Monday, 20/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶
񊂊

 

 

اعدام نجیبه،

وعده آزاد ساختن زنان افغانستان

دروغ سر خرمن دروغگوترین نظام تاریخ

 

هفته گذشته زنی بنام نجیبه درولسوالی غوربندولایت پروان درحضورده هاتن تماشاچی به قتل رسید. جریان این جنایت تکان دهنده ازطریق رسانه های مختلف غربی انتشاریافت. قتل نجیبه رابه طالبان نسبت میدهندولی نمیگویندکه چراطالبان اینقدروحشی اندوهمچنین نمیگویندکه این دسته وحشی را"که"برای"چه" اهداف نامقدسی سازماندهی وایجادکرد. اما چه این عمل ازجانب این دسته زن ستیزوعقبگراصورت گرفته باشدیانه،دونکته رابایدوارد محاسبه نمود. نخست اینکه نیروهای ارتجاعی درمجموع وطالبان بطوراخص جداازامپریالیزم نیستندونباید فریب دستگاه های خبررسانی وتبلیغاتی امپریالیست هامانندبی.بی.سی. ، سی.ان.ان. الجزیره وغیره راخورد. طالبان محصول نامیمون ازدواج امپریالیزم باارتجاع منطقه وبخصوص پاکستان وعربستان سعودی میباشندوجنایات طالبان ازاین لحاظ جداازجنایات امپریالیزم امریکا- انگلستان پاکستان وعربستان سعودی نیست. مضاف براین جنایت طالبان چه بشکل کشتاروویرانگری متبارزیابدوچه بشکل خصومت باتعلیم وتربیه وبه ویژه تعلیم وتربیه دختران وزنان وچه بشکل قضائی یااشکال دیگرآن، همه وهمه تبارزبینش صدراسلام درسیاست است. رسانه های غربی وبخصوص بی.بی.سی که مغرض ترین ومفتن ترین همه آنهاست تنهاطالبان رازن ستیزوجنایتکارتبلیغ میکنند،درحالیکه هیچ افغانستانی باورنداردکه آقای گلبدین وحزبش،آقای سیاف ودسته اش،آقای محسنی وباندش،آقایان خلیلی ومحقق وآقایان دیگرمانندملایونس قانونی، قسیم فهیم ودیگران کمترازملاعمرآخند زن ومردسالار باشند. تفاوتی که بین ملاعمرآخندوآخندهای دیگروجوددارداینست که بعدازلشکرکشی استعمارچیان امپریالیست طالبان بطوروحشیانه ودزدانه کارزارجنایت وزن ستیزی شان راازپیش میبرندودیگران باشیوه های"دموکراتیک" یعنی قانون طرخ آنرا انجام میدهند.

 

ثانیااستعمارچیان امپریالیست وقتی به افغانستان لشکرمیکشیدندبابوق وکرناتبلیغ میکردندکه "میروندتازنان تحت ستم افغانستان راازاستبدادطالبی رهاکنند ". روشنفکران تسلیم طلب وچاپلوس های دیپلوم دارنیزاز"دموکراسی!"،"بازسازی افغانستان!"،"نقش زن درجامعه دموکراتیک افغانستان!"وغیره حرف میزدند. برخی ازآنهاحتی زنان شانراپیشکش نامزدی ریاست جمهوری کردندوشعار"یا مرگ یاآبادی!"رابلندنمودند. اما بعدازیکدهه واندی دیده میشودکه نتنها زنان افغانستان آزادنشده بلکه بیشترازهرزمان دیگرتحت فشارواستبدادقراردارند. امپریالیست هاعده ای اززنان افغانستان راکه امتحان وفاداری پس داده بودند، دست چین کرده وبطورریا کارانه دربرخی ازمقام ها به نمایش گذاشتند. امااحصائیه وآمارنشان میدهندکه زنان ودختران افغانستان تحت رژیم میتعمراتی بیشتر از هرزمان دیگرتحت فشار قراردارند ودست بخودکشی میزنند، خودرازنده درآتش می اندازند.

