Monday, 20/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶
?????ی?

 

 

 

بمناسبت سی وهشتمین سالروز" قیام 24 حوت" مردم ولایت هرات

بتاریخ " 24 ماه حوت" سال( 1357) خورشیدی مردم ولایت هرات شجاعانه قیام کرده وحاکمیت رژیم کودتائی حزب دموکراتیک خلق رادرشهرهرات وچهارده ولسوالی مربوطه آنسقوط دادند. شورش همگانی مردم درولایت هرات، ولایت بادغیس وسایرولایات وولسوالیهای کشور، نتیجه استبداد وحشیانه وفاشیسم حکومت باندهای مزدورخلقی پرچمی ها بود که بعد ازکودتای فاجعه بار" 7 ثور"سال (1357) برقرارکردند.رژیم کودتائی نه دموکراتیک بود ونه خلقی. این رژیم درماهیت نماینده طبقه بورژوازی بوروکرات کمپرادورونوکرسوسیال امپریالیسم شوروی ودشمن خلق ومیهن بود که طی چهارده سال حاکمیت سیاه وفاشیستی آن هرچه بیشتربه اثبات رسید. رویزیونیستهای خلقی پرچمی طی یک کودتای خونین با همکاری مستقیم دستگاه جاسوسی دولت سوسیال امپریالیسم شوروی رژیم ولینعمت سابق شان(داوود) راسرنگون کرده وحکومت خودرا اعلام کردند. رویزیونیستهای شیاد جهت اغوای توده های خلق نا آگاه وتعدادی ازتحصیل کرده های عقبمانده کودتای نظامی را انقلاب ورژیم فاشیستی وضدمردمی شان را دموکراتیک خوانده وچند رفورم روبنائی ورفورم ارضی را اعلام کردند. رفورم ارضی آنهانه به جهت تأمین منافع دهقانان فقیروبیزمین وکارگران فلاحتی که بروفق منافع واهداف طبقاتی رژیم وتأمین سود سرمایه های سوسیال امپریالیستهای روسی صورت گرفت. اگرچه با این " اصلاحات ارضی" طبقه فئودال تا حدی مورد ضربت قرارگرفت؛ لیکن دولت کودتائی با تصاحب هزاران جریب زمین درجه اول به بزرگترین مالک زمین مبدل شده وازاین طریق کتله های بزرگی ازکارگران فلاحتی رامورداستثمارشدیدقرارمی داد. درابتدا بخش بزرگی ازدهقانان بیزمین تحت تبلیغات وشعارهای بظاهرمترقی وعوام فریبانهرژیم حاکم قرارگرفته وبا مالک شدن قطعه زمینی دچارخوشبینی زودگذرشدند؛ لیکناختناق واستبداد فاشیستی ووحشت سبعانه رژیم موجب نارضائی وانزجارکتله های بزرگ مردمازجمله دهقانان گردید. با آغازدستگیریهای گسترده وشکنجه واعدام هزاران تن بجرم مخالفت با رژیم، روزتا روزبرخشم ونفرت اکثریت قاطع توده های خلق وسایرطبقات واقشارجامعه علیه رژیم افزوده وزمینه برای عکس العملهای شدید (شورشها وقیامهای خودجوش مردم) درسراسرکشورآماده گردید. ازآنجایکه" شورش علیه هرناحقی برحق است" توده های مردم درچند ولایت وچندین ولسوالیکشورعلیه جنایات وستم وبیدادگریهای وحشیانه رژیم ضد خلقی شورش کردند.

