Sunday, 19/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۶
Úáãی
تخریب محیط زیست،

ًتخریب محیط زیست،

سرمایه داری حیات رابرروی زمین به نابودی تهدید میکند

فصل سوم

اثرات لشکرکشی امپریالیست های ناتو بر محیط

زیست وصحت انسان ها وحیوانات در افغانستان

 

 

نوشته : الینگار

 

 

اثرات بمبارد های امریکاوانگلستان بر صحت مردم افغانستان

 

دربمباردمان های سنگین اضلاع متحده امریکا وانگلستان برمواضع طالبان درسال 2001اغلبابمب هائی بکاربرده شده که درآنهاکلاهک های یورانیوم دیپلت یا یورانیوم سنگین بکاررفته است. این بمب ها برای اولین بار در جنگ اول خلیج درعراق مورد استفاده قرارگرفتند. دلیل نظامی بکاربردن آنهاعمدتادوچیزمیباشد.نخست اینکه یورانیوم دیپلت 19.4 برابرسرب سنگین است.این سنگینی باعث میشودکه بمب ها تا اعماق بیشترزمین نفوذودرآنجا منفجرشود. اضلاع متحده امریکا وانگلستان ازاین بمب هابرای ویرانی انبارهای زیرزمینی رژیم عراق استفاده کردند. دوم اینکه یورانیوم دیپلت مواداضافی ریاکتورهای اتمی است وبرای صحت انسان و سایرحیوانات بی نهایت مضر می باشد. استفاده ازآنها درتسلیحات نظامی راه حل مشکل آنهامیباشد. معنی این گفته اینست که همانطوریکه شماسبداشغال خانه تان را خالی میکنید تا خانه تان پاک باشد، آنهائیکه یورانیوم دیپلت تولید کرده اند، نیز باید این یورانیوم را در یک جائی خالی کنند. درهیچ جائی ازدنیابرای این ماده لعنتی جائی نیست،زیرا هیچ جای دنیا خالی از حیوانات ونباتات وامکان گشت وگذار نیست. نه درکف اقیانوس ها، نه درهزاران مترپائینترازسطح زمین،نه درفضاونه هیچ کشوری جائی برای این ماده لعنت شده نیست. کشورهائیکه در آنها مردم از سطح آگاهی نسبتا بلندتری برخوردار میباشندمیدانندکه موادرادیواکتیف چیست،این موادراحتی نمیگذارندکه ازکشورشان عبورکنندچه رسدبه اینکه درآنجا باقی بماند. اگر این ماده دریک طیاره یاکشتی ویا قطار باشد،آن طیاره یاقطاریا کشتی رانمیگذاردکه واردآسمان، آب ویامنطقه شان گردد. درسال 2005 هندوستان یک کشتی فرانسوی راکه حامل یک بیرل ازاین موادبوداجازه ندادکه واردبندربمبی شود. چندسال قبل فرانسه میخواست یک قسمتی ازاین موادرابه آلمان اعزام کند، مردم آلمان وفرانسه رفته برخط آهن خوابیدند تا قطارحامل آن ازمنطقه شان عبورنکند. به این قسم استفاده ازاین مواددرتسلیحات نظامی درحقیقت امربه خالی خالی کردن سبداشغال تان که شمادرآن دستمال های آلوده به باکتری های طاعون،جذام وانواع امراض کشنده دیگرراانداخته اید، مشابه می باشد. اینکه دستمال های اشغال شما درخانه همسایه اطفال اورا مریض میکند، زن اورامی کشد، دخترانش رامعیوب وخودش رابه سرطان مبتلامیسازدو...غیره، مشکل شما نیست.

