Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
Úáãی

 

 

علم درخدمت انقلاب

 

 

بخش دوم

 

 

 

پیوسته بگذشته،

درقسمت اول این نوشته که درشماره اول "شورش" به چاپ رسید، مطالب زیرراتوضیح دادیم:

1-      درهرفرهنگ افسانه هائی پدید آمده که میگویند دنیا وموجودات آن چگونه خلق شده اند.

2-   ماچندی ازاین افسانه هارانقل کردیم وسپس اینسوال رامطرح ساختیم که کدام یک ازاین افسانه ها درست است ؟

3-   گفتیم که هرمردم افسانه خلقت خودرا صحیح میگویند وافسانه های دیگران را غلط ونادرست.

4-   ماهمچنین نشان دادیم --اینکه انجیل میگوید جهان درحدود 6500 سال پیشتر از امروزخلق شده--- درست نیست. جهان بیشتراز4.5 ملیاردسال عمرداردوعمرانسان برروی زمین بیشترازپنجصد هزارسال میباشد.

5-   ماباحل چند معادله تفاضلی نشان دادیم که گفته های علم حقیقت داردوگفته انجیل افسانه محض میباشد.

6-      مادرآن بخش بنا به کمبوداطلاعات فنی بحث ساعت مالیکولی رانا گفته باقی گذاشتیم ووعده دادیم که آنرادراین بخش به علاقمندان علم وآنهائیکه ذهن شان راافسانه ها قناعت نمیبخشند، تقدیم میکنیم.

 

 

زنده بادماتریالیزم پیکارجو!

 

هنگاميكه برروی ایده ها وافکاربحث میکنیم فقط دوحالت وجود دارد؛ یا دراساس با آنها موافقیم ویامخالف. ما کمونیست ها با آن ایده هاوافکاریکه ازاساس مخالفیم، نادرست بودن شان را ازاساس موردگفتگوقرارمیدهیم وواردارکان وجزئیات آنها نمی شویم، وباآن ایده ها وافکاری که ازاساس مخالف نیستیم، وارد بحث درارکان جزئیات آن میشویم. این درست مانندسمت راه رفتن به مشرق ومغرب است. حرکتی که بطورعام جهت غرب دارد، جزئیات آن نیزدرهمان جهت حرکت میکند وحرکتی بسمت مشرق سیرمیکند، ممکن است برخی ازجزئیات آن راه راگم کرده باشد که ما آنراانتقاد میکنیم. مثلا ما دراساس باتمام برداشتهای ماتریالیستی موافقیم ولی تمام برداشتهای ماتریالیستی درخدمت طبقه کارگرنیست وما آنهارابه بحث میگیریم. علم، درمجموع برداشت ماتریالیستی ازطبیعت وجامعه است ولی علم فقط دریک شرایط خاص درخدمت طبقه کارگرقرارمیگیرد وآن زمانی است که طبقه کارگرحاکم جامعه باشد. به این دلیل علم درحالیکه خود طبقاتی نیست، ولی سلاح نیرومندی است درخدمت اهداف سیاسی طبقاتی.

به همین صورت مابامذهب دراساس مخالفیم، به ایندلیل برروی خوبي وبدي اجزای آن مانندروزه و نمازیا خمس وذکات وحج و جهاد به بحث نمی نشینیم. ممكن است درآنها ازيك جهتي یک فاکتورخوب موجودباشدولی این فاکتورخوب جزئی ازمعنویاتی است که درکل به جهان ستمگری واستثمارتعلق دارد. این معنویات زحمتکشان را درقبال ستم واستبداد، استثماروتهی دستی به صبروقناعت تعلیم میدهد، درحالیکه کمونیزم توده ها را به شورش وقیام تشویق میکند. این معنویات ذهن زحمتکشان رابا خرافاتی ازقبیل فردوس برین وجهنم آلایش میدهد وحالانکه کمونیزم به زحمتکشان می آموزد فردوس برین رادرجهان کنونی بنا نمایند. کمونیستها ازنظرسیاسی مذهب را یک امرخصوصی میشمارد ولی ازنظرایدئولوژیک آنراازاساس رد میکندوهیچگونه مدارا را روا نمیدارد.

امااپورتونیزم که باالتقاط کارمیکند،به مذهب برخوردانتزاعی دارد.آنهاازبحث اساسی برروی مذهب طفره میروند وسعی میکنند به آن به طوراساسی برخورد نکنند. پایه مادی این برخورد دراین نهفته است که بورژوازی مانند طبقه کارگرمستقیما قطب مخالف ارتجاع وامپریالیزم راتشکیل نمیدهد که بااین اسلوب کارکند.هرقشربورژوازی با قشر بالاتر وبالاترین وپائین تروپائین ترین آن ارتباط دارد. این ارتباط،ارتباط مادی،اقتصادی سیاسی است وبه این دلیل بطور اساسی نمیتواند درقبال"نادرست ها"موضع قاطع اتخاذکند واز"درست ها"بطوراساسی دفاع نماید. آنها حتی المقدور میکوشند که به مذهب تماس نگیرند واگرهم تماسی میگیرند نواقص اجزای آنرابازبان لرزان نقد کنند، مثلآ برروی حج، جهاد یا نمازوغیره حرف بزنند. اماکمونیزم نمیتواند با مظاهرایدئولوژیک ستم واستثماربا مدارا وسازش کارکند ودرمنجلاب سازشکاری وپراگماتیزم بیفتد. بسیاراندعناصربورژوازی که جرائت پیکاراساسی با معنویات خرافاتی را ندارند ولی اینجا وآنجا برجزئیات مذهب حمله میکنند. این افراد به اطفالی میمانند که می پندارند اسباب بازی شان میتوانندازعهده خرس کشتن برآید. آنها بامعلومات ناچیزشان واردبحث درداخل سیستم مذهبی با مذهبیون میشوند وسرشان رابدیوارفرسوده ای میکوبندکه هیچ ثمری ندارد،جزآنکه خرس های وحشی مذهب رابه حمله تحریک کنند. ازنظرسیاسی اینکارهاجنبش کمونیستی ومبارزه ماتریالیزم رزمجوعلیه ایده آلیزم فرتوت راضربه میزند وتضعیف میکند.

