Monday, 20/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶
ÝáÓÝی

 

 

بررسی افسانه هاازمنظربرخورد مادی به تاریخ

افسانه"بهشت" و"دوزخ" دردنیای بعدازمرگ وحقانیت ماتریالیزم تاریخ

تمام افسانه ها(Myths)شکلی ازانعکاس دیدفلسفی بشربه جهان وروابط فیمابین آنهاوماحول شان می باشند. افسانه خلقت کاینات وموجودات زنده برروی کره زمین یکی ازمعروفترین آنهااست؛درافسانه خلقت جهان - درهرمذهب وهرفرهنگ- دیده میشودکه چگونه هریکی ازآنهاباموادومصالحی که در دسترس شان قرارداشته جهان راآفریده اند. بنابه دلیل اختلاف اوضاع محیطی وموقعیت جغرافیایی این افسانه هاازهمدیگرفرق میکنندوفرق آنهانیزبرابرتفاوتهای زمانی، محیطی وفرهنگی کواردینات های جغرافیائی میباشند. فرق افسانه های"آزتیک ها"و"اینکاها"درموردخلقت جهان باافسانه"اینوماایلیش" دربابل باستان وافسانه"پانگوی بزرگ"درچین وافسانه های"کیومرث واهریمن" درپارس باستان و"زیئوس وخدایان والهه های دربارش"دریونان کهن وابسته به محیط، شیوه تولید،درجه تکامل تاریخی این جوامع میباشد.افسانه هائی راکه اهالی"نافوخوها"(یکی ازاهالی ایندیجینیس امریکای شمالی)درموردخلقت کاینات وهستی ساخته اندحکایت میکندکه"مقدس بزرگ" بااحتیاط ستاره هارا در آسمان آویزان وزمین رادرزیرآن قرارداد"درحالیکه اهالی بومی(ایندیجینیس)قطب شمال (اسکیموها، اینوئیدهاوغیره)درموردخلقت جهان باماهی ومرغ دریائی بزرگ آغازمیشود.آزتیک هاو اینکاها (امریکای لاتین)که دربین جنگل ودرختان بزرگ بسرمیبردند، معتقدبودندکه کاینات دربین یک درخت بزرگ قرارداردوهر500 سال(سال اینکائی)این درخت یکمرتبه تجدیدحیات میکند. برمبنای این افسانه دورجدیدتجدیدحیات این درخت درسال 2012 -2013بودکه یکمرتبه آوازه شدجهان ازبین میرود.

امامردم شرق میانه وبخصوص قبیله شبان پیشه وصحراگرد"هبیری"(هبیری ها که معرب آن عبرانی ولاتینی آن هیبرومیشودقبیله ای بودندکه مقارن پایان دوره برنج وکشف آهن(حوالی 1300 قبل ازمیلاد)دربین سلطنت میتانی، آزیرویاسوریه امروزی وامپراطوری هاتیت ها(ترکیه امروزی)به شبانی ورهزنی اشتغال داشتند)افسانه خودرابرای خلقت جهان دارند.افسانه اینهاهمان افسانه ای است که درتورات وانجیل میخوانیم. برطبق این افسانه دراول(حدودچندهزارسال قبل)هیچ چیزوجودنداشت و سپس"خدا" از"هیچ"آسمان راآفریدودرطی شش روزاز"هیچ"آب وخاک وبادوآتش وسرانجام حیوانات را آفریدوروزهفتم به استراحت پرداخت(این افسانه زمانی حیرت برانگیزمیشودکه افسانه باف به وجودزمان وبه روزهای هفته تقسیم شده بوده. یک شبان عبرانی مانند هر شبان دیگرقادرنیست که درک کندزمان نیزماده بوده وجداازفضا وحرکت نمیتواند وجود داشته باشد). برطبق این افسانه"خدا" اول بابای آدم راآفریدوبعدازآن"حوا"راازقبرغه چپ اوخلق کردتااودرباغ عدن تنهادق نکند.اسلام که جوانترین دین ابراهیمی است نیزبه همین نسخه خلقت جهان معتقدمیباشد. برطبق این نسخه ماهمان هستیم که بابای آدم بود، نه درفیزیولوژی مابا بابای آدم تفاوت موجوداست ونه درقدرت اندیشیدن ونظام فکری، گوارشی، تصفیه وی و...غیره ما. بابای آدم نیزمانندما قدراست(Homo-eractus)وحجم جمجمه واندازه مغزاوبرابر ما انسانهای کنونی بود. به اینصورت دراین افسانه تاریخ واقعی یعنی پروسه های حرکتی که براساس ظهورچیزنووزوال شیی کهنه به وجودمی آیندوجودندارد.

