Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ

هسته کارگری مبارز افغانستان

 

نظام كرزي حامي جنايات پوليس است

 

درمدت 9 سالي كه ازعمررژيم دست نشانده مي گذرد، درد ورنج توده هاي زحمتكش بخصوص كارگران ودهقانان روز به روز زيادتر مي شود.علاوه بر فقر روزافزون توده ها و اعمال وحشيانه نيروهاي اشغالگراز قبيل بمب باران، شكنجه و قتل افراد بي گناه در بين كوچه و بازاركه برتوده هاي زحمتكش تحميل گرديده و ازآنها قرباني گرفته و بي خانماني را بر آنها تحميل نموده، پوليس و اردوي پوشالي نيز همگام با اشغالگران برروي زحمتكشان اين مرز و بوم آتش مي گشايند. رژيم دست نشانده از جنايت شان حمايت نموده اين حمايت سبب گرديده كه همه روزه جنايت نيروهاي ارتجاعي مسلح بيشتر شده و توده ها را زير فشار مضاعف قرار دهد.

روزسه شنبه 2 سنبله 1389 پوسته امنيتي پوليس گازرگاه ولايت هرات باگذاشتن يك مين زيرموترسنگ جنايت نابخشودني رامرتكب مي شود.گزارشگر"هسته كارگران مبارز" باشواهد عيني قضيه گفتگوئي داشته ومطلب راچنين توضيح مي دهد:

"طبق گزارش شواهد عيني درمنطقه وافراد منطقه غلام رضا كارگرهمراه برادر، پسرخاله و پسرعمه خويش كه ازمدت ها به اين طرف ازكوه هاي گازرگاه سنگ تهيه مي نمود و آنها را بفروش مي رساند وازاين طريق لقمه نان مادرپير،زن و فرزندانش را تهيه مي نمود توسط مين جاگذاشته توسط پوليس به قتل ميرسد، برادر، پسرخاله و پسرعمه اش در وضعيت كاملا بدي بسرميبرند. طبق گفته شواهد عيني اگرزنده هم بمانند(امكانش بسياركم است) كاملا ناقص الاعضا و باردوش جامعه اند.

غلام رضا و برادرش از جمله كساني اند كه پدرشان درجنگ مقاومت عليه سوسيال امپرياليزم جانش را از دست داده، اين دو پسر را مادر پيرشان با مشكلات فراوان بزرگ مي كند بعد از بزرگ شدن آنها با كار شاقه فقط توانسته بودند كه يك موترچكله گرازه اي براي سنگ كشي تهيه نمايند.درطول مدتي كه ايشان ازكوه سنگ مي برند،پوليس دربدل هرموترسنگ مبلغ(250) افغاني ازايشان اخذمينمايد،بالاخره غلام رضا به آمرحوزه شكايت مي كند ومي گويد كه من بي بضاعت بوده وتوانمندي پرداخت اين مبلغ برايم گزاف است.آمرپوسته با دادن يك نام به پوسته "امنيتي" حكم مي كند كه ازغلام رضا پولي اخذ نكنند. پوليس براي انتقام گرفتن ازغلام رضا دست به عمل جنايتكارانه مي زند و فرداي آن روز يعني روزسه شنبه 2 سنبله ميني را در قسمتي از مسیر راه آنها کار گذاری نموده که درین حادثه غلام رضا كشته مي شود برادرش هر دو پايش از زانو به بالا را از دست داده، پسرخاله و پسرعمه اش هركدام يكي ازاعضاي بدن خويش را از دست داده و شديدا مجروح مي شوند و موترشان كاملا بيكاره مي گردد.

بعد ازاين واقعه مردم منطقه گازرگاه پوليس را مقصر ميدانند و رژيم منحوس پوليس پوسته را دستگير مينمايد، اما بالاي مادر پيرش از يكطرف فشار مي آورند و او را اخطار ميدهند كه از دعوي بگذرد وازطرف ديگرحيله و نيرنگي را بكار ميبرند و مي گويند كه "اگر دعوي راه بياندازي بچه ات از درجه شهادت محروم مي شود" به اين صورت از مادر پيررضايت مي گيرند. حتما دوسيه جنايتكاران بسته شده و مورد عفو قرار مي گيرند.اين عمل بيانگرآنست كه رژيم دست نشانده، پوليس و اردوي پوشالي آن چقدركثيف اند. آنها بخاطر250 افغاني حاضراند كه 4 فاميل را بي سرپرست نموده و آنها را به بدترين شرايط زندگي سوق دهند.

توده زحمتكش:

بايد آگاه بود كه بدون بيرون راندن نيروهاي اشغالگر و سرنگوني رژيم دست نشانده امكان ندارد كه از فقر و فلاكت نجات پيدا نمود و به چنين جنايتي خاتمه بخشيد. بايد متشكل گرديد و به پا خاست. زيرا بدون متشكل شدن و اتحاد زحمتكشان بيرون راندن نيروهاي اشغالگر و سرنگوني رژيم پوشالي غيرممكن است.

"هسته كارگري مبارز افغانستان" از تمامي نيروهاي ملي دموكرات، انقلابيون و توده هاي زحمتكش ميخواهد كه گام جلو گذاشته و هر چه وسيعتر و گسترده تر به تبليغ و ترويج عليه اشغالگران ورژيم پوشالي پرداخته وجنايات شان را فاش نمايند. زيرا بدون گام گذاشتن به جلو و بيان اين مطلب كه به افغانستان چه ميگذرد و اهداف اشغالگران ومزدوران شان چيست ، امكان اتحاد توده هاي زحمتكش ممكن نيست. بدون اتحاد و رهبري توده ها، يورش بر اشغالگران، بيرون راندن شان وسرنگوني رژيم پوشالي غيرممكن است.

مرگ براشغالگران

مرگ بررژيم پوشالي

مرگ برجنايتكاران

"هسته كارگري مبارز افغانستان"