 

افسانه هاي أفرينش درفرهنگ کهن آسیائی،

 

دربخش گذشته برروي برخي ازافسانه های آفرینش درفرهنگ های مختلف اشاره کردیم ولی برروی این افسانه ها درفرهنگ اهالی ایکه درفرهنگ اروپا به نام"پرشیا"(مشتمل است برایران،افغانستان،غرب پاکستان، ترکمنستان، شرق وجنوب ازبکستان، تاجکستان وقسمت شرقی ایالت سینکیانک چین)معروف است، هندکهن،چین باستان وجاپان صحبت نکردیم. دلیل آن دراین بودکه افسانه های خلقت دراین بخش دنیاخیلی پیچیده وبغرنجترازافسانه های آفرینش دربین قبایل سرخ پوستان ویااهالی یک جزیره دراقیانوس شمالی میباشند. این قسمت گیتی مهدمدنیت های وسیع وقسما پیشرفته آن روزدنیابه حساب میرود. شناختی که دراین سرزمین ازطبیعت حاصل شده،افسانه های آنها راپیچیده ترازدیگران میسازد.

 

افسانه آفرینش در پرشیای قدیم.

 

پرشیای قدیم ساحه جغرافیائی وسیعی بود که امروزبه ایران،افغانستان ایالات غربی وشمالی پاکستان،جنوب قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجکستان، قزاقستان وغرب ایالت سینکیانک چین تجزیه شده است.افسانه ایکه دراینجا آمده ازروی نسخه دوره ساسانی سرودهای زردشت The Bundahishn ترجمه شده اند. دین زردشت که قرنها قبل درشرق پرشیایعنی درشمال کشوری که اکنون افغانستان نام دارد،بوجودآمده بود،درغرب پرشیایعنی کشوریکه اکنون ایران نام دارد، موردقبول نبود. این سرودهاکه سینه به سینه حفظ وانتقال می یافت درقرن ششم قبل ازمیلادبه یک زبان دیگر،مربوط به اهالی این سرزمین، تدوین شدندکه آنهم براثرجنگها ازمیان رفت. قرن ها گذشت تا درقرن اول میلادی،این سرودها باردیگرجمع آوری وسرازنو نوشته شد. درقرن سوم میلادی شاهان ساسانی این سرودها را باردیگربه زبان پهلوی تدوین نمودند. واضح است که متن ساسانی اویستابا آنچه که دراصل سرودهای "زاراوستر"یا"زردشت" بوده اند، تفاوت زیاد دارد. مثلا؛ زردشت هیچ زمان به منطقه ایران کنونی سفرنکرده وکوه البرزراندیده بود. حدس زده میشود که او شایدنمیدانسته که چنین کوهی درجهان وجودداشته باشد، امادرمتن ساسانی اویستاکوه البرزنقش مرکزی دارد.

ما دراین نوشته به روئیت متن ساسانی اویستایعنی متن ایرانی آن حرف میزنیم واگرچنداین نوشته درمتن انگلیسی آن"افسانه خلقت درپرشیای قدیم"نام دارد ولی ما آنرا"افسانه آفرینش درایران قدیم"نام میکنیم نه پرشیای قدیم.دراین افسانه آمده که درروزگاران نخست Tistar(تیستار) خدای باران وجودداشت. تیستارباران رافرستادودریاها را ازآن به وجودآورد. زمین را آب فراگرفت ونصف آن محل بودوباش انسانها وسایرموجودات خشکه تعین شدونصف دیگرآن محل زندگی جانوران آبی. بخش خشکه به هفت قسمت تقسیم شدکه karshvar( كرشور يا كشورامروزي) نام دارد. محل زندگی انسانهادرکرشورمرکزی که Khvanirath نامیده میشود قرارگرفته است.Hara یا قله هربرز مرکزاین"خوانی راث" است. شش بخش یاشش کرشوردیگرکه به اطراف Khvanirathمرکزی واقع شده اند، ازکوه البرزفاصله دارند. هربرز(البرز)منبع نوروآب بوده ودریای فروکاش( (Vourukashنقطه تجمع تمام آبها میباشد. اولین درخت که صنعا نام دارد دروسط دریای فروکاشاروئیده وآشیانه سیمرغ نیزدر آن جا دارد. صنعا منشا ومنبع تخم تمام دیگرنباتات میباشد. درکناردرخت صنعادرخت دیگری روئیده که خصلت شفادهنده دارد واگرمرده ازآن بخورد زنده میشودواگرمریض ازآن بخورد صحت می یابد وعمرجاودانی پیدا میکند.

 

این افسانه میگوید اولین حیوانی که برروی زمین پدیدارشد، یک نرگاوبود که مانند ماه رنگ سپید ودرخشنده داشت. این گاو به واسطه روح خبیثه ایکه آنگرامینیو((Angra Mainyu یا آنگرامین نام داشت کشته وتخم آن به مهتاب برده شد. ازاین تخم که دراین پروسه منزه شده بود،انواع مختلف جانوران دیگربوجود آمدند ویک قسمت آن که برزمین ریخت، تخمه تمام گیاهان رابه وجودآورد. این گاو درکناردریای "وی دیتی"(veh Daiti) که در شرق فروکاشا جریان داشت، زندگی میکرد. درساحل مقابل آن مردم گایومارتان(Gayomartan) یا گایومارد(Gayomard) که درمیتولوژی فردوسی بنام کیانی یا Kiyanmars آمده است، زندگی میکردند. درسرود13.87 اویستا آمده که کیومرث یاکیان اولین انسان روی زمین است که مانند آفتاب میدرخشید. کیومرث بواسطه آنگرامین(آهرمن) کشته میشود وآفتاب تخم اورا منزه میسازد وبعدازچهل سال تخمه او به تخمه گیاهی که رواش یاریواس نام دارد اززمین سرمیزند. این گیاه(ریواس یاچُکری) آخرالامر"مشیا"و"مشیانگ" اولین مرد و زن برروی زمین میشود. آنگرامین آنها راوسوسه میکند وآنها مرتکب اولین گناه یامعصیت میشوند. مشیاومشیانگ بعدازپنجاه سال پدر و مادرمیشوند که اولاد شان دوگانگی(دوقلو) میباشد. آنهاهردوطفل را میخورند و مدتهای دیگرمیگذرد تاآنها باردیگرپدرومادرمیشوند واین بارنیزدوگانه میباشد.