 

امایورانیوم دیپلت چه هست؟ درریاکتورهای اتمی معمولابه مقاصدمختلف وازجمله تولیدسلاح هسته وی ازایزوتوپ یورانیوم کار میگیرند. ایزوتوپ عبارت است ازآن اتمی است که درآن تعدادپروتون(درهسته اتم)بیشترازتعدادنیوترون (درمداراتم) میباشد. یک ایزوتوپ یورانیوم سه نوع یورانیوم وجوددارد.238U که 99.27%( این فیصدی از نظرکتله اتمی حساب میشود.235U که مقدارآن 0.72% است و234U که مقدار آن0.0054% میباشد. وقتی"یورانیوم غنی شده"میگویند، معنی آن اینست که235Uرا از0.72% تا 1.5- 3%.رسانیده اند. ترکیب ایزوتوب یورانیوم دیپلت ازاینقراراست. 238U 99.8% ،235U ،0.2% و234U به اندازه0.001%.

 

بعدازآنکه این تسلیحات درعراق مورداستفاده قرارگرفتند، معلوم شدکه میتوان آنهاراانکشاف داده وبااستفاده ازآهن سخت برای نفوذ عمیق تر دردیوارهای سنگی وکانکریت آهن دارمورداستفاده قراردهند. به این صورت آنهابمب های"بنکربستر"و"دیسی کتر"را به وجود آوردندودربمباردمان یوگوسالاویاموردآزمایش قراردادند. این بمب هابعداباتجهیزات الکترونی وسانسورهای فشارسنج مجهز گردیدند. تجهیزات الکترونیکی برای هدایت بمب هاوسانسورهای برای آنکه وقتی ازیک محیط جامدوارد یک محیط آزادمیشود، منفجر گردد. درنوع اخیرمقدرایورانیوم دیپلت بیشترازانواع قبلی میباشد. نوع اخیردرغرب افغانستان (هرات)، شمال(آی خانم، کندزومزار)در جنوب(سپین بولدک،اطراف ونواحی کندهار) شرق آن (توره بوره، ونواحی آن) بکاربرده شده است. شدت بکاربردن آن درشرق وجنوب بیشترازنقاط دیگرمیباشد. برخی گزارش هاحاکی ازآنست که درحمله برمارجه درولایت هلمند درسال 2010نیزازاین بمب ها کارگرفته اند.

 

بعدازجنگ اول خلیج ساینتیست های بشردوست ومخالف استفاده ازسلاح رادیواکتیف درمقابل ملتی که توان دفاع ازخودرانداردومردمی که نمیدانندچه مصیبتی ازآسمان برسرشان میریزد، برروی این ماده تحقیقات زیادی راانجام دادند.(برای اینکه دراین مورداطلاعات بیشتری پیداکنید فقط DUیایورانیوم دیپلت یاDepleted Uraniumراجستجوکنیدودرمورد آن معلومات حاصل نمائید. این کاربرای آنانی که ازمناطق نامبرده بالامی آیندویا ازمناطقی می آیندکه موردبمباران های سنگین امریکائی قرارگرفته اندویادراین جاهافامیل، خانواده ویاعزیزانی دارندویاخوددراین جاهازندگی میکنند،خیلی مهم است).این تحقیقات برای اولین بارتوجه ساینتیست های که وجدان شان نمیتواند بپذیردعلوم درخدمت نابودی حیات وزندگی برروی زمین مورداستفاده زورگویان قرارگیرند، راجلب کرد. سازمان ملل وبه ویژه دفترمربوط به امور"محیط زیست"رامتوجه این مسئله ساخت. اماهمانطوریکه میگویند"تضرع غلام مانع ستمگری ارباب نمیشود"توجه سازمان ملل متحدنیزبیشترازبیرون دادن یک گزارش اندرزنامه مانند نرفت. درحال حاضربرعلاوه خلق مظلوم عراق،خلقهای کوسوو، بوزنیا و سایر ایالات یوگوسلاویای سابق، خلق شجاع ولی ناآگاه افغانستان نیزدرمعرض تهدیدمرگ ونابودی ذرات رادیو-اکتیف یورانیوم دیپلت قراردارند.