قیام" 24 حوت" ولایت هرات ازجمله گسترده ترین وخونین ترین قیامها علیه رژیم خاین وجلاد خلقی پرچمی ها بود. دراین قیام چند صد هزارتن ازمردم درشهروولسوالیهای ولایت هرات بدون هیچ گونه هراسی ازعقوبت انتقام وحشیانه رژیم شجاعانه بپاخواستند وضربات مرگباری را برحکومت فاشیستی ومزدوربیگانه وارد کردند. قیام گسترده وسراسری درولایت هرات وولایت بادغیس عمق نفرت وانزجارخلق افغانستانعلیه رژیم باندهای خلقیپرچمی راآشکارکرده که درتاریخ معاصرکشورسابقه نداشت ورژیم مزدورواربابان روسی آن رادچارتب لرزه مرگ کرده وبه وحشت انداخت. درقیام" 24 حوت" ولایت هرات توده های مردم ازجوان وپیربا دست خالی ویا با سلاح های بسیارابتدائیدرمقابل توپ وتانک وراکت وماشینداررژیم حاکم شجاعت ومقاومت درخوروصفی ازخود نشان داده وحاکمیت رژیم را درسراسرولایت هرات وولایت بادغیس سرنگون کردند. دراین روزماشین نظامی رژیم حدود پنج هزارتن ازتوده های خلق بپاخاسته رابخاک وخون کشید. آزآنجاییکه فرقه عسکری هرات تحت تأثیرقیام همگانی مردم قرارگرفته ونظامیان غیرخلقی پرچمیومخالف رژیم به این شورش پیوسته ومامورین بلند رتبه نظامی وملکی دولت فرارکردند؛ لهذا دولت خونخواردرآن روزنتوانست به کشتاربیشترمردم ادامه دهد. قیام ولایت هرات وولایت بادغیس خودبخودی وبدون رهبری بودوازجانب دیگرنظامیان مخالف دولت درداخل فرقه عسکریحایزفراست وکفایت سیاسی لازم نبودند که اداره ونظم فرقه نظامی رادردست گرفته وازدست آورد های قیام خونین مردم که سرنگونی رژیم دراین دوولایت بود، حفاظت کنند؛ ازاینرواکثریت نظامیها وملکیهای بلند رتبه خلقی پرچمی بشمول قوماندان فرقه ووالی هرات موفق به فرارشدند.بعد ازسقوط ولایت هرات توسط توده های بپاخاسته؛ دولت خونخواروضدمردم توانستبا توسل به ترفندهای شیادانه وسوء استفاده ازشعارهای دینی ومذهبی توده های مردم ؛ کهازطریق بلند گویها که برروی تانکها ودیگروسایط نظامی نصب شده بودند ، به اهالی هرات می گفتند که:"ما اهالی قندهارهستیم وجهت حمایت ازشماآمده ایم" وباین صورت شهرهرات رامورد تهاجم نظامی وحشیانه قرارداده واززمین وفضا هزاران تن مردم اغفال شده را که به جاده ها برآمده بودند با طیاره های جت جنگی وتانک وتوپ وراکت ومسلسل هدف قرارداده وطی یک روزحدود بیست هزارتن ازمردم بیدفاع شهرهرات رابقتل رسانده وچندین هزارتن را زخمی کردند. باین ترتیب قیام مردم توسط رژیم سفاک وباداران روسی آنها سرکوب خونین گردید. طبق حکایتهای شاهدان عینی این سرکوب وحشیانه وخونین ؛ درآن روزجتهای جنگی ازجانب میدان هوائی نظامی شیندند ازسمت جنوبشهروازسمت شمال ولایت هرات ازجانب جمهوری ترکمنستان اتحاد شوروی سابق بگونه تهاجمی شهرهرات را بمباران می کردند. بعد ازشکست قیام، انتقامگیری ازمردم به طرزوحشیانه ازجانب دولت آغازگردیده وچندین هزارتن ازطیفهای مختلف ازمخالفین سیاسی بالقوه واحتمالی وتوده های مردم بیگناه را بجرم شرکت درقیام دستگیروبعد ازاعمال شکنجه های سبعانه وبدون محاکمه بقتل رساند. جنایتکاران خلقی پرچمی بعد ازشکست قیام هرات، قیام ولایت بادغیس وقیامهای ولایات وولسوالیهای دیگرصدها تن ازتوده های خلق واقشارمختلف رابه سبب " داشتن ریش ونمازگزاردن" با برچسبهای واهی نوکر- سیا-ونوکر- دولت اسلامی ایران دستگیروبه جوخه های اعدام سپردند. ولی این مرتجعین جنایتکاربعد ازفروپاشی نظام سوسیال امپریالیستی باداران شان وسقوط حکومت ننگین آنها به اسلام پناه آورده وازمنادیان اسلام ودولت اسلامی برهبری گروه های جهادی وامارت اسلامی طالبان شده وبعد از"7 اکتوبر"سال 2001 میلادی حلقه غلامی امپریالیستهای امریکائی واروپائی را بگوش کرده وباهمپاله های جهادی وملیشه ای وا"فغان ملتی" وسایرگروه های ارتجاعی نوکرامپریالیسم واستعماردرجهت صیانت از"دولت اسلامی" وحراست ازمنافع امپریالیستها وطبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادوربه کشتارخلق مظلوم افغانستان ادامه می دهند.

