Monday, 20/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶
ÇÞÊÕÇÏی

 

روزنه ای برمظالم امپریالیزم سرمایداری ومظلومیت خلق دراروپا

 

بحران بهانه ای برای غارت آخرین لقمه توده ها

قسمت یکم یا بخش مقدماتی

 

مادراین فصل واردبحث های تئوری اقتصادنمی شویم وفقط درآخربعنوان مدخل به فصل دوم نظرمختصری بر"ضریب بحران" می اندازیم. این به آن دلیل ضروراست که درفصل دوم بهنگام مکث برروی تئوری"خصلت شناسی"بحران"ودرک ضریب های انقباض"بازاروتشدیدبیشتر بحران" باسادگی وروانی باهم گفتگوکنیم. برای آنکه بتوانیم گوشه ای ازضرورت بحث های اقتصادی رادرک کنیم. مادرهرفصل نمونه هائی عینی ای راازشرایط زندگی توده هادراروپا مثال می آوریم. دراین مثالهانشان میدهیم که چگونه سرمایداران بحران رابهانه قرارداده وخلق زحمتکش اروپارابه خاکسترسیه می نشانند.

1-   چگونه رهزنان امپریالیست آخرین پول راازجیب خلق می ربایند؟

چندی قبل مقامات حکومتی یک مملکت امپریالیستی دراروپای شمالی اعلان کردکه فارغ التحصیلان رشته پیلوتی بایدبرای فراگرفتن تجربه "پروازباطیارات بزرگ" پول بپردازندوبحیث همکارپیلوت در طیارات بزرگ پروازکنند. توجه کنید!"دستیاریامعاون پیلوت"همان کاررامیکندکه پیلوت میکند.کسی که کارمیکندبرطبق مراودات"کار- مزد"باید"مزد"بگیردامااکنون کسی که ازاکادمی پیلوتی فارغ شده بایدپول بدهدتاکارکند.

2-    چگونه رهزنان امپریالیست خلق را درمنگنه قرارداده ونیروی کارآنهارامیخرند

شماحتماشنیده ایدکه یکی از شرکت های سهامی بیمه دریک کشوراروپای شمالی هفته گذشته اعلان کردکه تعداد 4000کارمندراازکارخارج میسازد. یکی ازمدیران شرکت گفت که مردم خودرابیمه متمم نمیکنندوبه همان بیمه اجباری یعنی ماهانه 90یوروبسنده میکنند(درحالیکه بیمه متمم درهمین کشور ماهانه تقریبا130 یورومیباشد). به این دلیل مامجبوریم عده زیادی ازکارمندان رابطوراجباری ازکاراخراج کنیم. چون کارگران وزحمتکشان دراروپاوامریکای شمالی حزب پیش آهنگ خودرا ندارند، کارفرمایان به راحتی بابوندهای کارگری سازش میکنندوقضیه راماستمالی نموده بدست فراموشی میسپارند.

به هرحال؛ درظاهربنظرمیرسدکه آن شرکت بیمه به دلیل آنکه نمیتواندحقوق کارمندانش را بپردازد آنهارا ازکارخارج میسازد.اماقضیه هرگزازاینقرارنیست. حالابیائیدببنیم که سرنوشت این کارمندان به کجاخاتمه می یابد.آنهابرای مدت چندماه ازحقوق بیکاری(زمانیکه آنهاکارمیکردندچند درصدازمعاش ماهانه شان به یک شرکت فینانس دیگربرای ایام بیکاری پرداخت میشد- یعنی حقوق بیکاری پولی است که خودآنهاذخیره کرده اند). مقداراین پول%75(دراینکشور) آخرین معاش آنهامیباشد.بعدازچند ماه دیگراین 75% بسوی 70% حرکت میکندوبعدازمدتی متوقف میشود. یک بخش آنهاکه نزدیک به 45 یا50 ساله هستنددیگرهرگز نمیتوانند کارپیداکنند. آنهانمیتوانندکه به ممالک دیگر مانند استرالیا، نیوزیلندیاکانادامهاجرت کنند. اگردرهمان کشورباقی بمانندبایدتاسن 67 سالگی شان کارکنند(زیرا سن تقاعد- بازنشستگی- درآنکشور67 سالگی است). آنهااغلباخانه خریده وازبانک بخاطرخانه یاموترشان قرضدارهم میباشند. بنابه این دلایل آنهاتاهفت طبقه زمین رامیکاوندتاکاری پیداکنند. این مسئله را رئیسان ومدیران سابق آنهاخیلی خوب میدانند. برعلاوه رئیسان ومدیران سابق آنها میدانندکه آنها برعلاوه تحصیلات عالی تجربه کاری فوق العاده دارند. آنها این شرایط را ایجاد میکنندتا این نیروی کارراازامتیازات اولی آنهامحروم ساخته وتحت شرایط جدیدبرطبق دلخواه شان باردیگربخرند. این نیروی کاربظاهرازبازاراستخدام خارج شده ازیک طرف خودشان رابدون شانس استخدام می بینند وازطرف دیگرمجبوراندتحت هرشرایطی باهر معاشی کارکنند تا خانه شان راازتصرف بانک نجات بدهند.

