Friday, 22/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
جمعه ۳۱ سنبله ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ
درباره محاکمه اسدالله سروری

درباره محاکمه اسدالله سروری

 

ازچندی به اینسوهیاهوی محاکمه اسدالله سروری رئیس اگسا"دافغانستان دخلکوگتوساتونکیسازمان پولیس مخفی رژیم کودتای ثوربرسر زبانهاست. اسدالله سروری یکی ازجنایتکارترین چهره تاریخ افغانستان بحساب میرود. دستان اسدالله سروری تامرفق بخون هزاران هزارانسان رنگین است.اوماشین کشتاری بودکه باخون براه می افتاد،بدون تامل هرثانیه قربانی میخواست وباقطع حیات آرام میگرفت.اسدالله سروری پس ازکودتای حفیظ الله امین درسال1358ازریاست اگسابرکنارشد. اوبعدازتجاوزنظامی اتحادشوروی به افغانستان،دوباره بقدرت رسیده وبعنوان یکی ازمهمترین مهره های رژیم باسلطانعلی کشتمند همتای پرچمی اش،دریک دفتر مشغول"خدمت" شد. بعدازسقوط رژیم نجیب درکابل درسال 1992،اسدالله سروری برخلاف سلطانعلی کشتمندوسایرخلقیهاو پرچمی هابه غرب نرفت ورسمابه احزاب جهادی نیزنپیوست.

 

بعدازآغازهجوم امپریالیستهابسرکردگی امپریالیزم اضلاع متحده ببهانه"جنگ علیه تروریزم"به آسیای وسطی وسقوط طالبان،وضع تغیرکرد.طالبان ازقدرت برکنارواحزاب جهادی بر اریکه قدرت نصب شدند.اسدالله سروری کمافی السابق درافغانستان باقی ماند.اکنون آوازه است که این جنایتکاربزرگ رامحاکمه میکنند. بعضی هامیگویندکه رائی محکمه صادرشده واورااعدام مینمایند. اماسوال اینجاست که چرااکنون؟ اسدالله سروری بعدازسال 1992همیشه دراختیاراحزاب اسلامی بوده است،آنهاچرااورادراین مدت محاکمه نکردند؟ازبقدرت رسیدن رژیم حامدکرزی نیزتقریباچارونیم سال میگذرد،چراآنهابعدازچارونیم سال کشف میکنندکه اسدالله سروری جنایت کرده وهزاران هزارانسان رابقتل رسانیده است؟

مزدورکرزی بیکبارگی مخالف جنایتکاران شده وتصفیه حساب باآنهاراآغازکرده است.رژیمیکه دردورنج توده های مردم رابحساب نمی آورد،رژیمی که استقلال افغانستان رانقض،ثروتهای طبیعی وامکانات عبورگاهی آنرابلاسوال دراختیاررهزنان امپریالیست قرارداده وخاک آنرابصحنه سگ جنگی قدرتهای مختلف سرمایداری تبدیل کرده، ضدجنایت وقتل شده است؟رژیمی که سلطه سیاه ملاکین، رحانیون مزدور،کاستهای خونی مذهبی (سید، حضرت،خواجه، پیروایشان)،سران قبایل، قوماندان های آدمکش وسران احزاب جهادی رابرمردم تحمیل وحمایه میکند،ضدجنایت وقتل شده است؟ رژیمیکه درپناه بمبهای "دیسی کتر"ویورانیوم سنگین وارتش تادندان مسلح ده هاکشورامپریالیست باترکیب جنایتکارترین عناصردردستگاه سیاستش برسرپاایستاده است،کسی رابجرم جنایت وقتل محاکمه میکند؟نه، این ازجمله محالات وغیر ممکنات است.

