Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
Úáãی
Painfull catastrophe

 

فاجعه بدخشان روزنه ای برمظلومیت مردم افغانستان

تحت اشغال امپریالیزم، چپاول وفسادرژیم پوشالی وخشم طبیعت

 

نویسند گان : پولاد

ح. دهقانپور

 

طبق گزارش مطبوعات غربی بتاریخ(2) می (2014) باثررانش کوه درقریه "آب باریک،باریک آب" درولسوالی اورگوی ولایت بدخشان حدود(2700) تن جان باختند. درموج اول لغزش زمین (300) خانواده درزیرگل وخاک مدفون شدند. ویک ساعت بعد موج دیگری از لغزش زمین درهمین محل بوقوع پیوست وافرادی که ازقریه های همجواربرای کمک به آسیب دیدگان وکشته شد گان این قریه آمده بودند گرفتارعین حادثه شده ودرزیرگل وخاک مدفون شدند. اولاً: دولت مزدوربموقع جهت کمک به آسیب دیده گان به محل نرسید وثانیاً: بعد ازبیست وچهارساعت عملیات جستجوبرای نجات جان افرادی که احتمالاً درزیرآوارها زنده مانده بودند ونیزعملیات بیرون کشیدن اجساد رامتوقف کرده واعلام کرد که درمنطقه آسیب دیده"مقبره دسته جمعی"ساخته میشود. بتاریخ(4 می) تعدادی ازساکنان روستای"باریک آب"ازاهمال دولت مزدوردرجهت کمک به آسیب دید گان وهمچنین تصمیم پایان دادن به عملیات جستجوبرای نجات جان افرادی که احتمالاً زنده مانده بودند وبیرون کشیدن اجساد قربانیان را به شدت انتقاد کرده واین تصمیم دولت را"توهین" به کشته شدگان خوانده وگفتند که اجساد باید اززیرآواربیرون کشیده شوند. وهمچنین مردم محل شاکی بودند که دولت تلاش لازم برای نجات جان افراد گیرمانده درزیرآوارنکرده است. ونیزساکنان محل استدلال میکردند که بازیاد شدن بارندگی وجاری شدن سیلاب های احتمالی، جریان آب اجساد قربانیان را باخود برده وبه دریا ی کوکچه خواهد ریخت ووابستگان قربانیان اصراردارند که ما می خواهیم تااجساد کشته شدگان را درقبرستان آبائی خود دفن کنیم. بتاریخ(7 می) کرزی مزدوربه منظورفرونشاندن قهروخشم مردم، عوامفریبانه ازمنطقه آسیب دیده دیدن کرده ووعده ای " بیرون کشیدن اجساد قربانیان را اززیرآوارداد".

