Thursday, 21/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۶
ÓیÇÓی

 

 

 

به مناسبت اول ماه می روزبین المللی طبقه کارگر

 

اول ماه می روزهمبستگی پرولتاریای سراسرجهان است.کارگران ونیروهای انقلابی پرولتری وجریانات مترقی این روز را درسراسرجهان با گردهمآئیها وتظاهرات ها تجلیل می کنند. تجلیل ازاین روزازیک طرف گرامیداشت ازمبارزات طبقه کارگروازجانب دیگرتجدید تعهد به اصل انترناسیونالیسم پرولتری واستحکام آن است. مبارزات طبقه کارگرعلیه استثماروستم طبقه سرمایه دارتاریخ طولانی دارد. این مبارزات دراشکال ابتدائی خودمحدود به خواستهای اقتصادی،ازدیادمعاش،تقلیل ساعات کارودیگرمسایل رفاهی کارگران بود . درتاریخ جنبشهای کارگری نخستین مورد سازمانیافته مبارزات کارگران تشکیل انجمن کارگران لندن وطرح برنامه " منشورخلق" درسال ( 1836) بود که بنام جنبش کارگری " چارتیستها"معروف شده وکارگران برای مبارزه برضد غارت وتجاوزقدرتهای استعماری بپا خاسته و گرد همآئی های برضد تجاوزقدرتهای استعماری درآسیا وافریقا ودیگرمناطق جهان ومطالبه حق رأی برای کارگران تشکیل دادند. با ظهورمارکسیسم دراخیردهه چهل قرن نزدهم میلادی وپیوند سوسیالیسم علمی با جنبش طبقه کارگراثرات ژرفی برجنبشهای طبقه کارگرجهان بجا گذاشتهوبا شرکت مارکس وانگلس دراین مبارزات کیفیت رهبری آنهاارتقا یافت. این رهبران بزرگ پرولتاریای جهان عقیده داشتند که:"فقط پرولتاریایبیدارکننده می تواند میان ملت های مختلف بیداری بوجود آورد". مارکس وانگلس با تشکیل "اتحادیه کمونیستها" درسال ( 1847) میلادی وتدوین "مانیفست حزب کمونیست"، وظایف واهداف مبارزاتی طبقه کارگرجهان درجهت واژگونی نظام سرمایه داری جهانی را مشخصکرده وفراخوان دادند که: "کارگران سراسرجهان متحد شوید!". این عبارت یک اصل انترناسیونالیسم پرولتری بوده ومفهوم واقعی آن همبستگی پرولتاریا وسایرزحمتکشان همه کشورها درمبارزه مشترک علیه امپریالیسم وارتجاع درسراسرجهان می باشد. بقول انگلس ازآنجاییکه شرایط کارگران تقریباً درهمه کشورها یکسان است آنها منافع مشترک وسرنوشت مشترک دارند. این سرنوشت همسان آنهارا درپیوند نزدیک قرارمی دهد. طبقه کارگرنظربه موقعیت اجتماعی اش فاقد هرگونه مایملک شخصی بوده وبرای ادامه حیات خود وفامیلش به جزازفروش نیروی کارش دیگرهیچ تضمین مادی درجامعه ندارد.باآنکه همه ثروتها ونعمات مادی جامعه حاصل کارودسترنج اوست؛لیکن اودرفقروتنگدستی دست بگریبان بوده وهرروزخطربیکاری (خاصتاً درشرایط بحرانهای اقتصادی سرمایه داری)اورا تهدید می کند.نظام سرمایه داری مانند نظامهای طبقاتی ما قبل آن نظام بهره کش وستمگربوده وباغصب ارزش اضافی نیروی کارطبقه کارگروکسب حداکثرسودوغارت منابع وذخایرخلقهای زحمتکش وملل اسیرجهان سرمایهاندوخته وهرچه بیشترنیرومند شده وسلطهاش را درسراسرجهان گسترش داده است. امروزمنطقه ای درکره زمین وجود ندارد که ازسلطه سرمایه داری جهانی وامپریالیسم بیرون باشد. این نظام برای ادامه حیات طفیلی اش وغارتگری وتحکیم سلطه برجهان ازهیچ سبعیت وجنایتی علیه خلقها وملل تحت سلطه اباندارد و"ازهرسلول سرمایه خون می چکد". این نظام وحشت وبربریت با دراختیارداشتن ماشین غول پیکرنظامی به سرکوب خلقها دستیازیده وکودکان وزنان ومردان را بخاک وخون کشیده وغیرانسانی ترین فجایع راعلیه بشریت انجام می دهد.