 

افسانه آفرینش درهندقدیم.

 

افسانه آفرینش هندسراسرسرودهای ریگ ویدا را تشکیل میدهد. این افسانه مانندافسانه های دیگرتنها با خلقت وایجاد مادی جهان بسنده نمیکند بلکه ایجاد مادی جهان را با ایجادنظم وترتیب اجتماعی ربط میدهد. دراروپا زیاد اند افرادیکه میگویند هندویزم بهترین وعالی ترین ادیان میباشد، ولی دراینجاخواهیم دیدکه هندویزم استبداد وستم اجتماعی را نه تنهاحمایه میکند،بلکه آنرامحصول مستقیم اراده وافکار"آفریننده"کائینات میداند. شاهان هندو قسمتی ازبدن "آفریننده" کائینات اند و به همین دلیل است که ازهزاران سال به اینطرف آنهاتوانسته اند برشانه های خلق هندسوارشده ونظم وترتیب اجتماعی بی نهایت استثمارگرانه وستمگرانه ایرابرای هزاران سال برصدهاملیون انسان تحمیل کنند. این شاهان دربوتان و تایلند تاکنون برسرقدرت اندومردم تاکنون فکرمیکنندکه آنها تجسم آفریدگارکائینات درنقش انسان میباشند. افسانه آفرینش گیتی برطبق این افسانه اینطوراست:

 

درروزگارنخستین تنها"مرد"(درریگ ویدا به آفریدگاریعنی پروشا"مرد"خطاب شده)وجوددارد."مرد"خودراقربانی میکند وآن نه به این معنی که خودرابکشد،بلکه به این معنی که اعضای بدنش رابه قطعات کوچک تقسیم میکند. این قطعات کوچک انواع مختلف حیات برروی زمین راتشکیل میدهند. به اینصورت درمذهب هندوحیات ازهیچ نه بلکه از یک موجوداولی که خود خالق جهان وانواع موجودات برروی آنست،ایجاد شده. "مرد"باتقسیم کردن بدنش به قطعات مختلف ازبین نه رفته بلکه، تغیرشکل کرده ونظم جدیدی راایجاد نموده است. این نظم جدیدعبارت ازکاست های اجتماعی میباشد. دهن "مرد(پروشا Purusha)"به کاست "برهمن ها"، بازوهایش به طبقه اشراف یانجباورانهایش به طبقات متوسط جامعه مبدل شده اند. پاهایش به کارگران وخادمینی که پست ترین کارهای اجتماعی را به عهده دارند، تبدیل گشته اند. آفتاب چشم اوست ومهتاب مغزش. ازدهن اوایندرا و آگنی(Indra and Agni) وازنفسش باد(Vyu) بدنیا آمده اند.ازناف اواتمسفیر زمین ایجادشد وازجمجمه اش بهشت بوجود آمده است. آسمان قسمتی ازگوش اوست وکف پایش زمین راساخته اند.

 

افسانه آفرینش درچین کهن،

 

افسانه خلقت درفرهنگ چین باستان مانند افسانه خلقت درسایرفرهنگها طوریست که درنخستین روزها یک موجود اولیه وجود داشته وهرج ومرج ودرهم -برهمی برهمه جاحاکم بوده است. درتاریکی ایکه مسلط بوده یک تخم خیلی عظیم الجثه بوجود می آیدودرداخل آن نطفه "پانگو(Pangu)" گره میخورد. زمانیکه "پانگو"بزرگ میشود، پاهایش را دراز میکند وتخم رامی شکناند. آن قسمت ازتخم که ازنظروزن سبک بود بالامیرود وآسمان را میسازد و قسمت سنگین آن ته نشین میشود و زمین را تشکیل میدهد. زمین وآسمان (Yin and Yang)به این ترتیب بوجود می آیند. پانگوبعدازآنکه این اتفاق رامی بیندخوشحال میشودولی ترس اورا فرامیگیرد که مبادا آسمان وزمین بار دیگر به یکدیگربپیوندند. اوبرای جلوگیری ازپیوستن زمین به آسمان خود را ستون میسازد. پانگوهرروزبرای مدت 18000 سال به سرعت یک فت کلانترمیشود وقد میکشد و زمین وآسمان را ازهمدگیرجدا میکند وتا اینکه فاصله زمین وآسمان به 30000 میل میرسد. پانگومیبیند که اکنون زمین وآسمان دیگردرجای ثابتی قرارگرفته اند،سرش را میگذارد ومیخوابد و میمیرد.

بدن پانگو بعد ازمرگ، زمین وتمام موجودات برروی آنرا میسازد. ابرو باد از نفس او بوجود می آیند، رعد وصاعقه از صدای اوایجاد میشوند. چشمان اوآفتاب ومهتاب راتشکیل میدهند ودستان وپاهایش چهارسمت رامیسازند. وبقیه بدنش کوه هاراتشکیل میدهد. گوشت تن اوخاک راتشکیل میدهدوخونش آب دریاها را. راه هایئکه اّدم ها برروی آنها راه میروند، رگ های بدن اوست. موهای بدنش علف زمین راتشکیل میدهد وسنگهای قیمتی از استخوان اوحاصل میشوند. عرق بدن اوبه شبنم مبدل میشود و موهای سرش ستاره ها را میسازند.

♣♣♣

دیده میشودکه در شرق یعنی درمهد مدنیت های بزرگ کهن مانند پرشیا، هند باستان وچین قدیم نیزجهان وجامعه محصول یک خلاق یا یک آفریدگارمیباشد. ماهیئت این افسانه هابا افسانه هائی که چه دریک جزیره بوجود آمده وچه در صحراهای شرق میانه ومصرساخته شده هیچ تفاوتی ندارد. درتمام آنها یک موجود مافوق امکانات مادی کائینات خالق جهان میباشد.