نظرات مردم این محل مبنی براینکه دولت مزدوردرانجام عملیات نجات کوتاهی کرده وعملیات جستجودرجهت نجات جان افراد احتمالاً زنده مانده درزیرآواررا بعد ازیک شبانه روزقطع کرده است،کاملاً منطقی وبرحق بوده است. زیرا درروزدوم یک طفل زنده توسط مردم محل اززیرآوارنجات داده شد. این وضعیت بوضوح بی تفاوتی کامل دولت مزدوررادربرابرنجات جان زنده مانده های زیرآوارونسبت به اجساد قربانیان نشان میدهد. وما درحالیکه با بازماندگان قربانیان این فاجعه همدردی عمیق خودرا اظهارمیداریم؛ بالمقابل این عمل ضدانسانی دولت کرزی مزدوررا به شدت تقبیح ومحکوم میکنیم. درحالیکه ارتشهای اشغالگروجنایتکاروسایل وآلاتی دراختیاردارند که درچنین مواقعی می توانندافراد آسیب دیده ای زنده را درزیرآوارتا حد زیادی ردیابی کرده ودرجهت نجات جان آنها اقدامات لازم وسریع انجام دهند؛ ولی دولت مزدوروباداران امریکائی وناتو(ئی) اش کمترین اهمیتی به حیات زنده های احتمالی درزیرآوارواجساد صدها تن انسان نداده اند که هیچگونه انتظاری هم ازآنها نمی رود. زیراآنهاطی سیزده سال به کشتارمردم مظلوم افغانستان مشغول هستند. این امریکباردیگرسرشت جنایتکارانه وددمنشانه ای امپریالیستهای غارتگرامریکائی وناتوودولت مزدوررا بنمایش می گذارد. این غارتگران که خاینانه از"حقوق انسان" صحبت میکنند ولی درعمل جزئی ترین ارزش واحترامی به زنده ومرده ای مردم افغانستان قایل نیستند. به همین منوال همه رسانه های نوشتاری ودستگاه های سخن پراکنی سمعی وبصری وابسته ومزدورامپریالیستها این فاجعه ای المناک را با محض "اظهارتأسف" گزارش داده وکمترین اشاره ای به مسئولیتهای نظام حاکم مستعمراتی درجهت اتخاذ تدابیرپیشگیرانه دراین مناطق درفصل بارندگی ودربرابرچنین حوادث احتمالی وهمچنین کمکهای فوری وعاجل درجهت نجات افراد زنده درزیرآواروبیرون کشیدن اجسادقربانیان نکرده اند. درحالیکه دولت مسئولیت ووظیفه داردتابا استفاده ازشیوه های علمی درشناخت ازساختمان اراضی منطقه وپیش بینی حوادث احتمالی ایکه درایام بارندگیهای شدید ممکن است بوقوع به پیوندد؛ مردم را کمک کند تادرانتخاب محل ساختمان خانه های شان دراین مناطق ومناطق مشابه آن،تدابیرلازم رامدنظرقراردهند تابه چنین فواجع المناک مواجه نشوند. اگردراین فاجعه "قهرطبیعت" ذیدخل است؛ لیکن ازآنجاییکه پیشگیری ازچنین "حوادث طبیعی"تا حد زیادی امکان پذیربوده ودولت ملزم است تا به آن رسیدگی کند؛ ازاینروبخش اعظم مسئولیت این حادثه نیزبدوش دولت دست نشانده وجنایتکارتحت رهبری کرزی است.

آیا دولت مزدورافغانستان ازاحتمال این فاجعه میتوانست مطلع باشد؟

 

 

تمام مهندسین زمین شناسی، محیط زیست شناسی، انجنیر فاوندیشن یاشالوده ریزوحتی راه وساختمان (که به میکانیک خاک(Soil Mechanics) یا(Bodenmechanik) آشنا باشند) میدانندکه وقوع چنین حادثه ای دربدخشان وازآنجادرامتدادشرقی وجنوبی کشوریک امرکاملامحتمل است. چرا؟ چرااین حکم رامیکنیم؟ به این دلیل که هرمهندس زمین شناسی میداندکه بنا به حرکت تک تونیکس Tectonics آن قسمت ازساحه عظیمی که ازشمال استرالیامنشعب میشودوازسواحل شرقی جاپان میگذردجاپان، چین،سایبریا، کامچاتکاوآبنای بیرینگ رابسمت شمالغرب تیلات میکند.تخته عظیم دیگری که ازشمال استرالیاجدا میشودواسترالیاراازهمین تخته درجنوب استرالیاجداوازنزدیکی های سریلانکا دربحرهند عبورونیمقاره هندرابطرف شمالشرق فشارداده ودرنتیجه آسیارا ازافریقاجدامیسازد. حرکت این دوتحته عظیم تک تونیکس کوه های هیمالیا ،پامیر، باباوسرانجام البرزو..غیره را به وجودمی آورد. پامیر وبدخشان در نقطه تلاقی قوه هائی که ازحرکت این دوتخته عظیم قراردارند.

Tekstvak:

جیولوژیستهامیدانندکه همین فشاراست که اکسایدهای فلزات مختلف رابه سنگ های قیمتی یا "احجارکریمه"مبدل میسازد. این احجارهمانگونه که در 1500 سال قبل ازمیلادسرمه چشم"سوسنی"فرعون مصروسپس زینت آرائی گردن زیبای نیفرتی تی ملکه مصردرسلسله دوم فراعنه حوالی 1300 قبل ازمیلادبود، امروززینت آرائی گردن بند طنازان اروپائی وامریکائی میباشدکه به خروارهاازجانب شورای نظار احمدشاه مسعود وجمعیت اسلامی طی سی سال اخیر دربازارقاچاق بفروش رفته است.