سرکوب خونین قیامهای خود جوش مردم واین همه کشتاروتهدید وتخویف نه اینکه نتوانست آنها را دربرابررژیم ضدمردمی وخونخواربه کرنش واطاعت وادارد؛بلکه برعکس تضاد بین توده های خلق ونظام حاکم بیش ازقبل تشدید گردیده ودشمنی آشتی ناپذیربین خلق با دشمنان عمده خلق، یعنی رژیم خلقی پرچمی هاوحامیان روسی آنها (درآن زمان ) درسراسرکشورشدت گرفته وبعد ازسرکوب قیامخلقولایت هرات وخلقهای سایرولایات کشور،دسته ها وگروه های مسلح مردمی تشکیل شدند. توده های مردم وتشکلات سیاسی منسوب به" جنبش دموکراتیک نوین( شعله جاوید)" ودیگرگروه های آزادی خواه ومیهندوست جنگ گوریلائی را درولایات مختلف کشورعلیه دولت جنایتکاروفاشیست آغازکردند.قیامها وشورشهای خودبخودی وتشکیل دسته ها وجبهات جنگ گوریلائی درسراسرکشوربوجودآمده وضربات سنگینی برارتش ونیروهای امنیتی رژیم وحشی وارد کردند وازجانب دیگرخصومت انزجارونفرت ونارضائی عمومیازرژیمدرسراسرکشورگسترش یافته وتوده های مردم دیگرکمترین اعتماد واطمینان به این رژیم جنایتکاروسفاک نداشتند وشدت ضربات نظامی وگستردگی نارضائی عمومی، رژیم مزدورخلقی پرچمیها برهبری حفیظ الله امین جلاد وخاین رادرآستانه سقوط قرارداد. رژیم کودتائی درمدت بیست ماه اول ازعمرننگین اش ده هاهزارتن ازمردم مظلوم را بقتل رسانده وهزاران تن را مجروح ومعلول کرد، چندین هزارتن را درزندانهای مخوف مورد شکنجه های غیرانسانی ووحشیانه قرارداد وصدها هزارتن مجبوربفرارازکشورشده وانواع ستم ومظالم را برآنها اعمال کرد. دوردوم ازحاکمیت باندهایخلقی پرچمیها باتهاجم نظامی سوسیال امپریالیسم شوروی بتاریخ " 6 جدی" سال (1358) آغازگردید وسلطه وحاکمیت استعماری سوسیال امپریالیسم شوروی واشغال نظامی کشوربرای ده سال دیگرادامه یافت. این دوره با رهبری جناح پرچم ازحزب مزدوردررأس آن ببرکخاین ووطن فروش (شاه شجاع دوم) وبعد ازوی نجیب الله احمدزی خاین ووطن فروش(جلاد خاد) قرارداشت. رژیم مزدور واستعمارگران روسی بیش ازیک ونیم میلیون تن ازخلق مظلوم را کشته وبه همین تعداد را معلول ومعیوب کرده وده هزارتن ازمردم آزادی خواه را درزندانها وحشیانه شکنجه کردند وبیش ازشش میلیون تن را مجبوربفرارازکشورنموده وشنیع ترین جنایات وتجاوزات را علیه خلق افغانستان مرتکب شده وکشوررا درهمه عرصه ها ویران کردند. خلقی پرچمیها نه تنها دردوران یک ونیم دهه ازحاکمیت ننگین شان ودرزیرسلطه استعماری سوسیال امپریالیسم شوروی که طی دوونیم دهه دیگرتا امروزبه کشتارخلق افغانستان ادامه میدهند. ونسلهای جدید ازتعلقات توده های خلق باید چهره های سیاه این جنایتکاران ووطن فروشان ضدمردم ومیهن وهمپاله های جهادی، ملیشه ای، طالبی، "افغان ملتی" آنها وسایرخاینین ووطن فروشان را برای توده های مردم معرفی کنند.