ابرقدرت امپریالیستی امریکا دراتحاد با امپریالیستهای عضو" ناتو" بعد ازواقعه(11) سپتمبر(2001) میلادی وفروپاشی برجهای مرکزتجارت جهانی باتبلیغات عوامفریبانه درسطح گسترده ای درجهان پرداخته وبه منظورانجام نقشه های سلطه جویانه وغارتگرانه اش درجهان بخصوص درقاره آسیا وازجمله درافغانستان، ائتلاف امپریالیستی تشکیل داده وزیرنام" جنگ جهانی علیه تروریزم اسلامی " خلق مظلوم افغانستان را مورد تهاجم نظامی قرارداده وطی شانزده سال ده ها هزارتن ازخلقبیدفاع افغانستان را بقتل رسانده ویکجا با مزدوران بومی اش شنیع ترین جنایات وتجاوزات را علیه این خلق مظلومانجام داده ومی دهند. امپریالیسم امریکا ودیگرامپریالیستهای متحدآن به منظورتسلط برمنطقه شرق میانه، توطئه "سلاح اتمی رژیم صدام حسین" رامطرح کرده ودرسال ( 2003) میلادی کشورعراق را مورد تهاجم نظامی قرارداده وبیش ازیک میلیون تن ازخلق عراق را بخاک وخون کشیده واین کشورراویران کرده واین کشتاروجنایت تا کنون ادامه دارد. بهمین صورت کشورهای لیبی وسوریه رامورد تهاجمهای نظامی وحشیانه قرارداده وخلقهای این کشورها رابخاک وخون کشیده وگروه های ارتجاعی اسلامی جنایتکارووحشی رابربخشهای ازخاک این کشورها مسلط ساختند.سازمانهای جاسوسی امپریالیستهای امریکائی وانگلیسی طی چهاردهه اخیرنیروهای ارتجاعی اسلامی را بسیج وسازماندهی وتسلیح وتمویل کرده وبه کمک ومساعدت دولتهای وابسته ومزدورآنها ازجمله دولت پاکستان ،عربستان سعودی، ترکیه، قطرودولت صهیونیستی واستعمارگراسرائیل ازآنها درجهت تطبیق نقشه هاواهداف غارتگرانه امپریالیستی شان درکشورهای مختلف جهان ازجمله درافغانستان،شمال افریقا وشرق میانه وکشورسومالی استفاده کرده ومی کنند. این گروه های وحشی وجنایتکاربه حمایت وکمک مستقیم قدرتهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی درخیزشهای آزادی خواهانه خلقهای کشورهای مصروتونس ولیبی وسوریه مداخله کرده وآنهاراازمسیرآزادی خواهانه منحرف کرده وبااشتعال جنگهای ارتجاعی وخانمانسوزوسرکوب جنبشهای انقلابی ومترقی، زمینه حملات نظامی وتسلط استعماری امپریالیستهای امریکائی وناتورا درکشورهای لیبی، سوریه وعراق آماده ساختند. واقعه(11) سپتمبر( 2001) تمسکی دردست امپریالیسم امریکا وامپریالیستهای عضو" ناتو" داد تابه اشاعه افکارنژادپرستانه علیه ملیتهای غیربومی خاصتا ملیتهای مربوط به کشورهای اسلامی درکشورهای شان پرداخته وروحیه انزجارونفرت توده های بومی راعلیه آنها تحریک می کنند. اینها به قوانین جزائی دولتهای شان تجدید نظرکرده وبدین وسیله حقوق مدنی وآزادیهای سیاسی شهروندان شان را محدود ویا سلب کرده و دربرابراعتراضهایسیاسی توده های خلق هرچه بیشترشدت عمل بکارمی برند. همچنین با ایجاد فضای رعب ووحشت تحت نام "جلوگیری ازحملات تروریستی" وضعیت اضطراری اعلام کرده وبا دسیسه چینی، مهاجرین ازکشورهای تحت سلطه را دستگیروزندانی ویا هم اخراج می کنند. این گونه تبلیغات گمراه کننده علیه اتباع خارجی راعمدتاً بگونه نقشه مند انجام داده وزمینه وشرایط رابرای تقویت احزاب وجریانهای راست افراطی دراین کشورهابیش ازپیش آماده می سازند.