اینکه ازبدخشان تاکویته بلوچستان درامتدادخط شرقی وجنوبی افغانستان ساحات زلزله خیزومناطق بی ثبات وجوان جیولوژیکی است به باداران امریکائی واروپائی این رژیم مزدور کاملا روشن بود. آنها میدانستند که زندگی انسان بدون "خوابیدن باچشمان باز" دراین مناطق به راه رفتن برروی پل باریک هوائی میان دوقله کوه بلنداست که باوزیدن ملایم ترین شمال آدم به اعماق دره پرتاب میشود. زمین لرزه چندسال قبل این حقیقت رابه یک فاکت تاریخی دردناک مبدل ساخته بود و این رژیم مزدوراگربه فکر زندگی مردم می بود به مهندسین وانجنیران افغانستان میگفت که متوجه داده های ماشین"سیزموگرافیک" که بواسطه باداران رژیم دربدخشان نصب شده، باشند.

به اینقسم بفرض اگررژیم مزدورکابل یک رژیم انسانی ومردم دوست میبود، هزاران تن ازهموطنان شریف ومظلوم ما اینگونه تلف نمیشدند. زیرا رژیم سه سلاح علمی دردست داشت که میتوانست مردم را پیش از وقوع حادثه نجات دهد.

-    معلومات عام درمورد حرکت تخته های تک تونیکس

-    معلومات یونسکو و خط کشی مناطق باثبات وبی ثبات از نظر سیزمولوژی

-    ماشین سیزموگرافیگ که حرکت طبقات ماتحت سطح زمین را نشان میدهد.

 

رژیم بیشتر ازآنچه ما تصور میکنیم میدانست

رژیم مزدورکابل بدون هیچ شکی آگاه است که افغانستان ازنظرتغییراقلیم جوی وویرانی محیط زیست یکی ازچندنقاط "زنگ خطربرای نابودی حیات"برروی کره زمین بشمارمیرود. باداران امپریالیست رژیم که طی پنجاه سال اخیرده هاهزارنوع حیات برروی کره زمین رانابودکرده اند میدانندکه افغانستان بسرعت بسوی ویرانی حرکت میکند. ونسل های بعدی این سرزمین درصورتی که دست به انقلاب نزنند وخود ونسلهای بعدی شانراازسلطه امپریالیسم وحاکمیت طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادورنجات ندهند؛ سرنوشتی جزاینکه به قبایل بادیه نشین کوچنده مبدل شوند، ندارند. متخصصین آنهاآگاه اند که اقلیم جغرافیائی بیش ازهمه درآن نقاطی که تعادل حیات درجامعه طبیعت برهم خوردهرسال بیشترتغییرکرده است ودرافغانستان سطح اکوافیر(سطح آب زیرسطح زمین) بین 20 تا 80 متر تنزل نموده است. خرابی محیط زیست که بدبختانه مرزهای سیاسی ودولتی رانمی شناسدمانندمرگ حیوانات صورت نمیگیردکه بعدازمرگ همه چیزتغییرمی کند. این تغییرات آهسته آهسته وگام بگام با خشکسالی چندسال پیهم ولی یک مرتبه با بارش باران های شدید ویا برف ناموقع وجود خویش را اعلام میکند. ریزش یکبارگی آب ازآسمان چه بشکل برف وچه بصورت باران، برزمین اثرات فوق العاده نامطلوب دارد. زیراخالیگاه های که دربین ذرات ریگ یاگل درزمین بزودی با ذرات(قطرات- درفضای آزاد) آب پرمیشوندومقدارآب ازآسمان بمراتب بیشترازآنچه که زمین ظرفیت دارد، برزمین میریزد. دراینصورت آب اضافی که براثرمشبوع شدن ذرات خاک درزمین جذب نمیشود برسطح زمین باقی میماندودر صورت اضافه شدن آب(ادامه بارش)برآن به سیلاب تبدیل گردیده وآبادی ومدنیت بشری را ویران میسازد. چنانچه چندی قبل در شمال کشوردیدیم که این حادثه نتنهاآبادی های زیادی راویران ساخت بلکه جان عده زیادی ازهموطنان ماراگرفت. اماقریه"باریک آب"ولسوالی آرگوی ولایت بدخشان قضیه خیلی ساده ترازاینست. اگرچندتلف شدن انسان وآنهم تلف شدن انسان مظلوم وتحت استثماروستم که جززندگی توأم با رنج ومشقت هیچ چیز دیگرندارد تحت هر شرایط به استثنای نبرد درراه آزادی ورهائی اش،هیچزمانی درست وجایز نیست ولی تلف شدن 2700 تن بدون هیچ دلیلی ویاآنچنان دلیل پیش پا افتاده ای مانند لغزش زمین، به هیچ وجه قابل قبول نیست.(ما درپائین نشان خواهیم داد که این حادثه میتوانست با مصرف خیلی ناچیزجلوگیری شود). برای آنکه به اثبات برسانیم که دراین حادثه دولت دست نشانده کابل و احزاب اسلامی جهادی بیشتر از طبیعت مسئول اند توجه شمارا به ماهیت قضیه جلب میکنیم. دقت کنید: یک قریه بزرگ درنشیب دره خاکی آبادشده است. این تقصیرمردمی که کشته شده اندنیست زیرانحوه اسکان پذیری درشیوه تولیدفئودالی- آسیائی اینطوراست. درروستای"باریک آب"اگرقضیه ازاینقرارنباشد بااین روال کمی تفاوت خواهدداشت.