 

دلیل محاکمه اسدالله سروری عمیق تروسنگین ترازلفافه شفاف"انسا ن دوستی وجنایت ستیزی"رژیم است. مابخشی ازاین دلایل راچنین دریافته ایم:

 

1-بالاگرفتن تضادهای داخل رژیم. محاکمه اسدالله سروری برای تخفیف تصادمات داخل هیئت حاکمه صورت میگیرد.باانتخابات مجلس عوام وورود عناصر جدیددرپارلمان تضادهای داخل هیئت حاکمه آرایش جدیدپیداکرده است.تضادهای ملیتی،منطقه وی، زبانی، قومی وسیاسی اوج گرفته ودلقکهای خیمه شب بازی رژیمیکدی نبایدتصورکردکه رژیم گرشانراچنگ ودندان نشان میدهندتاامتیازات شانرابرسرپستهای قدرت،چوکی های فسادورشوه ستانی،اختلاس ودزدی،وطنفروشی وخیانت ملی،غارتگری وچپاول مردم تثبیت وتضمین کنند.این مسابقه جریان کارعادی امپریالیستهارادچاراختلال میکند.سخنان رنگین دادفرسپنتایکی از متخصصین طرح مانورهای امپریالیستهادرنوشته"آنهائیکه میگویندگله های جهان متحدشوید"نشان دهنده عمق این تضادهاست.اعدام جنایتکاری ماننداسدالله سروری فقط زهرچشمی است بجنایتکاران دیگرمانندسیاف،خلیلی دوستم،ربانی قانونی،فهیم،اسمعیل خان وغیره.

 

2-کوشش رژیم برای کسب آبرو.رژیم کرزی میکوشدبامحاکمه اسدالله سروری برای خودو ارتجاع جهادی ومزدوران دیگرامپریالیستهاآبروکمائی کند.آنها

که ازابتدانزدمردم افغانستان منفوربودند،بعدازمعاهده ننگین بن منفورترشدند.طراحان نیرنگهای امپریالیستهااکنون میبینندکه بعدازچهارسال آرایش وسرخاب وسفیدآب زدن دموکراسی،انتخابات نمایشی،هیاهوی بازسازی،شعبده بازی های"حقوق بشر"،"آزادی زنان"وغیره میبینندکه نتوانسته ااندخلق رافریب داده ومزدوران جهادی وخائنین ملی راازمحراق تنفرعمیق مردم بیرون کنند.اکنون آنهایک جنایتکارمنفوررامحاکمه میکنندتابرآتش دل مردم ازجنایت مزدوران حقیر سرمایداری آب سردبریزند.

 

دراین میان روشنفکران چپ نما،بقایای ساما،سازمان رهائی وعناصرتسلیم طلب رفرمیست بارقص وپای کوبی به تبلیغ این معجزه رژیم پرداخته اند.جمع چندنفری آنهابا شنیدن خبرمحاکمه اسدالله سروری به وجد آمده وگزارش کشاله داری رابتاریخ2فیبروری ازطریق پستهای الکترونی به افرادگوناگونی فرستادند. آنهاجنایت بزرگ وعمده اسدالله سروری رااززبان دادگاه عالی رژیم بازگوکردند.این جرائیم عبارتندازشرکت متهم درکودتاعلیه رژیم شاه،شرکت متهم درکودتاعلیه رژیم داودخان وداشتن سمت ریاست اگساشمرده شده اند.