Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
Úáãی

 

 

علم درخدمت انقلاب

 

 

 

بخش اول

یک تذکر کوتاه،

 

برخوردطبقات به علوم وریاضییات بیانگرماهیت طبقاتی- تاریخی آنهاست. فئودالیزم قرن هاعلیه متدعلمی مبارزه کرده وپویشگران وعلاقمندان این اسلوب دیدبه جهان وجامعه رابه اتهام"جادوگری"و"مخالفت بااصول کلیسا"زنده سوزانده است. درفرهنگ فئودالی مخالفت باعلوم بااصول اعتقادی آن مطابقت داردبه این دلیل درآن باترمینالوژیهای مانند"کفر"،"شرک"،"توهین به مقدسات"...وغیره برمیخوریم. اینهاواژه های عاری از معنی سیاسی نیستندبلکه برای ارتکاب به هرکدام آنهامجازات سنگسار،زنده درآتش سوختاندن وسربریدن تعین شده وصدهاسال اجراگردیده وتاهنوزاجرامیشوند.دریک کلام ؛ فئودالیزم دشمن علوم وریاضییات است.

 

بورژوازی هنگامیکه شگوفابود،- خدمات شایانی به رشدوتکامل علوم وریاضییات نمود. اودرروشنائی آن راهش رادرمبارزه بافئودالیزم پیداکرده وازآن بحیث سلاح نیرومندی علیه نظام فکری خرافاتی فئودالی وسلطه کلیسااستفاده کرد. امابورژوازی به سرعت به فرماسیون تاریخی ارتجاعی تبدیل گردیدوبجای آنکه درفش افرازعلوم بوده وبطورپیگیرباخرافات مبارزه کند- به سپرحمایه کننده خرافات کلیسائی تبدیل گردید. زمانیکه سرمایداری به مرحله امپریالیزم رشدکرد، علوم رادرزنجیرانحصارات سودجوئی وگسترش سلطه برجهان مبدل نمود. امپریالیزم سرمایداری بخاطرسودومنابع طبیعی باتوحش وبربریت به تخریب جنگلات، ساختارطبیعی کوه هاودریاهادست زد. این حرص وولع سیری ناپذیرسودجوئی امروزجهان رابه نابودی کامل تهدیدمیکند.تخریب اتمسفرزمین،برهم خوردن تعادل طبیعی بین موجودات زنده، بالارفتن درجه حرارت وبالنتیجه ذوب شدن یخ های قطبی، بالاآمدن بستردریاهابراساس ترسب نمک وناپدیدگشتن سواحل درآب، پائین رفتن سطح اکوافیرومبدل شدن سریع ممالک آسیائی وافریقائی وازجمله افغانستان به صحرا. نتائیج سیاسی- اقتصادی جهانی این توحش امپریالیزم سرمایداری بیخانمان شدن صدتاصدوپنجاه ملیون انسان با بلند رفتن هردرجه حرارت اتمسفرمیباشد.به اینگونه سرمایداری نتنهاجنایت نابودی کامل هزاران نوع جانورزنده ازروی زمین راحمل میکند،بلکه طبیعت رانابودمیسازد.

 

درحال حاضرسرمایداری نظام مسلط سیاسی- اقتصادی جهانی است.خرافات مذهبی وافسانه های ادوارجاهلیت بشربخش عمده ای ازاین نظام وحشی وویرانگر میباشد. درسایه همین خرافات است که خائنین ملی افغانستان باسرمایداری معامله میکنند.گاهی طالب ومجاهدمیشوندوبراساس اصول همین خرافات برانسان حمله میکنندوزمان دیگرروشنفکرودموکراسی طلب وبرتبرآلوده بخون قصابان سرمایداری جهانی سجده میکنند. بطورخلص؛این خرافات درحال حاضرحلقه ای ازحلقات زنجیراسارت خلق های سراسرجهان است وازنظرایدئولوژی یکی ازعمده ترین عرصه های مبارزه پرولتاریاراتشکیل میدهد.

 

احزاب وسازمانهائی پرولتری نمیتوانندبدلیل اینکه این مبارزه ازنظرسیاسی عمده نیست،آنرابوسیده ودرطاق نسیان بگذارند. ایده های مارکس بدون کارهای لویزمرگان،چارلزداروین وامثالهم صلابت وشتاب انقلابی ایرا که دراوایل قرن بیستم بدست آوردنمیتوانست حاصل کند. پرولتاریاباردیگربه یک مبارزه بی رحمانه وافشاگرانه علمی نیازمنداست، بعباره دیگرموج جدیدانقلاب پرولتری بدون یک کارزاروسیع علمی قادربه درهم شکستن دژنظام فرتوت کنونی نمیباشد-زیرادشمن به اندازه ای نیرومنداست که ازخلای عدم استفاده پرولتاریاازعلوم سودمیبرد.کمونیست هانمیتوانندبگویندکه به علم ایمان دارندولی در عمل نتنها آنرا درطاق نسیان بگذارد بلکه علیه کسانیکه طرفدار بکاربردآن درمبارزه میباشند- نیزجهاداعلام کند.کمونیستهاباید ازعلوم وریاضییات نتنهابمثابه سلاح بسیارنیرومنددرخدمت انقلاب استفاده کنند، بلکه درک کنندکه سمت رهائی انسان باسمت رهائی علوم یکی است.