تازمانیکه تعادل ایکولوژیک براساس بمبارانهای سوسیال- امپریالیزم شوروی وسپس جنگهای احزاب اسلامی وبه تعقیب آن جنگ های طالبان ومجاهدین وآخرالامرتجاوزامپریالیستهای اروپائی وامریکائی درکشور برهم نخورده بود، درزمستانها بطورعادی برف میبارید وبهاران باران می آمدوانواع مختلف حیات بایکدیگررابطه طبیعی داشتند. کاربن14 به طور عادی وطبیعی به کاربن 12 تبدیل میشدوباآن دایره حرکت اکسیجن وکاربن دای اکسایدبراساس نیاز این تعادل حاکم بود، مقدارآب درلای ذرات زمین بطورطبیعی وجودداشت و با بارش اضافی خودرا تاحدی بطوراتوماتیک میزان میکرد. دراینحالت مقدار فشاربرزمین ازنظرمیکانیک خاک مساوی است به مقدارفشاربرذرات خاک+ مقدار فشاربرذرات آب. این فشاربرروی سطحی که درمیکانیک خاک (Soil Mechanics) بنام سطح انتقال دهنده یا"Failure surface" یاد میشود وارد میگردد. برروی سطح انتقال دهنده یامقاومت فعال ذرات خاک(Active cohessive force) عمل میکندویااین مقاومت پسیف میباشدکه اولی درجهت لغزش زمین حرکت میکند ودومی در جهت مخالف آن.اما درافغانستان درمجموع وهرجای دیگری که تعادل ایکولوژیک به اندازه افغانستان برهم خورده باشد، قضیه دیگر ازاینقرارنیست.در روستای"آب باریک یاباریک آب" بنابرترکیب سطحی که برآن آبای بنا شده وهمچنین ضخامت این سطح، وضعیت خیلی خطرناکترازاینست. زیراازتخریب طبیعی(Errosion)یک سطح پرنشیب راازگل به وجودآورده واین سطح گلی آباد کردن خانه هارا آسانترساخته است. از نظر میکانیک یا علم این به معنی تمرکز دادن وزن بطورمیکانیکی برروی سطحی است که ثبات آن مربوط به درجه اشباع آن میباشد. درقسمت آخری نشیب آنجائیکه بستردره نامیده میشودنیزهیچ نیروی بازدارنده وجودندارد. درچنین وضعی وقتی باران میبارد وذرات زمین مشبوع میشود بروزن خاک زمین افزوده میگردد.( وزن خاک درحالت عادی 2.5 تن درفی مترمکعب است ووقتی خالیگاه زمین راذرات آب پرمیکنداین وزن به اندازه مقدارآب بالامیرود). دراینحالت فقط دو چیز میتواند بطورطبیعی زمین راازلغزش بازدار)1. کم بودن نشیب.2) مقاومت منفی سطح انتقال دهنده.( حالانکه ده ها راه حل میکانیکی برای این معضله ازنظر انجنیری وجود دارد). کسانیکه با میکانیک وفیزیک آشنا اندمیدانند که وزن هرشیی برروی کره زمین مساوی است به کتله یاجرم آن شیی ضرب در9.82 متر فی ثانیه درثانیه یا ثانیه مربع.(کتله یاجرم کیلوگرام به اندازه10نیوتن قوه میشود). وفشارکه موجب لغزش میشود همیشه مساوی است به قوه تقسیم برسطح اتکا. حالا اگر سطح اتکا یک سطح مایل باشد در آنصورت قوه وارده به سمت پائین یعنی سمت بستر دره مساوی است به مجموع قوه ضرب درسینوس زاویه نشیب. قدرت مقاومت سطح انتقال دهنده با افزایش وزن آب بروزن زمین کم میشود وسطحی که مشبوع شوده با یک مقدار دیگر اززمین برروی سطح لغزش یا(Failure Surface) به یک امرحتمی تبدیل میگردد.

