Monday, 20/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶
ÇÌÊãÇÚی
فوران

 

 

 

 

نگرشی اجمالی بر مسائل فرهنگی

 

 

فوران

 

قبل ازاینکه درمورد مسائل فرهنگی وچگونگی آن بحث نمائیم درابتدا باید یک دید علمی وهمه جانبه از فرهنگ ومسائل فرهنگی داشته باشیم.

فرهنگ چیست : مجموع دست آوردهای مادی ومعنوی یک جامعه درسیر تکامل اجتماعی وتاریخی که بصورت آثار، ارثیه وسنن فرهنگی تبارز پیدا میکند، فرهنگ نامیده میشود .مقولۀ فرهنگ را نمیتوان صرف منحصر به شعور اجتماعی دانست بلکه فراورده های مادی یک جامعه هم جزءعناصرفرهنگی آن جامعه به شمارمیرود. فرهنگ را میتوان به دودسته تقسیم کرد.

 

-1 فرهنگ مادی: کلیه ا شیاء مادی مانند:لباس،مسکن ، بناهاوساختمان ها ،جاده ها وغیره جزء فرهنگ مادی یک جامعه محسوب میشود. افزارکارهم نمودار فرهنگ مادی است ودرعصر حاضر که افزارکار به صورت ماشین درآمده، تجسم مادی دستاوردهای علم میباشد . باید تذکر داد که اصطلاح تمدن برای درجه رشد جامعه از جهت حقوقی وسیاسی بکار برده میشود.

2- فرهنگ معنوی (روحی) :مجموع دستاوردهای یک جامعه در رشته های اخلاق ،هنر ،زندگی ،علم وفلسفه ،اندیشه های قضائی وسیاسی ،زبان ،تفکر ومنطق ،قواعد رفتار، وفرهنگ احساسات ، جزء فرهنگ معنوی یک جامعه به شمار می آیند.فرهنگ معنوی یک جامعه نمیتواند جدا از فرهنگ مادی آن باشد .در جوامع مختلف بنا بر تغییرات مادی فرهنگی ، ناگزیر فرهنگ معنوی آن نیز تغییرپذیرمیگردد.اگر به فرماسیون های اقتصادی وسیاسی جوامع مختلف بشری نظر اندازی نمائیم ، می بینیم که درهرمرحلۀ از رشد جامعه فرهنگ معنوی آن پا بپای تغییرات مادی واجتماعی آن تغییر وتکامل نموده است .طوری که در بالا ذکر نمودیم فرهنگ جدا ازجامعه وتغییرات وتحولات مادی آن نیست .بنا برآن در جامعه طبقاتی خواه ناخواه فرهنگ آن طبقاتی میباشد که میتوان از فرهنگ بردگی ،فئودالی ، بورژوازی وسوسیالیستی نام برد. یکی ازدغدغه های بورژوازی و ایدئولوگ های آن اینست ، همانطوری که از خصلت طبقاتی رژیم های سرمایداری تحت نام دموکراسی انکار میورزند و برای مردم تبلیغ مینمایند که گویا دموکراسی برای عموم مردم است.همانطورکه طبقاتی بودن مقوله دموکراسی رامی پوشانند ، ازخصلت طبقاتی فرهنگ نیز انکار میورزند. تکامل وپیشرفت فرهنگ به تکامل نظام اقتصادی واجتماعی بستگی داردوخود دارای تکامل جداگانه ومستقل از این نظام نیست .ولی جای تردید نیست که سنن ویژه فرهنگی در تکامل یک فرهنگ ملی مؤثر است وهر فرهنگ تکاملش را موافق قوانین درونی خود طی میکند.