 

 

1-افسانه های خلقت،

 

افسانه هامنشاومبدای تمام مذاهب اند.تناک (تورات)یهودها،انجیل مسیحیان،قرآن مسلمانان،ویدای بودیست ها وغیره همه وهمه کتاب های افسانه اند.این افسانه هاازسینه به سینه آمده وبه مردم میگویندکه چطور زندگی کنندوچه کارهاراانجام بدهندوازچه کارهاپرهیزنمایند.آن هابطورمجردوانتزاعی بدون آنکه اهداف معین سیاسی واقتصادی ای داشته باشند- بوجودنیامده اندبلکه درجهت مسلط ساختن یک سلسله اهداف سیاسی واقتصادی مشخص بوجودآمده وازسینه به سینه نقل شده اند.

یکی ازمعروفترین قصه هائیکه درتمام فرهنگهاوجوددارد-افسانه"خلقت"زمین، حیوانات ونباتات برروی آن میباشد.انسانهاقبل ازدسترسی به متدفکری علمی( Scientific Methodology)بواسطه این افسانه کوشیده اند شرح بدهندکه آنهاوماحول شان چگونه ایجادشده اند.مادراینجاچندنمونه ازاین افسانه هارانقل میکنیم.

 

1-    افسانه خلقت درفرهنگ بابلی ها[1]،

 

افسانه ایکه بابلی هابه آن اعتقادداشتند، درکتابی موسوم به" اینماالیش"(Enuma Elish) آمده است. علاقمندان میتواننداین کتاب راازانترنت کاپی کنندومافقط اشاره مختصری به آن میکنیم:اینماالیش که درحدود1200 سال پیشترازمیلادمسیح درمیسوپوتامیه(عراق کنونی)بوجودآمده میگویدکه دراول فقط یک فضای مملوازآب ویک خدای مذکرازآب تازه بنام اپسو(Apsu)وخدای مونث ازآب شوربنام(Tiamat)جودداشتند.بعدهایک خدای جوان صاعقه ورعدبنام مردک(Marduk) خدای مونث Tiamatراکشت وبدنش رادوپاره کردکه یک قسمت آن زمین است وقسمت دیگرآن آسمان.

 

2-      افسانه خلقت درفرهنگ هاپی ها[2]،

 

هاپی هامیگوینددراول یک خدای آفتاب تاوا(Tawa)وعنکبوت مونث الهه زمین،وجودداشتند.عنکبوت مونث انسانهاوسایرموجودات روی زمین را دراعماق زمین ازگل درست کردوسپس آنهارابرروی زمین آورد وخدای آفتاب آنهاراجان دادویک قسمت زمین رابرای آنها ازآب تخلیه نمود.

 

3-    افسانه خلقت درفرهنگ ایروکواها[3]،

 

ایروکواهامیگویندکه زمین برپشت یک سنگ پشت عظیم الجثه خلق شدواول جنس مونث(اولین زن)ازآسمان بزمین افتاد.این زن بکمک حیوانات زندگی میکرد.این اولین زن یک نواده "خوب"ویک نواده"بد" داشت و آنهاسرچشمه خوب وبددربین بشرومایه نزاع وجنگ میباشند.

 

4-      افسانه خلقت درفرهنگ مایا ها[4]،

افسانه خلقت دربین مایاهابسیارپیچیده است. آنها به وجود چندین خدای مذکرومونث معتقدبودندومیگفتند که زمین برپشت یک تمساح دیوپیکرقرارداردکه دربین آب یک حوض شنامیکند.آسمان 13طبقه وزمین 9 طبقه دارد. یک درخت بزرگ که درماتحت طبقات زمین ریشه داردستون آسمان راتشکیل میدهدوزندگی انسانها در بین ساقه این درخت میباشدوحلقه وصل کننده دنیای مادی ومافوق طبیعی راتشکیل میدهد.هر500 سال یک مرتبه تمام جهان نابودمیشودودوباره سرازنوبوجودمی آید. براساس افسانه خلقت مایاهانوبت ویرانی مجدددنیا درسال2012میباشد.

 

5-    افسانه خلقت در فرهنگ آزتیک ها[5]،

 

این افسانه نیزبسیارپیچیده میباشد. حیات چندین دوره دارد. زمین وآسمان نیزازطبقات گوناگونی تشکیل یافته اند. حیات بشکل انسان درآخرین دوره این تسلسل قراردارد که از آن ببعددوران فراموشی و خاموشی می آید.

 

6-      افسانه خلقت در فرهنگ اینکاها[6]،

 

درفرهنگ اینکاهانیزخدایان مذکرومونث متعددی وجوددارندوزندگی نیزازحلقه های گوناگونی تشکیل یافته است. اسلاف یااجدادوسیله ارتباط انسان باماوراالطبیعه میباشند. قله های بلندکوه،پرتگاه هاازجمله مقدسات بشمارمیروند.

 

7-      افسانه خلقت درفرهنگ مصرقدیم،

 

مصری هامعتقدبودندکه دراول فقط آب وجودداشت وسپس خدای آفتاب یعنی "را"(Ra) ازآب خارج شد. دوتن ازفرزندان اوبرشانه سومی بالاشده واتمسفرزمین راتشکیل دادندواین سومی همین زمین میباشند.این سه آخرکارچهارمی رابوجودآوردندکه عبارت ازآسمان است.دربین مصریهای قدیم نیزخدایان مونث ومذکر متعددی وجودداشتندولی"را" خدای اول آنهابود. برخی ازخدایان مصری رامیشدکه به سرزمین های دیگر نیزبردودرآنجاپرستش نمود. آنهاهمچنین ارواح حیوانات رانیزپرستش میکردندکه به اعتقاد کهن ترافریقائی تعلق میگیرد.

