Sunday, 19/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ
هیچ نیروی خارجی نمی تواند امنیت را در کشور تامین کند بلکه حضور مجاهدین باتجربه تامین کننده ثبات سراسری خواهد بود



 

درباره جلسه سران مجاهدین درهرات

 

مجاهدین چگونه ازاشغالگران پاسبانی میکنند؟

 

نوشته : سخیداد

 

"روزجمعه مورخه 19 عقرب 1390 مطابق 12ام نوامبر 2011پایگاه انترنتی"افغان پیپر" گزارش دادکه فرماندهان جهادی حوزه جنوب غرب افغانستان درتالارمولاناجلال الدین بلخی درشهرهرات، گردآمده ودرآن فرماندهان مجاهدین ولایت فراه، بادغیس،غور وهلمند شرکت داشتند. به گفته این پایگاه " شماری ازفرماندهان جهادی باانتقادازعملکردمجاهدین درگذشته وعدم وحدت برای یک پارچگی نظام کنونی اظهارداشتند: تداوم بی امنیتی،اختطاف وبی بندباری درجامعه ازبی توجهی سران ومجاهدین است که خودراازهمه طرف کنارکشیده اند".

بگفته این پایگاه؛دراین جلسه اسمعیل خان وزیرآب وانرژی حکومت افغانستان ویکی ازفرماندهان مهم نیروهای جهادی نیزشرکت داشته وسخنرانی کرده است. رژیم حاکم برافغانستان رژیمی است که مهره های اصلی آنراعمدتاقوماندانان وجنگ سالاران جمعیتی، وحدتی، سیافی ودوستمی وبگفتر دیگر نیروهای جهادی تشکیل میدهند. به این دلیل این گردهم آئی یک گردهم آئی نیروهای دولتی ومتحدین سیاسی آنها بوده است. ازجانب دیگراکثریت قریب به عظیم مدعوین این گردهم آئی ازایالات فارسی زبان افغانستان بوده اند. این امرنشان میدهدکه دولت مهره های جنگ سالارآن دیگر زمبن رازیرپای شان نرم احساس احساس میکنند ومیکوشندباچنگ انداختن به اینگونه گردهم آئی هابتوانندخودراازغرق شدن نجات بدهند. اما حقیقت اینست که گرد هم آوردن یک عده افرادتاریخ زده ومنفوردرنظر مردم مانندسرهم بند کردن خس وخاشاک بالای آب است که هیچ زمانی نمیتوانند زورق نجات جنگ سالارانی مانند اسمعیل خان ورژیم دست نشانده کابل متجاوزین اشغالگرگردد.

بگفته این پایگاه اسمعیل خان"ازعموم مجاهدین به پشتبانی ازدولت خواست تاهرکدام ازاشتراک کنندگان یک تعبیرازایجاداین مراسم نداشته وناآگاهانه قضاوت ننمایند". شایدقوماندانان مجاهدین ازاین گردهم آئی امیدواری های دیگری داشته باشند، اما مردم افغانستان هیچ امیدواری خاصی ازگردهم آئی جهادیان .برادرانش ندارند. زیرامیدانندکه یک رژیم مستعمراتی بدون اجازه بادارش نمیتوانداینگونه جلسات رادعوت کند. اینگونه جلسات بعد ازتائید وتصویب"وایسرای نظامی امریکا" درافغانستان، دایرمیشوند وآنهم زمانی که متخصصین اطلاعاتی امریکانفع، نقص ونتائیج آنهارابه دقت موردارزیابی قرارداده باشند. خلقی که علیه متجاوزین اشغالگرمی جنگند، انتظاری بخصوصی ازجلسات فرمایشی ارگان های دولتی نخواهند داشت. آنهابرای جلوگیری ازخطرات احتمالی به افرادی ماننداسمعیل خان دستورمیدهندکه ازپیدایش امیدواری هاوشک وشبهات بااین جملات"ااشتراک کنندگان تعبیر(دیگر) ازایجاد این مراسم نداشته وناآگاهانه قضاوت ننمایند" جلوگیری نمایند.

اماآنچه دراینجاحیرت انگیزاست این میباشدکه برخی ازقوماندان های جهادی درسخنرانی شان گفته اندکه اوضاع کنونی کشورمحصول عدم یک پارچگی مجاهدین میباشدومجاهدین "خودراازهمه طرف کنارکشیده اند". برعلاوه اینکه اینها امپریالیست های اشغالگررا از معادله سیه روزی وناامنی کنونی افغانستان نفی میکنند، به آن به حیث عامل تمام بی امنیتی هانمی نگرند درمشاهده موقف خود شان هم نابینا میباشند ونمی بینند که مجاهدین خودراازهیچ طرفی کنار نکشیده وبزرگترین عاملین فساد درکشورعمل میکنند.