برای طبقات حاکمه خیلی راحت است که جنگ،کشتاروغارت رامحصول این موجودمافوق طبیعت بدانندوآنچنان فرهنگی راتقویه کندکه انسان مظلوم همواره استبداد، ستم، استثمارواحساس گرسنگی،فقر،بیچاره گی وسیه رزوی اش را به اراده این موجودکه دریک جاپانگواست؛درجای دیگرپروشا، دریک قسمت تیستارنام داردو درقسمت دیگرخدا یا الله، مربوط سازد. موجودیکه دریای احمررا به اشاره دست کسی که دوستش میداردبازمیکند وارتش فرعون را درکام آن فرومیبرد. یک زمانی به فرشته اش دستورمیدهد، یک شهرراازروی زمین برکند و نابود سازد و وقتی می بیند که دیگرکارازکار گذشته ونمیتواند درهم برهمی وهرج مرجی را که درروی زمین بوجود آمده اصلاح سازد،تصمیم میگیرد که جهان جدیدی بسازد وجهان قدیم رابه زیرآب ببرد وغرق کند.درجهانی که درتمام گوشه وکنارآن انسان مظلوم وفقیرهمیشه هنگامیکه عربده تازیانه دارراشنیده وزبانه خونبار تازیانه رابرپشتش احساس کرده به جای آنکه قیام کند،برگردد وضربه را باضربه پاسخ گویدوجهانی را بسازدکه درآن تازیانه وعربده تازیانه داروجودنداشته باشد، به این موجودپناه جسته، درمقابل او زانو زده وازاو کمک طلبیده است. وجوداین موجود درجامعه باعث فرونشاندن خشم هستی سازوستم سوزگردیده واین موجود خودبخشی ازجهان استبداد، ستم واستثمارمیباشد.اماهزاران سال گذشت تابشر به حقایق وجودجهان وجامعه بطوردرست پی ببرد.اواسط قرن 19بودکه این سدکهنسال یخ درگرمای آفتاب علوم قرارگرفت و بشرپی برد که زمین در6500 سال قبل خلق نشده است. دیگر زمان آن فرارسیده بودکه بشربه حقایق پی ببرد.این فرصت مناسب محصول تکامل مناسبات تولید درجامعه بود.مناسابات تولیدی بورژوازی زمینه سازدست یابی بشردرشناخت طبیعت به تکامل تدریجی میباشد. این شناخت رابشریت مدیون زحمات طبیعیدان معروف انگلیس چارلزداروین درسال 1859 میباشد. اماکشفیات علمی کاریک فردنیست- قبل ازچارلزداروین هم دراین موردوهم درموارددیگرکارهای مقدماتی این کشف صورت گرفته بود.

اواخرقرن 17 اروپاشاهدخیزشهای توده های مردم علیه سلاطین فئودال بود. نظام بورژوازی که نه برتولیدکشاورزی ایستادبودونه زمین برایش بزرگترین وسیله تولید شمارمیرفت، دراروپا آهسته آهسته قدرت سیاسی راتصاحب میکرد. باازمیان رفتن اهمیت زمین دراقتصاد وسرنگون شدن شاهان درسیاست، پایه های اعتقاد به ماوراالطبیعه یعنی آفریدگار باران وبرکت، نیزلرزان شد. روشنفکران بزرگ مانند دیوید ریکاردو وآدام اسمیت دراقتصاد، فویرباخ وهگل درفلسفه، جوستوس فان لی بیک وچارلزداروین درعلوم طبیعی وطبیعت شناسی، لویز مورگان درتاریخ تکامل جامعه، ظهورکردند. این افرادهرکدام به نوبه خودسنگ بنای نظام فکری را گذاشتند که بانام کارل مارکس ثبت تاریخ حیات بشرشده است.

تکامل تدریجی جهان،

قبل ازآنکه متدولوژی های پیشرفته ومدرن مانندتعین عمرنظربه کاربن 14، یاتعین عمربا متود رادیولوژی ویا ساعت مالیکولی کشف شوند، بودند عده ای ازدانشمندانی که فهمیده بودند تمام انواع نباتات وحیوانات یک مرتبه ودرعین زمان آنطوریکه درانجیل وسایرافسانه ها آمده اند، برروی زمین ظاهرنشده وبوجود نیامده اند. حتی دراوایل قرن 19آنها میدانستند که برخی ازانواع حیات سالها قبل برای همیشه ازروی زمین محوشده اند. یکتعدادخیلی پیش برروی زمین بوجودآمده وعده دیگری درهمین چندهزارسال پیش ظهورکرده اند.اما اینها فقط شناختهای اولیه وابتدائی بودند که منشاۀ آنها حدسیات ساینسی وقرینه سازی های مادی بود نه شناخت ساینسی.