با اوجگیری نا رضائی عمومی وانزجارخلق افغانستان علیه حکومت خلقی پرچمیها وآغازشورشها ی خودجوش آنها،گروههای ارتجاعی اسلامی حافظ منافع طبقات فئودال وکمپرادورونوکر امپریالیستهای غربی باسلاح وپول وحمایتهای سیاسی دولتهای ارتجاعی پاکستان وایران وعربستان سعودی وسازمانهای جاسوسی امپریالیستهای امریکائی واروپائی درکشورهای پاکستان وایران تشکیل شده و وارد معرکه شدند. این گروه های مزدوربیگانه بوسیله سلاح ومهمات وپول وتبلیغات گمراه کننده ، توده های عوام را اغفال کرده ودررهبری جنگ آنها قرارگرفتند. گروه های ارتجاعی اسلامی منحیث جناح دیگرازدشمنان خلق ومیهن درمناطق تحت کنترول شان درروستاهای کشورشنیع ترین جنایات ازکشتاروتجاوزودزدی واخاذی علیه خلق مظلوم انجام دادند. این گروه ها به لحاظ ماهیت ایدئولوژیک-سیاسی واستراتیژی واهداف خاینانه ای شان کمترین باوری به رهائی خلق وکشورنداشتند وندارند.اینها جنگ مردم افغانستان علیه رژیم خلقیپرچمیهاوسوسیال امپریلیسمشوروی راکه بمنظورسرنگونی حکومت آنها وقطع سلطه استعماری سوسیال امپریالیسم شوروی وحصول استقلال کشوروآزادی ملی آغازکرده بودند؛برطبق ایدئولوژی وسیاست ارتجاعی واستراتیژی خاینانه شان جنگ اسلام وکمونیسم تبلیغ کرده واذهان توده های خلق رانسبت به مسئله استقلال کشوروآزادیخلق مغشوش کردند. این باندهای نوکرامپریالیستهای غربی ودولتهای ارتجاعی پاکستان وایران وعربستان ازهمان ابتدا خصومت شان را علیه نیروهای منسوب به جنبش دموکراتیک نوین وسایرگروه ها وافراد آزادی خواه ومیهندوست آشکارکرده ودرجبهات جنگ علیه این نیروها تبلیغات سوء کرده وصد هاتن آنهاراوحشیانه بقتل رساندند. وازجانب دیگررژیم باندهای خلقی پرچمی وارتش سوسیال امپریالیسم شوروی چندین هزارتن ازافراد منسوب به جنبش دموکراتیک نوین وسایرآزادی خواهان را بقتل رساندند.

زمانی که حکومت باندهای خلقی پرچمی درزیرضربات مبارزه وجنگ مردم افغانستان درسراشیب سقوط قرارگرفت سوسیال امپریالیسم شوروی جهت نگهداری رژیم مزدوروتحقق استراتیژی واهداف منطقه ای اش با ارتش (120) هزارنفری بتاریخ "6جدی" سال (1358) افغانستان را موردتهاجم نظامی قرارداده وآن را به اشغال نظامی درآورده وسلطه استعماری اش را برقرارکرد؛ اما نتوانست خلق آزادی خواه افغانستان رابه تسلیم وانقیاد وادارد. جنگ مقاومت خلق افغانستان ونیروهای مترقی وآزادی خواه خاصتاً منسوبین " جنبش دموکراتیک نوین"علیه ارتش اشغالگرسوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم مزدورش بیش ازقبل توسعه وشدت یافته وتوده های خلق جنگ را برای بیش ازیکدهه ای دیگرادامه داده ودرمیدان نبرد نظامی شکست سنگینی را برارتش اشغالگرروسی وارد نمودند. اما ازآنجاییکه نیروهای منسوب به "جنبش دموکراتیگ نوین" ازیکطرف درجبهات جنگ مورد حملات خصمانه احزاب وتنظیمهای ارتجاعی اسلامی قرارگرفتند وازجانب دیگربخش بزرگی ازاین نیروهادچارانحرافات ایدئولوژیک-سیاسی شده ودرمنجلاب تسلیم طلبی طبقاتی وملی سقوط کردند، به شدت تضعیف شده ونتوانستند سهم مؤثری درسمتدهی ورهبری جنگ مقاومت توده های خلق ایفا کنند. رهبری "سازمان آزادیبخش مردم افغانستان- ساما" تسلیم ارتش سوسیال امپریالیسم شوروی ودولت مزدورخلقی پرچمیها شده وازسنگردشمنان عمده طبقاتی وملی خلق علیه خلق وکشورقرارگرفتند. تشکل رویزیونیستی سازمان رهائی- راوا با سوء استفاده ازنام وتاریخ مبارزات انقلابی" جنبش دموکراتیک نوین" توده های خلق رااغواکرده ودرشرایط جنگ با احزاب ارتجاعی اسلامی نمایندگان طبقات فئودال وکمپرادورونوکرامپریالیستهای غربی اتحاد کرده ودرجهت پیروزی " انقلاب اسلامی" وتشکیل جمهوری اسلامی وتحقق اهداف سوسیال امپریالیسم چین وارتجاع وامپریالیسم، وارد جنگ شد. باین صورت جنگ مقاومت مردم افغانستان که فاقدرهبری مترقی وانقلابی بود،توسط گروههای ارتجاعی اسلامی مزدورامپریالیستهای غربی به شکست کشانده شدهوتمام فداکاریها وقربانیهای خلق افغانستان دراین جنگ مقاومت توسط این نیروهای جنایتکارومزدوربیگانه به شکست کشانده شد. ودرنتیجه باندهای ارتجاعی اسلامی با همتاهای خلقی پرچمی، ملیشه ای،سازائی شان متحد شده ودرسال ( 1371) دولت اسلامی را تشکیل دادند.