 

8- افسانه خلقت درفرهنگ اهالی اصیل استرالیا،

 

اهالی بومی استرالیا(اب اوریجینی ها)معتقداندکه زمین درزمان رویاآفریده شده وروح اززمین بیرون آمده وبه اطراف زمین دورزده وبه مغاره های آبی سرکشیده وارواح اطفال هنوزتولدنشده رابذرافشانی نموده است. ارواح به انسانهایاددادندکه چطورزندگی کنند. یک تعدادآنهادوباره بزیرزمین برگشتندولی عده دیگری برروی زمین باقی ماندندوباانسانهاازدواج نمودند.آنهامراسم خاصی رااجراوکوشش میکنندکه به زمان رویابرگشته وخودبه روح مبدل شوندوراهی راکه خلقت ازاول پیموده دوباره بپیمایند.

 

9-    افسانه خلقت درفرهنگ اینویت ها(اسکیموها)،

 

آنهامیگویندکه یک زن جوان باپرنده دریائی ازدواج نمود،پدرش کوشش کردتااورادوباره بخانه برگرداند، اماپرنده دریاراطوفانی ساخت وپدرخواست که دخترش راازقایق به دریابیاندازدولی دختردیوارقایق رابا دستانش محکم گرفت وپدرانگشتان دختررابرید.اعضای بریده شده دختربه غذابرای بشرمبدل شد.(سگ دریائی،نهنگ وغیر)

 

10- افسانه خلقت در فرهنگ نافاخوها[7]،

 

نافه خوهامعتقدندکه"همان که مقدس است"the Holy One بادقت ستاره هارادرآسمان ونباتات رابرزمین گذاشت. اما کایوتی(یک نوع حیوان بزرگترازشغال کوچکترازگرگ)خدای حیله وتذویر(طرفدارهرج ومرج وبرهم زننده نظم اخلاقی)بیرون آمده وهمه چیزرابرهم ریخت وسپس سیل بزرکی رانازل کرده وانسان رابرسطح زمین آورد.

 

11-            افسانه خلقت در فرهنگ اسکندیناوی ها،

 

براساس این افسانه ایداسEddas(1200 قبل ازمیلاد) دراول هرج ومرج بزرگی بردنیا،خدایان،دیوهاوانسانها حاکم بودند. یک درخت بزرگ ازبطن زمان وفضاپدیدارشدوموردحمله یک مارشیطانی قرارگرفت، اما درزیرریشه های اوآبشارمعرفت ودانش قرارداشت.تورThorخدای بودکه بکمک انسانهاشتافت وانسانهاراازدیوهانجات داد.

 

12-            افسانه خلقت در فرهنگ اهالی مالی،

 

یک سازنده کائینات راخلق کردوخودناپدیدشد. روح درحیوانات ونباتات حلول نمود. اولین موجودیک ابزار سازبودکه میتوانست خاک وآتش رامورداستفاده قرارداده وابزاربسازد.اتفاقااوازآسمان بزمین می افتدوتکه تکه میشود .

 

13- افسانه خلقت درفرهنگ یونان قدیم،

 

دراول همه چیزبرروی هم ریخته ودرهم وبرهم(Chaos) دریک حفره سیاه بودوازاین شرایط ستاره ها،ابرها وزمین بیرون آمدندوخدیایان بیشماری وجودداشتند. پرومیتوس(Prometheus) یکی ازاین خدایان بودکه انسان راچنان طراحی وایجادکردکه بربرادرش)جانوران دیگر(اشرف باشد.اوانسان راطوری ساخت که راست راه برودوآخرکارآتش رااززئوس ربوده به انسانها دادکه استفاده کنند.

 

14 - افسانه خلقت دربین یهودها ومسحیان،

 

دراول فقط یک حفره وجودداشت وهمین چندهزارسال پیش خداوندآسمان، زمین، حیوانات وانسانهاراآفرید. خداتمام موجودات رایک بیک، جداازیکدیگروفقط درشش روزآفریدوروزهفتم به استراحت پرداخت. ازانسانها خدا اول آدم(اولین مرد)وبعداحوا(اولین زن)راآفرید. آنهازندگی آرام وراحتی رادرباغ عدن میگذرانیدندوبر تمام ماحول شان وبویژه حیوانات مسلط بودند. درآنجایک درخت(درخت آگاهی به خداوشیطان)ویک ماربدبود مارزن راراضی کردکه قانون راشکستانده وازمیوه درخت ممنوعه بخورد.به پاداش این قانون شکنی خدا مردوزن راازبهشت بیرون انداخت. آدم وحوایک فرزند صالح(هابیل Abel) ویک فرزند ناصالح(قابیلCain) داشتندکه قابیل برادرش هابیل رامیکشد. یکزمان خداازگناهانی که بشرمرتکب میشودبستوه می آیدوطوفان بزرگی رانازل میکندوتمام جهان راویران میسازدوفقط به نوح Noahوجانورانی که درقایقش جامیشونداجازه زنده ماندن رامیدهد.امروزآنچه راازانسانهاوسایرجانوران درروی زمین میبینیم اولادآنهائی اندکه باقایق نوح ازآن طوفان نجات یافته اند.

 

15- افسانه خلقت دراسلام،

 

اسلام جوانترین دین یکتاپرستی ابراهیمیت(یهودیزم، مسیحییت واسلام) میباشد. دراسلام نیزماننددودین دیگر ابراهیمی- یک خدای قادروتواناآفریدگارطبیعت بوده که آنراازهیچ بوجودآورده است.دراسلام تمام موجودات دیگرطبیعت مادون انسان بوده وانسان برآنهااشرفیت دارد.آدم اولین مرد(وپیغمبر)است.خدااوراازگل ساخت وسپس به فرشتگانش دستوردادکه براوسجده کنند.ازفرشتگان مقرب، فرشته ای بنام عزازیل ازسجده نمودن آدم سرباززدوخدااورابجرم نافرمانی به عامل تمام بدی هایعنی شیطان مبدل ساخت. اماوقتی خدابه جسم آدم روح دمید،آدم عطسه زدوبموجودزنده مبدل شد. اوبعدازمدتی بدلیل تنهائی اش احساس دلتنگی میکردوخداازپهلوی چپ اوحوا(اولین زن)راآفرید. اماحوافریب شیطان راخورده ونتنهاخودگندم خوردبلکه به آدم هم داد.خدا بر قانون شکنی آنهاخشم گرفت وآنهاراازبهشت بیرون کرد.