دراواخرقرن 18واوایل قرن 19 زمین شناسان(جئولوژیست ها) به مطالعه علمی تشکیل لایه های زمین، پیدایش دره ها کوه ها، سنگ هاوسرعت تشکیل وانهدام آنها ازیکطرف وقوای که موجب این حرکت میشوند وزمانیکه این تغیرات لازم دارند،پرداختند. نتائیجی که ازاین مطالعات بدست آمدند، بسیاری ازاین دانشمندان زمین شناسی رابشدت تکان دادند، زیراآنها تاآنزمان به این افسانه که زمین درحدود6500 سال قبل بوجودآمده وتمام اشیاوموجودات آن همزمان در ظرف شش روزخلق شده اند، ایمان داشتند ولی اکنون میدیدند که خودها اسناد وشواهد انکارناپذیری راجمع آوری کرده وبعد ازتحقیقات ومطالعات دقیقی به نتایجی رسیده اند که مخالف گفته های انجیل اند. این دانشمندان درک کرده بودند که زمین ازلایه های مختلف تشکیل شده است. اینGeological stratification یا طبقه بندی زمین، لایه های اضافی اند که بربالای دیگری درامتدادزمان بوجودآمده اند. موادبطورمضاعف برروی یکدیگرجمع شده وطی هزاران سال یک لایه را ساخته است. لایه ای که ما درحال حاضر برروی آن زندگی میکنیم جوانترین آنهاست.اگرازسطح زمین به طرف پائین چاهی بکنیم، وهرقدرپائین تر برویم بسوی زمانهای گذشته حرکت میکنیم واسنادومدارک زمانهای قدیم را درمی یابیم. نتائیجی راکه آنها ازاین کشف میگرفتند این بود که لایه های زمین بطورمسلسل یا sequentialبرروی یکدیگر قرارگرفته که تعین عمرآنها کار مشکلی نیست.چیزمهمی راکه آنهادرجریان تحقیقات شان مشاهده کردند این بود که درهرلایه فوسیل های حیوانات ونباتات به مشاهده میرسیدند ولی درلایه بالائی یاپائینی عین فوسیل موجودنبوده بلکه فوسیلهائی دیگری بودند که آثارومشخصات فوسیلهای قبلی راهمراه داشتند. این فوسیل هادرچند لایه بعدتربطورکامل تغیریافته بودند. مضاف براین، دیده میشد یک قسم فوسیل که درلایه های قبلی وجودداشت درلایه های جوانترکاملآعوض شده بود. مشاهده تشابه انواع مختلف فوسیل درهرلایه واختلاف آنهانظربه همنوع شان درلایه قبلی واخلاف شان درلایه بعدی، بامدادان یک تغیرکیفی عظیمی درراستای دید بشربه طبیعت بود.

دراین میان یکعده زیادی از دانشمندان ومتخصصین علوم طبیعی وجئولوژی به این تلاش بر آمدند که این مسئله رابا انجیل ومذهب تشریح کنند.آنهامیگفتندکه تمام موجودات روی زمین بواسطه یک آفریگار آفریده شده ولی این آفرینش نه یک مرتبه بلکه بنابه اراده آن آفریدگار،چندین مرتبه ودرزمانهای مختلف خلق شده اند، اما یک عده دیگری ازاین افراد میگفتند که ایده آفرینش پی درپی چندان قناعت بخش بنظرنمیرسد!

آماآنچه دراوایل قرن 19درذهن دانشمندان بعنوان یک پرسش بزرگ چرخ میزدمسئله"تشابه"و"اختلاف"دونوع فوسیل باعین عمر، بایکدیگربود. مشابهت آنها نشان میداد که آنها ازیک حیوان باقیمانده ولی اختلاف شان نشان میداد که آنها به دوحیوان مختلف تعلق دارد. آیااین به این معنی بودکه این دونوع جانورازیک خاندان میباشند؟ یا اینکه اجداد یکی ازآنهادرلایه های خیلی دورنابودشده و او اصلآبه یک خانواده دیگرمتعلق است؟ چارلزداروین ساینتیست بزرگ انگلیسی به اینسوال پاسخ درست راارائه کرد که ما آنرا درشماره بعدی بخوانندگان تقدیم میکنیم. اماقبل ازآنکه به مطالعه آن بپردازیم لازم میدانیم ذهن خوانندگان رابامطالبی که شاید فراموش کرده باشند، باردیگراشناسازیم.

سلول یا Cell: ساختمان کوچکی است که توانایی انجام تمام وظایف زنده ماندن رادارامیباشد. چون شکل آنها مانند خانه زنبور میباشد، کاشف آن این ساختمان رانیزسلول نامید.

 

کروموزوم: ساختمان چوبک مانندی است که درمرکزسلول قرارداشته وفقط درموقع معینی بواسطه مایکروسکوپ نوری قابل روئیت میباشند.

 

دی. اِن. آ( :(DNA مالکولهای بزرگی میباشندکه درکروموزوم قراردارندووراثت راازیک نسل به نسل دیگر انتقال میدهند.

 

تکامل مالیکولی وساعت مالیکولی

 

تکامل مالیکولی عبارت ازپروسه تکاملی است که دی اِن آ ، آر اِن آ و پروتین ها پیموده است. ساعت مالیکولی (Molecular Clock) درحقیقت تخنیکی است برای کشف وتشریح تکامل مالیکولی که ارتباط زمانی وانشعاب دو نوع یا دوگونه ازموجودات زنده را به اثبات رسانده وتاریخ دورشدن این دونوع موجوات زنده رادراختلافات و تفاضل مالیکولی میان تسلسل دی اِن آ وپروتین ها تعین میکند. ساعت مالیکولی بنام های ساعت ژنتیکی وساعت تکاملی نیز یاد میشوند. برای درک خوبتراین مسئله بهتراست نگاهی مختصری به جزئیات سلول ورابطه آن باپروتین ها بیاندازیم.

 

سلول و اجزای آن:

 

گفتیم که سلول عبارت ازکوچکترین واحدساختمان بدن یک موجودزنده است . سلول تمام اطلاعات ارثی موجودزنده را دارامیباشد. سلول؛ ازغشاء وسایتوپلازم تشکیل یافته است. سایتوپلازم ازمایعات درون سلول(هسته، کلوروپلاستها، میتوکاندریها،ریبوزوم وغیره)تشکیل شده است که هرکدام وظیفه معینی را درداخل سلول به عهده دارند. بعضی از موجودات زنده ازسلولی تشکیل یافته که دارای هسته نیست . این موجودات انکشاف نیافته اند وپروکاریوت نامیده میشوند، باکتری ها ازاین دسته میباشند. سلول ها قادراند که به تنهایی تمامی وظایف وفعالیتهای ضروری برای حیات مثل رشد یاتقسیمات سلولی،استفاده ازپروتین ها و همینطورامرساخت وسازآن راانجام دهند. در مبحث فعلی این وظایف و فعالیت هاموردتجزیه وتحلیل بیشتر قرارخواهد گرفت.