این افسانه هابعدازآنکه شیوع یافته وبه معتقدات اهالی مبدل شده اند،اثرات افیونی وحشتناکی راازخود نشان داده اند. زیراآنهابه ستمکشان،برده هاوفقرامیگویندکه علل وعوامل ستمکشی،اسارت وفقرشمادر زمین ودرساختارجامعه نیست، بلکه درآسمان میباشد. وهمچنین شمانبایدبه عصیان وانقلاب دست بزنید بلکه بایدحلیم باشیدوراه صبروقناعت رادرپیش بگیریدزیراآفریدگارشماازعصیان وانقلاب متنفر بوده و عاصی وشورشگررامجازات میکند.آنهامیگویندکه راه رستگاری شمارهائی ازبندواسارت بهره کشان وستمگران این دنیانیست بلکه"تقوا"و"پرهیزگاری"،"نذروفدیه دادن"،"ارج گذاشتن به همنوع" و "احترام به بزرگان"است. وبه اینطریق ستمگران وبهره کشان رابا"دوست داشتن همنوع"حمایه میکندوانسان فقیروتحت ستم راکوچک ساخته ستمگران وبهره کشان رابزرگ میسازد. این افسانه هاهرکدام به راه ورسم وعظ وموعظه خویش حکم میکنندکه شما ستمکشان وبهره دهان باید بندگان بهتر"خدا"باشیدوباعبودیت کامل به اوپناه بجوئیدوخشم تان رادرمقابل استبدادوظلم مستبدین وظالمین به کظم تبدیل کنیدوپاداش تان رادردنیای دیگراز"خدا"بخواهید. تزریق این طرزتفکردرذهن طبقات تحت استثمارواقشارتحت ستم به مراتب خوبتروبهترازشمشیرپهلوانان درباروتبروتازیانه دژخیمان وشکنجه گران سلول های قصرسلاطین مطیع ومنقادنظام حاکم میسازد. درپنای همین افسانه هاشاهان وسرداران برده داردرطول تاریخ صدهاوهزارهاجنگ رابه راه انداخته ومیلیونهاانسان بدبخت وازدنیابی خبررابه ریختن خون یکدیگروبه آتش کشیدن زندگی ودارائی شان بسیج کرده اند. درفرجام هرجانبی که پیروز شده، خدای اونیزبرخدای مغلوبین غالب آمده وافسانه های مذهبی اش برذهن جوامع فتح شده چیره گشته اند. افسانه های غالبین درجوامع مغلوب استحاله شده وازاشکال پیشین شان بیرون آمده وتعبیرو تفسیردرخورذهنیت جامعه جدیدرابه خودگرفته اند. نگاه مختصری به افسانه هاوتعقیب ردپای حقایق تاریخی آنهابه درک ماازحاکمیت طبقات حاکمه به واسطه دین کمک میکند.

"بهشت" و"جهنم"

