Thursday, 21/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۶
ÝáÓÝی

 

پیشگامان علوم درشرق

نوشته : سخی آتش

قسمت اول

بجای مقدمه

این سلسله کماکان برروی تاریخ علوم وبه ویژه علوم طبیعی وریاضییات وباآن برروی متدولوژی علمی وپیشگامان آن درتاریخ مکث میکند.

درحال حاضرامپریالیستهادرممالک اسلامی(آسیاوافریقا)استخوان های پوسیده مذهب را ازگورستان تاریخ بیرون کشیده،بهم وصله وپینه زده، مسلح ساخته ونیروهای ویرانگری مانند"داعش" "القاعده"، "الشباب"،"بوکوحرام"ودیگران راایجادکرده اند، این مرده های متحرک تاریخ بادگم های فرسوده شان بجان مردم افتاده وبه اشاره سرانگشت اینهاهمه چیزمربوط به تاریخ ومدنیت کهن شرق راویران میکنند. مجسمه های بودادربامیان، مدنیت پرشکوه پالمیرادرسوریه و..غیره نمونه های ستیزه گری اینها باتاریخ ومدنیت ماست. رسانه های بورژوازی سیه روزی، فقروویرانی افغانستان،عراق وسوریه راباتکبروتفرعن بااین پیام ناگفته که"اینهابی شعوراند"بنمایش می گذارند.

ما این سلسله رابه نشرمی سپاریم تاچندمطلب رابخوانندگان ما برسانیم: نخست آنکه علم ودرک قانونمندی های طبیعت به نژاد،ملیت،رنگ پوست وغیره چیزهای ازاین قبیل راکه دربین خطوط نوشته های نژادپرستان میخوانیم،مربوط نیست. درک قانونمندی های جهان به متدولوژی علمی مربوط است. هرسیاه پوستی که این متدولوژی رابابی غرضی وبیطرفی وکنارگذاشتن انگیزه های خودتعقیب کندبه همان نتیجه ای میرسدکه یک سفیدپوست یا یک زرد پوست رسیده است. ثانیا اینکه محققی ودانشمندی که ایدئولوژی علمی ندارد،متدولوژی علمی اوراازمنجلاب ایده آلیزم بیرون نمیکشد. ثالثا، دانشمندی که نمیداندهرعلم ودانش بدون تغییربنیادی نظام سیاسی کنونی به نظام سیاسی مردمی، درزندان نظام قراردارد، کشفیات وتحقیقاتش درخدمت سفت ساختن زنجیرهای زحمتکشان تمام میشود. وخوداویک مزدبگیربیچاره ای است که به حیث یابنده راه سودآفرینی سرمایداری بکارگذاشته شده. رابعا؛ علم زمانی آزاداست که درقید محدود نگه داشتن رشد نیروهای مولده نباشد.

ابوعلی الحسن(اوناتان یاالحازن) پدرمتدولوژی علمی

این مطلب برخواننده محترم نامعلوم نیست که درقرون وسطی وبطورویژه درزمان خلفای اسلامی، علوم طبیعی بخصوص فیزیک و ریاضییات باگذشت هرروزدرزیرآوارهای"افسانه های مذهبی"فرو میرفت.مسلمانان که دراین زمان دارای مدنیت پیشرفته ترازاروپابودندنتنهاخودشان درجستجوی حقایق برروی زمین می برآمدندبلکه بیشترازادیان پیشگامش(دین مسیحیت ودین یهود)حقیقت رادر آسمان ها جستجومیکردند. خطباوواعظین با افسانه بافیهای لایعنی هرچه بیشتربراسلوب بینش دست یافتن به حقیقت ازطریق توجه به جهان ماحول-خاک میریختند. ریاضییات پیشرفته مدنیت بین النهرین ومصردراعماق تاریک هزاران افسانه مذهبی مدفون میشدند. مهندسی ونجوم پیشرفته که تاحداعمارباغ بابل،قصرمردوک، اهرام گیزا وصنعت کشاورزی پیشرفته تکامل کرده بودند بیشتراز آنچه درزیرریگ روان بیابان شمال افریقا وبین النهرین فروروند، به زیرذهنیت تاریک افسانه های مذهبی فرورفته بودند.مدیریت صنعتی حیرت برانگیزی که میتوانست کاروفعالیت روزانه 20 هزار نفررابرنامه ریزی کندبدست خرافات مذهبی به گورنیستی سپرده شده بود.افسانه های اغراق آمیزی برذهن عوام جانشین میشدندوذهن آنهارابیشترازپیش بسوی جدائی ازدنیای عینی وبی توجهی به قانونمندی های طبیعت میبرد.هرکس افسانه ای میساخت ودراین بازاربفروش میگرفت. یکی ازاین افسانه هااینست که ادعامیکنندمحمد ابن عبدالله پیغمبراسلام از"نور"ساخته شده است ومابقی انسانهاازخاک. باورنداشتن به این افسانه درحکم"محارب باخدا"بوده وحتی همین حالادرایران وافغانستان مجازات مرگ رادرپی دارد.اماچراکسی بگویدکه من ازنورساخته شده ام؟زیرادرجامعه طبقاتی ذهن اسنان باامتیازات ومعیارهای کثیف آن کارمیکند.اینکه کسی ازنورساخته شده باشد نزد عوام الناس دارای یک امتیاز بزرگ آسمانی میباشد.

