Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
Úáãی

 

آیاکشفیات جدیدعلوم ماتریالیزم تاریخی راتائید میکند؟

مابایدباهرکشف علمی باورهای مارابه آزمون بگذاریم وببینیم که آیاآن کشف باورهای ماراتائیدمیکند یاخیر؟ زیرااگریک کشف علمی باورهای ماراردکندما باید باورهای مان را بزیر سوال ببریم وآنهارا با کشف علمی هم آهنگ سازیم. وقتی این کاررانمیکنیم ازیک انسان عادی وپویابه یک انسان مذهبی وتنیسیالیست(وابسته به خوی وعادات سنتی) تبدیل میشویم.

بااین مقدمه کوچک میخواهیم کشف جدیدباستانشناسی رادرکنارجهیل"ترکانا"درشمال کنیابه صحبت بگیریم.

کشف یک قتلعام ماقبل التاریخی درکنیا،

https://img.washingtonpost.com/wp-apps/imrs.php?src=https://img.washingtonpost.com/rf/image_908w/2010-2019/Wires/Images/2016-01-20/Getty/AFP_781M4.jpg&w=1484بتاریخ21 جنوری 2015دانشگاه کیمبریج- کرسی مطالعات"تکامل تدریجی کنارجهیل ترکانا- درکنیا" گزارشی رابه نشرسپردکه ازاهمیت ویژه ای برخوردارمیباشد. این گزارش مربوط به کشف اسکلیت انسانهای ماقبل التاریخ است که بمثابه روزنه ای به روابط فیمابین انسانهادرده هزارسال قبل باز می شود.این اسکلتهابه افرادی تعلق دارندکه درآنزمان بطورجمعی کشته شده اند. درعکسی که درهمین صفحه چاپ شده دیده میشودکه قتل به وسیله سلاح جارحه که باضربت مرگباربرجناح چپ جمجمه مقتول واردشده،انجام گرفته است.این میرساندکه انسانهای ساکن درکناره جهیل ترکاناده هزارسال قبل به سلاح دست یافته وازآن درجنگ استفاده میکرده اند. محققین دره ترکانادربین اسکلت کشته شدگان، اسکلت یک زن راپیداکرده که ماه آخیربار داری اشراسپری میکرده.این زن به هنگام کشته شدنش چارزانوبرزمین نشسته بوده واززاویه ستون فقراتش برمی آیدکه بهنگام کشته شدن سرش رادرمقابل قاتلش پائین انداخته بوده است. باستانشناسان درمجموع 12 اسکلت رابطورکامل اززیرخاک بیرون آورده و15اسکلت دیگربطور قطعات پراگنده شامل این جمع میباشد. این نشان میدهدکه این جمع به واسطه یک جمعیت دیگربه قتل رسیده که ازاینهاقوی تربوده است.نتیجه ایکه این فاکت به آن اشاره میکنداینست که انسانهای این منطقه ده هزارسال قبل بطوردسته ای ومسلح بامخالفین شان می جنگیده اند.

اینهاکی بوده اند؟ وچه کسانی آنهاراکشته اند؟علت جنگ آنهاچه بوده؟ دانشمندان دانشگاه کیمبریج و سایردانشمندان اروپائی وامریکائی درنتیجه گیری های خودبرروی علل وعوامل جنگ صحبت میکنند ومیگویندکه جنگ خیلی پیشترازآنچه که تاامروزفکرمیشد،درجامعه بشری به وجودآمده است. اما نمی گویند کدام نوع جنگ؟ ما جنگ داریم تا جنگ. جنگی که بین گله های بوزینه یا سایرانواع جانوران وحشی درمیگیرندباجنگی که برسرتصاحب وغارت درمیگیرددوماهیت مختلف داردوبین آنها ازنظر تکامل وحرکت صدهاهزارسال فاصله وجود دارد.