 

دراسلام، هرموجود(انسانها، نباتات وحیوانات)مخلوق بوده وتبارزدهنده قدرت وتوانائی خالق میباشد.کاینات ازیک نظم درست برخورداراست ودراین نظم بریدگی وعدم تداوم وجودنداردوهرچیزدرست درجایش قرارگرفته است.واین نظم فوق العاده،خوددلیلی است بروجودیک خالق یکتا.

 

اگرحتی دویاسه سطرازتمام افسانه هادرفرهنگ های مختلف رانقل کنیم این نوشته به کتاب قطوری مبدل میشود. مافکرمیکنیم همین قدرکافی است تابدانیم که هرمذهب افسانه خلقت خودرادارد. اماآنچه مامیخواهیم سوال کنیم اینست که: کدام یکی ازاین افسانه هادرست است؟چطورمیتوان ثابت کردکه افسانه آزتیک ها یا افسانه اینویت هانادرست وافسانه مسلمانان درست است؟روشن است که هیچکسی نمیتوانددرست بودن یک افسانه رابه اثبات برساند،مگرآنکه دلایل بثبوت رساندنش خودازنوع نادرست هاباشد.ازهرمسلمانی که بپرسید چرافکرمیکندانسان اولادآدم وحوااست؟ فی الفوربه پغمبران وامامان واگرباسوادباشدبه قرآن وحدیث رجوع میکندیعنی بخاطراثبات یک افسانه-- افسانه سرایان وکلیات افسانه هاراشاهدمیآورد.

 

8-  چراداستان"خلقت"و"طرح کامل"افسانه است؟

 

اگرحیات راباعلم مطالعه کنیم وبدانیم که حیات چگونه وچه زمانی برروی زمین ظهورکرده وچطوربه اشکال گوناگون کنونی تقسیم گردیده وچه تغیراتی درجریان پروسه های انقسامSplits رخ داده ،چه بخشی ازآنهاازبین رفته وچه بخشی باقیمانده وچرا،چگونه وبه چه دلیلی ازبین نرفته،به این حقیقت پی میبریم که زمین درشش هزارسال واندکی بیشتر،درظرف شش روزخلق نشده بلکه صدهاملیون سال ازعمرآن میگذرد. وادعای انجیل مسیحییان وطورات یهودهامانندافسانه های مردم دیگرتصورات ذهنی افراداست.

 

ساینس نشان میدهدکه درادوارگذشته جانوران دیگرنیزدرروی زمین زندگی میکرده وملیونهاسال قبل ازبین رفته اندوزمانیکه آنهادرروی زمین زندگی میکردند،ازانسان هیچ خبری نبود. بعدازآنکه آنهانابودگردیدند- ملیونهاسال بعدانسان وده هاموجوددیگرمعاصربااوآهسته آهسته ظاهرشدند. درهردوره معینی ازحیات زمین موجوداتی برروی زمین زندگی میکرده که مطالعه فوسیل های آنهانشان میدهدآنهاچقدربزرگ بوده، چه میخورده، جگونه راه میرفته وچندملیون یاچندده ملیون سال درروی زمین بوده اندوسرانجام ازبین رفته اند.

پس حیات یک حرکت ثابت وتغیرناپذیرنه بلکه یک پدیده متغیر،متکامل وپیچیده ای است که اززمان ظهورش تاکنون مراحل متعددی راگذرانیده وصدهاهزار"نوع specie" درآن ظهورنموده وانواع متعدی برای همیشه ازبین رفته اند. انسان فقط یک نوعی ازحیات است.مطالعه علمی بدن اونشان میدهدکه اونتهابه همین شکل ازگل ساخته نشده، بلکه حتی درصدهزارسال قبل ازامروزبدنش ساختمان دیگرداشته است.میکروبیولوژی و مطالعه ژن هابه اثبات میرساندکه انسان بین 250000- 150000سال به شکل کنونی اش تکامل یافته وقبلابرروی چهارپاراه میرفته است. ساینس هم چنین نشان میدهدکه بدن انسان همانطوریکه در100000سال گذشته تغیرکرده در1000000سال آینده نیزبه شکل کنونی اش باقی نمیماندوتغیرمیکند، دانشمندان علوم برسر این مسئله هم نظراندکه انسان در100000سال آینده به دوشاخه تقسیم splitمیشود. شاخه اول جسیم، قد بلند وتوانا میباشدوشاخه دوم کوچک،قدکوتاه وناتوان خواهدبود. خلص اینکه انسان به این شکل نه خلق شده ونه به همین شکل باقی خواهدماند. واینکه خدایاخالق یاآفریدگاری اوراازگل آفریدوسپس به فرشته های مقربش فرمان دادکه اوراسجده کنندفقط یک افسانه است.