 

اگر چنین سطحی دریکی ازنقاط تلاقی نیروهای تخته تک تونیکس وجود داشته باشد(مثلا بدخشان) یک حرکت خیلی کوچک که موجب ازجابی جا شدن یک دهم یک ملی متردریکی ازلایه های زمین گردد، لغزش برروی سطح انتقال دهنده تحریک نموده وزمین حرکت میکند. این حرکت اگرچند دراول کوچک است ولی باهرمتر بطرف پائین کتله های دیگر را باخود به لغزش وامیدارد. این نوع افزایش درجیوفیزیک به لغزش پیشرویا collapse Progressive معروف است.

دولت افغانستان بطورعام میدانست که بدخشان یکی ازساحات درجه یک زلزله خیز دنیا است. وباید درقبال زندگی مردم شجاع وشریف این منطقه احساس مسئولیت میکرد واین مشکل رابا مصرف یک سینت ازیک میلیون دالری که وارد افغانستان شده میتوانست حل کند. برای File:Brushwood.jpgحل آن راه های مختلف ارزان،عقبمانده وخیلی ساده درکنار راه حل هائی پیشرفته وپرقیمت وجود دارند. یکی از راه حل های ساده آن فروبردن تخته های آهنی(Rtaining wall) درزمین است. تمام مصارف حل این مشکل بیشتراز10 میلیون دالرنمیشد. ازاین هم راه ارزان تر دیگری وجود دارد وآن عبارتست از فروبردن گادرها وتخته هائی مواد پلاستیکی درزمین است که به نصف مصرف تخته های آهنین تمام میشود.

دربالا یکی ازراه حل های ارزان، ابتدائی وکم قیمت را با چوب و رهنمائی کردن آب سطح زمین مشاهده میکنید.

درسمت چپ یک راه حل پر قیمت ، دوامدار وپیشرفته را میبینید. اماازجائیکه در خصلت جبلی وذاتی یک دولت مزدور ودست نشانده احساس مسئولیت درقبال جان ومال مردم وجود ندارد، دولت پوشالی کابل نتنها اینکاررادرولایت بدخشان وسایر مناطق زلزله خیزکشورانجام نداده است، درآینده نیزانجام نخواهدداد.فقط برای طبقه کارگر ودرنظام سوسیالیستی است که انسان به راستی به ارزش حقیقی اش آشنامیشودودولت درقبال جان ومال مردم احساس مسئولیت میکند وراه حل هائی برای اینگونه مشکلات پیدامیشود.

 

طبقه کارگراینگونه مشکلات راچگونه حل میکند؟

حل مشکل مردم دریک جامعه مستقیما با خصلت طبقاتی دولتی که برسر قدرت است ارتباط میگیرد. دولتی که نماینده طبقات استثمارگراست ازدیدمنافع این طبقات به مشکل جامعه می بیند،انجنیران و مهندسین این نظام نیزاززاویه سودومنافع مالی ارباب شان به اشیاوپدیده ها نگاه میکنند.