The skeleton of a man, found lying prone in the sediments of a lagoon 30km west of Lake Turkana, Kenya, at a place called Nataruk, is pictured in this undated handout photo obtained by Reuters January 20, 2016. The skull has multiple lesions on the front and on the left side, consistent with wounds from a blunt implement, such as a club. Scientists said on January 20, 2016 they had found the oldest evidence of human warfare, fossils of a band of people massacred by a troop of attackers with weapons including arrows, clubs and stone blades on the shores of a lagoon in Kenya about 10,000 years ago. REUTERS/Marta Mirazon Lahr/Cambridge University/Handout via ReutersATTENTION EDITORS - THIS PICTURE WAS PROVIDED BY A THIRD PARTY. REUTERS IS UNABLE TO INDEPENDENTLY VERIFY THE AUTHENTICITY, CONTENT, LOCATION OR DATE OF THIS IMAGE. FOR EDITORIAL USE ONLY. NOT FOR SALE FOR MARKETING OR ADVERTISING CAMPAIGNS. FOR EDITORIAL USE ONLY. NO RESALES. NO ARCHIVE. THIS PICTURE IS DISTRIBUTED EXACTLY AS RECEIVED BY REUTERS, AS A SERVICE TO CLIENTS.
رابرت فولی دانشمندکیمبریج معتقداست که:"اگرجنگ رابه معنی نزاع توام باکشتاربین دسته هادر نظر بگیریم، به این فکرمیرسیم که جنگ فقط آنزمان ظهورکردکه بشردست به تولیدغذایش زدیعنی زمانیکه آنهاحیوانات رااهلی وبه کشاورزی ودامداری پرداختند، در این صورت چیزی رامی دزدیدندIf you take war to mean lethal conflict between groups, the idea is that war in that sense only arose when people had food production, when they had livestock and agriculture things that could be stolen, امامابه این باوریم که جنگ رابه معنی نزاع توام باکشتاربین دسته هانمیتوان درنظرگرفت زیراجنگ شکلی ازسیاست است نه محض"نزاع گروپی"باکرکتر"کشتن وزدن".اگرمقولات راازمحتوای آن ها تهی سازیم وتعریف های خودرا بمثابه محتوای مقولات علمی جانشین کنیم همیشه میتوانیم نتایج مطلوب خودرا ازفاکت ها بیرون بکشیم. اما خوشبختانه این علم نیست. اما علم چه میگوید؟ علم میگویدکه بشرباتولیدغذایش خودراازحیوانات دیگرمتمایزساخت، اما این یک امرساده نبود و نباید بسادگی به آن دیده شود. برخلاف تصور آقای فولی بین مرحله ایکه بشربه تولیدپرداخت ومرحله ایکه به جنگ دست زدتابرچراگاه هاوزمین های حاصلخیزبامنابع آب فراوان دست یابد،هزاران سال فاصله وجوددارد. ممکن است که جنگ درهمان مراحل اول تولیدنیز وجودداشته اما به شکل غریزه ای انستنکتی اش که درحیوانات شکاری مانندشیرها، کفتارهاوسگهای وحشی درصحاری سرینگیتی وساوانا به چشم میخورد. بشرنیزدراین مرحله بصورت گروپی به lethal conflict دست میزده ولی این lethal conflictهابا جنگ بر سر چراگاه هاوزمین های حاصلخیزفرق دارد. بعدازآنکه بشربه تولیدپرداخت، بایدهزاران سال دیگررا پشت سرمیگذاشت تابه آنجائی میرسیدکه منظورپروفیسرفولی میباشد. پروفسیرفولی که معتقداست تاریخ عبارت ازبیان فتوحات شاهان وقیصرها،ظهوروزوال امپراطوری هاوانواع خدایان است می پنداردکه جنگ هابعدازآنکه بشربه تولیددست زده به وجودآمده اند. درحالیکه بشرباتولیدغذایش فی الفوربه تولید اجتماعی نرسیدوتولید خود باید هزاران سال حرکت میکردتا اجتماعی شود. بقول مارکس"رفع یک نیازبه ظهورنیازدیگر می انجامد"ومرفوع ساختن نیازهای زندگی بشراولیه یک پروسه عظیم حرکت تاریخی- اجتماعی راتشکیل میدهد.تاریخ یعنی بیان این حرکت که برای پروفسیر فولی کاملانااشنا میباشد.

"ینان وانگ"نویسنده گزارش می افزایدکه رابرت فولی دریک مصاحبه تیلیفونی دیگرباواشنگتن پست گفت که"این نشان میدهدکه نزاع دسته ای ممکنست در راستای تکامل ماخیلی پیشتروجودداشته است(This suggests perhaps that intergroup conflict may extend much deeper into our evolutionary past.)". اینگونه احکام"علمی دانشگاه کیمبریج"که جنگ های امپریالیستی رابخشامحصول خصایل ذاتی وارثی بشرمیسازد، بی شباهت به افسانه های تمساح بالدار نیست.

درگزارش گفته میشود: منشاجنگ به ایندلیل که معلوم نیست آیاجنگ طبیعتا بین گروه هابه وجودآمده یاسلاح رزم زمانی ایجادشده که جوامع بشری اسکان گزیده وبرای حمله برمنابع دیگران مورداستفاده قرارگرفته، ازجانب دانشمندان به یک بحث داغ تبدیل شده است".The origins of war are a subject that has been hotly contested in the scientific community, as it is unclear whether humans are naturally predisposed to conflict between groups, or if warfare emerged only after settler societies created the conditions for raiding resources.