 

هسته ، کروموزوم ها و مالیکول های اطلاعات ژنتیکی:

 

هسته مهمترین مرکز کنترول سلول هامیباشد.هسته توسط یک غشای دولایه پوشیده شد ه که دارای منفذهای کوچک میباشد. موادموردضرورت هسته ازاین منفذهاعبورومرورمیکنند. دربالا گفتیم که کروموزوم هاساختمان های چوبک مانندی اندکه حامل اطلاعات ارثی بوده وتعدادآن درموجودات زنده متفاوت است، مثلاًدربدن انسان 46 ، درشامپانزی 48، درگرگ 78 و ودرپشه 6 میباشد.موجودات پروکاریوت هایا بدون هسته دارای تنهایک کروموزوم حلقوی میباشد. کروموزوم هاحامل ژن هامیباشند که اطلاعات ارثی را ازنسلی به نسلی دیگرانتقال میدهند. کروموزوم هادرحقیقت همان دی اِن آ(DNA) میباشدکه نهایت فشرده شده اند. دی اِن آ هوشمندترین مالیکول هائی اندکه تاکنون درطبیعت کشف گردیده است. آنهااطلاعات مهم واساسی حیات را درخود ذخیره میکنند. دی اِن آ ازدورشته ساخته شده که حدود2 متردرسلول های بدن انسان طول دارد. این دورشته مانند ساقه پیچک گردهم تاب خورده وشکل زینه مانند ی را تشکیل میدهند. دراین زینه، مالیکول های شکربمثابه پایه و مالیکول های نوکلیوتیدها مانند پله های زینه ایفای وظیفه مینمایند. تصاویری که بااشعه ایکس گرفته میشوندنشان میدهد که درهر10 جفت پله این رشته دورهم یکبار تاب میخورد. رشته های مارپیچی دی اِن آ برای اینکه دریک مکان نهایت کوچک بتوانند جابیگیرند، مرتبا بدور هم پیچ میخورند.

 

رونویسی یا کاپی دی اِن آ(DNA Replication):

 

رونوشت مالیکول های دی اِن آ یکی ازظریف ترین پروسه ای است که هدفمندانه وباهوشمندی تمام انجام میشود. فهمیدن این پروسۀ مغلق زمینه درک بسیاری ازپدیده های حیات ازجمله به وجودآمدن حیات برروی زمین راسهل میسازد. رشته های دی اِن آ دوانتهایی اند که ازهم فرق دارند ومتضادهمدیگر(anti-parallel) میباشند. متضاد بودن به این معنی که یک رشته آن درمسیرمخالف رشته دیگری قراردارد. یک رشته باکاربن شماره3َ شکرشروع وبا کاربن شماره 5َ شکرختم میشود( درین نوشته مانند تمامی نوشته های دیگر به ذکر3َ و5َ اکتفامیگردد) ورشته دیگر در مقابل با 5َ شروع و به 3َ ختم میگردد. درپروسه رونویسی انزایم های مختلف نقش دارندکه برای آسانی مطلب به جای اسامی لاتینی انزایم هاشماره های 1،2 وغیره استفاده میگردد. این انزایم هاهرکدام وظیفه جداگانه دارند و یکی درحقیقت مکمل دیگری است. درابتداانزایم 1 رشته های بهم پیچیده دی اِن آ راازهم بازمینماید،سپیس انزایم 2 بلافاصله واردعمل شده ازپیچیده شدن مجددرشته هاجلوگیری میکند. درین زمان انزایم شماره 3 درطول رشته دی اِن آ از انتهای5َ بسوی 3َ حرکت نموده ونوکلیوتید ها را مقابل رشته دی اِن آ که به عنوان الگو نقش ایفا مینماید، قرار میدهد. مثلاً سایتوسین((cytocine رامقابل گوانین ((guanine و ادنین((adenine رامقابل تایمین((thymine ردیف میکند. انزایم شماره 3 این کاررافقط به کمک انزلیم شماره 4 میتواندانجام دهدزیراانزایم شماره 3 نمیتواندزنجیره اولیه یا پرایمر( (primerرا بسازد. انزایم شماره 4 یک مالیکول خیلی کوچک آراِن ا یا RNA( بعدا روی آن صحبت خواهیم نمود)که درواقع همان پرایمرمیباشد به انتهایی رشته میرساند تاازآن به عنوان زنجیراولیه درین فراینداستفاده شود. بعدازینکه این زنجیراولیه وصل شد وانزایم پنجمی (5) واردعمل شد آن زنجیررابرداشته وانزایم ششمی راجایگزین آن نموده وبه این ترتیب زنجیره های کوچک را بهم وصل ورشته جدیدی رابوجودمی آورد . درین پروسه پروتین های دیگری درکناررشته های دی اِن آ قرارمیگیرند تا برثبات بهتری بر رشته های دی اِن آ بیفزاید. دررشته دیگری دی اِن آ که مقابل رونوشت اولی قراردارد انزایم نمیتواند انتهای باز شده به حرکت آغازنماید زیرا این رشته باکاربن 5َ شروع گردیده است. درین جاپروسه ایکه در بالا تشریح گردید بطور منفصل از5َ به 3ََ حرکت مینماید. درین پروسه دی اِن آی جدیدی ساخته شد ه که یک رشته آن رشته دی ان آی اولی بوده ورشته دیگری جدیداً ترکیب یافته است. که بنام سیمی کنسرواتیو( (semi-conservatieveیاد میشود.

درختم این مرحله سلول قادراست تا به تقسیمات آغاز نماید. البته پیش از مبادرت ورزیدن سلول به تقسیم شدن ابتدا این رونوشت روخوانی وکنترول میشود تاازهرنوع اشتباه در سنتز دی اِن آ جلوگیری گردد. اگراشتباهی درآن صورت میگیرد وتصحیح نمیشود تغیرات بزرگی درسلول به وجودمییاید. این سلول دیگریک سلول عادی نبوده ورشد آن ممکن باعث سرطان شود.