خصلت طبقاتی فرهنگ :چون جامعه به طبقات مختلف ونیروهای مختلف تقسیم بندی میشود و هرطبقه ونیروئی میخواهد حاکمیت طبقاتی خویش را در جامعه مستقر سازد ؛ بدین لحاظ فرهنگ متضاد طبقاتی پا به عرصه وجود گذاشت .طور مثال : در رژیم های برد گی وفئودالی، برده داران وفئودالان فرهنگ طبقاتی خاص خویش راداشتند، آنها خودرا آقا ، بادار وسرور جامعه دانسته وخودرا بالاتر از دیگران فکر میکردند .برده ها ودهقانان را به حیث نوکر ومزدور خود فکرکرده وبرای آنها هیچگونه حق وحقوق انسانی قایل نبودندوهمیشه خواسته های بر حق آنان را پایمال نموده وقیامهای برد گان ودهقانان رابه بیرحمانه ترین شکل سر کوب میکردند .اما بردگان ودهقانان فرهنگ خاص خویش را داشتند وبدان وسیله ازحق وحقوق خویش دفاع میکردند .همچنان در رژیم های سرمایداری وامپریالیستی ،بورژوازی فرهنگ خاص خودش را دارد وتوسط آن استعمارواستثمار کارگران ، رنجبران وملل عقب ماند ه را امر ازلی وطبیعی جلوه میدهد وبا شعارهای فریبنده دموکراسی وآزادی ،ظلم وستمگری اش را "مشروعیت" میبخشد وبه هر وسیله ای متوسل میشود تا مردم را فریب داده وازشورش وقیام آنها جلوگیری نماید وبه عمرننگین خویش چند

صباحی دیگر بیفزاید.

 

فرهنگ ارتجاعی وفرهنگ مترقی : مائوتسه دون میگوید: "در دنیای امروز هر فرهنگ هر ادبیات وهنری متعلق به طبقه معینی است وازمشی سیاسی مشخصی پیروی میکند.در واقع هنر برای هنر،هنر مافوق طبقات ویا هنر که خارج از سیاست یا مستقل از آن باشد وجود ندارد ..."سخن رانی در محفل ادبی وهنری ین آن مه 1942 آثار منتخب جلد 2 .

فرهنگ ارتجاعی ومترقی در جوامع مختلف نظر به فر ماسیون های مختلف از هم فرق میکنند ؛ طورمثال: در جوامع فئودالی طبقات فئودال از پخش واشاعه فرهنگ علمی ومترقی جلوگیری مینمایند وحتی با اختراعات واکتشافات ونوآوریهای علمی به جنگ ومبارزه بر میخیزند وبالای آن مهر کفر والحاد میزنند وبدینوسیله مانع ترقی وتکامل جامعه می شوند .اما فرهنگ مترقی به تکامل برادری وبرابری در میان مردم باورداشته واستفاده ازنعمات مادی ومعنوی را حق تمام مردم یک جامعه دانسته ومعتقد به ترقی ،تکامل وپیشرفت اجتماعی میباشد.

 