گزارشگرمقاله، مانندرهبران ساماوسازمان رهائی نمیتواند"مقاله نویسی"راازبحث علمی تفکیک کندو نمیداندکه آنچه رابرت فولی میگویددرقرن 19به واسطه دانشمندان واقعاصادق بورژوازی مانند لوئیزمورگان بطورکاملاعلمی ردشده بود. اگردانشمندی امروزهم نداندکه بشرچگونه به سلاح دست یافت وآنرابااسکان گزینی بشرمربوط سازدوآنهم برای حمله به دیگران، بدون هیچ شکی میکوشدچرخ سرازنوکشف کند. ماکمونیست هامعتقدیم که بشرازطریق فعالیت های تولیدی، مبارزه طبقاتی وآزمون های علمی جهان رامیکاودومی شناسد.این فارمول که مانندقانون جاذبه زمین در فیزیک دقیق است مشکل مارابه آسانی حل میکندوبمانشان میدهدکه بشرسلاح رابرای اولین بار در فعالیت های تولیدی اش کشف کرد. زیراازنیزه بخاطرکشتن حیوانات عظیم الجثه مانند فیل،گاومیش وغیره استفاده میکرد. آنچه ازسلاح اولیه بشردرموزیم هادیده میشودنیزسنگ های تیزوبرنده ای است که به حیث نوک نیزه مورداستفاده قرارمیگرفته اند. منطقی فکرکردن نیزحرف ماراتائید میکند زیرا بشربرای تولیدغذایش هرروزبه سلاح ضرورت داشت وبرای حمله به منابع دیگران هرروزضرورت نداشت. این دوره بایدهزاران سال رادربرگرفته باشدتابشربه مرحله اسکان گزینی رسیده است. چرا؟ به این دلیل مرحله اسکان گزینی بشرزمانی آغازمیشودکه بشربه مرحله کشاورزی رسید، زیرافقط با کشاورزی این امربه یقین تبدیل شدکه میتوان دریک منطقه مشخص ساکن شده وازمحصولات کارخود زندگی کرد. این مرحله دو مشخصه بزرگ دارد: نخست اینکه پایان دوره زندگی شکاری بشرراکه دیگرتیروکمان رانیز کشف کرده بودنشان میدهد. ثانیااینکه اوایل دوره کشاورزی"دوره مادرسالاری" است. زیرااین زن بودکه به دلیل آبستن وباردار بودنش نمیتوانست باگله های انسان شکاری همراهی کند. زن مجبور بود برای زنده ماندنش برزمدویگانه وسیله غذائی ایکه دردسترسش قرارداشت دانه های حبوبات بود.اوازاین دانه هامیخوردوبعدازتولدشدن نوزادش آنهارابحالش رهامیکردوبدنبال گله میرفت ، بعدها متوجه شدندکه دانه های بجا مانده دوباره سبزگشته وهردانه به یک خوشه تبدیل میشود.همین ایقان و اعتقادبودکه بشرشکاری رادرطول صدهاوحتی هزاران سال به بشرکشاورزتبدیل کرد. چون زن ازیکطرف کاشف این معجزه بودوازطرف دیگرحیات جدیدیانیروی جدیدبجامعه میداد،به حیث سالار جامعه ترقی کرد.

دراینجااین سوال پیش می آیدکه آیابشرقبل ازآنکه برای تحصیل غذایش نیزه ،تیروکمان بسازد،ازسلاح استفاده نمیکرد؟تهیه نتوانستن پاسخ درست به این سوال رابرت فولی رادرتحقیقاتش سرگردان میسازد. پاسخ مارکسیستی اینست که : اسلحه را باید تعریف کرد. گله های بوزینه درنزاع فیمابین شان نیزفریاد میزنندوازتوته چوب وسنگی که دردسترس هربوزینه قراردارددرزدن جانب مقابل استفاده میکنند. آیا آن توته سنگ یاچوب اسلحه گفته میشود؟ اگر ازپیش خود قانون وضع کنیم وبگوئیم که هرشیی اضافی خارج ازاعضای بدن ماکه درجنگ استفاده شوداسلحه است، درآنصورت آن سنگ وچوب که ازطرف بوزینه های مخاصم مورداستفاده قرارمیگیرندرانیزمیتوان اسلحه خواند، اما ایا این شیوه تحلیل ونتیجه گیری درست است؟ مسلما نه. نه آن سنگ وچوب اسلحه است ، نه جنگ گله های بوزینه جنگ بمعنی علمی ایکه ما درمورد آن حرف میزنیم .اسلحه بایک مقدارآگاهی وتغییر وتکامل مغزانسان به وجود آمد. واین زمانی بود که بشر ضرورت داشتن نیزه، تیروکمان رادرشکاروماهیگیری بعنوان یک ضرورت مبرم میتوانست درک کند.حالانکه برداشتن سنگ وچوب ونعره وفریادکشیدن به طرف مقابل درنزاع بوزینه هایک مسئله غریزه وی یااحساساتی است. بین این مرحله ومرحله پیدایش اسلحه ده هاهزارسال تکامل طبیعی موجوداست. چون پروفیسرفولی و دستیارانش ایدئولوژی علمی ندارند به همان دلیل این ده هاهزارسال راهم نمیتوانند ببینند.