 

سنتز آراِن آ یا رونوشت یک رشته دی اِن آ (Transcription):

 

قبلاَ گفتیم که دی اِن آ درسلول های موجودات زنده خیلی طویل اندوهرقسمت از آن وظیفه خاصی رابعهده دارد. اگراین رشته چندمتری رابه چندهزارقسمت تقسیم نماییم هرقسمت ممثل یک ژن میباشد. مثلاً درطول رشته دی اِن آ یک انسان حدود25 هزارژن موجوداست که این ژن هادرهرسلول موجوداست. ازاینکه ژن هادرموجودیت انزایم ها فعال میباشند پس اکثریت عظیم این ژن هاغیر فعال میباشند. درسلول های چشم انسان همان ژن های موجوداست که درسلول های پوست بدن، بااین تفاوت که فقط ژنی که درمقابل نورپروتین تولیدمیکند وحساس هم میباشد فعال بوده که این ژن در پوست بدن غیر فعال میباشد. زمانیکه یک ژن فعال است میتواند آن ژن رونویسی شودکه بنام ترانسکریپشن یاد میشود. کاپی تولید شده آراِن آ نامیده میشود. رشته که از روی آن کاپی برداشته میشود بنام رشته نمونه یادشده ورشته آراِن آ که ساخته میشودبنام رشته رمزگذاری یاکودینگ یادمیشود. این رونویسی هم مانند دی اِن آ ریپلیکشن یا کاپی دی ان آ توسط انزایم ها تسهیل و انجام میشود. برای آغازرونویسی انزلیم ابتدا به ناحیه معینی درژن وصل میشود که بنام پروموتوریاپیش برنده((promoter یادمیشود.این ناحیه ازاهمیت فراوانی برای تنظیم ژنهابرخورداراست. اگر پروتینی که بنام عامل مانع شونده یا ریپریسسور( (repressor یادمیشود به این ناحیه وصل باشد مسیر حرکت انزیم رامی بندد وآن ژن کاپی نگردیده وفعال نمیباشد. مثال که دربالاذکر شد همان ژن فعال درچشم و غیر فعال در پوست بدن انسان نیز متاثر از همین پدیده میباشد.

An overview of protein synthesis.Within the nucleus of the cell (light blue), genes (DNA, dark blue) are transcribed into RNA. This RNA is then subject to post-transcriptional modification and control, resulting in a mature mRNA (red) that is then transported out of the nucleus and into the cytoplasm (peach), where it undergoes translation into a protein. mRNA is translated by ribosomes (purple) that match the three-base codons of the mRNA to the three-base anti-codons of the appropriate tRNA. Newly-synthesized proteins (black) are often further modified, such as by binding to an effector molecule (orange), to become fully active.رونویسی ژن درهسته جایی که دی اِن آ در آنجامحصور است صورت میگیرد. آراِن آ که درهسته تولید شده خیلی ابتدایی بوده و باید مراحلی پست ترانسکریپشن راپیش از صدورآن درسایتوپلاسم بپییماید ریبوزوم ها ((ribosome یکی از اجزاء سلول بوده که مرکب از پروتین و آراِن آ میباشد. کودهای ژنتیکی آراِن آ سه تایی خوانده میشود که اینکار بنام ترجمه یادمیشود. هرآراِن آی انتقال دهنده سه مالیکول راحمل میکند که بنام انتی کودون یاد میشود که مکمل رمزآراِن آ پیامبر میباشد. درینجا سه کود آراِن آ ترجمه شده و ترکیب این سه کود فرمان ساخت یک امینو اسید را میدهد. امینواسید ها یکی به دیگری وصل شده پروتین را میسازد. این پروتین ها به صورت یک رشته درازمیباشد که باهم پیچ خورده و ساختمان سه بعدی را بخود میگیرد. در سلول های بدن انسان 20 امینواسید ضروری وجود داردکه برای ترکیب هرکدام آن سه کودون ضرورت است.

 

تکامل مالیکولی:

آنچه دربالاگفته شددرواقع مقدمه ای بود برای آسان ساختن درک تکامل مالیکولی وساعت مالیکولی. نظریه تکامل مالیکولی بعدازاکتشافات ساختمان ووظایف نوکلیک اسیدها وپروتین ها به وجودآمد،آگاهی وپی بردن به تکامل وظیفوی انزایم هااستفاده ازانشعاب نوکلیک اسید به عنوان ساعت مالیکولی برای جدایی گونه های جانوران ومنشاء دی اِن آ های فاضله (دی اِن آکه هیچ نوع وظیفه راانجام نمیدهد) سبب شد تا جهشی درنظریه مالیکولی بوجودآید. این اصولها یا نظریه ها عبارت اند از:

 

1- جهش یامیوتاسیون((mutation: میوتاسیون عبارت ازتغیرات دایمی وانتقال پذیرمیباشد که درعناصرژنتیکی (دی اِن آ و آران آ)وسلول بوقوع پیوسته است. میوتاسیون دراثررونویسی اشتباه درعناصرژنتیکی حین فرایندتقسیمات سلولی و یا درمعرض قرارگرفتن تشعشعات گوناگون ، تماس باموادکیمیاوی وآلوده شدن با ویروس ها صورت میگیرد. وهمینطور درزمان تقسیمات سلولی میوزمیوتاسیون واقع شده میتواند. ازمیوتاسیون به عنوان موتورمحرک تکامل یاد میگردد. زیرادرپروسه انتخاب طبیعی درحقیقت این کارها صورت میگیرد:

الف- میوتاسیون های نامطلوب ویامضرراازژن ها برمیدارد،

ب- میوتاسیون های مفیدومطلوب راهمواره انباشت وذخیره میکند،

ج- تغیری درمیوتاسون های بیطرف(neutral) یابی خاصیت راکه هیج تغیری درشانس بقای موجودات حیه ببار نمی آورد ایجاد نمیکند واین نوع میوتاسیون میتواند درطول زمان انباشت گردد ومیتواند درمدت زمان زیادباعث تغیرات بزرگی شود که به آن تعادل نقطه جدائی یا(Punctuated equilibrium ) میگویند.