تاریخ جنبشهای طبقه کارگر ومبارزات آن علیه سرمایه داری جهانی وامپریالیسم وارتجاع گواه براین امراست که رونق جنبشهای انقلابی پرولتری درجهان موجب هرچه بیشتررشد وترقی این جنبشها شده وبرعکس بحران ویا فروکش جنبش کمونیستی بین المللی برجنبشهای طبقه کارگراثرات منفی داشته است. بحران جنبش کمونیستی بین المللی دربیش ازیک ونیم دهه اخیرکه با به شکست کشاندن انقلاب خلق نپال وده سال جنگ خلق توسط رویزیونیستهای درون حزب کمونیست نپال(مائوئیست) دررأس آنها" پراچندا" مرتد وخاین وهمقطاران وی دراخیرسال (2005) میلادی آغازگردیده وباتسلط اپورتونیسم ورویزیونیسم (باب آواکیان)بر"حزب کمونیست انقلابیامریکا"جنبش انقلابی انترناسیونالیستی را به انحلال کشانده وضربات سنگینی به جنبش کمونیستی جهانی وجنبشهای کارگری جهان وارد کرده است. بهمین صورت تسلط انواع رویزیونیسم براحزاب انقلابی پرولتری درکشورهای مختلف جهان هرچه بیشترجنبش کمونیستی جهانی را تضعیف کرده است. بحران وضعف جنبش کمونیستی بین المللی، امپریالیسم وارتجاع جهانی را بیش ازپیش گستاخ ساخته تا هرچه بیشترکارگران وخلقهای کشورهای تحت سلطه را مورد تهاجم نظامیوحشیانه قراردهند. وازجانب دیگرخیانت رویزیونیستهابه طبقه کارگروهمدستی آنها با امپریالیسم وارتجاع به رشد وترقی جنبشهای مترقی طبقه کارگردرکشورهای مختلف جهان اثرسوء گذاشته وآنهارابه انحطاط کشانده اند. واین عامل عمده درعدم پیشرفت وآگاهی طبقه کارگرجهان بوده ومانع بزرگی درهمبستگی کارگران وسایرطبقات زحمتکش جهان بوده است. ضعف جنبش کمونیستی جهانی این موقع را برای ایدئولوگهای بورژوازی مساعد ساخته تا با توطئه گری وانواع ترفندها کمونیسم انقلابی راناکارآمد تبلیغ کرده ونظام سرمایه داری راباهمه استثماروستم وغارتگری وجنایات آن نظامایده آل توجیه کنند. همچنین باضعف احزاب کمونیست انقلابی وتسلط ایدئولوژیک-سیاسی احزاب رویزیونیست واپورتونیست ازجمله احزاب سوسیال دموکرات وقشراشرافیت کارگری دررأس اتحادیه های کارگری طبقه کارگررابه گمراهی کشانده وجنبشهای کارگران را درجهت مطالبات وخواستهای محدود اقتصادی ورفاهی آنها منحرف می کنند. بقول رفیق لنین:" یک قشراشراف منش کارگری، سندیکالیست، محدود، خود پرست، بیروح، آزمند، خرده بورژوا ودارای روحیه ای امپریالیستی که امپریالیسم آنها را خریده وفاسد نموده، پدید آمده است".