 

nuke.jpgبراساس گزارش دفترامورمحیط زیست سازمان ملل متحد United Nations Environment Programme (UNEP)، 2% ازمقدار یورانیومی که باغذاازطریق خوردن سبزی، میوه وگوشت واردبدن میشوددفع نمیگرددوازطریق امعادربدن جذب می شود. 20%مقدار یورانیومی که ازطریق تنفس واردجریان خون میشوددرخون جذب میگردد. و70% آن ازطریق گرده هاتجزیه میگردند. امابین 10 تا 30% آن باقی میماند.یک قسمت ازگرده که درگزارش ازآن بنام proximal tubules (the main filtering component of kidney) نام گرفته شده(مابه دلیل عدم معلومات فنی که این قسمت کجای گرده است وچه وظایفی راانجام میدهد، فقط به ترجمه افاده داخل قوس که می گویداین قسمت عبارتست ازبخش عمده تجزیه کننده یافیلتر کننده گرده میباشد، اکتفا میکنیم) درمعرض خطر جدی قراردارد.اماابتلابه سرطان شش درصورت نفوذذرات یورانیوم ازطریق تنفس یک خطرجدی حساب میشود. مرض دیگرکه درگزارش ازآن نام برده شده Erythemaنام دارد که فردغیرفنی که طبیب نباشد،جرائت نمیکندبگویدکه این مرض چیست.اماواژه Erythemaدرفرهنگ های انگلیسی- فارسی سوزش و تخریش جلدی ترجمه شده است. نفوذذرات یورانیوم درنظام عصبی باعث تخریب جدارهای مغزی گردیده و اختلالات عصبی وسرانجام دی.انگی حیوانات وانسانهارا به بار می آورد.

به این قسم درست است که امپریالیزم امریکاوانگلستان طالبان راشکست دادندوچنان حکومتی را نصب کردند وبه اصطلاح یک حکومت انتخابی رابه وجودآوردندوچنان حکومت انتخابی ایکه تسلیم طلبان درمدح آن وب سایت هارا باز کرده اند، وافراد دیگری می روند وخود را کاندید میکنندووکیل پارلمان! می شوند،اماخانه آباواجدادوهمچنین آشیانه نسل های آینده مارانیزبه زباله دان یورانیوم دیپلت وتشعشعات رادیو-اکتیف تبدیل کردند. درحال حاضرخلق شریف افغانستان نمیدانندکه آنهاچه به روزگارنسل های آینده شان آورده اندولی نسل های آینده که آگاه می شوند ومیدانند که یورانیوم دیپلت چیست وتشعشعات رادیو- اکتیف چه به سرشان آورده وخواهدآورد، برروح همه وکیل هائی پارلمان، وزیران، مجاهدین وغیره کسانی که همکارامپریالیست های ناتووبه ویژه همکارامپریالیزم امریکا وانگلستان بوده وآنها را یاری کرده اندلعن ونفرین خواهند فرستاد. امروزممکن است خویشاوندودوست سیاف،محقق،ربانی، خلیلی،دوستم،ملاعمر،گلبدین،قانونی ودیگران برای یک عده افتخارباشدولی یک یادونسل بعدترکه نسل جوان ماباعلوم بیشترآشناشوند، حتی اخلاف این افرادازخون شریکی با این خائنین شرم خواهند کرد.

 

tanks.JPGنقش پروسه اول اشغال افغانستان برمحیط زیست،

 

درسالهای 2000افغانستان ازنظرتعادل ایکولوژی ونورم های محیط زیست سخت مریض بودکه امپریالیستهای اضلاع متحده وانگلستان به بهانه "مبارزه باتروریزم"به افغانستان لشکرکشی وآنرااشغال کردند. دراین پروسه ازیک طرف تسلیحات سنگین نیروهای زمینی وهوائی (تانک، هلی کپتروسایرعراده جات ترانسپورت ولوژستیک نیروی تفنگداروارتش)وازطرف دیگراستفاده ازتسلیحات جدیدموشکی وبمب هائیکه باکلاهک یورانیوم دیپلت مجهز بودند، ضربات مرگباری رابرمحیط زیست افغانستان واردآوردند. فاکتوراولی موجب بالا رفتن مقدارکاربن دای اکسایدCO2 وکاربن مونواکسایدCOدراتمسفیرگردیدوفاکتوردومی یک ساحه وسیعی آلوده به تشعشعات رادیو- اکتیف را درشرق،جنوب، شمال وغرب افغانستان ایجادکرد. پرتاب موشک های سطح به سطح که دراین مدت آزمایش شدند،اغلبانقاطی راتخریب کردندکه تعادل ایکولوژی درآن جاهاتا حدی برقربود. پرتاب بمب های سنگین ماننددیسی کتروبنکربسترمناطق نامبرده بالا رات شدیدا تخریب کرد.