جالب اینست که آنهااقدام علیه سلطه آل یحیی راپیشترازداشتن سمت ریاست اگسا وقتل هزاران هزارمردوزن افغانستانی برشمرده وآنرافقره آخرجرم اسدالله سروری گزارش داده اند.موازی به این گزارش یک ویبسایت افغانستانی نوشته ایراازیکی ازهواداران سابق شعله جاوید"آقای باقی سمندر"بنشر سپرد. آقای سمندرتحت عنوان"مجرم:اسدالله سروری رئیس سابق دافغانستان گتوساتوونکی (اگسا) ازیکعده رهبران کمونیست-مائویست افغانستان وقله های شامخ جنبش دموکراتیک نوین کشورنام میبرد.اوضمن شهادت برجنایت اسدالله سروری سوال میکند: که این افراددرکجااندومیطلبدکه"بایداسدالله سروری پاسخ بدهد"وبگویدکه چرااین افرادامروزدربین مانیستند.آقای سمندربادردواحساس دوری ازاین افرادکه ممکن است عده زیادی از آنهاراشخصامیشناخته،متوجه این نکته نمیشودکه اگرآنهاامروزدربین مامیبودندنیزمانندآقای سمندر این رژیم رامرجع دادخواهی مرگ انقلابیون بزرگ وپیشکسوتان جنبش مائویستی افغانستان می دانستند؟ وباهمین زبان سخن میگفتند؟مضاف برآن آیاثارنوال(دادستان)رژیم درموردمائویستهای بزرگ وقله های شامخ جنبش دموکراتیک نوین افغانستان ازاسدالله سروری سوالی خواهدکرد؟آیابرایثارنوال رژیم فلان سیدوایشان، سناتور ورئیس، ملاک وفئودال که بدلیل تضادهای داخل قریه وقبیله خلقی هاکشته شده اند، مهمتراززنده جاویدهای مائویست ورهبران جنبش دموکراتیک نوین افغانستان نیست؟آقای سمندرحقیقت تلخ اینست که دادستانهای وثارنوالهای رژیمهای مزدورووابسته، مرگ انقلابیون راازقاتلین بزدل وسفاک آنها نمی پرسند.محکمه کردن یک عمل سیاسی است وبااحساسات ونیات نیک یابدافرادی مثل آقای سمندرکاری ندارد،اگرآقای سمندرواقعامیخواهندبداندکه اکرم یاری صادق یاری، مجیدکلکانی، موسی جوالی،داودسرمد،عزیزطغیان،یونس تاجپور،بشیربهمن وسایرپیشکسوتان انقلاب خلق افغانستان درکجااندوبه آنهاعلاقه قلبی وارادت دارند،بایداحوال آنهاراازاسدالله سروری ونظام سرمایداری همزمان بپرسند، زیرانظام سرمایداری پاسخگوی قتل این انقلابیون بزرگ بوده واسدالله سروری یک ابزار بیمقداراجرای خواستهاوسیاستهای سرمایداری. لازم بشرح نیست که قتل مائویستهای بزرگ و رهبران جنبش دموکراتیک نوین خلق افغانستان نزد این رژیم ازسنگینی جرم اسدالله سروری میکاهد. مرگ آنهاداغ دیرپای قلب خونین تاریخ انقلاب افغانستان است نه درد دل رژیم مزدورووابسه کرزی.