اما با وجود این همه خیانتها وتخریبکاریها وتوطئه های امپریالیسم وارتجاع بین المللی ورویزیونیستهای ضدانقلابی همدست آنها، کمونیسم انقلابی زنده است وکمونیستها وپرولتاریای انقلابی جهان پرچم آنرابه اهتزازنگهداشته اند. جنگ خلق تحت رهبری احزاب ( مارکسیست- لنینیست- مائویست) درهندوستان، فلیپین، ترکیه ( کردستان شمالی) وکشورپیروادامه دارد. وازجانب دیگراین رسالت ووظیفه کمونیستهای انقلابی درسراسرجهان است تا همزمان با پیشبرد مبارزه طبقاتی وملی علیه امپریالیسم وارتجاع وتشدید مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی علیه انواع رویزیونیسم واشکال اپورتونیسم وافشای ماهیت ضدانقلابی آنها، درجهت آگاه سازی وبسیج طبقه کارگردرکشورهای شان هرچه بیشتربکوشند. طبقه کارگریگانه طبقه تا آخرانقلابی است.طبقه کارگردرکارزارمبارزه طبقاتی علیه استثماروستم طبقه سرمایه دارتردد وتزلزل ازخود نشان نمی دهد. واگربه سلاح علم انقلاب پرولتری(م- ل- م) دستیابد مبارزه راتا سرنگونی دیکتاتوری طبقه سرمایه داروایجاد دیکتاتوری طبقاتی اش وتشکیل نظام سوسیالیستی به پیش می برد. مارکس می گوید:" دربین همه طبقاتی که دربرابر بورژوازی قراردارند، تنها طبقه کارگریک طبقه واقعاً انقلابی است".قرن بیستم میلادی این امررا به ثبوت رساند که اگرطبقه پرولتاریا آگاهی انقلابی فراگیرد ومبارزه طبقاتی را تحت رهبری حزب سیاسی طبقاتی اش، حزب کمونیست انقلابی به پیش برد، می تواند بردژسرمایه داری وامپریالیسم وارتجاع هجوم برده وآنراویران ونظام نوین انقلابی، نظام سوسیالیستی رابنیان گذارد. بعدازپیروزی انقلاب "کمون پاریس" درسال(1871) میلادی وتجربه کوتاه مدت پرولتاریادرکسب قدرت سیاسی؛سرنگونی نظام امپریالیستی فئودالی نظامی درروسیه تزاری که به دژارتجاع معروف بود وپیروزی انقلاب کبیراکتوبردرسال ( 1917) میلادی تحت رهبری حزب کمونیست (بلشویک) برهبری رفیق لنین وایجاد دیکتاتوری پرولتاریا وتشکیل اولین نظام سوسیالیستی درجهان وساختمان سوسیالیسم تحت رهبری رفیق استالین، پیروزی انقلاب دموکراتیک نوین درچین درسال ( 1949) تحت رهبری حزب کمونیست ودررأس آن رفیق مائوتسه دون وپیروزی انقلاب سوسیالیستی در(1958) وبرپائی انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی درسال ( 1966) تحت رهبری رفیق مائوتسه دون وپیروزی انقلابهای دموکراتیک توده ای وتشکیل نظامهای سوسیالیستی درچند کشور اروپای شرقی بعد ازجنگ جهانی امپریالیستی دوم وهمچنین پیروزی انقلابهای دموکراتیک توده ای درکوریا،ویتنام، لائوس وکمبودیا؛ همه این پیروزیهای طبقه کارگرثبوتی برحقانیت علم انقلاب پرولتری( م- ل- م) ونقش انکارناپذیرطبقه کارگردرپیروزی این انقلابهای رهائیبخش می باشد.