فوسیل ها وتخنیک های تعین عمر،

 

بشردرهمین دوصدسال اخیربه دانشی دست یافته که میتواندعمرفوسیل هاراتعین کند. بعضی ازاین تخنیک ها فقط چنددهه پیش کشف شده اند.یهودان اعتقاددارندکه تورات برروی سنگ نوشته شده ودراصل لوحه های سنگی میباشد. آنهامیگویندکه موسی درکوه طوررفت ودرآنجابودکه خدااین لوحه هارابرایش فرستادوآنها در اصل گفتارخودموسی نه بلکه حرف خداوندمیباشند. مسحییان معتقداندکه انجیل یابایبل نیزگفتارخداونداست وبهمین صورت مسلمانان نیزاعتقاددارندکه قرآن آنهابواسطه جبرئیل مستقیما به محمدابن عبدالله نازل گردیده است.یعنی این هرسه کتاب گفتارخالق وآفریننده زمین وموجودات زنده برروی آنست ودرآنهاهیچ چیزدروغ ونادرست نیست. اماهنگامیکه تخنیک های تعین عمرکشف شدندودانشمندان علوم-آنهارادرکشورهای مختلف بطورمستقیم و مجزاازیکدیگرآزمایش نمودند، نتنهاثابت شدکه مسجد، کلیساوسینی گوک هابیشترازهزارسال به مردم دروغ میگفته اندبلکه خوداین دانشمندان دچارسرگیچه شدند. بسیاری ازآنهامسیحی باورندومعتقد بودند ویکبارمی دیدندکه تمام اعتقادآنهادرمقابل حقیقتی که خودشان کشف کرده اند- مانند یخ درمقابل آفتاب آب میشود. کارخود آنهاسرآغازنابودی کامل اعتقادبه آفریدگاروخالق زمین وموجودات آن میباشدوسرانجام خداواعتقادبه او در موزیم افسانه های کهن مدفون خواهدشد. برخی ازآنهاتجربه شانراازسرمیگرفتندوباردیگرتکرارمیکردندتا شایدخودش دریکی ازمراحل اجرای آزمایش اشتباهی کرده باشد،اماحقیقت هربارهمانطورظاهرمیشدکه بود. برخی آنراقبول ومطابق به آن فکرمیکردندولی برخی دیگرآنرانمیتوانستندقبول کنندوبرای آنکه خود درنابودی خداازذهن بشرکمک نکرده باشند- دست به خودکشی میزدند.

امروزکشف این حقیقت که جهان در6000 وچندصدسال پیش بوجودنیامده وبشراولادآدم وحوانیست برای عده ایکه ازعلم چیزی نمیدانندبازهم آنقدردردناک نیست که برای اینگونه افراددراول دردناک بود. روشن است که برای افرادی مانندگلبدین،ملاعمر،سیاف ،جرج بوش، ملاکریم خلیلی، دونالدرامسفیلد،شیخ آصف محسنی ویاران آنها درغرب وشرق این مسئله بسیارفایده داردکه مردم فکرکنندجهان رایک خدائی آفریده وهمان خدااین افرادرا زور و زرداده ودیگران راکه مرتکب"گناه ومعصیت"شده اند،اجداددراجدادخواروحقیرساخته است.برای این افراداینطورفکرکردن که زمین در4500ملیون سال قبل بوجودآمده خیلی بداست زیرایکی از سلاح فکری آنهاراازآنهامیگیردوآنهارابمثابه حامیان دروغ،تزویروریاکاری افشامیسازد. این افرادبا تمام نیرو میکوشندمردم نفهمندویااگربفهمندباورنکنندکه 3500ملیون سال قبل اولین نمونه های حیات یعنی باکتریاهادر روی زمین ظاهرشدندودربین2900- 540(Combrian Explosion) ملیون سال قبل به نمونه های متعددی ازجانوران دریائی تکامل نمودند. بین540 و440ملیون سال قبل اولین ماهی های دندان دارظهورکردند. در 100ملیون سال بعدترازاین، یعنی حوالی 350ملیون سال بعدتر- زمین خشکه وبرروی آن انواع مختلف خزنده ها،نباتات وحیوانات ذوحیاتین وذومعیشتین باانواع گوناگون چلپاسه هابوجودآمدند. در250ملیون سال قبل اولین دیناسورهابرروی زمین ظاهرشدندوتقریبا150 ملیون سال برروی زمین سلطنت کردندتادرحدود60ملیون سال ازبین رفتند. چنین طرزتفکرمستندوعلمی افسانه آقای بوش وشرکارامبنی برخلقت زمین درکمتراز7000سال- به شوخی کودکانه مبدل میسازد.

 

برای اینکه بفهمیم دانشمندان ساینس چگونه به حقایق تعین عمردست یافته اندوراست میگویند،تئوری آنهارا اندکی شرح میدهیم. فکرمیکنیم که یادآوری یک ترمینالوژی علمی(ایزوتوپ)که شایددرذهن برخی ازخوانندگان عزیزنیازبه یادآوری داشته باشند- دراینجاضروراست.

 

ایزوتوپ هاIsotopes

 

ایزوتوپ هاچیست؟ ایزوتوپ هاعبارت ازاتم هائی اندکه یک نیوترون کم یایک نیوترون بیشتردارند. اینگونه اتم هاراایزوتوپ می نامند.ایزوتوپ های یک عنصراشکال مختلف اتمهای آن عنصردررابطه باتعداد نیوترون هامی باشد.

مثلا: کاربن رادرنظربگیرید. اگرتعدادنیوترونهادریک اتم کاربن 6 باشدوتعدادپروتون هانیز6 باشددانشمندان علوم آنرااتم پایداریااتم کاربن 12 یادمیکنند.اگرتعدادنیوترونها دریک اتم کاربن8 وتعدادپروتونها درآن6 باشد آنراکاربن غیرمتعادل یاکاربن 14 یادمیکنند.

