Thursday, 21/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۶
ÇÌÊãÇÚی
رزمندگان زنده جاوید خلق

رزمندگان زنده جاوید خلق

 

 

 

درگرامیداشت نام رفیق جمال الدین معروف به "جمال هزاره"

 

 

رفیق جمال الدین درسال 1331شمسی دریکی ازروستاهای تاله وبرفک دریک خانواده دهقان فقیرهزاره آغای خانی دیده به دنیاگشود. جمال الدین تاسن شش سالگی کفش بپانکرده بود. خودمیگفت که پدرش رابرتایرعراده جات را قیچی میکرد، بندمیزدوبرایش چپلک درست میکردواوباآن به دنبال بره هاوبزغاله هادرکوه ودشت راه میرفت.جمال بعدازپایان تعلیم وتربیه ابندائی ازتاله وبرفک برآمدوبه کابل آمد.اودرکابل با فعالین جنبش دموکراتیک نوین افغانستان(جنبش شعله جاوید) درتماس قرارگرفت. اوبه زودترین فرصت دریافت که ریشه سیه روزی های مردم افغانستان ومنجمله خودش چیست وچه کسانی عاملین آن میباشند. دراینجا بودکه اوبا خودتعهدسپردکه علیه نظام سیاسی اقتصادی حاکم بر افغانستان تا آخرین رمق حیاتش مبارزه کند.

 

جمال دارای استعدادسرشاروقریحه طبیعی بود. ریاضییات راخوب یادمیگرفت وفیزیک برایش به راحتی به مفهوم عملی ترجمه ودرذهنش می نشست. جمال بعدازختم کانکوربه فاکولته پلی تخنیک کابل رفت. درلیلیه محصلین هم اطاقی هایش اورابنام "جمال هزاره" یادمیکردند. طبعیت انسان گرایانه وآداب معاشرت فوق العاده مودبانه ورفیقانه او، اورابه انسان انقلابی کم یابی مبدل ساخته بود. جمال بامحصلینی که تازه به پلی تخنیک می آمدندتماس میگرفت وآنهارادرریاضییات کمک میکردوباآنهامسایل اجتماعی رامطرح میساخت وازاستبدادوستمی که برخلق افغانستان ازجانب ارتجاع، امپریالیزم وسوسیال- امپریالیزم رواداشته میشد،حرف میزد. اویک شعله یی واقعی بودکه زندگی اش وقف مبارزه با ارتجاع حاکم برافغانستان وباداران امپریالیست وسوسیال- امپریالیست آن کرده بود.بهمین دلیل خارچشم خائنین خلق وپرچم به حساب میرفت.

 

جمال محصل سال چهارم پلی تخنیک کابل بودکه کودتای ننگین ثورصورت گرفت. بعدازکودتایکی ازافرادی که درپلی تخنیک به بیسوادی ودرعین زمان فضولی وازخودراضی بودن مشهوربودقدرت راگرفت"طاهرفراهی" بود. دراین جا لازم میدانم که شمه یی ازخاطراتم رااز"طاهرفراهی"که بعدازکودتای ننگین ثورمنشی عمومی پلی تخنیک کابل شدباشما درمیان بگذارم . من طاهرفراهی جلادخون آشام محصلین پلی تخنیک، انجنیری ومحصلین فراه، هرات وبادغیس راازدوران کورس های"پری انجینیرینگ"می شناسم. آن زمان،بعدازامتحان کانکوربچه هائیکه انجنیری یاپلی تخنیک راانتخاب کرده بودند،کورس های مقدماتی ریاضی وفیزیک راازسرمیگذرانیدند.من وطاهردریکی ازاین کورس ها یکجا بودیم. دریکی ازامتحانات خوب بیاددارم که یک سوال ریاضی اینطورآمده بود(x)/(xy)(x+y). وخواسته بودکه آنرا انکشاف بدهید. طاهرآنقدرشاگرد ضعیف بودکه (x+y) رابا(xy) اختصارکرده ونوشته بودکه جواب این افاده (x)است. اوبااطمینان دراطاق(لیلیه پلی تخنیک) میگفت که این یکی راصحیح حل کرده ام، اماازدیگرسوالات مطمئین نیستم. طاهردرپلی تخنیک با افرادمربوط به حلقه تحت حفیظ الله امین درتماس آمد. اوباپسرحفیظ الله امین رفیق شدوازجمله حلقه رهبری باندامین گردید که"ظریف دراز"معروف به"ظریف بی ناموس"درقندهاروظریف"دزد"دربین درایوران ایستگاه شهرآرا- کابل وظریف"ننگ پشتون ها"درتخنیک ثانوی- شهرت داشت، نیزدرآن بود. (ظریف درازبعدازکودتای ثورمعین وزارت مخابرات وبعداوالی قندهارمقررشد.اودرهوتل کامدیش درقندهار،اطاق مخصوص خودراداشت که درآنجابه کارهائی میپرداخت که افرادی مانندجرج بوش، دگ چنی ودیگران درسطح بالاتری انجام میدادند. چیزیکه درفرهنگ غرب بنام پلی بای شهرت دارد.به همین دلیل درسالهای 1358 اوبه ظریف بی ناموس درتمام ولایت قندهاروهلمندشهرت یافته بود). چندوقت بعدازکودتای ثور،طاهررانامزد کرسی ولایت فراه شدولی طاهرآنراردکرده و گفت که کارش درپلی تخنیک مهمتراست وحفیظ الله امین حرف اوراتائیدکرد. دریکی ازروزهای ماه میزان سال 1357 طاهر ازبلاک 1 لیلیه پلی تخنیک عبورمیکند.درهمین لحظه یکی ازشعله یی هابنام شیرعلی ازولسوالی جاغوری اززینه هابالامیرود. شیرعلی به طاهرسلام نمیدهدوطاهربه شیرزوی معلم لیلیه که درپلی تخنیک به"کلاشینکوپ"شهرت داشت می گویدکه شیرعلی راایستادکندوازاوبپرسدکه کی هست وازکجامی آید.کلاشینکوپ به سوال وجواب بسنده نکرده بقصد تحقیربیشترشیرعلی اوراایستادوتلاشی میکند.ازجیب شیرعلی "نقل وقول هائی ازآثارمائوتسه دون"پیدامیشود. طاهرهمان شب شیرعلی رادرتهکاوی جمنازیوم پلی تخنیک میبردوخودش تفنگچه میکاروفش رادرآورده وپنج مرمی رابرجمجمه شیرعلی خالی میکند.