باپیروزی انقلاب کبیراکتوبردرروسیه تزاری وظهورعصرامپریالیسم وانقلابهای پرولتری، رهبری مبارزات آزادی بخش ملی توده های خلق نیزبدوش طبقه پرولتاریا وستاد رهبری انقلابی اش قرارگرفت. درعصرامپریالیسم وانقلابهای پرولتری فقط طبقه پرولتاریا وکمونیستهای انقلابی (که بخش پیش آهنگ این طبقه راتشکیل می دهند) می توانند مبارزات سایرطبقات خلق زحمتکش رادرجهت رهائی ازسلطه وستم واستثمارامپریالیسم وفئودالیسم وکمپرادوریزم وایجاد نظام نوین سوسیالیستی رهبری کنند. قرن بیستم وپیروزی انقلابهای پرولتری وایجاد دیکتاتوریهای پرولتاریا وتشکیل نظامهای سوسیالیستی ونظامهای دموکراتیک توده ای ورهائی صدها میلیون انسان زحمتکش ازستم واستثماروحشیانه سرمایه داری وامپریالیسم وفئودالیسمورسیدن به استقلال وآزادی ودموکراسی واقعی وبهره مند شدن ازرفاه اجتماعی وتعلیم وبهداشت با کیفیت عالی وبوجود آمدن فضای رشد سالم برای آنها طی چند دهه ازجمله دست آوردهای درخشان مبارزات انقلابی طبقه کارگردرچندین کشورجهان خاصتاًدراتحادشوروی سوسیالیستی تحت رهبری لنین واستالین ودرچین تحت رهبری مائوتسه دونبوده اند.لیکن رویزیونیستهای"مدرن"(خروشچفی)،رویزیونیستهای"سه جهانی"ودگمارویزیونیستهای خوجه ای ، انقلاب های پرولتری ودیکتاتوریهای پرولتاریا ونظام های سوسیالیستی را درکشورشوراها وکشورچین وآلبانی وکشورهای دیگرسرنگون کرده وخیانت بزرگی به پرولتاریا وسایرزحمتکشان جهان مرتکب شدند. بهمین صورت ده ها حزب وسازمان انقلابی پرولتری درکشورهای مختلف جهان توسط رویزیونیستهای مرتد وخاین به انحراف وفساد کشانده شده وآنهارا درمنجلاب رویزیونیسم غرق کردند.

طبقه کارگرافغانستان طی دهه های متمادی تحت حاکمیتنظامهای فئودال کمپرادوری وسلطه امپریالیسم وسوسیال امپریالیسمشورویبه شدت مورداستثماروستم وسرکوب قرارداشته است. این طبقه حدودچهاردهه اخیربیش ازقبل تحت استثماروستم رژیم رویزیونیستهای خلقی پرچمی وسلطه استعماری سوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم های قرون وسطائی گروه های جهادی وطالبی این نوکران امپریالیسم وبعد تحت سلطه وستم استعماری امپریالیستهای امریکائی و"ناتو" ودولت دست نشانده آنها مورد وحشیانه ترین ستم ومظالم واستثماربیرحمانه قرارگرفته وبهمین سبب به لحاظ رشد کیفی وکمی درسطح نازلی قراردارد. طی این مدت ده هاهزارتن ازپرولتاریا وسایرزحمتکشان افغانستان که ازوحشت وجنایات امپریالیستهای غارتگروجنایتکارورژیمهای مزدورآنهامجبوربه فرارازکشورشده ودرکشورهای ایران وپاکستان وکشورهای حوزه خلیج تحت شدیدترین استثماروستم فئودال کمپرادورهای این کشورها وسرمایه های امپریالیستی قراردارند. همچنین طی این مدت تشکلهای رویزیونیستی مختلف به جنبش کمونیستی(م- ل- م) افغانستان خیانت کرده وباکمونیسم کاذب شان وشعارهای به ظاهرمترقی طبقه کارگررا به گمراهی کشانده واغوا کرده اند. بعد ازتهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی و"ناتو" به افغانستان در" 7" اکتوبر(2001)میلادی رویزیونیستهایسازمان رهائی افغانستان وسامابه خدمت امپریالیستهای غارتگروجنایتکارقرارگرفته ودردولت دست نشانده متشکل ازباندهای جنایتکارووطن فروش وقاتلین مردم افغانستان شرکت کرده وبه خلق ومیهن خیانت کردند.گروه های رویزیونیستی مانندسازمان انقلابی افغانستان،ساما- ادامه دهندگان وعناصری ازساوو،مارکسیست- لنینیست- مائوئیستهای انقلابی را مورد حملات خصمانه وفحاشی قراردادهوخاینانه ورذیلانه علیه ما جاسوسی کرده ونام وآدرسما رابه سرویسهای استخباراتی کشورهای امپریالیستی ودولتهای ارتجاعی معرفی کرده اند.