اماانجنیرومهندس نظام سوسیالیستی برطبق خصلت سیاسی- ایدئولوژیک نظام راه حل درست یا طبیعی (دیالکتیکی)معضلات ومشکلات راجستجومیکنند.انجنیرومهندس زمان حاکمیت طبقه کارگریا سوسیالیزم درافغانستان ازجائیکه درقبال آرامش،حیات وامنیت مردم مسئولیت احساس میکنند، نخست درجائی خانه وشهرمیسازندکه سیاست طبقه کارگربه آن رأی بدهد. این به چه معنی؟ این به آن معنی که شورای انتخابی که مرکب ازنمایندگان حزب وسایرطبقات متحدسیاسی طبقه کارگرمیباشد، به دستگاه دولتی محلی فرمان میدهدکه برای اسکان مثلا 2000 خانواده دریک منطقه پلان طرح کند. شعبات مختلف مهندسی وانجنیری منطقه موردنظرراازهرنگاه موردتحقیق قرارمیدهند.مهندسین جیو فیزیکوفاوندیشن لایه های زمین، ترکیب آنها وضخامت شانرابافرستادن اشعات صوتی تاعمق50-80 مترموردتجزیه وتحلیل قرارمیدهندومقاومت هرلایه واحتمال ضعف وحرکت نشست آنراحساب میکنند.. مهندسین ساختمان نظربه این معلومات طرح شان را میریزند و مهندسین محیط زیست اثرات اسکان پذیری انسان رادرآن محیط برروی سایرحیات ارزیابی میکنندواین طرح بعدازتقریبایکسال غوروتعمق به شورای شهرداری ارائه میشودوسرمهندس هربخش ازنظرات شعبه اش دفاع و بسوالات مختلفی که هرنماینده میپرسدپاسخ میدهد.بعدازآنکه شورای شهرداری این پلان راتصویب کرد، نقشه عملی میشود.

این پروسه "شیوه تولید مسئولانه طبقه کارگررا دررژیم سوسیالیستی"نشان میدهد. این شیوه تولید از نظرتخنیکی و مسلکی به این دلیل مسئولانه است که برای دولت طبقه کارگر" حل مسئله مسکن"یکی ازمسایل استراتیژی حرکت بسوی فازبالای سوسیالیزم میباشد. یعنی اینکه طبقه کارگر مجبور است که بخاطررسیدن به کمونیزم ورهائی خود تمام جامعه را ازهر حیث درسطح بالای زندگی ارتقا بدهد. تضاد بین شهروروستا اگرازیکطرف محصول تقسیم کاراست ازطرف دیگرتمرکز نفوس نیز در آن نقش دارد. وقتی کمونهادرروستابه وجودمی آیند، تمرکزنیزبه وجودمی آیدواین تمرکزبه"حل تضادبین شهروروستا"ازطریق تولیدوتوزیع کمک میکند. باالغای مالکیت برزمین وچراگاه انسان فقط به قوانینی که حزب ودولت طبقه کارگرمقررمیدارد،مقیدمیشودنه به مرزهای مالکیت خصوصی که ازچهار سواورادرمحاصره قرارداده است.آنچه درنقاطی مانندقریه"باریک آب"رخ داده قسماازنوع مالکیت و شیوه تولیدعقبمانده نیمه فئودالی-مستعمراتی ناشی میشود. نظربه حاکمیت مالکیت خصوصی این نیازبه شرح مفصل نیست که محل آباد کرن خانه درهرروستاطوری است که یک خانواده فضای محدودبرای خانه ساختن دارد. این امرموجب تمرکزفشار(وزن تقسیم بر سطح) برزمین میگردد ورژیمی که برای خانه ومسکن مردم نقشه وپلان نداردوفقط میکوشدباجمع کردن مردم دریک نقطه(urbanization) و انکشاف روستاهائی پرجمعیت ومتمرکز کارمبادله ودرنهایت امرسود آفرینی رابرای تاجر دلال ودوران پول رابرای اقتصادامپریالیزم آسان سازد،مردمش راعمداباخشم طبیعت روبرومیسازد. طبیعت نیزقوانینی دارد که نبایدازآن عدول کرد.

 

"اعلام گوردسته جمعی روستای آب باریک" جنایت دیگررژیم پوشالی

 

دوروزبعدازحادثه المناک آرگو، ملایونس قانونی معاون اول کرزی به بدخشان رفت.اووامثالش که حتی ازماتم وعزاداری مردم هم به هوای نفع برداری سیاسی وحاکمیت طبقاتی شان بهره برداری می کنند،ساحه ای راکه زیرخاک رفته بودگوردسته جمعی اعلان کرد.این کاراگرچندازنظرسیاسی بخاطر استتاربی کفایتی وفساددولت پوشالی انجام شدولی ماهیت دولت وکودنی رهبران رژیم دست نشانده افغانستان رابه نمایش گذاشت. اعلام"گوردسته جمعی"ساحه ایکه لغزیده"نشان میدهد که رژیم پوشالی نتنهابفکرنجات آنهانیکه درزیرخاک تاچندروززنده خواهندماندنیست، بلکه بفکرآنهائیکه زنده اندودرآن منطقه وحوالی آن زندگی میکنند هم نمیباشد.