کار سیاسی وکارفرهنگی :بسیاری فکرمیکنندکه بین کارسیاسی وکار فرهنگی دیوار چین وجود دارد .درحالیکه این ها از هم جدا نبوده ودر روابط متقابل با یکدیگر قرارداشته وتکامل می یابند .سیاست مسیر حرکت جامعه را تعیین میکند وهر حرکت سیاسی ، فرهنگ خاص خویش را دارد. زمانیکه ما از نظام های سرمایداری ویا سوسیالیستی صحبت میکنیم باید از فرهنگ آنها نیزمعلومات داشته باشیم درغیرآن نمیتوانیم مسیرحرکت خویش را به شکل درست تعیین نموده وآن را مؤفقانه به انجام برسانیم .هستند عده ای که خودرا مترقی جازده وچین بر جبین می سایند که گویا ما کار فرهنگی میکنیم وبه سیاست مدا خله نمی کنیم .اما واقعیت اینست که درجوامع طبقاتی هیچ نویسنده شاعر ویا هنر مندی وجود ندارد که افکار وآثارآن عاری ازسیاست باشد ویا در خدمت یکی از طبقات اجتماعی قرار نداشته باشد .طبقات بورژوازی میخواهند که سلطه استعمارگرانه واستثمارگرانه شان را بالای مردم ابدی سازند وتمام مال وثروت که ازارزش اضافی کارکارگران بدست می آورند ، متعلق به آن ها باشد .ایدئولوگهای بورژوازی این سلطه گری واستعمار واستبداد را با کلمات والفاظ باصطلاح دموکراسی ومردم سالاری آرایش نموده وبا تبلیغ وخلق آثار ارتجاعی وتعریف وتوصیف نظام بورژوازی میخواهند توده هارا به گمراهی سوق داده واین نظام را بالای توده های مردم قابل قبول سازند وازمبارزات برحق کارگران ،دهقانان ،روشنفکران ودیگر اقشار وطبقات تحت ستم جلوگیری نمایند .اگر درگذشته ها عده ای ازنویسندگان و شاعران در باری مانند :عنصری وفرخی درخدمت سلاطین غزنوی قرارگرفته وآن هارا مدح وستایش میکردند وتجاوزوغارتگری آنهارا بالای مردم هند دلاوری وغیرت جلوه میدادند . نویسندگان وشاعران رژیم های ارتجاعی خلق وپرچم پست تر از آنها بوده ودر خفت وخواری آن قدر پیش رفتند که تجاوزعریان سوسیال امپریالیزم شوروی را بر کشورشان مشروعیت بخشیده ودر اشعار شا ن از دوستی افغان - شو روی وکودتای منحوس 7 ثوراستقبال نموده ولجن پراگنی میکردند .نویسندگان وشاعران اتحادیه نویسندگا ن افغانستان فرهنگ انقیاد ومزدور منشی را تبلیغ نموده وآب به آسیاب ارتجاع ، امپریالیزم وسوسیال امپریالیزم می ریختند .همین اکنون هم عده ای از این نویسندگان وشاعران وطن فروش در خدمت دولت دست نشاند ه کرزی قراردارند وتجاوزامپریالیزم جنایت کار امریکا وقوای ناتو را دموکراسی توجیه نموده وبرضد استعمارواشغال کشورهیچگونه عکس العملی از خود نشان نمیدهند .این نویسندگان و شاعران مداح وهرزه گوی در محافل ومجالس حکام دولت دست نشانده شرکت نموده ویا ازطریق شبکه های جهانی رادیوئی و تلویزیونی امپریالیست ها ظاهر شده واکت وادای نویسندگی وشاعری درمی آورند وبدینوسیله میخواهند ازالطاف ونوازش سیستم سرمایداری جهانی بهره مند شوند . نویسندگان وشعرای ارتجاعی هر روز در مقالات واشعار شان از موجودیت نیروهای خارجی در افغانستان استقبال میکنند وحتی خواهان نیروهای بیشتروتداوم حضورآنها به افغانستان شده وآمدن نیروهای اشغالگررا یک چانس طلائی قلمداد نموده برای انتخابات ودموکراسی فرمایشی ونمایشی دولت دست نشانده قلم فرسائی مینمایند .کشتار مردم بی دفاع افغانستان را اشتباه نیروهای خارجی جلوه میدهند، نه خیانت وتجاوز.