 

تعین عمر ازروی انحطاط کاربن 14Carbon dating

 

پروتون های تشعشعات هلالی (cosmic)دررده های های بالای اتمسفیرزمین نیوترونهائی راتولیدمیکنندکه آنهابنوبه خودنایتروجن یعنی عمده ترین عضواتسمفیرزمین رابمباردمان مینمایند. این بمباردمانهاموجب تولید ایزوتوپ کاربن 14 میشوندیعنی حالت تعادل اتم کاربن که عبارت از6 نیوترون و6 پروتون است رامختل میسازند وبعضی اوقات یک(1)واکثراوقات دو(2)نیوترون رابرآنهامیافزایند.اتمی که به اینصورت تولید میشودرادیواکتف کاربن 14 است. رادیواکتیف کاربن 14بااکسیجن یکجاگردیده وکاربن دای اکساید (CO2) رابوجودمی آورند.

 

تشکیل کاربن14بیک سرعت ثابت صورت میگیرد. با اندازه گرفتن مقدارضایع شده کاربن 14درفوسیل یا اسکلت جسمی که یک زمان زنده بوده ومقایسه آن باسطح حالت تعادل کاربن 14دربدن یک جسم زنده میتوان مدت ایامی راتعین کردکه آن جسم مرده است.این روش محاسبه تعین عمراسکلتهاوفوسیل های اجسام زنده را Carbon datingمینامند.

 

مقدارکاربن 14 دروجودیک اسکلت درمدت 5730 سال به نصف آن تقلیل میکند،این به این معنی که 5730سال نصف عمرنزولی کاربن 14 میباشد. میکانیزم این مسئله اینطوراست که هرجسم زنده بطورمتداوم وثابت بااتمسفیرزمین کاربن دای اکساید(CO2)ردوبدل میکندوبه این دلیل تناسب کاربن14 وکاربن 12باتناسب آنهادراتمسفرزمین متقارن است، درغیرآن-آن جسم بااتمسفرزمین نمیتواندتطابق داشته باشدواصلانمیتواند زنده باشد.

C14

12- 1.3 x 10 = ―――

C12

معنی تقلیل کاربن 14 اینست که هسته های رادیواکتیف دریک جسم مرده کم شده میرود. بااین مدل فیزیکی میتوانیم بااستفاده ازریاضییات عمریک جسم مرده رابدقت تعین کنیم:

 

فرض کنیدکه دریکزمان (t) به اندازه Cهسته رادیواکتیف دریک جسم زنده وجوددارد.

 

C = Cekt

 

t = 0; C = C

اما بعد از 5730 سال مقدار C به اندازه آن تقلیل میکند. این قیمت رادرمعادله بالا می اندازیم:

 

C/ 2 = Ce5730k

اکنون هردو طرف معادله را بر C تقسیم میکنیم:

 

1/ 2 = e5730k

 

این معادله را حل میکنیم:

Ln(0.5)=5730 k

K= ln(0.5)/ 5730 = -1.209 x 10-4 = -0.0001209

ازاین جا :

 

C = Ce-0.0001209t

دراینجافرض کنید شما میخواهید عمریک اسکلت را تعین کنیدکه مقدارکاربن 14 درآن65%باقیمانده باشد.

0.65 C = Ce-0.0001209t

 

0.65 = e-0.0001209t

Ln(0.65) =-0.0001209t

 

t = Ln(0.65 /-0.0001209

 

t = 3563.134

یعنی اسکلت موردبحث 3563 سال ویکماه ...وغیره عمردارد.

به اینصورت میتوان عمراجسام واشیائیکه یک وقت زنده بوده رامحاسبه کرد. اماتعین عمرازطریق کاربن 14 فقط برای اسکلت وفوسیل اجسامی صدق میکندکه یک زمان زنده بوده اند. مثلا آنرانمیتوان درمورد سنگها بطوردقیق بکاربرد. به این دلیل دانشمندان علوم متدهای دیگری را نیزکشف کرده اند.

 

تعین عمر بااندازه گیری رادیواکتیف ها

 

رادیواکتیف های ایزوتوپ عناصر(کاربن،پتاسیم،ربیدیم...وغیره)درطول زمان با سرعت های مختلف به اشکال غیررادیواکتیف شان تبدیل میشوند. این مسئله دانشمندان فیزیک راقادرمیسازدکه عمرلایه های صخره هاوسنگهاوحتی سنگ هاییراکه ازمهتاب آورده اند، تعین کنند. انحطاط برخی ازایزوتوپ هابه چنان سرعت ثابت، پایدارومنظم قابل پیش بینی صورت میگیردکه دانشمندان علوم آنرا"ساعت داخل صخره"نامیده اند. اندازه گیری انحطاط ایزوتوپ پتاسیم به آرگون،ربیدیم-87 به سترونتیوم-87،توریم-232 به سرب 208، یورانیوم 236 به سرب 206رابمثابه معیاراندازه گیری دقیق عمرصخره هاولایه های زمین بکارمیبرند.

 

مثلا: براثربمباردمان امریکائیهادر"توره بوره"درسال2001به اندازه 2 گرام موادرادیواکتیف ازبمب های یورانیومی(یورانیوم سنگین یادیپله)دریک قسمت ازمنطقه مسکونی افتاده است. براساس گزارش داکترهای مدافع حقوق بشر- اگرچندذره ازایزوتوپهای رادیواکتیف باهواداخل شش انسان یاسایرحیوانات شود- بدون شک موجب ته نشین شدن آنهادرحجرات شش ویاازطریق آکسیجن درنقاط دیگربدن گردیده وموجب التهاب وواکنش طبیعی سلولهای زنده میگردندکه به سرطان تبدیل میشود[8]. حالا بیائید محاسبه کنیم که دریک زمان دیگرازاین دوگرام چقدر رادیواکتیف باقی میماند.