امانزدعلم "نور"و"خاک"هردواشکال ماده وحالت سرعت میباشند.اگرکسی ازنورهم به وجودآمده باشد- که چنین امری درکائینات ممکن نیست- بازهم دارای هیچ امتیازطبیعی نسبت به"انسان خاکی" نمی باشد. چون نورعمدتاازخورشیدمنشامیگیرد،انسان ابتدائی فکرمیکندکه نورباخدابشکلی ازاشکال ارتباط دارد. چنانچه اخناتن(آخرین فرعون سلسله وسطی فراعنه مصر(1200- 1900 ق.م.)بنیان گذاروپیشگام مونوتائیزم(یکتاپرستی)فکرمیکردکه آفریدگارجهان(آتون)هرروزبامدادان برزورق طلائی اش (آفتاب)مینشیندوازبالاکارکردجهانیان رانظاره میکند).انسان جامعه طبقاتی که افکار و اعتقاداتش رانمیتواندازلوث"امتیازات"پاک کند،آنراتاحدساختمان بدنی وموادی که ازآن ساخته شده نیزارتقامیدهد.وغافل ازآنکه اینگونه دروغهاروزی افشا میشودوتمام سخنان اورابه زیرسوال میبرد.

بدبختانه انسان ناآگاه سیاسی معمولاجرائت نمیکندروال عادی زندگی وافکارجامعه راازاساس بزیر سوال ببرد. ولی ندرت درهمه چیزوجوددارد ووقتی باشجاعت یکجامیشودبی توجه به خطرمرگ بشکستن دیوارهای تیره هنجارهای ارتجاعی جامعه وافسانه های لایعنی اقدام میکند. ابوعلی محمدبن حسن بن هیتام البصری ازاین نوع نادرات بود.ابوعلی محمدبن حسن که درتاریخ علوم وفلسفه اروپابنام اوناتان یاالحازن شهرت دارد درسال 354 هجری- شمسی دربصره امروزی دیده بدنیاگشود.ابن هیتام یاالحازن(تلفظ لاتینی الحسن)دردوران برخوردهای جنبش فاطمی درشمال افریقابا اسلام حنفی وحنبلی درشرق میانه می زیست.اومانندانسانهای عادی تحت تاثیرتبلیغات هیچ جناح قرار نگرفت وخودبه تحقیق دست زدتابه حقیقت اسلام ومذهب پی ببرد. این که کسی به جنبش های مذهبی- سیاسی زمانش نپیوندد، خودنشان دهنده نوعی ازآگاهی سیاسی است.همین آگاهی زمامداران آل بویه را(Buyid Emirate) ترسانیده بودوآنهااورابه فرمانداری بصره واطرافش گماشتندتاازنفوذمذهب سنی(حنفی وحنبلی)به ایران جلوگیری کند.اماالحازن وجهت گیری مذهبی؟ نه.این چیزها نزدالحازن دیگرحل بودواومیدانست که این افسانه ها برای ذهن چه کسانی ساخته شده اند.