برخی ازسامائیهانوارهای ویدئویی سخنرانی لیبرال- رفرمیستهاوتسلیم طلبان رادراروپابنمایش میگذارند.ازسخنرانیهای تسلیم طلبانه وسازشکارانه آنهابه وجدمی آیند،ازمردم میطلبندکه به آنها بپیوندندوشعارمیدهندکه اکنون آنروزفرارسیده که تمام"چپ افغانستان"بایدمتحدشوند!امانمیگویند که چراوچگونه؟اکنون اینسوال مطرح میشودکه چراامروز"موقع اتحادتمام چپ افغانستان"فرارسیده است.قبل ازتجاوزامپریالیست هابه افغانستان وسقوط طالبان،نمایندگان ساما،

سازمان رهائی،بابعضی ازاعضای خانواده بیروکراتهای سابق ظاهرشاه ولیبرال-رفرمیستهابه روم رفتندتاازطریق ظاهرشاه درمعاهده ننگین بن سه گرفته ودر رژیم آینده افغانستان برای خودجاومقامی بدست آورند.آنهاگردهمآئی خائنین ملی دربن راعلناحمایت وبرای جانبداری ازآنهارفته درکنارافغان ملتی هاایستادند.آنهاجلسه موسس"جبهه متحدضدامپریالیزم وضدارتجاع (افغانستان) " رابدلیل ماهیت ضد امپریالیستی وضد ارتجاعی آن تحریم وبافحاشی .دشنام سرائی آن راترک گفتند. آنهابرای انتخابات مجلس اعیان با حدت وشدت کارکردند.آنهاانتخابات ریاست جمهوری رژیم دست نشانده راتائیدکردند،درآن فعالانه سهم گرفتندوآنرامظهراراده ملت خواندند.آنهامنطبق بااحکام قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان دست بساختن حزب زدندوحزب شانرارسماثبت نام کردند. آنهاباقبول مشی پارلمانتاریستی در انتخابات نمایشی وفرمایشی مجلس عوام رژیم دست نشانده شرکت کرده درآن کاندیداهائی نیزمعرفی نمودند. آنها درتمام پروسه شکل دهی رژیم مزدورکرزی ازالف تا یا، عاشقانه سهم گرفتند ومشتاقانه فعالیت کردند. آیا امروزآنهاازتمام"چپ افغانستان" میخواهندکه علیه این رژیم متحدشوند؟نه!هیچ نشانه ای وجودنداردکه آنهاچپ افغانستان راعلیه این رژیم به وحدت دعوت کنند.ازطرف دیگردیده میشودکه بقایای سامانتنها باتسلیم طلبی وداع نکرده بلکه آنراتکامل داده وازیک خیانت ملی درشمالی بیک تئوری خیانت ملی وطبقاتی درسطح کل افغانستان مبدل ساخته اند:دراین اواخریکی ازرهبران سابق ساماکتابی راتحت عنوان"افغانستان الگوی دموکراسی امریکائی"بیرون داده که درآن تسلیم طلبی ملی وطبقاتی کاملاتئوریزه گردیده است.نویسنده سامائی مینویسد:"تشکیل ارتش توده ئی هم اکنون دردستورروزنیست چه درشرایط کنونی ماجنگ مسلحانه نمیتواندبعنوان یک تاکتیک روزمطرح شود.ولی آنرابعنوان استراتژی نظامی خوددرنظرداریم"وادامه میدهد:"اگرکسی بعنوان یک تاکتیک مبارزاتی روز، همین امروزجنگ مسلحانه رادرافغانستان علیه امریکاوحتی علیه اخوانیهابرای انقلابیون مطرح کند،حماقت کرده ،تمام رفقای خودرا،سازمان وحزب خودرابه قتلگاه روان کرده واین مبارزه نیست".اینست برهان سامائی!برهانیکه جنگ مسلحانه وتشکیل ارتش توده ای را فقط بعنوان یک استراتژی نظامی قبول میکند! برهانیکه تصرف قدرت سیاسی ازطریق قهرانقلابی رافقط یک تاکتیک روزحساب میکندوآنهم تاکتیکی که طرح آن درشرایط کنونی حتی علیه اخوان هم حماقت بحساب میرود. برهانیکه بقدرت لایزال خلق پشت گردانیده ودست زدن بقیام مسلحانه راخودکشی میگوید.حالابایدازخودپرسیدکه چه رویزیونیستی میتواندازاین رویزیونیست ترباشد؟ازاینجامعلوم میشودکه دعوت"چپ کشوربه اتحاد"بخاطرمبارزه باامپریالیزم اشغالگرومرتجعین مزدور نه بلکه برای خدمت به آنهاست."تمام نیروهای چپ افغانستان متحدشویدورای تانرادرصندوقهای"رفقای سامائی"بیاندازید!"اینست چیزیکه آنهامیخواهند.این شعاربراساس یک خیال وتوهمی که ازورای خیانت بخلق وتسلیم طلبی ملی وطبقاتی میگذردمطرح میشود.بگذاریدبرای یک لحظه بگذشته برگردیم وببنیم که این رویازمانیکه ساما وجودداشت چگونه بودواکنون که ازهم پاشیده چگونه شده وبه چه شکلی درذهن سران آن استحاله گردیده است:به صفحه3ازاسناد"کمیسیون تحقیق تسلیم طلبی ساما"وبه متن کوچکی ازبیانات"سخی"قوماندان عمومی سامادرشمالی نظرمیاندازیم:"سردارهمیشه بمن میگفت که شماعلیه دولت صحبت میکنید.روزی درضمن بحث برسردولت مسئله صداقت پرچمی هاازجانب ایشان مطرح شدوگفت که درصورت راست رفتن ماباآنهاکارماپیشرفت میکند. ولی مامیگفتیم که کارشان صادقانه نیست.من ازرفتن بکابل منع کردم ولی وی با"بها"رفت واستدلال کردکه بخاطرنجات انجنیرمیرود. رابطه انحرافی نزدیک بایاسین وذکریا برقرارکرده وبه یاسن کمک مالی نمود. نامه ای ازیاسین درموردحکم استراتیژیک ارتباط گیری موجوداست.بعد ازاین یاسین با(رابطه)تامین میگردد.