انسانهاحق دارندتخیلات خودرامتبلورسازند،افسانه ببافندوباآن انسانهای دیگرراسرگرم کنندولی حرف دراینجاتمام نمیشود. زیراافسانه هانیزباتمام بی اساس بودن شان"مادی"اندوبامشخصات مادی تزئین گشته وگوشه ای ازذهنیت حاکم برجامعه را به اشکال اغراق آمیز، غلوگرانه وگاهی هم باچاشنی حماسی وعثسق وعاشقی متبلورمیسازند. نخستین کرکتر مشخصه مادی یک افسانه اینست که هرافسانه ازبطن یک شیوه تولیدوروساخت مربوط به آن به وجودمی آید چنانچه افسانه باف به هیچصورتی قادر نیست که ازبطن شیوه تولیدی که خوددرآنزندگی میکندبیرون آمدوافسانه اش رابامعیارهای یک جهان بهتروپیشرفته تحت یک شیوه تولیدنوین، ببافد. "بهشت" و"جهنم" را در نظر بگیریم: "بهشت"درزمان سلیمان ابن داودپادشاه یهودنام باغی دراورشلیم ومخصوص خاندان اشراف یهودبود. زنان ودختران خوشگل ومردان جوان وافسران وپهلوانان اشراف وآنانیکه موردتفقد دربار قرارمیگرفتندبه این باغ میرفتند ودرآنجا میخوردند ومینوشیدندوبه عیش وعشرت میپرداختند. به همین صورت "جهنم"نام دره ای بودکه جزامیان وافرادمبتلابه امراض علاج ناپذیررابه آنجاانتقال میدادندومیگذاشتند تابمیرند. خانواده های جزامیان برای آنهاوقتافوقتاغذاومعمولاپنیرونان می آوردندواین امرموجب تکثیرنفوس موش هامیشد. وهرجائیکه موشهاباشندبدلیل زنجیرغذائی طبیعی اقسام مختلف مارنیززیادمی باشند. به ایندلیل دره جهنم تجسمی ازمجموع خوف وهراس بود.شاهان یهودبرده های اطاعت ناپذیر، زنان سرکش که خانه شوهرشان راترک میکردندویادختران جوانی راکه به معاشقه بازورمندان تن درنمیدادندوگاهی هم جنایتکاران ورهزنان راازبالابه ته این دره می انداختند.این امرموجب رشدسرسام آورنفوس حشرات گوشتخوارمانندگژدم،رطیل وغیره میشدوهمچنین سبب تجمع پرندگان لاشخوارمی گردیدوفضا را بیشترازپیش خوفناک میساخت. به اینصورت برای قرنها"بهشت"و"جهنم"برای اهالی یهود،فلسطینی،آزیری،سیدونی،غزه ای ولبنانی وغیره معنی غیرازیک باغ ویک دره رانداشت.اینهابا "دنیای"بعدازمرگ هیچ مرتبط نبودند،وقتی ازکسی سراغ"جهنم"رامیگرفتی اگراوخبرداشت آدرس دره جهنم راهمانگونه بشمامیدادکه مثلاکسی آدرس"زندان پلچرخی"رابشمابدهد، یعنی او نمیگفت که "جهنم" جائی است دردنیای بعدازمرگ که جنایتکاران وظالمین درآنجابرده میشوند. دریک کلام "جهنم"و"بهشت"نامهای محل ومکان عینی ومادی برروی همین کره خاکی بودند.

امازمان میگذردوتغییر وحرکت اصل هرچیز را درگذشته قرارداده ودرمه ابهام فرومیبرد. نام هاو توصیف آنهادرافسانه هاباهیئت ومفهوم دیگراشکال متفاوت ازاصل شان توصیف میشوند. بدترازاین، وقتی افسانه های یک اهالی به اهالی دیگردریک کواردینات دیگرجغرافیائی منتقل میگردندرفته رفته برطبق روحیات اهالی منطقه رنگ آمیزی وملمع میشوندوباالنتیجه بصورت ناملموسی قلب ماهیئت شده ومفهومی راکه دربین اهالی اصلی اش داشت ازدست میدهند.بهمینصورت وقتی افسانه"بهشت" و "جهنم" به اعراب حجاز،طایف ومکه میرسد(آنهم نسخه سوری ومسیحی شده آن)"جهنم"و" بهشت" برزمینه رحمت وپاداش وغضب ومجازات خداونددردنیای دیگرتعریف میشوند، مفهوم تاریخی، جغرافیائی واجتماعی آنهاازبین رفته وبه مکان های غیردنیوی وکاملامعنوی واخروی تبدیل میگردند.

درنسخه عربی یانسخه اسلامی،"بهشت"جائی است دردنیای اخروی یادنیای بعدازمرگ که درآن باغی بنام"فردوس برین"وجودداردونیکوکاران این دنیابااجازه ورودوزندگی دراین باغ پاداش داده میشوند. فردوس برین جائیست که در آن به تعداد کارهای نیکی که فرد انجام داده قصرهای مرمرین برایش ساخته شده است. ودرپای هرقصرجوی آب روان جریان داردودراطراف آن درختان بلندکاج وصنوبر روئیده ودرهرگوشه وکنارآن ده هادختروپسرزیبا(حوروغلمان)درانتظارمالک شان (فردنیکوکاراین دنیا) نشسته ومنتظرندکه اوبیایدوباآنهابه بستربرود. بهترین نوشیدنی آن انگبین (عسل)، شیروغذای آن مرغ بریان میباشد.

اگربه این تخیلات ازنظرعلمی نگاه کنیم به نتائیج جالبی میرسیم : نخست اینکه باتمام تصوراتی که این افسانه باف داردبازهم نمیتواندازحدودفرهنگ وروساخت جامعه نیمه فیودالی- نیمه بردگی شبه جزیره عربستان بیرون برود. اولین تصورافسانه باف ازبهشت وفردوس برین انعکاس مالکیت خصوصی در افسانه میباشد. چون افسانه باف ازبطن جامعه ای می آیدکه درآن مالکیت خصوصی نیمه فئودالی- نیمه بردگی برآن حاکم است، درذهن افسانه باف خطورنمیکندکه مالکیت خصوصی رانقض کندوبگویدکه این قصرهاملکیت خصوصی کسی نیست وافرادفقط میتوانندازآنهابطورمشترک استفاده کنند.اومیگوید که قصرهاوحوروغلمان وضمایم ومربوطات آن ملکیت کسی است که دراین دنیاکارنیک انجام داده است.