 

طاهرازاین ببعد به کشتارشعله یی هاشروع میکند. اوده هاشعله ای راخود در تهکاوی پلی تخنیک بقتل میرساندوحتی نمی گذاردکه مامورین اگسایاکام به آنهارسیدگی کنند،چه رسدبه اینکه محاکمه ولوخیلی فرمایشی ومسخره هم باشد،انجام یابد. نام جمال هزاره درصدراین شهدای زنده جاوید قراردارد. طاهرجمال رامی شناخت.اوبعدازکشتن شیرعلی اولین کسی راکه احضارمیکند، جمال هزاره است. جانگل محصل سال سوم پلی تخنیک وشیرزوی معلم لیلیه میروندوجمال را ازاطاقش به یکی ازاطاقهای جمنازیوم پلی تخنیک می آورند.میگویندکه درآن شب نصرالله(ازپنجاب دایزنگی، محمد تقی ازولسوالی جاغوری وعلیجان ازخلقی های مهاجرین جاغوری دربغلان که محصل سال سوم بوده-نیزسهم داشتند.طاهر آنهارابنا به دلیل خاص خودش همراه دونفرازخلقی های پشتون روان میکند). طاهربادیدن جمال فریادمیزند"مائویست وطنفروش!".برطبق آوازه ایکه آن روزهادرپلی تخنیک برسرزبانهای بود ومیگویند که نصرالله آنرا قصه کرده بود، جمال به طاهرمیگوید"ببین چه کسی چه کسی راوطنفروش میگوید!این شمابودیدوهستیدکه افغانستان رابه سوسیال- امپریالیزم شوروی فروختید. نفت وگازشبرغان؟سیمنت غوری؟نارنج ومالته هده وغازی آباد؟استقلال سیاسی افغانستان ازکجاشروع کنم؟ کدام قسمت ازوطنفروشی های تان رابازگوکنم؟چه کسی میهنفروش است؟"میگویندنصرالله میکفت که طاهر فرصت ندادکه آن"میهنفروش مائویست بیشترازاین برکشورشوراها حمله کند"وباخشم ازجایش بلندشدوبا کنداق کلاشینکف بردهن جمال زد. امابرخی دیگری که آنهانیزیامحمدتقی رامیشناختندویا نصرالله رامیگفتندکه طاهربا جمال بحث میکند وبه او میگویدکه مائوتسه دون رهبرشمابه افکارمارکس خیانت کرده است. وجمال گفته بود"برخوردمسالمت آمیزیاسازش وآشتی باامپریالیزم خیانت به افکارمارکس است یامبارزه علیه امپریالیزم؟ چه کسی علیه آنها مبارزه کرد وچه کسانی با آنها رقابت میکند؟ اگرچند ناممکن است که تو بتوانی چیزی را یاد بیگیری ولی بازهم برووکوشش کن که چیزی یادبگیری وبعدازآن بیاکه این چیزهارابحث کنیم".میگویندکه طاهربعدازشنیدن این حرف ها باکنداق کلاشینکف بر پیشانی جمال زده بود. اوبه کمک جنایتکاران دیگراول هردودست وسپس گردن جمال رامی شکناند. درپلی تخنیک بین محصلین آوازه بودکه جمال مقاومت کرده بودولی موضوع ازحدآوازه بیشترنبود. به هرحال این مسئله یک حقیقت بود که طاهربعدازشکستن دست ها وگردن جمال به دونفرملازم محمدامین(ازبولغین) ومهراب علی(ازبهسود)که آخری از ملیت هزاره بود، میگویدکه جنازه طاهررادرتهکاوی حمنازیم پلی تخنیک انتقال بدهندوبااویک کلمه هم حرف نزنندوبا هیچ کس دراینمورد سخنی نگویند. سهراب این مسئله راباعین الدین مبصرکه عضو دسته جوانان وعیاران خراسان بود، نقل میکندوعین الدین آنرابه دیگران میگوید. براساس حرف های که منبع آن عین الدین است، جمال پنج روززنده میماند وروز ششم میمیرد.