 

نقش پروسه دوم اشغال افغانستان برمحیط زیست،

 

پروسه دوم اشغال افغانستان رسانیدن کاردبه استخوان محیط زیست بودکه ازطروق مختلف انجام یافت. مهمترین آن نمایش مسخره آمیزی است که"بازسازی افغانستان"نام دارد.امپریالیست هاومتخصصین تخنیکی آنها به این امرآگاهی داشتندکه بازسازی افغانستان بدون سهمگیری مردم درآن ممکن نیست.مهذا آنها درانظارمردم عام" نمایش دوست جلوه " کردن را اجرا کردند و به ترمیم برخی ازشاهراه و جاده هادست زدند. این کاردرحقیقت برای نقل وانتقال وسایط نظامی ، اداری ولوژستیکی خود آنها بود. شرکت های بزرگ امریکائی مانند هالی برتن وغیره تیکه داران (مقاطعه کاران) این پروژه بودند. آنهادرطرح پیشنهادی شان تمام عناصرمربوط به یک جاده راتذکرداده و داخل برآوردومحاسبه ساخته بودند؛ اماهنگامیکه پروژه راتحویل دادند، فقط یک دهم ازکار راانجام شه شده بود. مثلا: ترمیم سرک کابل- قندهار فی کیلومتر400000 دالرباشرکت هالی برتن که دیگ چنی رئیس آن بود، قراردادشده بود. برخی از متخصصین افغانستان آنروز ها طی یک نوشته تحقیقاتی به ضمیمه محاسبات انجنیری ثابت کرده بودندکه بااین مبلغ میتوان هم زمین یک جاده رادرایالت ویرجینیای امریکاخریدوهم جاده ای راساخت که 3 خط رفت و3 خط آمدداشته باشد.درحالیکه مرمت سرک کابل- قندهارفقط انداختن یک لایه اسفالت 5 تا7سانتی متری برروی خط سابق این سرک بود. برروی این سرک نه سروی هوائی صورت گرفته(زیراسرک ازسایق وجودداشت)، نه مصارف"پرکردن(گودالها ودره های کوچک)وقطع کردن(بلندی های وتپه های کوچک ) Cut and Fill" انجام شده ونه تهداب جدیدوبسترریگ گذاشته شده(این هااز سابق وجودداشتند)ونه والس(تخته کردن لایه های ریگ وخاک دربسترسرک)گردیده است، نه خط اندازی شده (حتی با رنگ نه شده چه رسدباترموپلاست)ونه ریل های گیرنده آهنی برای جلوگیری ازبیرون رفتن عراده ازسرک تعبیه گردیده، نه تخته های ترافیک برآن نصب شده ونه ازچراغ های کنارجاده خبری هستو...غیره.

هالیبرتن این پروژه هارا به sub-contractor یاشرکتهای های ساختمانی دست دوم که معمولاترکی ویا هندوستانی بودند، به یک دهم قیمت تیکه داد. هنگامیکه لایه اسفالت برروی بسترریگ هموارشد،آنهااثاثیه شان رابستند وباجیب پرراه خانه های شان رادرپیش گرفتندورفتند. خرابی هائیکه ازطرزسبک کارغیرفنی و(کلوخ گذاشته ازآب عبورکن)غیرمسئولانه آنها درکنارجاده بجاماندند، ترمیم نشد. آنها غیرمسولانه بیرل های کهنه اسفالت، روغن، موادچرب داروانواع دیگرکثافات مضربه حال طبیعت رادرکنارجاده ازخودبجا گذاشتند. موادزهری ودای اکسایدهای تباه کن رادردسترس طبیعت گذاشتند تا با وزش باد به جاهای دیگر منتقل گشته وبا ریزش باران وگذشت زمان درزمین ته نشین شده وبسترزمین رازهری سازند. ضربات توام بزرگی ازاین مجرا برمحیط زیست افغانستان واردگردید.