 

ازجانب دیگر؛ اینگونه حرف ها نشان میدهند که مجاهدین میکوشند به مردم افغانستان بگویندکه : ایهالناس ما مجاهدین دراین کارزاری که امپریالیست هادرطی ده سال به راه انداخته ودمارازروزگارشما درآورده اند، شریک نیستیم.ماخودرا ازهمه طرف کنارکشیده" ایم . این هم نادرست است،مجاهدین ازاول تاآخردرکشتاروقتلعام مردم افغانستان سهم داشته ودستیارجنایتکاران ناتووکمک گراشغالگران افغانستان بوده وهستند. آنهابودندکه سلاح مردم راجمع آوری کردند. آنها بودندکه اشغالگران رادوست ومددگارمردم افغانستان معرفی کردند، آنها بودند که برای آنها سرباز تهیه نموده وقوم قبیله شان را به خدمت آنها قراردادند. به این حساب آنها حتی بیشترازامپریالیست هابه مردم خیانت کرده اند. اگراندکی به کارکردهای مجاهدین دقیق شویم وآنهاراباکارکردهای امپریالیست هامقایسه نمائیم می بینینم که اگرامپریالیست ها تنها قتلعام وویران کرده اندولی آنها بعداز قتلعام وویران کردن زمین آنهارانیز غضب کرده وبرای شان قصرهای سبزو سفیدآبادکرده اند. امپریالیست ها تنها برزنان وودختران معصوم افغانستان تجاوزکرده اند، امامجاهدین بعدازتجاوزبه آنها، آنهارابرده وبه فاحشه خانه های اعراب وشمال افریقافروخته اند. این کارها"خودراازهرطرف کنارکشیدن"معنی نمی دهدبلکه بمعنی ازهرطرف زندگی مردم را به جهنم تبدیل کردن معنی میدهد. دردستگاه دولت نگاه کنیدوببنیدکه مجاهدین"خودراازهمه طرف کنارنکشیده" بلکه از هرسوراخی درآن داخل شده اند،خلیلی،محقق،محسنی،کرزی،سیاف،فهیم،قانونی و...غیره همه وهمه ازتبارمجاهدین میباشند.چطورمی توان "ازلاشخواران انتظارداشت که ازجنازه کناربروند؟". جنازه افغانستان برزمین افتاده ومجاهدین با استخوان آن معامله میکنند. آنها قرار دادهای اسارت بارراباامپریالیست هاامضا ومعادن وثروت های عظیم کشوررابه دزدان بین المللی واگذارکرده اند. این مجاهدین اند که خلق آزادیخواه افغانستان رادربدر راهی ایران وپاکستان وممالک عربی میسازند. وآخرالامر شما حضرات مجاهدین هستید که مردم کشورراآنچنان مایوس وناامیدساخته ایدکه اطفال زیرسن شان رابه دست تقدیروسرنوشت سپرده راهی اروپاواسترالیا میکنند. تحت حکومت کنونی افغانستان ازنظرفسادوارتشابه کشوربی نظیردنیاتبدیل شده است. مجاهدین کابل رابه حوزه های آدم ربائی شان تقسیم کرده اند وبازهم میگویند که مجاهدین ازهرطرف کناررفته اند. نه. این دروغ محض است. مجاهدین حتی پاین ترین سطوح جنایت راهم فتح کرده اند. امروز دیگر هیچ کسی باور نمیکند که یک بند آدم ربائی درخیرخانه وکارته پروان واطرافش بدون پرداختن سهمیه به مارشال فهیم وآقای قانونی طفلی رااختطاف کند؟ به همینصورت هیچکس تصورنمیتواند که زمین کسی درغرب کابل بدون اجازه حاجی نبی برادرخلیلی واطرافیانش درتفاهم باباندسیاف خرید وفروش شود...به اینصورت مجاهدین ازهیچ چیزوهیچ کاری کنارنرفته اند و بکمک امپریالیست ها ابعا فساد وجنایات جهادی ومیهنفروشی شان راصدها وهزارها برابرگسترش داده اند.

ازجانب دیگر این مسئله را نیزبایدمورد گفتگو قراردادکه مجاهدین کرام درکدام مورد یک پارچه نبوده اند؟

