Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
Úáãی
نظری بر علل وعوامل سیلاب ها

تخریب محیط زیست،

سرمایه داری حیات رابرروی زمین به نابودی تهدید میکند

 

فصل دوم

علل وعوامل خشک آبی در افغانستان

 

نوشته : الینگار

 

بلند رفتن حرارت اتمسفیر زمین و انعکاس آن درزندگی بشر،

 

درفصل گذشته اشاره کردیم که تزائید روزافزون کاربن دای اکسایدCO2ونایتروجن اکساید N2O دراتمسفیرزمین باعث گرم شدن اقلیم زمین گردیده وبه اثرات "Green house effect" (هوای باغچه داخل خانه شیشه یی) می افزاید. درطی 28سال اخیر درجه حرارت اتمسفیرزمین2.6درجه سانتی گراد بالارفته است (باتغییر8 درجه سانتی گراد، حرارت اتمسفیرزمین بطور برگشت ناپذیرتغیر میخورد وبیشتراز 80 درصدحیات در روی زمین ازبین میرود). درنتیجه اثرات این تغییر2.6 درجه یی،اقلیم کره زمین گرم شده ومنجربه بارش زیادباران دریک واحدزمان کوتاه گشته وسیلاب های ویران سازی رادریک قسمت وخشکسالی های تباه کننده یی رادرقسمت های دیگرزمین موجب گردیده است. براساس مشاهدات ساینتیست هاودانشمندان دردانشگاه های اروپاوامریکای شمالی سال 2005 بعداز130سال گرم ترین سال بوده است. اماسال 2009ریکاردسال 2005 رانیزشکستانده وبطوراوسط یکنیم درجه گرمترازسال 2005 بوده است. این مشاهدات به این معنی است که اقلیم کره زمین نتنهاثباتش راازدست داده،بلکه فریکونسی(فاصله وقوع حداعظم دورخداد)حادثه منفی نیزکوتاه ترگردیده است. این مسئله درعلوم وصنایع تاثیرات بسیارتعین کننده دارند. چیزی که قبلایکمرتبه درحدود100تا160 سال(حداوسط 130سال) تکرار می شد اکنون درمدت کوتاهتری رخ میدهد. این امردرطرح ومحاسبه ساختمان،راه سازی، پل سازی، حفرتونل وساختمان های داخل دریا (OffshoreTechnology)وتاسیسات استحصال نفت درخلیج مکسیکو،دریای شمال،سواحل ناروی وجزایرمختلف اندونیزیاو...غیره اثرات خیلی بزرگ دارد. استانداردهاونورم های محاسبه ودیزاین انجنیری ساختمان،پل،سدوانهار،تاسیسات استحصال نفت وغیره تغییرکرده وکمپنی های کوچک ومتوسط که توان تغییروهمراهی بااین انکشافات راندارند، ورشکست گردیده وازبازارتولیدخارج میشوند. کمپنی های بزرگ انجنیری مانندهالی برتن، کارلایل وغیره چاق ترشده وبه اینقسم تغییراقلیم زمین به سودتمرکزوتراکم اضافه ترسرمایه میباشد. شرکت های بزرگ بیمه که ده هاوصدهامتخصص ریاضی وعلوم رادرمحاسبات"تحلیل ریسک"و"احتمال وقوع حوادث ناگوار طبیعی" دراستخدام شان دارند، نرخ بیمه شرکت هارابالابرده وبه بیمه شرکت های مخاطره آمیز تمایل نشان نمیدهند. تفاوتی که ازاین طریق درصندوق ملیاردی آنهابه وجودمی آیدخیلی زیاداست ودربالابردن سن تقاعد ونرخ بیمه صحی اثرات فوق العاده دارد.