 

نقش ادامه اشغال افغانستان برمحیط زیست

 

امپریالیست ها بااشغال افغانستان یک اقتصادکاملاوابسته رابه وجودآوردند. ازجائیکه این اقتصادبرپایه های انکشاف تولیدات ومبادله ملی به وجودنیامده، مانندحبابی است که بمجردبرطرف شدن سایه استعماری اشغالگران میترکد. امپریالیست هابرای آنکه به این شعبده بازی ستون های پلاستیکی تهیه کنندتاانکشاف تورم رالگام بزنند، به هرچه که بتواندموجب دوران پول شود، امکان خریدوفروش داده اند. زیرا ازجائیکه پول دردست فیصدی کوچکی ازقوماندانهای جهادی وطالبی، سیاست بازان میهنفروش وخائنین ملی متمرکزاست، بازاریادایره دوران پول کوچک میباشدواین امربه انکشاف تورم دامن میزند. امپریالیست هاطی یک نیرنگ قیمت زمین رابطورمصنوعی درشهرهای افغانستان برابرقیمت زمین درامریکاوبرخی ازکشورهای اروپائی بلندبردندتا دایره گردش پول را از طریق گسترش بازارساختمانی وسیعترسازند، امااین امرباعث متمرکزشدن پولهای پراگنده گردیده ودردست کمپرادورهای افغانستان متراکم شد. شرایط جنگ واشغال و انقباض بازارتولید ومبادله به اضافه ورشکست شدن تولیدات کشاورزی درمناطق مرکزی وغربی کشور، بیشتری ازاهالی روستا رابه شهرهاکشانیدوافغانستان رابامشکل Urbanization(هجوم بسوی شهرها)روبروساخت.

اگرچند، بررسی این مسئله ازنقطه نظراقتصادی وسیاسی خیلی جالب ترازبررسی آن ازدیگاه محیط زیست میباشد، اما مادراینجا فقط اثرات Urbanization(هجوم بسوی شهرها)رابرمحیط زیست موردارزیابی قرارمیدهیم. عمده ترین تاثیر"هجوم بسوی شهرها"ته نشین شدن دای اکسایدها(انواع مختلف زهریات مضربه حال طبیعت)درزمین میباشد. این زهریات درطول زمان درلایه های زمین ودرتماس باگروپ های فعال شیمیائی قرارگرفته واثرات مضرآن برمحیط زیست برملامیگردد. یکی ازمنابع این دای اکسایدهامدفوع متمرکزانسانی است. مثلا:

امروزدرکابل حدودا5 ملیون انسان زندگی میکنند.اگرهرانسان درظرف24 ساعت250 گرام موادمدفوعی تولیدکنند، مقدارموادمدفوعی کابل در24 ساعت 1250000کیلوگرام یا1250 تن میشود. ازجائیکه کابل نظام بدررفت یاسوورسیستمی که این موادرابصورت تخنیکی و درست به اجزای آن تجزیه ومواد مضرراازآن بیرون کشیده ونگذاردکه داخل بسترزمین شود، دای اکسایدهای مضرازطریق چاه های بدر رفت درزمین ترسب میکنند. یک مقدارآن باتعاملات شان باگروپ های فعال شیمیائی تعامل نموده ونمک هائی مختلف فلزات رابه وجود می آورندکه باعث salinizationمیگردد. یک بخش ازآن تاسطح آب های سطح زمین میرسندودوباره درآب هاحل میشوند. این دای اکسایدها برای پرندگان، حشرات وسبزیجات بی نهایت مضرمیباشند. ادامه پروسه salinization(شوره زارشدن) موجب ترسب نمک درزمین گشته وسرانجام به نمکی شدن زمین وازبین رفتن امکان سبزشدن سبزه وبته هادرآن میگرددکه برهم خوردن پروسه دوران کاربن- اکسیجن یکی از نتائیج آن میباشد.