نکته جالب دیگر اینست که افسانه باف درافسانه فردوس برین نمیتواندازمحدوده آنچه که آنروزغذای طبقات حاکمه مکه،طایف وحجازراتشکیل میداده فراتررود، بهترین غذایی را که یک مردعربی بادیه نشین درقرون وسطی میتواندتصور کندمرغ بریان وعسل میباشد. وبه همینصورت برای او بهترین منزل ومحل رهایش جائی است که درکنارآب روان ومجاورت سایه درختان بلندباشد. رویا زمانی مکمل میشود که بااین هاقصرهای مرمرین که درآنهاکنیزان زیباوغلمان یاغلامان جوان وخوشروبرای اطفای غرایض جنسی اوعلاوه میگردد. اینست تمام تصوروتخیل افسانه باف مربوط به شیوه تولیدنیمه فئودالی- نیمه بردگی عربستان. دراینجادیده میشودکه افسانه باف قادرنیست اززمان وتاریخ پیشی بگیردودرفردوس برینش ازشامپانی کوکتیل،مجالس رقص درقایق های لوکس،اتومبیل های شیک، کشتی های بزرگ بادریاهای آبی وشفاف،عشقبازی درلگون آبی شرق بحرالکاهل،هاوائی،باها بیچ، آلکوپولکووسانتابارباراو...غیره مجسم سازد. اوهمچنین نمیداندکه مقدارکاربو-هایدرات درانگبین و تعامل آن باپروتیئن سبب بلندرفتن وزن گردیده وقدرت فعالیت جنسی راتضعیف وبعدازمدتی همه حوران وغلامان برایش به اشیای بی ارزش تبدیل میشوند. اوهمچنین ازرمانس،موزیم هنروکنسرت استادان بزرگ موسیقی،استراحت درهوتل پنج ستاره کنارساحل درموناکو، سوئیس یاجنوب فرانسه و غذاخوردن دررستورانت سه ستاره بامینوی چهاردوره ای نیزبی خبراست. زیرااین چیزهادرشیوه تولیدنیمه بردگی- نیمه فئودالی، هزاروپنجصدسال قبل ازامروزوجغرافیای مکه وحجازکه اسلام درآن ظهور کردوجودنداشتند. اوهم چنین نمیدانست که بعدهایک شیوه تولیددیگرحاکم میشودوعسل ومرغ بریان ونشستن درکنارآب روان درسایه کاج وصنوبربه چیزهای خیلی عادی وپیش پاافتاده ای تبدیل میگردند.

به اینصورت وقتی باسلاح علم افسانه هارابررسی کنیم شیشه مقدس بودن آنهابه یکباره گی می شکنند و جهانی راکه این افسانه تعریف کرده به کاریکاتوری واژگونی تبدیل میشوند. بهشت وفردوس برین یعنی بهترین پاداشی که معتقدین به آنهادرراه رسیدن به آنهاحاضرندخودرامنفجرکنندبیشترازیک شوخی بی نمک نیستند. واگردرمتن همین شوخی بی نمک دقت نمائیم می بینیم که ذره ذره آن برحقانیت ماتریالیزم تاریخی گواهی می دهد. احزاب اسلامی ونمایندگان مذاهب مختلف میتواننداین افسانه هاراباواژه های بسیارغامض والفاظ پیچیده به زعم خویش تفسیروتعبیرکنندوپایه های لرزان آنهاراتعادل بخشداماتمام آن پیچیدگی هاودرهم تنیدهگی های آنهادرمقابل جنبش طبقه کارگرکه صادقانه علم رابطوربی سابقه رشدوتکامل داده وبه ذهنیت وطرزتفکرانسان درراه درک درست طبیعت سمت وسومی بخشد، مانندنقشی است که برکتله یخ حکاکی گشته ودرآفتاب تموزگذاشته شده است. بگذار انسان نوین این تفسیرهاوتعبیرها ازجهان رابمثابه جوکهای تاریخی درکاباره های عمومی بازگونمایند.

مائویست های افغانستان

اسد 1394

آدرس مکاتبه با ما

Station H

Montreal Quebec

H3G 2K5

CANADA

آدرس الکترونی ما

Shoresh2008@gmail.com

آدرس صفحه الکترونیک

www.shoresh.eu