 

اثرات گرم شدن اقلیم برجامعه طبیعت خیلی بدترازاثرآن براقتصاد جهانی است. براساس گزارش دانشمندان علوم،اکنون درهر4 ساعت حد اقل یک نوع حیات درروی زمین برای ابدنابودمیشود. پروانه ها،بقه ها،انواع مختلف حشرات درکنارانواع مختلف نباتات باخطرنابودی دایمی روبروهستند.اکنون اسکیموهامیگویندکه پرندگانی رادرمناطق زیست شان مشاهده میکنندکه اجدادآنهاهیچ آنهاراندیده بودند.این پرندگان ازمناطق دیگربه سوی قطب شمال عقب نشینی کرده اند.آن مناطق کجاهستند؟مهم نیست که آن مناطق درکجاهستندزیرادرهرجائی که هستنددرآنجا تعادل همزیستی طبیعی جانوران برهم خورده است. وروداین پرنده هادرنزدیکی های قطب شمال تعادل همزیستی طبیعی در آنجا نیز برهم میزندواین حرکتی است درجهت منفی که بطورمضاعف برمشکل طبیعت می افزاید. درنتیجه این تحول مصیبت بار ممکن است گرینلند به جزایرمتعددی تقسیم گردیده وکوه های یخ درقطب شمال آب شده ومصیبت های دیگری رادرپی داشته باشد. اکنون امپریالیزم انرژی روسیه درتلاش است تادرقطب شمال به جستجوی نفت وگازبرآیدوچنانچه برخی ازنقاط رادرآنجانشانی هم کرده است. کاناداواضلاع متحده امریکابه دلیل منافع جهانی خودشان ازروسیه به بهانه"دفاع ازطبیعت"بنای گیله وشکایه راگذاشته اند.احتمال دارد که کانادا نیزبه زودی درسرزمین اسکیموهادرجستجوی انرژی فوسیلی به حفاری بپردازدوامپریالیزم امریکاحفاری هایش را درالاسکا گسترش دهد. این امرنتنهابه نابودی اسکیموهامنتج میشودبلکه منجربه نابودی حیوانات مختلف بحری درقطب شمال نیزخواهد شد.

 

اماهمین تغییر2.6 درجه یی اتمسفیرزمین اثرات ویرانگری برممالک تحت ستم واهالی دنیای عقبمانده داشته است. ضرب المثل عامیانه است که میگویند"شبنم درخانه مورطوفان است"؛ این مصیبت اولترازهمه دروازه ستمکش وبی نان جهان رادق الباب کرده است. شواهد و به ویژه داده های دفترانکشافی سازمان ملل متحدنشان میدهدکه بابالارفتن هردرجه سانتی گرادتاکنون بین80 تا120ملیون خانواده عایدات شانراازطریق تولیدبرنج،نیشکر،گندم، پنبه، قهوه،کاکائو،جواری و...غیره تولیدات کشاورزی ازدست داده وبی خانمان شده اند.این بی خانمان هاکه دیگرامکان زندگی شان رادرروستاهای دورافتاده آبائی شان نمی بینند، بسوی شهرهای مختلف دنیارومی آورند.آنانیکه بنا به عنعنات وکلتور شان نمیتوانند از روستاهای شان دل بکنند وازجانب دیگرستم وزورگوئی فئودال ها وحکومت های محلی برعلاوه مصیبت طبیعی شهدزندگی رادرکام شان به زهرناامیدی وعدم دلبستگی به زندگی مبدل می سازند، دست به خود کشی میزنند. خود کشی هزاران دهقان هندوستانی ازسال 2005 به بعد پیش روی همه ما قراردارد.امابرخی دیگرمانندمردم افغانستان،ایران وسایرممالک افریقای شمالی راهی شهرهاشده ودرآنجابه خیل فقرای حلبی نشین ویاآواره ملحق شده اند. امانه تن دردادن به سیه روزی ونه ادامه خودکشی میتواندمشکلی راکه مپریالیزم ایجادکرده، حل کند. فقر،بیکاری وحلبی نشینی باگذشت هرروزبالامیگیردوطوفان ها، سیلابها، خشک آبی ها بیشترشده وباردیگر با فریکونسی کوتاه تروقدرت مضاعف برمیگردند.