امپریالیسم وارتجاع بین المللی با انواع ترفندها وسفسطه بافیها خاینانه ورذیلانه تلاش می کنند تا تاریخ مبارزات انقلابی رهائی بخش پرولتاریا وسایرخلقهای زحمتکش جهان را خاصتاً درقرن بیستم تحریف کرده وحقایق مربوط به نظام سوسیالیستی دراتحاد شوروی تحت رهبری لنین واستالین ونظام سوسیالیستی تحت رهبری مائوتسه دون درچین را برای نسلهای کنونی جهان کابوس جلوه دهند وجنایات سوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم مزدورآنها دراخیردهه هفتاد ودهه هشتاد میلادی علیه خلق افغانستان را بحساب کمونیسم بگذارند.ولی کمونیسم انقلابی حقیقت است وبقول رفیق لنین"کمونیسم اززندگی توده های خلق می جوشد" وازجانب دیگرفشاراستثمارظالمانه وستم وحشیانه نظام سرمایه داری وامپریالیسم وطبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوروغارتگری وجنایاتی که خصوصاًعلیه خلقهای زحمتکش درقاره های آسیا، افریقا وامریکای لاتین انجام می دهند؛ هرروزتضاد بین خلقها وامپریالیسم وسایرطبقات ارتجاعی شدت یافته ومقاومت توده های خلق علیه امپریالیسم وارتجاع افزایش می یابد.دراین میان این رسالت تاریخی ووظیفه کمونیستهای انقلابی درهمه کشورهای جهان است که درجهت رساندن آگاهی سیاسی انقلابیبه طبقه کارگروسایرطبقات خلق زحمتکش مبارزه را شدت بخشیده وزمینه را برای تشکیل سازمانها واحزاب انقلابی پرولتری آماده سازند. زیرا پرولتاریای انقلابی وآگاهبا موجودیت ستاد انقلابی اش است که می تواند هرچه گسترده به بسیج وسازماندهی سایرخلقهای زحمتکش پرداخته وآنهاراازموقعیت زندگی فلاکتبارآنها واستثماروستمی که برآنها رواداشته می شودآگاه ساخته وماهیت وخصلت طبقات ارتجاعی وامپریالیسم وجنایات وغارتگریهای آنها را افشا کرده وازاین طریق شرایط ذهنی را درکشورهای شان آماده سازند. درآنصورت است که می توانند شکل عالی مبارزه طبقاتی (جنگ انقلابی خلق)راعلیه امپریالیسم وطبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادورجهت قطع کامل سلطه امپریالیسم وسرنگونی نظام فئودال کمپرادوری وپیروزی انقلاب دموکراتیک نوین وانقلاب سوسیالیستیآغازکرده وبه پیش برند. این یگانه راه نجات طبقه پرولتاریا وسایرطبقات خلق زحمتکش وتمام بشریت ازاستثماروستم وغارتگریهاوجنایات سرمایه داری جهانی وامپریالیسم وارتجاع ورویزیونیسم همدست آن می باشد.

- زنده باد مارکسیسم- لنینیسم- مائوئیسم!

- مستحکم باد انترناسیونالیسم پرولتری!

-پیروزباد مبارزات انقلابی پرولتاریا وسایرخلقهای زحمتکش جهان!

- مرگ برامپریالیسم وارتجاع جهانی !

- مرگ بررویزیونیسم این ضدانقلاب همدست امپریالیسم وارتجاع !

اول می 2017

( پولاد)