 

جمال هزاره به تعهدی که باخودسپرده بود وقولی که به دهقانان، زحمتکشان ورنجبران ملیونی کشور داده بود به این قسم تاآخرین لحظاتی که نفس کشیدوزنده بودوفادارباقی ماند. تاریخ افغانستان انسانهای بزرگی زیادی رامی شناسندکه با شجاعت تا آخرین لحضات زندگی شان سرتعظیم بدشمنان شان فرودنیاورده وسربلند مرده اند. اماتاریخ این کشوروفا به عهدآگاهانه راکه ازحل شدن به طبفه آدم،درآدم جان میگیردوبه ثمرمیرسدغیرازشعله یی های مائویست، درهیچ طبقه دیگری نمی شناسد. رفیق اکرم یاری فقیدمیگوید:"اصل اساسی زندگی یک فردظاهرابقای زندگی مادی تادم مرگ پنداشته میشود، ولی وضع زندگی- یعنی اجتماعی بودن آن- حفظ بقای مادی فردرابصورت یک تضاد درمی آورد. ازیکسوبقای مادی اساس زنده بودن است ولی ازسوی دیگرازخودگذری دربرابرمنافع طبقه. بقای فردی عامل سکون وپسیف است درحالیکه خودگذری درمقابل منافع طبقه عامل متحرک واکتیف .(اکرم یاری- یادداشت های مختصر)".

جمال منافع طبقه اش را بر حیالت فردی اش رجحان داد. تاریخ خونین خلق اینکشور در مقابل این نام بلند نعظیم میکند. نسل های انقلابی آینده افغانستان نام اورا بردرفش مبارزات طبقه اش با خون خواهندنوشت.

 

حالا ازاین بلندی وعظمتی که یک انسان میتواندبه آن دست یابدبه شخصیت فردی این افرادی که بنام"شعله یی"دربین مردم ده ودیارشان شهرت دارندخودرادرکنارمرتجعترین قوماندانان جهادی وخائین ترین اربابان فتنه انگیز واستفاده جو ترین اشخاص برای کرسی پارلمان کاندیدودرنهایت امردرراه استحکام رژیم مزدورکابل کارمیکنند، نگاه کنید. آیا درآنها کوچکترین نشانه یی ازشجاعت وشهامت رامیتوانید مشاهده کنید که بازتاب کننده درایت وهمت آنها باشد؟ شهامتی که نشان بدهد آنها این شرافت را دارند که برمنافع خصوصی شان پا بگذارندوبه فکر منافع طبقه باشند؟ بعباره دیگر شرافت شعله یی بودن را؟ چشمان هزاران جمال هزاره بانگاه تحقیرکننده دردرازنای ازمنه به این کیسه بران حقیرکه مانند کرم های سپید برلاشه های گندیده حرکت میکنند، نگاه خواهد کرد. زبان هزاران نسل به آنهالعنت خواهندفرستادزیراآنها خائن به عظمت شعله یی بودن میباشند. اماجمال ها،شیرعلی هاوشعله ای های دیگری که جان های شیرین شان رادرراه مبارزه بامزدوران خلقی پرچمی وجنایتکاران جهادی وطالبی ازدست داده اند، بصورت جاویدان درقلب طبقه ماو پیشانی تاریخ خونین مبارزات خلق کبیرافغانستان باقی خواهندماند.