اوحکومت وفرمانروائی بصره را ترک وبه مطالعه فلسفه روآورد.این مطالعات اوراباهیراکیولیس وارسطوآشناساخت واودنیاراغیرازآنچه دریافت که تاهنوزدرمسجدآموخته بود. درآنزمان مصربه داشتن دانشگاه ودانشمندان علوم دربین ممالک اسلامی شهرت داشت والحازن بصره راترک وراه مصررادرپیش گرفت. مقارن این زمان الحکیم ابن العزیزابن المعززخلیفه فاطمی برمصرحکومت میکردواوازخبرآمدن الحازن به مصرخوشحال گردید زیراساینس برای او وسیله ای بودجهت حفظ قدرت وقتل رقبایش. علیرغم همه توانائی راکه ساینس درنیست ونابودساختن رقبایش نشان داده بود، او میدانست که الحازن مانندابن یونس نیامده که لابراتوارتهیه زهرراسامان بدهدومخالفان ورقبای خلیفه رامسموم کند. الحازن که درآنزمان به دلیل شهرتش درساختن اولین تلسکوپ درتاریخ بشر جهانگیرشده بود برای الحکیم فقط یک مفادراداشت وآن اینکه ازاوکاری بکشدکه به استحکام بنیاد سلطنتش بیانجامد. الحازن که نزددانشمندان معاصرش به حیث یک مهندس بزرگ وحلال معضلات بزرگ علمی مشهورشده بودازجانب دانشمندان مصری باگرمی پذیرائی شد. وابن قیفتی وزیرالحکیم المعززبزودی تیمی اززبردست ترین مهندسین راتشکیل دادتاسدی برروی جریان نیل بزندوآبخیزی های وحشیانه نیل را کنترول کند. الحازن درراس تیم مهندسین مصری درامتداددریای نیل بسوی جنوب بمسافرت دست زدودرآخربه این نتیجه رسیدکه چنین پروژه ای راهیچکس نمیتواندعملی سازد(اینکارفقط بعدازاختراع ماشین ممکن میگردد).اوبه الحکیم خلیفه فاطی گفت که کنترول دریای نیل به واسطه اعمارسدممکن نیست. الحکیم که مردخودخواه، خونریزودیوانه مزاج بودبراوخشم گرفت ودراول میخواست اورا به قتل برساند ولی مثل معروف که آدم های خونریزومغروردرته دل شان ترسووبزدل هستند، ازاین ترسید که تمام دانشمندان جهان اسلام را علیه خودبرخواهدانگیخت. اودسیسه ای ساخت ونخست الحازن رابه واسطه مفتی هاوملاهای دربار"مشرک به الله"اعلان کردوسپس زندانی اش ساخت. برخی میگویندکه اودرزندان فاطمی هامردوبرخی معتقداندکه اواز زندان رهاشدوبه اندلس فرارکردودرآنجا مرد. اماآنچه الحازن انجام داددوچیزبود: نخست اینکه ثابت ساخت نورنیزبخشی ازطبیعت بوده وتابع شرایط است وبراساس این دیدقانون انکسار،انکشاف وشدت آنرابیان نمود. این کشف برای اولین بارمتدولوژی نوینی رادرتاریخ بظهورمیرسانیدکه امروزبنام متدولوژی علمی یا Scientific Methodlogy شهرت داردوبرخی ازمطالعات لیتراتورهردانشگاهی راتشکیل میدهد. ثانیااین متدولوژی برای اولینبارکارعملی بانورراممکن میساخت.استرالوژی ونجوم علمی راپایه گذاری میکردوناخودآگاه افسانه ساخته شدن انسان ازنوررا به یک فکاهی بی خنده تبدیل میکرد.اماجامعه باپیشتازانی که هنجارهای ارتجاعی جامعه رامیشکنانندبادرشتی رفتارمیکند. الحازن پدر فیزیک نوردرزندان فاطمیان مصری دربین سوسک وشپش کتاب معروفش را تحت عنوان"کتاب المناظر" نوشت. این کتاب درنوع خوداولین کتاب درموردفیزیک نوردرتاریخ بشراست ودرآن موجودماورای ماده وایده های مافوق مادی وجودندارد. "کتاب المناظر"دراواخرقرن 12 ام میلادی و اوایل قرن سیزدهم به لاتین ترجمه شد(Crepusculis ety Nubium Ascensionibus)که معنی انگلیسی آن"گنج نور"است."گنج نور"الحازن درسال 1572به واسطه فردریش رایزنربه چاپ رسید. این کتاب رهنمای گالیله، کیپلروایزاک نیوتن شد. اگرچندغرورنژادپرستانه اروپائی اجازه نمیدهدکه بگویند که نیوتن وگالیله شاگردان الحازن هستنداماحقیقت اینست که آنهادرعین اینکه شاگردان الحازن هستند،دربسیاری جاهاازالحازن بریدند،چیزهائیراکه اونمیتوانست بیشتراز500 سال قبل ازاین دو نفر درک کند، درک کردند، انکشاف دادندوفیزیک نورجدیدرابه وجودآوردند. این انتقاد بزرگ تکاملی بر فیزیک الحازن بود ومهمترین بخش این انتقادتجزیه نوراست که نیوتن به آن رسید. درتجزیه منشوری نوردیده میشودکه نوربرخلاف تصورالحازن یک عنصرنبوده بلکه مرکب ازفوتون های متحرک باطول موجهاوجذب ودفع های مختلف انرژی میباشد.

اگرچندبعدازنیوتن وگالیله، فیزیک نوربه سرعت تکامل یافته وتئوری های جدیدوازآنجمله تئوری هکزبوزون چیزی های کاملاپیشرفته رادرموردماده وسرعت بیان میکندولی متدولوژی ایکه باالحازن باآنکارکردکمافی السابق برتمام این اکتشافات حاکم باقی میماند.

پایان بخش اول