ازجانب دیگر، این اقتصادکه بهتراست آنرا"پوست آماس کرده برروی زخم عمیق"نام کرد، موجب گردیده تاعده کثیری ازمردم کشوردر آتش بیکاری وفقربسوزند. بخشی ازجوانان باتقبل بدترین مشقت هاوپذیراشدن اهانت های نارواوحقارت های ناجایزبسوی اروپا وامارات متحده عرب روی می آورند. برخی ازآنهاازاروپاوامارات به تجارت دست میزنندواتومبیلهای دست دوم راواردافغانستان میکنند. ازجائیکه این اتومبیل هاعملاافغانستان رابه گورستان اتومبیل مبدل میسازندوتاحدی اروپاوامارت متحده عرب راازاین جهت حمایه میکنندوازطرفی هم بخشی ازکالائی امپریالیزم است که بعدازاستهلاک قانونی اش هم به بانک های اروپاو امارات عربی پول سرازیرمیکنند، هم امپریالیست ها مایل نیستندوهم رژیم مفلوک وفاسدکابل نمیخواهدراه این توته پارچه های آهن کهنه راکه باهرکیلومترراه رفتن شان برمحیط زیست زهرمی پاشند، بگیرند. مقدارکاربن دای اکساید وکارب مونواکسایدکه ازطریق این اتومبیل هادرفضاواردمیگردد، اتمسفیراین سرزمین را بیشتر ازپیش گرم نموده وامکان ریزش باران رابیشترازهروقت دیگرمنتفی میسازد. علاوه براین مشکل، یک مشکل دیگرنیزبااین اتومبیل های قراضه وارد افغانستان میشود. این مشکل اینست که برخی ازافراددرکناردریاهاکه یگانه شاهرگ اساسی حیات درافغانستان اند،دکان موترشوئی بازکرده اند.آنها نه فقط دراین جاهااین قراضه هاراشستشومیکنند،بلکه موبلایل آنهارانیزباهمان روحیه ندانم کاری شان درآب دریا می ریزند. اگرهم اینکاررانکنند، بازهم بنابه عدم توانائی رژیم درکنترول اینگونه بزازهای مرگ که تیشه برریشه نسلهای آینده خود و دیگران میزنند، آنهااین موبلایل رادرزمین می ریزندوزمین رابرای همیشه زهری میسازندوامکان جوانه زدن هرگونه حیات را درآن ازبین میبرند.

اعمالی که بخاطرسرکوب طالبان به واسطه امپریالیست های اشغالگرروی دست گرفته میشوند،محیط زیست بی نهایت مریض این سرزمین رابه گورستان نزدیکترمیسازد. آنهابرای هرکارزاری که براه می اندازند، ترتیبات وسازوبرگ یک جنگ کاملاعیاررابه راه می اندازند. ده ها فروندهلی کپتر، ده ها باردرروز پروازمیکنندتاسربازان وهمراه باآن هاموادارتزاقی ومهمات جنگی سبک آنهارابه منطقه جنگی انتقال دهند. عراده جات سنگین آنها که معمولا دیزلی هستند، درانتقال سازوبرگ جنگی ازقبیل موشک های سطح به سطح، توپ های سنگین، مسلسل های کالیبربالا، مهمات نظامی ومواد انفجاری سهیم گرفته و صدها عراده دریک منطقه به حرکت در می آیند که بطور متراکم مقدار کاربن دای اکسایدCO2 وکاربن مونو اکسایدCOرا وارد اتمسفیرمیسازند. هنگامیکه جنگ درمیگیرد، آتشباری از زمین وهواباچنان شدتی آغازمیشودکه پرندگان وحیوانات وحشی مجبورمیشوندهرچه دورتر فرارکنند تا ازآن جهنمی که انسان هادرروی زمین ایجادکرده اند، دورشوند. گزارشات ازولسوالی مارجه درولایت هلمندکه ماه فیبروری سال 2010 هدف یک چنین حملات وحشیانه قرارگرفته بود، حاکی ازآنست که انواع مختلف پرندگان که قبل ازآن دراین ولسوالی گشت وگذارداشتند، اکنون مشاهده نمیشوند.