 

2- تغیرات درتکراروفرکونسی الل ها( allel): اینکه یک ژن دویاچندتائی وگوناگون باشد بنام الل یادمیگردد. همینطورکروموزوم های اکثرحیوانات بصورت دوتایی موجوداند که بدان نیزالل گفته میشود. چهارنوع فرایندی در طبیعت وجودداردکه باعث بقای خصوصیات فردی یا الل ها، گوناگونی انواع مالیکول ها وموجوات حیه میشود. این چهار فرایندعبارت اند از:

الف- تغیرات ژنتیکی: تغیرات درفرکونسی ژن که ارتباطی به فشارهای انتخابی ندارد. در جمعیت های کوچک تغیرات فرکونسی بعضی از الل ها بطور تصادفی بزرگ میباشد. مثلاً نگهداری یک ژن خاص در یک جمعیت کوچک همواره ممکن نیست واین ژن میتوانددرنسلهای بعدی ناپدید شود.

ب- مهاجرت: حرکت افراد یاژن هاازیک جمعیت به جمعیت دیگرآنان راازنظرژنتیکی نزدیک ویادورمیسازد. مثلاً پرنده ای که خود را ازیک ازقاره به قاره دیگر مثلآ از افریقا به استرالیا میرساند بعدازچند نسل شباهتش را به اجدادش ازدست میدهد.

ج- انتخاب: انتخاب وتغیردرفراوانی ژنها نیزیکی ازعوامل مهمی درتغیرات تکاملی به شمارمیرود ومیتواند موجب جداشدن یا بوجودآمدن نوعی خاصی ازمالیکول ها یا موجودات شوند. مثلاً درمناطقی که پشه ملاریازیاداست آنعده انسان های که داری سلول های داس شکل سرخ خون اند مقابل پشه ملاریامقاومت ویژه دارند. یافردی ازیک جمعیت که دارای نول درازترمیباشد برای زنده ماندن درشرایط مشکل شانس بیشتری دارد. این همان انتخاب طبیعی میباشد که به انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی که همان آمیزش های غیرتصادفی میباشد، تقسیم شده است.

 

ساعت مالیکولی:

یکی ازبرتری های تکامل مالیکولی این است که تفاوتهارامیان مالیکولهای مشابه به بخوبی سنجش وبیان مینماید. مثلاً تفریق وتغیرات تکاملی نوکلیوتیدها وامینواسیدها نسبت به دی اِن آ و پروتین ها به آسانی قابل سنجش میباشد ، در حالیکه این کارنسبت به مشخصات ظاهری ویاوظیفوی یک نوع به راحتی ممکن نمیباشد. بدین اساس دانشمندان نتیجه گیری نمودندکه مطالعه تکامل درسطح مالیکولهای بزرگ زمان تفریق این مالیکولها راازهم دیگرنشان میدهد که امروزه بنام ساعت مالیکولی یاد میگردد.

دردهه شصت میلادی دانشمندان دریافتندکه درجه اختلاف امینواسیدها میان پروتین های مشابه دردونوع موجودزنده متناسب به زمانی میباشد که ازاجداد مشترکشان منشعب گشته اند.ازاینکه امینواسیدها دراثرفرمانهای دی اِن آ ساخته میشود وبعدازوصل شدن به پروتین تبدیل میگیردند، میتواننددی اِن آ و پروتین ها به عنوان ساعت مالیکولی در تکامل مورداستفاده قرارگیرند. درساعت مالیکولی تسلسل دی اِن آ میتواند تسلسل راکه در زمان انشعاب نوع ها از همدیگر یا فایلوژنی و همینطور زمان که این انشعاب ها صورت گرفته را تعیین نماید.

 

 

 

 

درین تصویرفایلوژنی 20 موجودزنده بشمول انسان نشان داده شده است.

 

 

 

اگرتعویض درنوکلیوتیدهای ژن که حامل رمزبرای ترکیب پروتین سایتوکروم سی میباشد، در یک زمان معین و بصورت منظم صورت گیرد میتوان زمان سپری شده در هر شاخه فایلوژنی را تعین نمود. این کار به راحتی بر اساس بررسی تعویض تعداد نوکلیوتید ها در طول یک شاخه انجام میشود. صحت این متدرامیتوان بامقایسه فوسیل هاو نیم عمراتومهای یورانیوم وکاربن 14 به اثبات رساند.

 

Art:Rate of nucleotide substitution over paleontological time. Each of the 16 dots marks the time at which a pair of species diverged from a common ancestor (horizontal scale) and the number of nucleotide substitutions, or protein changes, that have occurred since the divergence (vertical scale). The solid line drawn from the origin to the outermost dot gives the average rate of substitution.ساعت مالیکولی مانندساعت معمولی نیست که زمان رابانگاه کردن به آن بدست آورد. بکله مانندپوسیدگی یا نیمه عمریورانیوم درمواقع مختلف تغیرمیکند. ازاینکه این ساعت زمان نهایت زیادی رابررسی میکند،این تغیروانحراف آنقدرکوچک میگردد که درآخر نادیده انگاشته میشود.

یکی از مهم ترین خصوصیات این ساعت این است که هر ژن و یا پروتین بصورت جداگانه به عنوان ساعت ایفای وظیفه مینماید. هر ساعت سرعت معینی دارد که با هزاران ساعت ژنی یا پروتینی دیگر متفاوت میباشد. اما هر یکی از این ساعت ها بصورت مستقل زمانی را نشان میدهد که ازاوسط مجموع آن زمان ها تاریخ تکامل بدست میاید. دانشمندان با مطالعه چندین حیوان تغیر در امینواسید هموگلوبین خون راx 109 1 سنجیده اند.

 

ساعت مالیکولی نشان میدهد که هر اندازه دو موجود زنده باهم نزدیک باشند به همان اندازه اختلاف میان امینو اسید های پروتین این موجودات کم میباشد. عکس آن هم درست است که کمتر شبیه بودن یاکمتر نزدیک بودن دو موجود نشاندهنده اختلاف بیشتر امینو اسید ها در پروتین های این موجودات خواهد بود. تغیر در امینو اسیدها بیانگر میوتاسیون در ژنها میباشد. میوتاسیون ها بصورت یکسان واقع میشود اما فاکتورهای دیگری چون انتخاب طبیعی در طبیعت وجود دارد که یکسان بودن را واژگون مینماید.

ادامه دارد