 

سیلاب ها چطور به وجود می آیند؟

 

سیلاب ها در مناطق مختلف بنابه دلایل مختلف به وجودمی آیند. درمناطق حاره وجاهائیکه زمین نمناک است، سیلاب به دلیل شدت بارش یعنی فرودآمدن مقدارباران زیاددرزمان کوتاه، واقع میشود. به عبارات دیگر نظام انتقال دهی آب ازسطح زمین به آب های زیرزمین Ground water یا به جهیل ها،آب های ایستاده،یانهرهاودریاها، گنجایش مقدارآب فروریخته شده رانداشته باشد. درکشورهای پیشرفته اروپائی مانندهالند، لوکزامبورگ وشمال آلمان مهندسین اداره آب تمام آب هارابایکدیگرمتصل ساخته اند. چون آب همیشه سطحش را هموار ومستوی نگه میدارددرصورت بارش زیاددریک نقطه آب های فروریخته شده به تمام نقاط متصله تقسیم میشود. درهالندکه تجارب صدهاسال مبارزه باآب رادارد، خریطه های بزرگ رابری رادرنقاط معین کارگذاشته اندکه اگرمقدارآب زیادشود،آب ازمجاری زیرزمینی به واسطه پمپ هائیکه بابالاآمدن سطح آب اتوماتیک فعال میشوند،به این خریطه های چندهزارمترمکعبی پمپ میگردد. هنگامیکه باران ایستادشدوسطح آب درجهیل هاونهرهاپائین آمد،این خریطه هااتوماتیک بازمیشوندوآب هارابه نهرهاودریاپمپ میکنند.امادرممالک فقیروعقبمانده مانندبنگلدیش،سریلانکا،برازیل، کولمباوغیره شدت باران وبالاآمدن سطح آب ازیکطرف خودویران سازاست وازطرف دیگرهنگامیکه آنهابه دریاچه هامیرسند ه برابر ویرانگر میشوند.

 

سیلاب هادر مناطقی مانندافغانستان،تاجکستان، ازبکستان،قرغیزستان،وقسمت های ازایران و...غیره به دلیل تزائید سطح مخصوص ذرات ریگ به وقوع می پیوندند.سطح مخصوص(specific surface area)ذرات ریگ(شن)چیست و چگونه به وجودمی آید؟ برای درک این مسئله یک مکعب رادرنظربگیریدکه 10سانتی مترطول،10سانتی مترعرض و10سانتی مترضخامت دارد.این مکعب 6سطح داردکه هرکدام آن cm210میباشد.اگرخواسته باشیم که تمام سطوح آنرا رنگ کنیم،برای cm260 رنگ ضرورت داریم. حالااره برمیداریم واین مکعب رابه مکعب های کوچک که طول و عرض وضخامت آنها cm1 باشد،تقسیم میکنیم که 1000 عددمکعب کوچک به دست می آید.این مکعب های کوچک نیز6 سطح دارندکه مجموعا6 سانتی مربع میشوند. حالااگرخواسته باشیم که تمام مکعب هارارنگ کنیم برای 6000 cm2 رنگ ضرورت داریم، یعنی 1000برابرمقداررنگ که برای مکعب اولی ضرورت داشتیم. عین مسئله درمورد ریگ های بزرگ دراین ممالک نیزرخ میدهد. درتابستان هاکه تفاوت بین گرمی روزهاوسردی شب هازیاداست وباران هم نمیبارد،ازیکطرف ذرات خاک رطوبت شان راازدست میدهندوازطرف دیگرانقباض وانبساط موجب بروزفشارماندگی(Fatigue stress) میگردد.این فشاردرظرف 24 ساعت حداقل2 مرتبه رخ میدهدونیروی کشش بین الذاتی مولیکیول های خاک(Molecular cohession force) راتضعیف نموده ودرنتیجه ذرات بزرگ خاک به ذرات ده هابارکوچکترتجزیه میگردند.این ذرات کوچک منفذهای کوچک زمین یاراه نفوذآب درسطوح پائین ترزمین را مسدودساخته ومانع ترسب آب درزمین میگردند. هنگامیکه باران میبارداگرچندشدیدهم نباشد، به دلیل مسدودبودن منفذهائیکه آب ازآن طریق به پائین ترسب میکنند، اب درسطح زمین باقی میماندواین ذرات کوچک نیزدرآب حل شده وبرثقلت(density وزن درفی واحد حجم) آب می افزایدوآب با نیروی بیشتردرسطح زمین به حرکت درمی آیدوموجب خرابی بیشترمیگردد.خشک سالی های پی درپی به این پروسه شدت ونیروبخشیده و به آلودگی هواوحرکت مناطق آسیب دیده بسوی صحراشدن بیشتر، کمک میکند.