پروسه انحطاط رادیواکتیف یورانیوم رابه سرب بامدل ریاضی y(t)نشان میدهیم.(y(t باگذشت زمان dt

تغیرمیکندواین تغیرعبارتست ازky

Dy

= ――― -ky

Dt

k همانطورکه دربالا گفتیم برای ایزوتوپ هرعنصرمتفاوت است. چون مادراینجاازیورانیوم صحبت میکنیم- لذا :

K= -1.4 x 10 -11 sec-1

چون مقداررادیواکتیف روبه انحطاط میرودلذا :

dy/dt < 0

حالا به معادله dy/dt=-kyمراجعه کرده واطراف معادله را ضرب dt میکنیم:

 

dy= -kydt

dy/y = -kdt

1/y dy =-kdt

Ln(y)= - kt

y(t)=e-kt

(y)'=-- ke-kt

چون-1.4 x 10 -11 sec-1=-k پس میتوانیم بنویسیم که

(y)'=c e-kt

اگربیادداشته باشیم درشروع مقداردوگرام یورانیوم سنگین وجوداشت.

t=0;y(t=0)=2

c=2

(y)'=2 e-kt

بعداز1000سال مقدار 2گرام رادیواکتیف یورانیوم مساویست به

 

1.4 x 10 -11 sec-1x1000x365x24X60X60 - (2.71828)2

 

-(2.71828)2=0.4415=2 x 0.643= 1.28gr.

 

بعداز1000سال بازهم 1.28گرام موادرادیواکتیف درهمانجاباقی میماند.

تعین عمرباتخنیک مالیکیولربیولوژی،

 

تعین عمرازطریق رادیومتری(دوتخنیکی که دربالا شرح داده شد)طریق بسیارمطمئن وعالی است برای تعین عمرفوسیل ها وصخره ها. بااین تخنیک هامیتوان برعلاوه عمر اجسامی که یک زمان زنده بوده را تا 50000 سال بعد از آن تعین نمود وهمچنینی عمرسنگهای ترسوبیsedimentary rocksوسنگهای آتشفشانی یا volcanic rocksرامشخص ساخت وپی بردکه آنهاچه زمانی بوجودآمده اند.

 

درسالهای اخیردانشمندان علوم به تخنیک دیگری دست یافته اندکه آنرا"ساعت مالیکیولی"میگویند. این تخنیک عبارتست ازاندازه گیری"تغیرات بیطرفانه"(neutral mutations) انباشت شده درانواع مختلف جانوران که باهم قرابت دارند(اجدادشان یکی بوده- مثلااجدادپلنگ وجاگوار). این انباشت باسرعت ثابت رخ میدهد. محاسبه تفاوتهای مالیکیولی بین دو نوع جانوربه روشنی نشان میدهدکه آنها چه زمانی به هم میرسند ویا اجداد شان چه زمانی ازیکدیگرجداشده اند(splitرخ داده است).

مادراینجابرروی این تخنیک وتخنیکDNA Hybridization بدلیل نداشتن صلاحیت علمی بیشتربحث نمیکنیم. درآینده ازرفقای که دراین موردصلاحیت دارند- کمک خواهیم طلبید.

 

علم سلاح انقلاب است ونبایدگذاشت سلاح ضدانقلاب باقی بماند!

 

علوم برخلاف مذهب کورکورانه چیزی رانمی پذیرد. قبل ازآنکه بتوان یک حکم علمی راصادرکرد،اسناد، مدارک وشواهدانکارناپذیری بایدوجودداشته باشدتاساینس دانهامتفق الرائ به صحت مسئله متیقین گردیده ویک حکم واحدرادرموردآن صادرنمایند. ساینس یاعلم نتنهاشناخت بشرازطبیعت وجامعه است بلکه قبول حرکت بالارونده یاتکامل شناخت بشرنیزمیباشد. بشراکنون نتنهابه شناخت عمیقی ازطبیعت دست یافته، بلکه وسایط واسباب، تکنیک ومتدهای دقیقی رانیزبرای شناخت بیشترآن تهیه دیده است. مثلا: بشرامروزمیداندکه تمام کاینات چقدرعمردارد،عمرزمین چقدراست وفلان کوه چه زمانی بوجودآمدوفلان قاره چه وقتی ازفلان قاره دیگرجداشد...وامثالهم. وسایط الکترونیک وتکنیک های پیشرفته تعین عمرDating techniques درخدمت این کاربوجودآمده اند.اماتمام این همه پیشرفت درجامعه سرمایداری فقط برای تحصیل سود، تسلط بیشترو نفوذعمیقتروبالنتیجه سفت کردن بیشترحلقه خفه کن طناب اسارت برگردن بخش عظیم جامعه وطبیعت میباشد.