 

نقش ادامه اشغال افغانستان براهالی افغانستان

 

دریک جامعه عقبمانده که معمولا تحت حاکمیت خرافات ومذهب قراردارد، امپریالیزم وارتجاع همیشه ازعدم آگاهی توده هاسواستفاده کرده واعتقادات توده هارابمثابه طناب اسارت مورداستفاده قرارمیدهند. رژیم مفلوک پوشالی کابل مانندهررژیم مزدوروضدمردمی دیگر مردم افغانستان رادرچنان وضعیتی نگه داشته که اهالی این سرزمین خودبخودبه سوی آسیب پذیری صحی وکوچک شدن جسمی حرکت میکنند. شرایط نابسامان زندگی، استیلای فقروبیکاری مردم افغانستان آماده آسیب پذیری ازهرنوع مرض ساخته است. زیراقلت ویتامین ها در بدن (ناشی ازکمبودموادغذائی)شدت آسیب پذیری مردم رابه آسیب پذیری مرگبارمبدل ساخته است.اکنون درهرروستاحدود1.5 تا3 % مردم به توبرکلوزمبتلا میباشند. بابالا گرفتن تفاوت طبقاتی(اکثریت عظیم مردم افغانستان بین 100 تا 300دالردرماه عایددارند حالانکه اقلیت کوچکی که حدودا10% جامعه راتشکیل میدهنداز1500 دالربه بالاعاید دارند). این تفاوت 90% جامعه رادرکمبودی موادغذائی قرارداده است. باتخریب بیشترمحیط زیست ونباریدن باران 90% جامعه زودترازفرارسیدن دوران پیری وکهولت پیرمیشوندومی میرند. زنان قربانیان درجه یک این نظام بیدادگراست. زیراکارسخت وشاقه خانه، شیردادن اطفال،کاردرمزرعه باشوهریاسایراعضای خانواده مضاف برستم مرد سالاری که زندگی هرزن رابه جهنم مبدل میسازد،عمرزنان راتاحدنصف عمرزنان اروپاتقلیل میدهد.اوسط عمریک زن در افغانستان حدودا45 تا 50 سال تخمین گردیده که حداقل 30 سال ازعمریک زن دراروپاکمتر میباشد. ازجائیکه یگانه منبع زندگی اکثریت عظیم مردم افغانستان کشاورزی ومالداری میباشد، حاصل برداری پی درپی اززمین وپس ندادن موادیکه اززمین گرفته شده دوباره به زمین، موجب انقراض حاصل دهی زمین میگردد. زمین نایتروجن موردضرورتش رابازنمیگیردوتاثیرات مضاعف هرساله این امر نتنها زمین راازنظرحاصل دهی فقیرمیسازد، بلکه بررشداستخوان اهالی افغانستان تاثیرات منفی بزرگی دارد. بهمین دلیل است که تعدادافرادی که ازنظراستخوان بندی کوچکتراز حدمعمول اند، درنسل کنونی افغانستان بیشتربه مشاهده میرسد.

باتخریب محیط زیست، برعلاوه سرعت گرفتن حرکت افغانستان بسوی صحراشدن،اهالی آن نیزبااین دوتهدیدبزرگ هستی شان روبه رومیباشند. برای مردم افغانستان هیچ راه خارج شدن ازنابودی جزیبرون راندن امپریالیست هاازافغانستان واستقراریک رژیم دموکراتیک نوین وجودندارد. فقط تحت این رژیم است که میتوان بطورعلمی وصحیح به همه چیزرسیدگی کرد.

 

پایان بخش سوم

یادداشت

 

دربخش چهارم برروی رفع مشکلات وضرورت به رژیم دموکراسی نوین ازنظراقتضای محیط زیست صحبت خواهدشد.