 

اما؛ سیلاب هادرمناطق ساحلی علل وعوامل مختلف دارند. طوفانها،آبخیزی ها،سونامی ها،زلزله های دریایی،انرژی ایکه ازنشست زمین دربستردریاآزادمیشودویاوقوع آتش فشان های زیردریائی و...غیره. امااین واقعات،به حساب حوادث میروندوبخشی ازحرکت سکون وتکوین یاتکامل کره زمین میباشند. حرف مابرسرسیلاب هائی است که به دلیل تخریب طبیعت صورت میگیرد. همانطورکه درمناطق دیگر، سیلاب ها نتائیج غیر مستقیم تخریب طبیعت هستند، دراین مناطق نیزنتائیج غیرمستقیم تغییراقلیم میباشد.عمده ترین دلیل پیدایش آب خیزی ها، ترسب نمک دربستردریا میباشد. درجئو-فیزیک این پروسه راThermohaline effectمینامند. پروسه ترموهالین نتیجه مستقیم گرم شدن اقلیم است. براساس گرم شدن سطح دریا یک مقدارنمک دربستردریاترسب میکند وبستردریا رابطورمیکانکی تغییر میدهد. این امر جریان حرکت طبیعی امواج راتغییرمیدهد ودرصورت آب خیزی سطح آب بالاترآمده وزمین های ساحلی راکه اغلبا مزارع برنج، نیشکر، قهوه، کاکائوو...غیره اند، زیرمیگیرد.

 

خشک آبی وصحرا شدن افغانستان، یک مسئله سیاسی است،

 

افرادیکه از نظر سیاسی نا آگاه اند ویا آنهائی که آگاه اندوازامپریالیزم دفاع میکنند، وقتی این عنوان رامیخوانندبدون شک نیشخند می زنند واستهزاآمیزمیگویندکه"مائویست هاحالادیگرهمه چیز رابپای نظام سرمایداری می ریزید،حتی باران نباریدن راهم سیاسی ساخته اند".اماخواننده عزیز،لطف نموده اندکی حوصله به خرچ بدهیدوبامن بیائیدتا باهم ببینیم که حقیقت ازچه قراراست. چندی قبل یک افغانستانی دریکی ازممالک غربی از تیزس دکتورایش که درموردمحیط زیست افغانستان نوشته بود، دفاع میکرد.اودرتیزیسش نوشته بود که "افغانستان درمسیری قرارداردکه بخشی ازآن مدت هاقبل ازامروزبه صحرامبدل شده است(یعنی اینکه افغانستان دربین صحرای گوبی وصحاری عربستان قراردارد). کوهساربودن این مملکت باعث میشودکه نورآفتاب به زاویه عمودبرآن بتابدوموجبات خشک شدن رافراهم سازد. این مسئله برقحط آبی هم تاثیرات عظیم دارد...وغیره". درتیزس این دانشمندگرامی تمام تقصیرات متوجه"خدا"بود. اوبه هنگام کشف کردن این اسرار ازخود نپرسیده بودکه چرادامنه کوه های آلپ که آن هم مانندافغانستان کوهستانی است وشعاع آفتاب برآن تقریبا باعین زاویه می تابد، سرسبزباقی مانده وآب آن هم کم نشده است؟آیاچندقرن قبل که کوه های افغانستان ازجنگل وبته هاپوشیده، بود، مگرافغانستان درهمین جای فعلی دربین صحرای گوبی وصحاری عربستان قرار نداشت؟