اینها تحت عنوان کار فرهنگی به نفع تجاوزگران ونوکران جنایت کار داخلی آنها قلم فرسائی کرده، مضامین،آثارواشعارارتجاعی بیرمق وعقیم تولید میکنند ومیخواهند مورد لطف ونوازش امپریالیست ها قرار گیرند.هر نیروی سیاسی واجتماعی بخاطر حاکمیت ومنافع طبقاتی خویش به کار فرهنگی خاص خویش نیاز دارد. نیروهای اشغالگر ونوکران داخلی آنها که در افغانستان فرهنگ انقیاد ،مزدور منشی وتسلیم طلبی ملی وطبقاتی را پخش مینمایند ومیخواهند مردم رابه بردگان خاموش ومطیع خویش تبدیل نمایند؛ اینها نویسندگان ،هنرمندان وشعرای زبون وتسلیم طلب را به خدمت گرفته وازآنها استفاده مینمایند ،احزاب فرمایشی وقانونی میسازند وبه نام دموکراسی و مبارزات پارلمانی مردم رافریب میدهند ومیخواهند به شکلی از اشکال از مبارزات انقلابی وحق طلبانه مردم جلوگیری نمایند. اما طبقات محروم جامعه ونیروهای انقلابی ،مترقی ومردمی فرهنگ خاص خویش رادارند . نویسندگان ، هنرمندان وشاعران که از طبقات محروم جامعه نمایندگی میکنند درآثارشان رزمندگی ،شجاعت ،دلاوری وآزاد منشی را تبلیغ وترویج نموده هرنوع تجاوز ،غارت واشغالگری را محکوم نموده وبرای آزادی وبرابری انسانها مبارزه مینمایند . آثار نویسندگان ، شعرا وهنرمندان انقلابی ومردمی ساده ،روشن ،شفاف وپرمحتوا بوده وبرای توده های مردم تولید میگردند .آنان در آثار شان تمام جنایات امپریالیزم وسیستم کثیف سرمایداری ونوکران داخلی آنهار ا افشاء نموده ومردم را بر ضد اشغالگران تشویق به مبارزه مینمایند .ازسوی دیگر در آثار شان از وحدت، برابری ،عدالت اجتماعی ،تساوی حقوق زن ومرد ، صفا وصمیمیت ، راستی ، صداقت ومیهن دوستی رانیز برای مردم تبلیغ وترویج می نمایند وبه سوال چه باید کرد جواب میدهند ،ازگذشته تجربه میگیرند ومسیر حرکت حال وآینده را روشن میسازند.هستند عده ازنویسندگان وشعرای که درباره تجاوزوجنایات سوسیال امپریالیزم دردودهه گذشته قلم فرسائی میکنند.اما دربرابرتجاوزوحشیانه وجنایات وتجاوزات امپریالیزم امریکا وقوای ناتو زبان وقلم شان سنگک شده وسکوت اختیارمینمایند .عملکردآنها با عملکرد نویسندگان خلقی وپرچمی چه فرقی دارد. مگرخلقی ها وپرچمی ها تجاوزانگیس برافغانستان را محکوم نمیکردند واز رشادت ودلاوری مردم برضد انگلیسها ، من ها کاغذ سفید راسیاه نمیکردند ، اما در برابر تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی سکوت نموده ، رقص وپایکوبی مینمودند.بناءً آنعده نویسندگان ،هنر مندان وشاعران که در برابر جنایات امپریالیزم امریکا ،قوای ناتو ودولت دست نشانده کرزی واحزاب ارتجاعی اسلامی جهادی وطالبی وملیشه ای خاموشی اختیارنموده وبه نوشتن داستانهای هزارویک شب دل خوش هستند ومیخواهند درصف نویسندگان وشاعران عقیم وتسلیم طلب جا باز نمایند ،آب به آسیاب ارتجاع وامپریالیزم می میریزند.فرهنگ انقلابی بویژه شعربه حیث یکی ازجبهات مبارزاتی خلق تأ ثیرات بس شگرفی درتهیج ،تکامل ورشد وتقویه مبارزات انقلابی وکارگری دارد. درتاریخ جنبشهای انقلابی درجهان که افغانستان نیزجزء آنست شعرای انقلابی زیادی بوده وهستند که شعر شان در خدمت مظلومین بوده وبرای رهائی آنها از قید ظلم ،استبداداستعمارواستثمارطبقات بهره کش ومفتخوارجامعه خدمت نموده اند .مادر تمام جوامع انسانی به دونوع فرهنگیان (بویژه شاعران که صحبت مادر مورد آنهاست)مواجه بوده وهستیم .