درحالیکه کمونیزم تمام آنهاوده هاوسیله وتکنیک دیگررابرای گسستاندن طناب هاورهائی طبیعت ازسلطه وتخریب یکعده اقلیت سرمایداری بکارمیگیرد. به این دلیل علوم طبیعی وریاضییات ازنظراستراتیژی درجهت مخالف نظام سرمایداری حرکت میکنندوبااین نظام درتضاداند. آنهائی که فکرمیکنندنظام سرمایداری علوم طبیعی وریاضییات رارشدوتکامل داده اند- نمیبینندکه سرمایداری فقط آن جنبه ازعلوم وریاضییات راتکامل داده که سودآفرین وتحکیم کننده تسلط آن برجهان وطبیعت است.مثلا:آنهاازعلم آماردرریاضییات برای تعین حدود فقرونیمه فقروثروتمندی ومافوق ثروتمندی استفاده میکنند.متخصصین ریاضییات که درخدمت آنهاقرار دارند- بادقت یک هزارم می توانند تعین کنند که باچه درجه فقرطی چه مدت بازارتولید ومبادله فلان کشورایده آل است، یاباچه درجه ازرشداقتصاد-10% ازخانواده های زیرخط فقردریک کشورمعین اروپائی کاهش یافته وبازارفروش البسه وموادخوراکه ارتقا مییابدوچه کاری بایدانجام شودتااین کارصورت بگیردیانگیرد...وغیره. امامحال است ازآنهاامیدواربودکه علم آماررادرخدمت نابودی بنیادی فقروتفاوت طبقاتی بکارببرند. به این طریق علم آمارتحت نظام سرمایداری وسیله مبارزه طبقاتی دردست طبقات استثمارگرمیباشد. تازمانیکه این علم اهداف سیاسی اقتصادی این اقلیت کوچک رابرآورده میسازد- آنهالازم نمیبینندکه این علم تکامل کنندو اگرهم تغیری درآن رخ دهد- ازنوع تغیرات"اتفاقی"خواهدبودکه فقط باسرسختی تمام میتوانددرنظام تعلیماتی ودرسی دانشگاه هایاانستیتوت های علمی نفوذکند. این سرنوشت علوم وریاضییات تحت نظام سرمایداری باسر نوشت طبیعی آن درتضاداست وکمونیستهابه این دلیل میگویندکه آزادی علوم فقط باآزادی طبقه کارگرمیسر است نه درنظام های دیگر. حال پروفیسرها، دانشمندان دانشگاه هاومحققین درنظام سرمایداری که درحقیقت امرکارشان تدریس فرمایشی علوم وریاضییات اند،دربسامواقع متوجه نمیشوندکه آنهامانندعلوم درزنجیر اسارت نظام قراردارند،درحالیکه درنظام سوسیالیستی آنهانتنهاآزادخواهندبود،بلکه ازجانب دولت بطور سیستماتیک وساختاری تقویه وتشویق میشوندکه علم رابرای استحکام بیشترنظام طبیعی وحفظ موجودات روی زمین بکارببرندوتکامل بدهند.

این بحث ادامه می یابد

 

 



[1] -Mesopotamiaیا عراق امروزگهواره مدنیت بشری است. این سرزمین مدنیت های بزرگی مانندسامری ها، آقادیانی ها، بابلی ها،هتی تی ها،ایلامی ها ،کلدانی ها وآسوریهارا پرورانیده است. میسوپوتامیه یاعراق امروزمادروپروشگاه ریاضییات، نجوم، حقوق واداره دریاها است. آنها اولین کسانی اند که نتنها اعدادرا میشناختند بلکه برای آنها پایه غیر ازآنچه ما امروزاستفاده میکنیم داشتند. امروزریاضییات عادی ازاعدادیکه پایه آنها10است استفاده میکند- مثلالوگاریتم 10(1) است و لوگاریتم 100(2) پس تمام اعدادی که بین 10 تا 100 قرار دارندپایه بزرگتر ازیک وکوچکترازدودارند. اما طبیعت بااین متدابتدائی کارنمیکند. مناسبات طبیعی براساس لوگاریتم طبیعی است که ازباکتریاها گرفته تاعشق واحساس، تصمیم گیری ودوآلیزم برپایه آن کارمیکنند. اما اعدادی راکه در1800سال قبل ازمیلادبابلی مورداستفاده قرارمیدادندپایه جداازاین دو متدداشتندکه بیان آن برای خواننده ایکه ریاضی دوست ندارد- جالب نیست.

بطورخلص: تقسیم یک دایره به 360 درجه، دقیقه، ثانیه وتقسیم شباروزبه 24 ساعت کاربابلی هاست. بابلی ها در1800سال پیش میتوانستند معادلات یک مجهوله درجه 3 راحل کنند.

[2] - نامHopiدرزبان هاپی ها بمعنی مردم صلح دوست میباشد. هاپی ها یکی ازقبایل سرخ پوستات امریکائی اند که امروزدرشمال وغرب آریزونا درایالت متحده امریکا- زندگی میکنند

[3] - ایروکواها مردمی بودند که در نیویارک امروز درکوهستان Adirondackومناطقی که بین آنها وآبشار نیاگارا قراردارد- زندگی میکردند.

[4] مایاها- بانیان مدنیت عظیم مکسیکومیباشند. اهرام بزرگ مکسیکوبدست این مردم ساخته شده اند.

[5] - آزتیک ها مردمی بودند که دردره Me -Shee- kaدرقرن پانزدهم وشانزدهم زندگی میکردند. نامMe -Shee- kaبعدا بوسیله اروپائی ها به مکسیکو مبدل شد.

[6] - آینکاها اهالی پیرو بودند. آنها امپراط.وری بزرگ اینکارا درامریکای جنوبی بوجود آورده وبدست اسپانیوی ها منقرض گردیدند.

 

[7] - نافاخوها- بزرگترین قبایل سرخ پوستان امریکائی بودند که اجداد آنها حدود 1000سال پیش از الاسکا وشمالغربی کانادا بهسوی جنوب درسرزمینی که امروز اضلاع متحده امریکا نامیده میشود- مهاجرت نمودند.

[8] - امریکائی ها هزاران بمب یورانیوم سنگین رادرمناطق پشتون نشین کشور- بویژه اطراف توره بوره، سپین بولدک، قندهار، کنر، وکندزپرتاب نموده اند. یک قسمت ازشهرهرات ونقاطی مانندآی خانم درمزارشریف، سمنگان وشرق کابل ازجمله مناطق خطرناک رادیو اکتیف درافغامنستان میباشد.