بعدازاین حرکات مستقل دیده میشود.یاسین درمکروریان می آید،خلیفه با"خاد"مزاررابطه میگیرد.بااندراب ارتباط تامین میگرددکه درآنوقت موج ازطرف تشکیلات مسئول بود.بالطیف ستمی دیدارصورت میگرد.سردارمیگفت که لطیف داکتر "بها"رابی آب میکندویک نیرو است.سرداربحث میکردکه ازلحاظ سیاسی وازلحاظ تئوریک خلق وپرچم متضاداند. روسهادرتدارک گروه های دیگراندواگرپشتوانه توده ای موجودباشد،امکان موفقیت درآینده بیشتراست". "رفقای سامائی"به اینترتیب دیروزاز"کوهدامن"تا"اندارب"وازکوه صافی"تا"مزارواندراب"بزانودرمیآمدندوامیدواربودندکه"درصورت راست رفتن شان باآنها کارشان پیشرفت میکند"ومیتوانندجای خلق وپرچمرانزدروسهابگیرند.آنروزهارهبران ساماازترس افتضاح وبی آبروئی نزدرویزیونیستهای چینی تقصیرتسلیم شدنهاوخیانت ملی شانرابگردن پیاده های"نادان"وناآگاه"شان می انداختند وآنهاراسرزنش میکنندکه آنهامقصراندوآنهاادعامیکنند که" اگرپشتوانه توده ای موجودباشد،امکان موفقیت درآینده بیشتراست"وخودشان بااین تسلیم طلبی هاکاری ندارند،ولی امروزخودآنهاآنراتئوریزه میکنند.امروزآنهابدون هیچ آزرمی تبلیغ میکنندکه اگر"چپ"افغانستان متحدشوند"امکان پیروزی شان بیشتراست"ومیتوانند جای اخوانی های جهادی رادرنزدامریکائی هابگیرند. اینست دلیل اینکه چرارهبران سامابتصرف قدرت سیاسی از طریق قهرانقلابی پشت گردانیده ومبارزه پارلمانتاری راه"موفقیت"شان میدانند.تبلیغ مانورترفند آمیزوحیله محاکمه اسدالله سروری رابایددراین راستاموردارزیابی قرارداد.ازاین دیدتسلیم طلبی است که "رژیم به اعجازآسمانی دست میزند".

 

ازجانب دیگرنبایدتصورکردکه بقایای سامابابقایای خلق وپرچم تضادانتاگونیزم دارند.آنهانه از نظرایدئولوژیک باهم تضادانتاگونیزم دارندونه ازنظرسیاسی.ازنظرسیاسی آنهاباهم نه درمورداشغال افغانستان مخالفندونه ازنظرترکیب قدرت سیاسی ونه درموردسیاستهای امپریالیستها.هردوازنظر سیاسی بنیادرژیم رامستحکم میسازندوهردو درشکل دهی رژیم ازابتداتاکنون مشترکاکارکرده اند.ازنظرایدئولوژیک، هردوعلیه تصرف قدرت سیاسی ازطریق قهرانقلابی بوده ومبارزه پارلمانی راتبلیغ ومجلس عوام را مظهراراده"ملت"میخوانند.هردوی آنهاجنگ مسلحانه توده ای را "حماقت"میخوانند. به ایندلیل نبایداین توهم رابخودراه دادکه نق ونق ویخن کشک آنهاریشه عمیق وانتاگونیزم دارد. این تنهاآنهانیستندکه علیه جنایتکارانی ماننداسدالله سروری،حسام الدین حسام و دیگران شعارمیدهندوغالمغال میکنند،بلکه پرچمی های زیادی اندکه ازآنهابیشترعلیه این جنایت کاران اند.

 

هرافغانستانی آگاه که آزادی استقلال افغانستان رادوست میداردازخودمیپرسد"چه کسانی اسدالله سروری رامحاکمه میکنند؟"نفع مردم افغانستان،دراین محاکمه چیست؟اودرمحاکمه یک مزدورجنایتکار(که شکست خورده)بواسطه مزدوران وطنفروش دیگر(که برکرسی قدرت نصب شده اند)چه موضعی بایداتخاذکند؟؟ یک انقلابی ازخودمیپرسدکه نفع انقلاب،نفع خلق ونفع پیشرفت اجتماعی دراین میان چیست؟ یک کمونیست ازخودمیپرسدکه نفع جنبش جهانی طبقه کارگر، نفع جنبش کمونیستی گیتی دراین محاکمه چیست؟هپچ گربه به رضای خداموش نمیگیرد.اماسامائیها،گروهی هاوتسلیم طلبهاکه نه کمونیست اند،نه انقلابی نه ملی- دموکرات ونه حتی آزادی خواه هیچکدام اینسوالهاراازخودنمیکنند.آنهاحتی ازخودنمیپرسندکه چراامپریالیستهاوعوامل افغانستانی آنهایعنی جنایتکارترین نمونه های آدمیزاددرتاریخ یک جنایتکاررا محاکمه میکنند؟آنهاچراخلقیهاو پرچمی های دیگررامحاکمه نمیکنند؟یکی ازسامائیهاکه خودراازجمله رهبران سامامیخواند،میگویدکه دولت دوپیشنهاددارد:

نخست اینکه مردم بیایندواسدالله سروری رامحاکمه مردمی بکنند!دوم اینکه اسدالله سروری رابه دادگاه بین المللی لاهه بفرستدتادرآنجامحاکمه شود.

اگربه پیشنهاداول دقیق شویم می بینیم که رژیم میکوشدازاین طریق برایش آبروکمائی کندواین دروغ رابفروش برساندکه مردم میتواننددرافغانستان یک جناینکاررا محاکمه کنند!!اماتبلیغ این نیرنگ وتمجیداین ترفندحرامزادگی دیدمزدوری سامارانسبت به رژیم ضدمردمی ازیکطرف وموضع ایدئولوژیک رویزیونیستی آن رادرموردقدرت سیاسی ازجانب دیگربیان میکند.محاکمه شکلی ازبکاربردقهراست.محاکمه شکلی ازاعمال قدرت سیاسی است..محاکمه بواسطه یک قانون انجام می یابدوهرقانون درجوامع طبقاتی بخاطرخدمت بمنافع طبقات حاکم طرح وتدوین میشود.آیاقانون رژیم حاکم برافغانستان یک قانون مردمی هست که محاکمه براساس آن بتواندمردمی باشد؟اگربراستی این رویاحقیت میبودیعنی درافغانستان مردم قدرت محاکمه کردن رامیداشتندآیاآنهااسدالله سروری راباسیاف،دوستم،ربانی،خلیلی،قانونی،علومی،گلاب زوی وهزاران خلقی،پرچمی وجهادی دیگریکجامحاکمه نمیکردند؟اگرمردم میتوانستندکسی رامحاکمه کنندآیاآنهائیراکه قتل کرده،بزنان تجاوزنموده،اطفال راربوده،دختران وزنانراببردگی فروخته..وغیره با اسدالله سروری یکجا حلق آویز نمیکردند؟"رفقای عزیزسامائی"! افتضاح هم حدی دارد!

باپیشنهاددوم رژیم میکوشددادگاه لاهه رامرجع محاکمه جنایتکاران معرفی کند.اماتبلیغ اینموضوع دیدگمراه کننده وانحرافی رادرمورددادگاههای امپریالیستی درکل ودادگاه لاهه بطورخاص متبارز میسازد. دادگاه لاهه کدام جنایتکارراتاکنون محاکمه کرده است؟ اگردادگاه لاهه می توانست جنایتکاران رامحاکمه کندآیااولین محاکمه اش راازجرج بوش،دیگ چنی، کاندولیزارایس، تونی بلیر، ایریال شارون..وغیره به اتهام جنایت علیه بشریت،نقض قوانین وموازین بین المللی و تجاوزبکشورمستقل وآزاد...وغیره آغازنمیکرد؟پس روشن است که هم تبلیغ"محاکمه مردمی"پشتیبانی ازسیاستهای نیرنگ بازانه وغدارانه رژیم پوشالی ومزدورکابل است وهم تبلیغ مرجع قانونی بودن دادگاه لاهه.دراینجا"محاکمه مردمی"یک پرده استتارشفافی است که به افتضاح وبی آبروئی ریاکارانه وچاپلوسانه مدعیان ومبلغین آنهامی افزاید.