به شکست کشاندن جنگ مقاومت مردم افغانستان علیه رژیم خلقی پرچمیها واشغالگران روسی ووفواجع خونین ووحشتباربعدی آن،تشکیل دولت اسلامی وامارت اسلامی طالبان وجنایات ووحشی گریهای آنها علیه خلق افغانستان وکشتارده ها هزارتن ازمردم ولایت کابل وسایرولایات کشور، وهمچنین اوضاع بوجود آمده بعد ازتاریخ " 7 اکتوبر" سال ( 2001) میلادی، یعنی تهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی واروپائی وناتووطی 16 سال اشغال نظامی وتسلط استعماری آنها که زیرنام کذائی جنگ علیه تروریسم اسلامی ده ها هزارتن ازخلق کشوررا بقتل رسانده ودولت استعماری متشکل ازنیروهای جنایتکارووطن فروش جهادی، خلقی پرچمی، ملیشه ای، سازائی، سفزائی ، "افغان ملتی" وگروه های رویزیونیستی ازجمله سازمان رهائی - حزب همبستگی و ساما وحشیانه ترین جنایات وستم وتعدیها راعلیه خلق مظلوم وستمدیده افغانستان انجام داده اند. اینها باید درس عبرت بزرگی برای خلق افغانستان وروشنفکران مردمی باشد. نسلهای جدید مترقی کشورباید به این موضوع توجه جدی کنند که هیچ مبارزه آنها علیه دشمنان طبقاتی وملی بدون رهبری انقلابی ومترقی به پیروزی واقعی نمی رسد وشرط پیروزی مبارزات خلق یک رهبری واقعاً انقلابی پرولتری است.