لنین میگفت که اگرقضایای هندسی هم بامنافع افرادتصادم کنند،آنهاآنرا هم غلط ثابت میکنند. دانشمندافغانستانی قضایای هندسی راغلط ثابت نمیکردولی آنراکنارگذاشته بودودرمعادله اش ازآن کارنمیگرفت. چنین کاری یک تیزس علمی رابه یک افسانه مبدل میسازد.افغانستان مملوازاین نوع دانشمنداست. اگربه وب سایت افغانستان آزادمراجعه کنیدباده هاتن ازاین نوع دانشمند، مبارز، ادیب ومورخ آشنا می شوید. اما بیائیدبه سیرحوادث سیاسی ایکه کشورازسرگذرانیده توجه کنیم وببنیم که حقیقت ازچه قراراست.

 

1- نقش دولت های قبل از کودتای ثور درتخریب طبیعت کشور

 

ازهمان اول نظام حاکم بر این سرزمین درتخریب طبیعت آن نقش داشته است. سلاطین فئودال افغانستان برای حفظ قدرت وفرمانروای شان همیشه کوشیدندتاخلق سرشارازاستعدادوآماده آموزش وتغییرپذیراین سرزمین رادرتاریکی وخرافات نگه دارند.این ظلمت واین خرافات، مردم کشوررادرموردطبیعت کاملاخرافاتی بارآوردند. مردم بته ها، جنگلات ودرختان وحشی رابطورپیوسته قطع کرده ومرمت آنرابه دوش طبیعت میگذاشتند. اینکه بزرگ شدن یک درخت به سالها ضرورت داردولی قطع آن فقط درچنددقیقه انجام می یابد، درذهن انسانی که تحت نظام متحجرفئودالی زندگی میکنند، معنی ندارد. زیرااوخودبا زمان آشنا نیست ودیروزش مانند امروزوفردایش نیز چنان خواهد بود که او تصور میکند. اگرهم تغییر به وجود بیاید، آن تغییراراده وتصمیم"الهی"بوده و"خیروشر" ازطرف اوست. او نمیداند که محصول چند سال طبیعت را که اودر ظرف چند دقیقه نابود میکند، خودبه خودتکافونمی شود. نظام حاکم وظیفه داشت ووظیفه داردتامردم راعملا از تخریب طبیعت بازدارد ونسل های آینده را ازرابطه انسان وطبیعت آگاه سازد وتربیه خرافاتی آنهارا تغییر بدهد. اما سلاطین فئودال کشورفقط میدانستندکه چگونه ازکله ها مناربسازند، خلق های کشورراسرکوب نمایند واقلیت تابع راغارت کنند ودرمجموع همه را دردنیای جهل وخرافات نگه دارند.

آل یحیی که دردوران مدرن وآگاهی بیشترنسبی بشرفرمانروابودند، بزرگترین خائنین به ناموس طبیعت افغانستان میباشند.دهقانی که به قطع جنگلات وحشی میپردازدتانانش رابپزد،خانه اش راگرم کندهیچ راه دیگری جزازاین نداردامااین نظام بودکه بایدبا دراختیارقراردادن گاز وانرژی ملی نیازاورا مرفوع سازد. اما رژیم منفور ظاهر خانی وداود خانی گازطبیعی افغانستان رابه سوسیال- امپریالیزم شوروی می فروخت ودرعوض آن کلاشینکف ومرمی میگرفت تا مردمش را سرکوب کند. این رژیم ها نه به فکراین بودند که با فروش گازدربازار ملی افغانستان هم اقتصادملی تقویه میگردد وهم بخشی ازجنگلات کشورحفظ میشود.