اکنون درولایت مجاورکابل درجائیکه سرنیزه ارتش های بزرگترین امپریالیست های دنیایعنی امپریالیزم فرانسه وامپریالیزم امریکافرمان میرانندمرتجعین اخوان الشیاطین زنی رارسما به جرم زنا به قتل میرسانند. این نه شوخی است ونه طنزکه درافغانستان48 کشور"صادرکننده دموکراسی وبرابری زن ومرد"با صدها هزارنیروی مسلح حضوردارند.اماهیچکدام آنهامانع این جنایت نمیشود. بهمین دلیل بود که درهمان سال 2001هنگامیکه بوزینه های تسلیم به دال بازی مشغول بودند میگفتیم که تجاوز، اشغال وتحمیل یک رژیم دست نشانده نتنها مشکلات زنان افغانستان را نمیتواند حل کند، بلکه بر آن می افزاید.

واقعات دهه تحت اشغال استعماری امپریالیزم نشان داد که حق باما بوده است، زیرا عملا دیدیم که استعمارزنجیرهای اسارت زنان را سست نه که ده مرتبه سفت ترساختند. قوانینی که درآن زن کنیزبی اراده است ومرددرهمخوابی بااوکاملا مختارمیباشد(قانون احوال شخصییه ملا محسنی)فقط دریک رژیم تحت اشغال ممکن است. دراین ده سال ستمگری امپریالیستی باستمگری سنتی ومذهبی درهم آمیخته وبه سیاست انکشاف یافته ستمگری تبدیل گردیده است.دربطن این جهنم، هرکارزنان بغیرازبی اراده وبی زبان بودن شان جرم حساب میشود. رسانه های فرمایشی کوچکترین حرکت عادی زنان رابامعیارهای سنت ورسوم عقبمانده وشرع اسلامی بررسی وروح وروان آنهارادر منگنه قرارداده ومی فشارد.یکی ازنمونه های رذیلانه این زن ستیزی راشمادرگزارشی که درمورد گل شیفته فراهانی نوشته شده میخوانید. دراین گزارش می بینیدکه نویسنده باچه منطق چندش آوری نقش هنری یک زن رامساوی به شخصیت اصلی اومی سازد. نویسنده گزارش طوری که ادعامیکند، یک مسلمان مومن ویک افغانستانی با"غیرت"واست! اوگل شیفته رابخاطراجرای یک نقش مستهجن دریک فلم محکوم میکند. برطبق این"مسلمان مومن"اگرزنان ملل دیگراینگونه نقش های مستهجن را بازی کنند،هرگز"بد"نیست. مثلا: اگرجنیفرلوپیز، پامیلااندرسن یاجولیارابرت یا..غیره لخت برروی پرده تلویزیون این آقاظاهرشود، جناب شان اطفال وحتی خانمش راهم ازاطاق خارج میکندتابه تنهائی ازصحنه"هیجان برانگیز"لذت ببردولی گل شیفته بدلیل آنکه درافغانستان تولدوپدرومادرش افغانستانی است حق نداردحتی یک نقش هنری رابازی کند. وقتی به این "مومنان"بگوئیدکه سربازان اشغالگرامریکائی درمملکت مسلمان درکنارمقبره محمدپیامبراسلام ودرنزدیکی خانه خدابازنان ودختران"مسلمان"اندونیزیائی، سنگاپوری، مالیزیائی، فلیپینی، ایرانی، افغانستان، عراقی و...غیره کارهای بدترازآنرامیکنندکه شما سزاوار"گل شیفته" نمیدانید، اواحتمالاگردنش راکج کرده میگوید"خداآنهارامجازات کند". بهمینصورت وقتی به اینگونه" مومنان ناموس دار"بگوئیدکه اشغالگران"باهزاران دختروزن افغانستانی"کارهای خیلی"بد"راکرده ومیکنند، آنهابازهم خواهندگفت"خدااین کافران رامجازات کند". ولی درموردگل شیفته منتظرخداوروزقیامت نمی نشینندوخودبه بدنام ساختن اودست میزنند. زیرا، این ها شاگردان دبستان ده سال تجاوز واشغال هستند. اینها نه آنقدر"دین دار"ومومن اندکه بخاطرحرمت خانه خداومقبره پیامبراسلام علیه امپریالیست های اشغالگربمبارزه دست بزنندونه آنقدر"باناموس"و"باغیرت"اندکه بخاطرآزادی افغانستان علیه اشغالگران کمرهمت ببندندوزنان ودختران افغانستان راحمایت کنند. امپریالیزم نیز همینطور مسلمانان مومن را نیاز دارد. این درهرجای که قربانی شان زن ویا ملیت های تحت ستم و یا زحمتکشان باشند باغیرتّ، کاکه، با ناموس ومسلمان میشوند ولی اگر حرف برسرافشای جنایات امپریالیزم و جنایتکاران اخوانی بیاید، آنها به خدا توصل می جویند و آنهارا به"روز قیامت موکول میکنند"