معذالک،درمورداسدالله سروری بایدازخودپرسیدکه آیاسروری ازمادرچنان قاتل وسفاک بدنیاآمده بودیااینکه سیاست خاصی اوراآنچنان سفاک وقاتل ساخته بود؟بهمینصورت درموردجنایتکارانی مانندسیاف،دوستم،خلیلی،انوری، ملاعمرودیگران.اگرسیاست خاصی اسدالله سروری رایک جانی وقاتل تربیه کرده بودپس آن سیاست چه بود؟آن سیاست،سیاست حزب دموکراتیک خلق افغانستان بودکه صفت ممیزه آن وابستگی بود.جنایت وکشتاراسدالله سروری رابایدبازتاب فرمانهائی که ازماسکوصادرمیشدخواند.اسدالله سروری برای اجرای آن سیاستهاواجرای آن فرمانهاآدم میکشت وقتل میکرد.بزرگترین جرم اسدالله سروری وابسته ومزدوربودن اوبود، خیلی خنده آوراست که آدم می بیندیک رژیمیکه خودعین ماهیئت رادارامیباشد، دیگری رامحاکمه میکند.قضیه بیشترازهرزمانی دیگرآنوقت افتضاح آورمیشودکه آدم میبیند افرادیکه خودماننداو مزدورووابسته است اورابجرم اجرای فرمان ارباب محاکمه میکنند.این فکاهی زمانی بیک طنز مبدل میشودکه افرادی آنرادستآوردخودهامیخوانندوآن رادلیلیبرای اتحادچپ افغانستان مینامند.

دوجرم بزرگ اسدالله سروری شرکت دردوکودتادرافغانستان نام برده شده است.کودتای اول تاج یک سردار"آل یحیی"رابرداشته برسرپسرعمویش گذارده وکودتای دوم سلطه"آل یحیی"رابرچیده ومزدوران وابسته ترومزدورترازآنهارابرسریرقدرت نصب کرده است.دست زدن بکودتاارتکاب بیک عمل سیاسی است.پس محاکمه اسدالله سروری تنهامحاکمه یکفردنه بلکه محاکمه یک عمل سیاسی میباشد.چرا"رفقای ساما"ازاین محاکمه سیاسی حتی حرفی همنمیزنند؟

چراآنهاازتمام رژیمهائیکه زندگی مردمرادرادوارمختلف تاریخ بجهنم عریان مبدل ساخته بودندفقط یک جنایت کاروقاتل رامحکوم میکنند؟هیچ انسان آزادی خواه نمیتوانددرموردسیاستهای حکومت هاشیم جلاد،زنده درتنورانداختن های داودخان درزمان صدراعظمی ودیکتاتوری نظامی اوبعدازکودتای 26سرطان 1352سکوت کند.این سیاستهای ضدانسانی وسرکوب گرانه همانقدرقابل محاکمه اندکه توطئه وکودتای سوسیال-امپریالیزم شوروی علیه آنهامیباشد.هیچ دموکرات وهیچ انسانی که ترقی،پیشرفت وبرابری خلقهای آزادی خواه افغانستان رامیطلبد نمی تواندسیاستهای نفاق ملی ظاهرخان وگل محمدمومند،غضب زمینهای ازبکهاوترکمنهاواسکان ناقلین پشتون رادرشمال کشورتائیدکند.سیاست شوئنیستی هیئت حاکمه ملت پشتون تحت قیادت آل یحیی واجباری ساختن زبان پشتو،اعمارپرژوه های انرژی وآبیاری تنهاوتنهادرمناطق پشتون نشین انکشاف مناطق پشتون نشین وسلطانی اعلان کردن چراگاه های هزاره جات ومناطق بلوچ نشین کشورراهیچ فردبا وجدان که بابرابری انسانهامخالف نباشد،تائیدنمیکند.

این سیاستهای ضدانسانی همانقدرقابل محاکمه اندکه کودتاچینی ایادی سوسیال-امپریالیزم شوروی میباشد.هیئت حاکمه افغانستان تحت قیادت سرداران آل یحیی عامل عمده عقبماندگی افغانستان وسیه روزی خلق شریف ملل این سرزمین میباشد. فئودالها،تاجران دلال،کاستهای مذهبی ورحانیون مزدورعاملین سیه دل امپریالیزم واستعماربوده وکسی که مدعی ملی-دموکرات بودن باشد،جرائت نمیکندمحاکمه اسدالله سروری رابامحاکمه تاریخی آنهاوباداران امپریالیست شان پیوندندهد.چرا" رفقای سامائی" ازتمام این دشمنان تاریخی خلق افغانستان فقط یک اسدالله سروری رامی بینند؟ آیااگرخلق افغانستان بگویند که "می آیندواین سیاستهارانیزببحث می گیرند"آنوقت بازهم رژیم می گذارد"که مردم بیایندواسدالله سروری رامحاکمه کنند؟"آیااگرخلق افغانستان اسدالله سروری رادررابطه با"مزدوری ووابستگی"محاکمه کنندوآیابازهم رژیم آنهارااجازه محاکمه کردن خواهد داد؟