این شرایط مردم رامجبورابه قطع کردن جنگل، درخت وبته میساخت چنانچه این عمل تاآن زمان ادامه یافت که کوه های افغانستان مرکزی از بته وجنگل پاک شد. نتایج این مصیبت، بیدفاع ماندن خاک نشیب های کوه میباشدکه باوزش بادوسیلاب به پائین خزیده وامکان سر سبزشدن کوه هائی راکه قبلا سرسبزبودند برای ابدازبین برده است. باازبین رفتن بته هاحشرات و پرندگانی که ازحشرات تغذیه میکنند،نیزازبین میروند.امکان انتقال ژن های سبزه وگل به دیگری ویاتخمه های آنهاازیک جابه جای دیگرکه بواسطه پرندگان انجام می یابد، نیزازبین میرود. به این قسم نتنها پروسه دوران کاربن- اکسیجن نابودمیگردد، نتنهاامکان بازگشت سرسبزی به کوه هاغیرممکن میگردد بلکه انواع مختلف حیات برای همیشه ازبین میروند.

 

2- بعداز کودتای ثور ونقش خلق وپرچم و اتحادشوروی درتخریب طبیعت افغانستان

 

کودتای ثورسال 1357تنهایک مصیبت سیاسی نبود. این کودتا اشغال افغانستان به واسطه نیروهای سوسیال-امپریالیست اتحادشوروی سابق رابه دنبال داشت. ازکودتای ثور 1357 تا ماه میزان سال 1389حوادثی در افغانستان رخ داده که طبیعت این سرزمین را بیشترازهزاران سال تخریب طبیعی و خزابی میکانکی قبل از آن ضربه زده است. بهمین صورت جنگ ولشکرکشی وسرانجام اشغال افغانستان به واسطه 43 کشورامپریالیستی درحال حاضر،محدودبه سیاست نیست.این اشغالگری طبیعت مجروح افغانستان را برلبه گور نزدیک ساخته است. اگر این اشغالگری ادامه یابد، انواع مختلف حیات درکشور نابود خواهد شد.

 

کودتای ثوردرمدت کوتاهی روال زندگی اجتماعی رادرافغانستان برهم زد،انسانهارابه کوه هاودشت هاآواره ساخت ومحیط گشت وگذار حیوانات وحشی رانیزتغییرداد. تلاش نیروهای خلقی- پرچمی برای سرکوب شورشیان، وبه دنبال آن کوشش ارتش اتحادشوروی به همین منظور، سراسراین کشوررابه میدان جنگ وآماج بمباران های سنگین وسبک قرارداد. بمبارانهای موشکی(BM13)کوه هاموجب قتل ویافرارگرگ، روباه، شغال،پلنگ برفی ودرنتیجه حیوانات دیگرازکوه هاگردید. مین گذاری دربزروها ودره ها،درمقاطع،عبورگاه هاوکمین گاه هاومخفی گاه ها، دردره هاوکوه هاموجب کشتاربیرحمانه حیوانات شکاری وانسانهاگردیده و تعادل ایکولوژیک بین انسانها وجانوران ماحولش را شدیداتخریب نمود. مزارع وباغستان به دلایل جنگی وسوق الجیشی ازیکطرف و فرار دهقانان ازوضعیت ویرانگرانه جنگ چه در دوران خلق وپرچم وچه دردوران"مجاهدین"و"طالبان"وچه اکنون باعث برهم خوردن نظام دوران آب وفعالیت خزنده هاوپرندگان گردیده است.اینهاکه هرکدام درتقویه ودوران نظامCO2وO2 نقش مهم دارند، بواسطه امپریالیزم وسوسیال-امپریالیزم ومزدوران افغانستانی شان، بطور مرگبارضربه دیده وبه امرصحرا شدن کشورنقش بسزائی داشته اند.