دسته اول شاعرانی بوده اند که درخدمت طبقات استثمارگرومفتخورقرارداشته ودارنداین نوع شاعران دروصف ومدح شاهان ودیگرحکام مستبد که مدافعین وپشتیبانان طبقات بهره کش ومفتخوارجامعه میباشند،شعر سروده وازاین راه به طبقات مستبد ومفتخور یاری رسانده اند. نمونه این نوع شاعران در کشور ما زیاد است ومیتوان از عنصری بلخی وفرخی سیستانی در دوره غزنویان نام برد وهمچنان از شاعرانی مثل خلیلی در دوران ظاهرشاه و شاعران مر تجع اتحادیه نویسندگان افغانستان در دوران رژیم جنایت کارخلق وپرچم نام برد که دروصف رژیم جنایت کاروآدمکش خلق وپرچم وباداران سوسیال امپریالیست شان شعر میسرودند واز آنها تمجید وتوصیف میکردند.مانند سلیمان لایق ،بارق شفیعی ،اسدالله حبیب ،حمیرا نگهت وسایرین . درشرایط کنونی نیز عده از شاعران مرتجع دردربارد دولت دست نشانده کرزی گرد آمده وبه شعروشاعری میپردازند .اکثریت این شاعران همان شاعران کاسه لیس اتحادیه نویسندگان هستند که امروزتغییرلحن داده ودر خدمت امپریالیزم جنایت کار امریکا وقوای ناتو قرار گرفته اند وهر روز از طریق شبکه های تلویزیونی دولت دست نشانده کرزی ویا تلویزیونهای شبکه های جهانی امپریالیستی ظاهر شده واکت وادای شاعری در می آورند . همچنان عده ای ازشاعران تسلیم طلب نیزبه جمع این گروه پیوسته اندودر آرایش نمودن دولت دست نشانده کرزی نقش ایفاء مینمایند وسر وکله شان هرروز از شبکه های تلویزیونهای مدافع سیستم سرمایداری امپر یالیستی نمایان میشود.دسته دوم شاعرانی هستند که اشعار شان در خدمت مظلومین وطبقات محروم جامعه بوده وبرای رهائی آنها ازچنگال خونین طبقات ستمگرمبارزه نموده ومینمایند. این نوع شاعران مبارزوعصیانگربوده وهیچگاهی دهن شان رابه مدح وثنای طبقات ستمگرملوث نساخته ونمیسازند.اگردرگذشته ها شاعرانی چون ناصر خسروقبادیانی بلخی چنین سروده بودند: "من آن نیم که در پای خوکان بریزم مراین قیمتی در لفظ دری را" ویا مولوی محمد سرورخان واصف یکی از مشر وطه خواهان مشهوردرزمان سلطنت استبدادی امیر حبیب الله زمانیکه وی رابه توپ می بستند در پارۀ ازکاغذ نوشت :" ترک مال وترک جان وترک سر- در رۀ مشروطه اول منزل است".درزمان رژیم ضدمردمی وجنایت کارظاهرشاهی ورژیم آدمکشان وجنایتکاران خلقی وپرچمی شاعران انقلابی ومردمی کشور هریک سیدال سخندان ، علی حیدر لهیب ،عبدالاالله رستاخیز ،داود سرمد ،سلطان احمد سهراب، انیس آزادوده ها شاعرآزادۀ دیگر با اشعار انقلابی وریختاندن خون سرخ شان ثابت ساختند که در صف طبقات محروم جامعه قراردارند واز منافع آنها دفاع می نمودند . بادریغ ودرد که این شاعران آزاده وانقلابی توسط رژیم های آدمکش وجنایت کار خلق وپر چم به شهادت رسیدند. اما راه پر افتخار شان چون مشعل تابان ودرخشان در آسمان شعر مردمی وانقلابی کشور در تجلی وگردش بوده وخاطره مبارزاتی وانقلابی آنها در تاریخ جنبش انقلابی خلق افغانستان جاویدان وبه خط قرمز ثبت است .آری آنها رفتند وبه جاودانگی پیوستند، اما مکتب فکری ومشعل مبارزاتی اشعارمردمی وانقلابی شان اکنون دراشعار شعرای آزاده وانقلابی کشور: کبیرتوخی ،رحیمه توخی ،داود شفق ،حافظ شورش وده ها شاعر آزاده وانقلابی دیگر تبلور یافته واشعار مردمی وانقلابی آنهارا جاودانگی بخشیده ونگین سرخی برانگشترفرهنگ انقلابی ومردمی حک مینمایند. 11-4-2011