 

مایقین کامل داریم که زنان افغانستان را نه امپریالیزم ومذهب اززنجیرستم آزاد میسازندونه توهمات تکنالوژی الکترونیکی وجامعه مدنی. زنان فقط طی یک انقلاب اجتماعی که شکل مشخص آن در افغانستان جنگ خلق خواهد بود میتوانند به آزادی شان دست یابند. آزادی بدون سرفه های مسلسل وغریوهای آتش توپخانه خلق به دست نمی آید. زنان افغانستان ازراه رعایت سنت وعرف، فرهنگ واخلاقیات جامعه وشوهران وخانواده های شان نمیتوانندبه سربلندی دست یابند،مادران آنهانسل اندرنسل اینکارهاراکرده ولی هیچ زمانی آزادنبوده اندوبرای آنها نیزجززنجیراطاعت و بی زبانی، تسلیم شدن بی قید وشرط وزنده ماندن، ماشین چوچه دادن شدن وحرمان را به میراث نگذاشته اند. سربلندی وافتخارزنان نه درنام پدروآبروی خانواده شان است ونه درمعصومیت وعبادت، اطاعت از نام پدروعزت خانواده، سربلندی آنها درشورشگری و تسلیم ناپذیری، غرورانسانی وپشت پازدن به تمام قیودات اسارت بارجامعه فرتوت تحت استعمارافغانستان است. فقط طبقه کارگردرمقام رهبری انقلاب میتواند چنان زمینه ای را به وجودآورد که زنان درآن بتوانند به سنتهای عقبمانده ملهم از صحرانشینی وبادیه گردی بطوردایم پشت پا بزنند.

مادرعین اینکه اعتراض زنان ولسوالی غوربندرادردفاع ازنجیبه تقدیرمیکنیم، به آنهامیگوئیم که اگرخشم شما تنها متوجه جنایتکاران طالبی باشدوشما نظام حاکم برافغانستان واستعمارچیان امپریالیست راکه آنراحمایه میکنندفراموش کنید، آنهارابمثابه مسببن اصلی جنایت نخوانید، فقط آله دست دولت مزدورواربابان امپریالیست آنها شده اید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ما همیشه گفته ایم که اینها همه وهمه ازیک منبع فکری ویک دیگاه بدوی وصحرانشینی الهام میگیرندکه درآن"زن ازاستخوان قبرغه مرد به وجود آمده ومساوی به نصف مرد است". زنان درایران، عربستان سعودی، یمن، سومالیا و...غیره کمتر اززنان افغانستان جهنم عریان استبداد وشکنجه مردسالاری را متحمل نمیشوند.

 

 

ازجانب جهانیان شاهد اعدام زنی بنام نیجیبه درولوسوالی