اشتباه دوم دراستنتاج پروفیسرفولی موضوع"جنگ عنصرتکامل تدریجی"درحیات بشر است.این سخن ازنظرعلمی درست نیست. جنگی که باغریزه واحساسات بین دسته های بوزینه هاوسایر حیوانات وحشی درمیگیردباجنگی که باآگاهی کامل آغازمیگرددفرق دارد.هیچ دیوانه ای نمیتواندقبول کند که شاخ جنگی گوزن هایادندان گیری اسپ های آبی ویا هیاهوی نزاع آلود گله های بوزینه هامبداومنشا بمباران هسته وی ناکازاکی وهیروشیما میباشد. ویا فرش کردن عراق، کوسوووشرق افغانستان با یورانیوم دیپلت قسما درتکامل تدریجی انسانها ریشه دارند. جنگ های امپریالیستی با تکامل تدریجی هیچ ربطی نداردو این جنگ ها با پیدایش مالکیت خصوصی آغازشده وهیچ برهان علمی ای وجودنداردکه خلاف این ادعاراتثبیت کند. همانگونه که نظام مادی اجتماعی تعیین کننده شعوربشراست،جنگهای که برای تصاحب ملکیت ومنابع دیگران براه می افتندازهمین مناسبات اجتماعی ناشی میشوند.

رابرت فولی میگویدکه مقتولین تیره ای ساکن دراطراف جهیل ترکانابوده که ازطریق ماهیگیری و جمع آوری میوه جات درآنجازندگی میکرده اند. وممکنست آنهاازجانب تیره دیگری برای تصاحب ساحه زندگی شان موردحمله قرارگرفته وبقتل رسیده اند. اینهم درست نیست! زیرا تیره های جمع کننده وماهیگیر، ساکن نبودند. تیره هایاگله های جمع کننده وماهی گیرازهرجائیکه درآن میوه جات وخسته جات کم میشدبجای دیگرمیرفتند ودرهرمکانی که ماهیگیری ساده تر بود مدتی اقامت میگزیدند. بنا به این لحاظ میتوان گفت که پروفیسرفولی مانندیک دانشمندحرف دقیق وعلمی ندارد.اماآنچه مامیتوانیم ازاین کشف بدست بیاوریم اینست که:

1-  این کشف نشان میدهدکه برده ساختن انسانهادراین منطقه100000 سال عمرندارد،زیرادرآن صورت این هابجای آنکه کشته شوندبه واسطه فاتحین به برده تبدیل میشدند. وبه ویژه زنان که به دلیل مونث بودن شان بیشترموردتوجه مهاجمین قراردارند.گله های بوزینه هابه ویژه بابون هاومکاک هابعدازپیروزی بریکدیگر بابون های مونث رابه همین دلیل نمیکشند.

2-  ازجائیکه مقتولین ماهیگیروشکاری وجمع کننده میوه جات وخسته جات بوده اند، پس تیره مسکون نبوده اند. این امرنشان میدهدکه ظهور کشاورزی دراین منطقه ده هزارسال عمرندارد. اگردراین مدفنگاه کدام آله سنگی یاچوبی کشف شودکه به کشاورز بودن آنهاشهادت بدهد، این گفته ردمیشود.

3-  حقیقت دیگری که دراین کشف نهفته است اینست که فاتحین آدمخوارنبوده اند، درحالیکه برخی ازتیره کروماگنون هاآدمخوار(کانیبال) بودند.

ما امیدواریم که دانشگاه کیمبریج اسنادبیشتری ازاین مدفنگاه ده هزارساله را به نشر بسپارد تا به درک ماازخط تکاملی ازمیمون به انسان روشنی بیشتری پدیدآید. پایان