رژیم این ساحه راگوردسته جمعی اعلام کرد، درحالیکه تمام مردم وحتی اطفال بادست خالی زمین را میکنندتاحداقل آب سردی برآتش دل شان ریخته باشند.اگرعاطفه انسانی وپیوندخونی وخانوادگی راکه در بین مردم مابسیارقوی ونیرومنداست کناربگذاریم وصرف به عواقب صحی واثرات این گوردسته جمعی برآن روستاومناطق اطراف آن توجه کنیم می بینیم که ملایونس قانونی غلط کرده است. زیرا درآن منطقه براساس گزارش هابیشتراز2700انسان زنده بگورشده اند.اگرتعدادحیوانات اهلی رابرابر نصف آن بگیریم، رقم ما به بیشتراز4000 جسدمی رسد. تحقیقات علمی درمورد حل شدن جسد مرده درزمین نشان میدهدکه بعدازمرگ میلیونهاارگانیزم حیات که بنام میکرو-ارگانیزم شهرت دارند بعدازمرگ نمی میرند. اینها درجستجوی حیات سلول های مرده رامی شکنانند وبعدازمدتی باکتری های ویژه ای بام کلوس تردیا(Clostridia) وکالیفرمس((Coliforms درقسمت راست شکم به وجودآمده وازاین ببعدجسدراتعفن فرامیگیرد. دراین موقع براساس فعالیت باکتری هاوتعاملات کیمیاوی درداخل بدن آب درحجره های شش وغده های زیرزبان نوعی ازگازات سمی جمع میشوند که در طب عدلی با فروبردن سوزن آنهارارهامیسازدودرممالک اروپائی به دلیل زهری بودن این گازومایع همراه باآن جسدمرده رادریک خریطه پلاستیک که منفذآن برای ورودودخول هواکاملامسدوداست، میگنجانند.تولید این زهریات تا15-18سال ادامه می یابدکه بتدریج کمترشده میرود. به همین لحاظ درممالک اروپائی مرده رابعداز20 سال ازقبرش بیرون آورده وبه اقاربش میسپارندکه درجای دیگربرده دفن کنند ویادر همانجادوباره بخاک بسپارند. هرجسدمرده 2 کیلوگرام زهریات راواردزمین میسازد.ملایونس قانونی که به ضدعلم معتقداست ، نمیتواندبفهمدکه 4000هزارجسد8000کیلوگرام(8 تن)زهررادریک منطقه کوچک واردزمین میسازد. چون این جسدهاهمزمان مرده وهمزمان تجزیه میشودلذازهردرزمین متمرکزشده وخالیگاه های زمین رامشبوع ساخته وسرانجام وارد آب نوشیدنی میشود.

اگرازنظرعملی مسئله "اعلام گوردسته جمعی"را مورد ارزیابی قراردهیم، این مسئله بهمان اندازه زندگی مردم این روستا و روستاهای اطراف آنرادردرازمدت ده برابرلغزش زمین درروستای باریک آب تهدید میکند.

اثرات جانبی این گور دسته جمعی برسایرانواع حیات درآن منطقه مصیبت باراست. شماخبرداریدکه لغزش زمین جریان آب رامسدودساخته است. اگرآنجا"گوردسته جمعی"باقی بماند جریان آب مسدود میشود.در مسیرآن جویباریارودخانه به شکلی ازاشکال حیات( درخت، سبزه زار،جنگل وباآن حشرات، گنجشک، پروانه، زنبورو..غیره) زندگی داشتندوباقطع آب رابطه آنهانابودمیشودوتوازن جامعه طبیعت درآن مسیربرهم میخورد. این امرروغن ریختن بر آتش نابودی اقلیم افغانستان است.