 

3- نقش مجاهدین درتخریب طبیعت افغانستان

 

قطع درختان درجریان جنگ مقاومت وسپس ریشه کن ساختن آنهادرزمان طالبان درجنوب،شرق ومناطق مرکزی کشور،ضربه بزرگی رابربدن زخمی طبیعت کشورواردساخت.درجریان جنگ مقاومت،پاکستان کوشیدازیکطرف جنگلات خودراحفظ کندوازجانب دیگرافغانستان را به یک منطقه ویران شده ازنظرطبیعی مبدل نماید. زیرااین سیاست دردرازمدت افغانستان راازهرنگاه به خارج وابسته میسازدونیروی سرکش وشورشگرانقلابی را فرصت رشد واستقلال نمیدهد. یکی از سیاست های بلندمدت پاکستان دراین زمینه ایجادمارکیت چوب ازطریق حمایه جنگلات خودبود. عرضه چوب دربازارساختمانی پاکستان پائین رفته وتقاضادربازار، قیمت چوب رابیشتراز20 برابرسابق بالاتربرد. تجاران چوب به دنبال چوب ساختمانی به جنوب شرق آسیاروی آوردند. فاصله دوروترانسپورت چوب ازبرما،مالیزیاواندونیزیا قیمت چوب معمولی ساختمانی راچندین مرتبه بالا برد. دراینجا بود که تجاران پاکستانی برای تهیه چوب معمولی بسوی مجاهدین افغانستان روی آوردند. مجاهدین دست همت بالابرده وبه قطع درختان ارچه، ناجو،سرووبلوط افغانستان پرداختند. این ویرانگری چنان شدید وسریع بود که درمدت کوتاهی کوه های جنوب وشرق افغانستان برهنه گردید. بدنبال آن مجاهدین به قطع جنگلات پسته پرداختندواین امرجنازه تعادل ایکولوژی افغانستان رادرتابوت گذاشت. موازی به همین جنایات، سوسیال- امپریالیزم روس به قطع تاک های انگورودرختان میوه دار و بی میوه درشمالی دست زد. هنوزافغانستان درزخم های خون آلودش دست وپامیزد که امپریالیست ها جنگ اول خلیج راآغازکردند. جنگ اول خلیج وبمباردمان وحشیانه امپریالیزم امریکا، سوخت نفت خام وآتش زدن پالایشگاه های نفت عراق ضربه سنگین تردیگری بود که بربدن زخمی وتکه پاره افغانستان وارد میشد.

 

4- نقش شیخ های عرب در تخریب طبیعت افغانستان

 

درعین اینکه این فاکتورهای هستی براندازحیات موجودات طبیعی رادرافغانستان تهدیدمیکردند، شیخ های عرب برای گرفتن عقاب وشاهین به افغانستان مرکزی ودامنه های کوه باباهجوم آوردند. شیخ های عرب بابه اسارت کشانیدن عقابهاوشاهین های کوهستان افغانستان تسلسل زنجیرغذائی راپاره کردند. زنجیر غذائی که ستون اصلی تعادل ایکولوژی است، بطورمستقیم به تخریب محیط زیست اثر میگذارد. نابودی عقاب هاوشاهین هاکه درراس زنجیرغذائی قراردارند، مشکل علاج ناپذیربزرگی را درسیستم جامعه طبیعت بوجودآورد. مثلا تکثیر مثل درموش ها رادرنظربگیرید: عقاب وسایرپرندگان شکاری با خوردن موش ها تعداد موش هارا درهرکیلومترمربع متعادل نگه میدارند. وقتی پرندگان شکاری رانابودکنید، تعدادموش هابالامی رود. این بالارفتن تعادل بین حیوانات دیگرراکه ازعین موادتغذیه میکنند،برهم میزنند. سرانجام آن یکی که ضعیفتراست باید ازآن منطقه برودویابه شکلی ازاشکال نابودشود. درفرهنگ مردم افغانستان مرکزی کشتن عقاب، شاهین وچرخ"نحس" بودومردم ازکشتن پرندگان شکاری ابامی ورزیدند. سالخورده ها وموسفیدان هوشیاربه جوانان میگفتند که "مرغ بزرگ را نکشیدکه جوانمرگ میشوید". اما اعرابنه پابنداین نحش بودند وبه فکر آینده باشندگان این سرزمین .

 

پایان بخش دوم

 

(دربخش سوم بر سراثرات منفی جنگ امپریالیست های ناتو بر محیط زیست افغانستان و صحت مردم آن حرف زده خواهدشد)