جناح دیگرازدشمنان طبقاتی مردم افغانستان گروه های طالب، القاعده، حقانی، گلب الدین (واکنون داعش)هستند.این گروههای وحشی وجنایتکارکه طی سیزده سال اخیربه کشتارخلق وویرانی کشورادامه می دهند، مستقیماً توسط دولت پاکستان وبصورت پنهانی توسط امپریالیستهای امریکائی واروپائی وارتجاع کشورهای اسلامی تجهیزوتمویل شده ودرجهت اهداف غارتگرانه ای آنهادرافغانستان ومنطقه به کشتارخلق افغانستان ادامه میدهند. با درنظرداشت اوضاع چهاردهه گذشته واوضاع کنونی کشور، خلق افغانستان سیاه روزها وسرنوشت ظلمتباری راپیش روی دارند. زیراهرتحولی دراوضاع افغانستان ومنطقه چون سالیان قبل درآینده نیزبرمحورخواست ومنافع امپریالیستهای امریکائی وناتوودولتهای ارتجاعی منطقه صورت خواهد گرفت. ادامه اشغال نظامی وحفظ پایگاه های نظامی دایمی توسط امپریالیستهای امریکائی واروپائی وادامه جنگ ارتجاعی وجنایتکارانه ویا احیاناً توقف آن نیزبروفق منافع آنی وآتی قدرتهای امپریالیستی اشغالگرودولتهای ارتجاعی منطقه ازجمله پاکستان، هند، ایران ، سوسیال امپریالیسم چین وامپریالیسم فدراسیون روسیه خواهد بود. اهداف آشکاروپنهان امپریالیسم امریکا وشرکای ناتوآن درافغانستان ومنطقه وچگونگی برخورد وروابط پنهان وآشکارآنها باگروه های اسلامی طالب والقاعده وحقانی وداعش، ظاهراًوضعیت پیچیده ای را برای توده های عوام افغانستان بوجود آورده واین پالیسی راباپیشبردسیاست ادامه جنگ جنایتکارانه وترفند"صلحاغفالگرانه" ادامه میدهند.دراوضاع کنونی نیروهای اشغالگرونیروهای دولت دست نشانده عمدتاً شهرها را درکنترول دارند وگروه های ارتجاعی اسلامی طالب، حقانی، القاعده وداعش دردوثلث ازولایات کشور، ولسوالیها وروستاهارا درکنترول داشته وبرتوده های خلق ستم طبقاتی، ستم ملی شئونیستیودیگرانواع ستم منجمله ستم برزنان وستم مذهبی را باوحشیانه ترین وجهی علیه توده های خلق اعمال می کنند. ازجانب دیگراین گروه های ارتجاعی وضدمردمی، بزرگترین مانع رادررشد وپیشرفت جنبشهای آزادی خواهانه ومترقی توده های خلق ایجاد می نمایند. تداوم این وضعیت درافغانستان وسایرکشورها منجمله درشرق میانه ازجمله نقشه های توطئه گرانه وپلید ابرقدرت امپریالیسم امریکا وشرکای ناتوآن است. وگروه های ارتجاعی اسلامی ازیکطرف زمینه را برای مداخلات مستقیم نظامی وگسترش وتداوم سلطه استعماری آنهافراهم کرده وازجانب دیگرعلیه جنبشهای انقلابی ومترقی دراین کشورها موانع ایجاد کرده ودرحملات جنایتکارانه وسرکوب این جنبشها با نیروهای امپریالیستها ودولتهای دست نشا نده آنها متحد هستند. طی چند سال اخیرما شاهد به گمراهی کشاندن وشکست جنبش های آزادی خواهانه ومترقی خلقهای عرب توسط گروه های ارتجاعی اسلامی مختلف درشمال افریقا وشرق میانه بوده ایم.گروه های ارتجاعی اسلامی توسط قدرتهای امپریالیستی امریکائی وناتوسازمان داده شده وعلیه این جنبشها بکارگرفته شده اند.

خلق افغانستان خاصتاً روشنفکران مترقی وآزادی خواه باید بیدارشده وبیش ازاین فریب ترفندهای امپریالیستهای امریکائی وناتوودولت دست نشانده واحزاب وسازمانهای سیاسی ارتجاعی وسازمانهای اپورتونیستی ورویزیونیستی را نخورده وبا این دموکراسی با ماهیت طبقاتی مشخص آن که ازجانب امپریالیستهای اشغالگراعطا شده، دل خوش نکنند.این شیوه حکومت درنظام مستعمراتی کنونی را" Kleptocracy"(دزدسالاری وحکومت مافیائی) می نامند؛ زیراجنایتکارترین، خاین ترین وفاسدترین گروه هاوعناصروطن فروش منحیث نمایندگان طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادورونوکرامپریالیسم توسط امپریالیستهای اشغالگرامریکائی وناتو برتوده های خلق مظلوم حاکم ساخته شده اند که جزتأمین منافع شخصی وگروهی ومنافع باداران امپریالیست شان عمل نمی کنند. قدرتهای امپریالیستی اشغالگربا ترفند انتخاباتهای نمایشی وغصب آرای توده های خلق نا آگاه برای حاکمیت این جنایتکاران ورهزنان مشروعیت می خرند. ویگانه راه نجات خلق افغانستان ازاین ورطه وسیاه روزی، مبارزه انقلابی ومترقیدرجهت قطع سلطه استعماروامپریالیسم وسرنگونی دولت دست نشانده وکلاً سرنگونی نظام فئودال کمپرادوری وقطع کامل سلطه امپریالیسم ازکشوروتشکیل دولت دموکراتیک خلق تحت رهبری طبقه پرولتاریا می باشد.

24 حوت سال 1395 خورشیدی ( 14 مارچ 2017 میلادی)

( پولاد)