درهمین زمان یک فرد که درظاهرامربارئیس سابق ومدیران شرکت"خویشاوندی"، "رفاقت"و "شراکت" نداردو"کاملابیدخل وغرض است"پیدامیشودویک شرکت"بیمه دلال(tussen persoon)"یا یک شرکت خدمات فینانس، مدیریت صنعتی ومشورتی بازمیکندواین افرادراکه دارای بهترین تجربه کاری دررشته های بانکداری، فینانس، بیمه وپلانگذاری انداستخدام میکند وبرای هرکدام آنها از دولت حدود 20000یوروکمک هم میگیرد. امامعاش این افرادراحدود80% آخرین سطح معاش سابق شان تعیین میکند.شرکت بیمه سابق هم یک بحشی ازکارهایش رابه اومی سپاردوپول مصرف راه، مصرف برق،کرایه تعمیرو...غیره مصارفی که هریک ازاین 4000تن کارمندداشت بحساب خود می ریزد وهمان کارسابق رابه واسطه شرکت دلال انجام میدهد. اماپولی که به آنها میدهددیگرحداقل 20% کمترازسابق میباشد.

"ایریک"یک کارگربود.اوبرای شهر داری یکی ازشهرهای ممالک امپریالیستی"آشغال وکثافات"را از روی سرک، پارک هاواماکن عمومی جمع میکرد.اوقرارداد دایمی داشت ویک آپارتمان سه اطاقه خریده وبادوست دخترش "میرا"و دخترک 4 ساله شان "ساندرا" درآن زندگی میکرد . شهرداری به بهانه"صرفه جوئی ومبارزه با بحران"ایریک وصدهای کارگردیگرراازکاربرطرف کرد. ایریک برای 6 ماه ازپول اتحادیه شرکت های دولتی %75حقوق آخری اش رامیگرفت. بعدازشش ماه این پول قطع واومجبورشدبه اداره "سوسیال"(کمک های خیریه دولتی یااداره خدمات اجتماعی) مراجعه کند. اداره خدمات اجتماعی ازاوپرسیده بودکه کاروبارش چه بوده؟ اوگفته بودکه اوکارگرساده بوده وبرای شهرداری کارمی کرده وجاده هاوخیابان های شهررامنزه نگه میداشته است. سوسیال، به اومیگوید" درمقابل پول سوسیال بایدهمان کاری رابکنی که میکردی وحق داری که جای دیگرهم کارجستجو کنی"

ایریک،اکنون همان کارسابقش رامیکند، اماسابق درازای آن 1450 یورومیگرفت ولی اکنون 75%آنرامیگیرد.

اگرشما درزندگی کارگران وسایر زحمتکشان دراروپادقت کنیدوببینیدکه نخست پروسه"خصوصی سازی"شرکت های خط آهن،اتوبس، بنادر،جاده ها واتوبانها،برق، آب و..غیره چه به روزآنهاآورده و اکنون چگونه آنها نتنها استثمارمیشوند، بلکه مانند برده ها با آنها برخورد میشود، میدانید که اهمیت حزب پیش آهنگ برای بسیج این نیروی عظیم ازچه اهمیتی برخورداراست. احزاب رویزیونیست اروپائی که مانندرویزیونیزم سازمان رهائی و"ساا" به توده هاازپشت خنجرمیزنند، چه خیانتی را مرتکب میشوند.