امپریالیستهادرسطح افغانستان اسدالله سروری رابنام یک جنایتکاروکودتاچی محاکمه میکنندولی درسطح جهانی ومطبوعات،رسانه های جمعی وشکل دادن اذهان عامه درغرب،این محاکمه رامحاکمه یک کمونیست تبلیغ میکنند.درحالیکه محاکمه اسدالله سروری بایدبامحاکمه سرمایداری(درهرشکل آن)انجام یابد.

فقط امپریالیستها ومزدوران لیبرال رفرمیست آنها،مرتجعین جهادی ودشمنان کمونیزم این پیش شرط راپیش نمیکشندکه قبل ازهرگونه صحبت درمورد محاکمه اسدالله سروری ودیگرسران خلق وپرچم نام کمونیزم رابکارنبرند.شایدچنین تقاضائی برای خواننده خیلی خنده آورباشدولی خنده آورترازآن نسبت

دادن کسی به چیزی است که اونیست وهیچ زمانی نبود.خنده آورترازآن اینست که صدهاخلقی وپرچمی وازآنجمله گلابزوی، علومی ودههای دیگرنیزعین

جرائیم رامرتکب شده که اوبه آن دلیل محاکمه میشودولی کسی کاری به آنهاندارد. درحال حاضرصدهاخلقی وپرچمی دیگرچه دراروپاوچه درداخل افغانستان آزادبوده بسیاری ازقصابان اگسا، کام وخاددوباره دردستگاه پولیس مخفی رژیم پوشالی کابل داخل خدمت میباشند.

اسدالله سروری بهترین کمونیستهای انقلابی وآزادیخواه افغانستانرابقتل رسانیده است. رفیق اکرم یاری شهیدیکی ازآنهاست.رفیق اکرم یاری شهیدیکی از بزرگترین رهبران وبنیانگذاران جنبش کمونیستی افغانستان بود.اوبدستوردستگاه قتل وجنایت سوسیال-امپریالیزم روسیه KGB درزمانیکه اسدالله سروری رئیس اگسابودبقتل رسید. جرم اکرم یاری ویاران زنده یادش کمونیست مائویست بودن آنهابود.آنهابجرم نفرت ازنظام طبقاتی، تنفرو انزجار از ظلم،استثماروستم گری،عشق به آزادی انسان ورهائی جهان ازقیدتفاوتهاوامتیازات بقتل رسیدند.اسدالله سروری وحزبش بعدازکمونیستهادشمنان سوگند خورده انقلابیون کشوربودند.آنهاقله های رفیع انقلاب افغانستان همچون مجیدکلکانی،عزیزطغیان،بشیربهمن،موسی خارکش،علی حیدرلهیب،عبدالله رستاخیز،قاضی ضیا داودسرمد، خدادادخروش وهزاران ستاره درخشان دیگررازآسمان گلگون انقلاب پائین کشیدند. آقای سمندربرحق میگویدکه اسدالله سروری بایدبخشی ازاین جنایات راپاسخ گوید- ولی درکدام دادگاه؟؟؟ آیادادگاه رژیم پوشالی کرزی تاب وتوان شنیدن نام های این زمین لرزه های تاریخ افغانستان رادارد؟نه.حتی تصوراینکه دادگاه چنین رژیمی احتمالاعدالت رااجراکند، یک توهم گمراه کننده است.اسدالله سروری ها،حفیظ الله امینها،ببرک کارمل ها،شاه شجاع ها استاد ها،امیر هاوآمرهافرداکه رنگ آسمان دگرگون خواهدبود،محاکمه خواهندشد.به امیدآنروز.

 

مائویستهای افغانستان

30 فیبروری 2006