپریالیسم ازکشوروتشکیل "دولت دموکراتیک خلق" تحت رهبری طبقه پرولتاریا است که خلقهایدربند وبلاکشیده افغانستان ازاینسیاه روزیهانجات می یابند.

- مرگ برامپریالیستهای اشغالگرامریکائی وناتوودولت پوشالی!

- مرگ برباندهای جنایتکارووطن فروش خلقی پرچمی، سازائی،"جهادی" وملیشه ای این عاملین سیاه روزهای فاجعه بار" 7ثور و8 ثور" !

- مرگ برامپریالیسم وارجاع جهانی!

- پیروزباد مبارزات انقلابی ومترقی خلق افغانستان!

7 ثور سال 1396( 27 اپریل 2017)

(پولاد)