Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
ÎÈÑی
نامه سرگشاده به محترم آقای انسان

محترم آقای انسان

 

وطندارعزیزوعالیقدرآقای محترمی که به نام انسان دروب سایت بابا مقاله نوشته اید، ازراه دوردست های قلم آشنای شما رامی فشارم. امیدوارم که ازآفات وبلایای زمینی وآسمانی درامان باشید.

ازاشارات تان درنوشته ها نتیجه گیری میشودکه ما وشما هم سن وسال وشاید همدوره باشیم. اگرهم دوره هم نباشیم حتما درمظاهرات شعله جاویدهم صف یکدیگربوده ایم. زیرامدیروب سایت بابادرمعرفی نوشته اول شمامی نویسدکه شمااز طلایه داران سازمان جوانان مترقی می باشید. شماهم این حرف رادرنوشته های تان ردنکرده اید. خوب بود اگر شمامی گفتید که این حرف درست است یا نه.

 

بنظرمن خط مشی اکرم یاری فقیدباخطی که پس منظر نویسان طرح کردند، دوچیز مختلف بودند. وخط مشی که اکرم یاری فقیدآنراتعقیب میکردخط مائوتسه دون اندیشه یودوخط مشی که پس منظر نویسان وداکترفیض احمدشهیدومجیدشهیدواخگری هاتعقیب میکردبا خط مائوتسه دون تفاوت داشتند. شما هم این گپ را درنوشته اول تان غیرمستقیم ذکرمیکنید. شما همچنین احترام تان رابه پس منظر نویسان ابرازمیکنیدکه خوب ترین آنهاهمین محترم اسحق نگارگراست که بنام مضطرب باختری می نوشت هم بهاکرم یاری فقید . به نظر من این ها هیچ زمانی با اکرم یاری فقید همراه وهم اندیشه نبودند. ووقتی درزندان ازوجود سازمان جوانان مترقی باخبرشدند، مانند اطفال عقده های شان را با افشا کردن آن بیرون دادند. این نظرشخصی من است شایدکه حقیقت یک چیزدیگرباشد. من زمانی که سازمان آزادیبخش مردم افغانستان"ساما" تاسیس میشد بارها بامجیدشهید گفتم که این حقایق راافشاکندوبراساس آن سازمان رابسازدامامجیدشهید آن روزها میگفت که این حقایق راوقتی که حزب راساختیم می گوئیم وحالاوقت آن نیست باید سازمان را ساخت.

 

غرض ازاین پرحرفی این بود که به نظرمن شما بین خط اکرم یاری فقید، داکتر فیض احمد فقید، پس منظری ها، انتقادیون، سامائی هاو اخگری ها هیچ فرق قایل نمی شوید. به تمام آنها یک قسم احترا می کنید. ازنظر من این درست نیست. آدم ریش سفید مانند ماوشما که چشمان جوانان وطن به آن ها دوخته میباشند، باید تمیز گذاشتن رابه جوانان یاد بدهد. تمیزکردم خوب از بد، درست از نادرست وسیاه ازسفید.

 

شما نوشته میکنید دونفری که درشبکه انترنتی پیام آزادی مقاله نوشته اند، خیلی بدوبیراه گفته اند. من فکرمیکنم منظور تان ازاین دونفرآقای محمودی وآقای توخی باشد. من هم باشماهم عقیده هستم که یک نویسنده باید مودبانه واحترامانه با طرف مقابل حرف بزند ولو اینکه طرف مقابل دشمن خونی کسی باشدنباید به شخصیت اوبی احترامی کرد. تاینجا با شما هم عقیده هستم .

 

می بینیم که ما با دو قسم افراد رو به رو هستیم یکی اینکه حقیقت را می گوید ولی با زبان تند و تقریبا غیرمودبانه( از استعمال این لغت معذرت میخواهم وقصد قضاوت را نداشتم) ویک کسی دیگرنادرست، توطئه گرانه وتخریب گرانه می نویسدولی بازبان چرب وحرف های نرم. من با کمال کوچکی وتواضع ازشما میخواهم بپرسم که شما کدام یکی راانتقاد میکنید؟ یاازنظرشماکدام یک نادرست تراست؟ کسی که بامخالفش مودبانه حرف نمی زندویاکسی که حرف های نادرست، دروغ، توطئه و خیانت رابا جملات مودبانه میگوید؟ من متاسفانه می بینم که شمااولی راصریحاانتقادوحتی نکوهش میکنیدودومی راوباانتقاد اولی مورد التفات قرارمیدهید.

 

والسلام

امیدوارم گستاخی مرا عفو کنید.

22نوامبر سال 2010

عبدالرحمن مومنی