مضاف براین آب همیشه درمسیرقوه جاذبه زمین حرکت وآسانترین وممکن ترین مسیرراانتخاب میکند.همین خصلت آب بوده که آن"قول آب"یارودخانه کوچک دراول به وجود آمده بود. نیز آب میکوشد همین مسیررا طی کند وخواهی نخواهی درلای ذرات کل که درسطح هنوزفشرده نشده نفوذ مینماید. وسرانجام ازطریق حرکت دردرلای ذرات زمین (نم وزایش یاcapillare) بابدن درحال تجزیه مرده ها تماس حاصل میکند وسپس به سطح زمین می آید. باکتری هائیکه بااین عمل انتقال داده میشود زمینه سازامراض گوناگون وازجمله طاعون میباشد. کلسیوم وسایرفلزاتی که درصورت تعامل باگازات به نمک مبدل میشوند، ترسب نموده وبنابه تمرکزفوق العاده زیادآن هادریک منطقه کوچک باعث غیرقابل زیست شدن منطقه میگردد.زهریات(دای اکسایدها) بااین ذرات ازطریق کپیلربه آب سطح زمین رسیده وموجب مریض شدن حیوانات اهلی ووحشی وپرندگان میگردد.

به اینصورت موجودکودن و میهنفروش مزدوری مانندملایونس میتوانند دست بلندکرده وازخدا طلب مغفرت وآمرزش بکندولی طبیعت راه خودرامی پیمایدوباکتریها، زهریات ودای اکسایدهابه دعای ملاومجتهد یک سرمو هم ازفعالیت شان بازنمی ایستند.

 

پیام ما،

خلق شریف افغانستان، این رژیم وبادارانش به مرگ وزندگی شما یک شاهی هم ارزش نمیدهد.به سخنان آنهاتوجه نکنید، این رزیم شمارا فریب میدهدواین نه باراول است ونه مرتبه آخرخواهدبود. چند سال قبل نیزدر بدخشان زلزله شدوعده زیادی بی خانمان گردیدند. رژیم آخندهاومجاهدین چه کرد؟هیچ. فقط چندملاآمدندوچنددعای مغفرت وصبرراکه رایگان است برزبان آوردند وبرای بازماندگان حوصله وشکیبائی خواستندوراه شان راگرفته ورفتند. نه بفکرآن شدندکه زلزله چراواقع میشودوچطور باید باید تلفات آنرا به حد اقل تقلیل داد، کجای منطقه درخطراست وچه خطرات طبیعی این ولایت راتهدیدمیکند وچطوربامردم همکاری کردکه این مشکلات راحل کند و...غیره.

تنهاویگانه راه نجات شماانقلاب است. مشکلات شماراخلقهای ملیت های دیگرافغانستان به اشکال دیگر تجربه میکنند. خلق شریف پشتون درتقاطع آتش"باداران ومزدوران(امپریالیست هاومزدوران گوناگون شان)میسوزند. خلق ملیت هزاره، ازبک،ترکمن ونورستانی از راه های دیگر در ماتم نشسته اند. عوامل وعناصرمزدوررژیم پوشالی بین شما ازحیث ملیتی وزبانی فتنه می اندازند. شما می بینید که این رژیم یونس قانونی رابه دلیل تاجک بودنش برای فرونشاندن خشم برحق مردم بدخشان به ارگو فرستاده است واگراینگونه واقعه درهزاره جات رخ بدهداین رژیم خلیلی یامحقق رامیفرستد وبهمین قسم دوستم و دیگر خاینین ازبک وترکمن را. اکنون باشماست که بانشان داده دلسوزی وغمشریکی بااهالی "آب باریک" ولسوالی ارگوودست زدن به تظاهرات علیه بی تفاوتی رذیلانه دولت فاسد کابل نشان بدهیدکه شماخواهان وحدت هستیدوطبقات حاکمه بین شما نفاق می اندازد. وازاینطریق بین خود ومرتجعین حاکم خط فاصل بزرگی بکشید. فقط با وحدت وهمبستگی کل خلقهای شریف افغانستان میتوان آینده کشورراتعیین کرد. واین اینده نظام دموکراسی نوین یعنی حکومت واقعی مردم میباشد وفقط ازطریق انقلاب وسرنگونی رژیم پوشالی کنونی میتوان به آن نایل شد.

20 ام ثور 1393