3-   مکثی برروی ضریب بحران

برای آنکه به بحران نظردرست داشته باشیم قبل ازهرچیز دیگرباید بدانیم که بحران مریضی وناتوانی نظام سرمایداری رانشان میدهد. نظام های ماقبل سرمایداری بحران را نمی شناختند. مطالعه بمامی آموزدکه هربحران مانندنوعی از مریضی شدت،وسعت وسمت حرکت دارد.شدت بحران عبارت از انقباض بازارتولیدومبادله می باشد.وسعت بحران عبارت ازاینست که بحران تا کجاهاسرکشیده یعنی کدام سکتورهای اقتصادی رادربرگرفته است؛مثلا:بحران تنهامیتواندبحران انرژی باشدو وارد سکتورتولیدات صنایع الکترونی نشود. ازجائیکه پول بمثابه واحدارزش نقش بازی وبانک هاهم چیزی دیگری جزمحل تمرکزارزش نیستند، لذابحران هرسکتورمیتوانددربحران مالی منعکس گردد. اما هنگامی که بحران ازمرزیک سکتوراقتصادی فراترمیرودوسکتورهای دیگررادربرمیگیرد، آنرا "بحران فراگیر"میگویند. به این دلیل وسعت بحران عبارت ازبزرگی دایره نفوذبحران درسکتورهای دیگراقتصادی است.

سمت وسوی بحران عبارت ازاینست که بحران به کدام سوحرکت میکند؟ ازجائیکه بحران اقتصادی بی ارتباط بابحران سیاسی نیست،لذابحران میتواندبسوی"فراگیری"ویا"مرفوع شدن"حرکت کند. بحران اقتصادی جامعه سرمایداری ازجائیکه ازخصلت ذاتی نظام تولید ومالکیت سرمایداری منشا میگیرد به هرسمتی که حرکت کند، حرکت محدود دارد.نه مرفوع شدن آن میتواندکارگران واستثمارشوندگان را ازاستثماروبهره دهی رهاسازدونه اوج گیری میرندگی آن قادراست که نظام سرمایداری رانا بود سازد. مارکسیست- لنینیست- مائویست های جهان به این اعتقاداندکه بحران دربهترین صورت میتواند زمینه سازانقلاب باشدنه علت انقلاب. به این لحاظ بحران ضریب انقلاب پرولتری است که کوچکی آن به انقلاب ضربه میزند وبزرگی آن زمینه سازانقلاب میشود.

اگرتمام این خصایل راروی هم بگذاریم می بینیم که بحران یک"ویکتور"است.ویکتورعبارت ازآن شیی یا پدیده ای است که هم سمت سوی حرکت داردوهم مقداریاکمیت."سمت سو"راDirection ومقداریا"کمیت"را"Quantity"می نامند. بهمین دلیل هرشیی یاهرپدیده که دارای مقداروجهت باشد یک ویکتوراست. مثلا:یک"نیرو"یک ویکتوراست، واحداین ویکتور"نیوتن وکیلونیوتن"بوده وسمت وسویاجهت آن "درجه Degree، دقیقه وثانیه میباشد.امریکائی هاوانگلیس هابرخلاف تمام جهانیان واحد دیگری برای اینگونه مسایل دارندکه ما لازم نمی بینیم برروی آن تماس بگیریم.

ازنظرعلمی یک ویکتورهمیشه یک ضریب داردکه آنراvector cofficint می نامند. ضریب ویکتور سه حالت دارد:1) مساوی به صفر.2) بزرگترازصفرو3)کوچکترازصفر. درحالت بحران این ضریب بزرگتر ازصفربوده و شکل فزاینده یا بالا رونده دارد. ودرصورتی بحران درحال ازبین رفتن باشدضریب آن کوچکترازصفراست. درجامعه سرمایداری ضریب بحران برای مدت خیلی کوتاهی که آنرا ضریب"گرهگاه" می نامند، صفرمیشود.

پایان قسمت یکم