قوماندان های مجاهدین دربین خودشان ودرمسایلی که مربوط به خوانین، زمینداران بزرگ وسرمایداران ویامسایل مربوط به روابط خارجی ازقبیل وابستگی واطاعت ازتهران یا ریاض- اسلام آبادبوده همیشه نا همآهنگی، جنجال وجنگ داشته اند. خلق افغانستان خوب بیاددارندکه ازهمان سالهای 1358هنگامیکه پای پول، سلاح، اکمالات، قدرت ونفوذدرمیان آمده، قوماندان های مجاهدین مانندبوزینه های وحشی که برسرکیله(موز)یایک میوه دیگربرروی یکدیگرمی پرند، برسروروی یکدیگرپریده وجنگ های خونین رابه راه انداخته اند. برهان الدین ربانی صدهاوحتی هزارهابارگلبدین حکمتیار راکافر، بی دین، جاسوس،بی ناموس، وطنفروش وخائین نامسلمان خوانده وگلبدین حکمتیار برهان الدین ربانی راکافر، ملحد، بی ایمان، بیشرم، بی ناموس وبیشرف خوانده است. احمدشاه مسعودعبدالعلی مزاری را جاسوس،مزدور، وابسته، مامورتهران ومیهنفروش نامسلمان وعبدالعلی مزاری احمدشاه مسعودراجاسوس وتربیه یافته زیرخانه ها، مفعول ودست پرورده دستگاه اطلاعات انگلیس خوانده است. هرکدام اینهادرمورددیگری بخشی ازحقیقت راگفته تاهمان بخش رادرمورد خودپنهان سازد. آنها همیشه دربین خودشان فتنه داشته واین فتنه را تاحدی گسترش داده و عمیق ساخته اند که بارها یکدیگرشان رابه زیرباران مرمی وراکت گرفته اند. یکی به دلیل تاجک بودن برسرانسان مظلومی به حساب سنش میخ کوبیده ودیگری به دلیل هزاره بودن انسان مظلومی رابزیررگبارمسلسل قرارداده است. یکی به دلیل یادنداشتن دعای قنوت ده هاتن انسان بی دفاع رابه قتل رسانیده ودیگری به خاطراینکه"قروت"را"کروت"گفته، ده هاتن رابه دیارعدم فرستاده است. این یک حقیقت است که مجاهدین هیچ زمانی متحد نبوده ونمیتوانندباشند. تاریخ شهادت میدهدکه مذهب هیچ زمانی نتوانسته خلق رامتحد سازد. معاویه وعلی، یزید وحسین وبعداعلوی و عباسی و... درزمان ما خمینی ومجاهدین خلق یا برهان الدین ربانی و گلبدین حکمتیارو...غیره. عنصرمتحد سازنده یعنی نفع همگانی در مذهب وجود ندارد وعنصر فتنه یعنی منافع خصوصی همیشه"علی ومعاویه" آفرین است.

ازهمان روزگارطلائی اسلام تاامروزیعنی هم علی با معاویه وهم خمینی با مجاهدین خلق وهم عبدالعلی مزاری بااحمدشاه مسعوددرمقابل خلق ونیروی مولده جامعه متحدویکپارچه بوده اند. نه علی ونه معاویه ، نه خمینی و نه مجاهدین خلق و...غیره هیچ یک درصدد برابری انسان ها نبوده ونیستند. آنها بطور عموم دست به کاری نزده وعملی راانجام نداده است که درجهت برابری ارباب وبرده، خانم وکنیز، زن ومرد،استثمارگرواستثمارشونده حرکت کند. هرکدام روایت وقوانینی راوضع کرده اندکه درآن ارباب، ارباب وبرده برده باقی بماند. هنگامیکه مجاهدین درافغانستان بایکدیگرشان جنگیده؛ نیزبه دلیل برابری انسان نبوده است وبه همین دلیل هم یک یکطرف جنگ برحق وطرف دیگرآن ناحق نبوده است.آنهادرمجموع خلق راواداشته که خون بهای بوزینه بازی های شان راباهست وبود شان بپردازند. به این دلیل همیشه مجاهدین بطورمتحدوحامیان نظام ستمگرانه حاکم دریک طرف وخلق آزادیخواه به امیدبهبودیافتن روزگارشان در طرف دیگربوده اند. آدمی که این حقیقت روشن را نمی بیند ویا نمیتواند ببیند آدمی است که حقیقت را نمی بیند ویا نمیتواند ببیند.

پایگاه انترنتی افغان پیپر میگوید که اسماعیل خان گفته که"هیچ نیروی خارجی نمیتواندامنیت رادرکشورتامین کندبلکه حضور مجاهدین باتجربه تامین کننده ثبات سراسری خواهد بود.سپاه مطمئن آزموده کشورمجاهدین بوده و خواهد بود."

دراینکه هیچ اردوی متجاوزوویرانگربااعمال هرگونه توحش وبربریت قادر نبوده ونخواهدبودکه خلق افغانستان رامطیع اراده اش بسازد،امری است که ازهجوم اسکندرمقدونی تاامروزبه اثبات رسیده. نه اسکندرتوانست اینکاررابکند، نه انگلیس ها وشوروی هاونه هم نیروهای ناتوومرتجعین منطقه قادرخواهندبودکه ازمردم سلحشورورزمنده افغانستان برده های بی زبان وبی اراده مطیع درست کنند.اینکه حتی اسمعیل خان هم توانسته به این حقیقت مشعرشود، برای همه ما افغانستانی هامایه خوشحالی است. زیرااین حقیقت رفته رفته به یک فاکتی که تاچندی قبل تنهابرای شعله ای هاقابل دیدبود، برای همه قابل روئیت شده است. اماآنچه برای ماشعله ای هاحیرت انگیزاست جامه بدل کردن فرصت جویانه اسمعیل خان وسایراخوانی هامیباشد. مگرهمین هانبودندکه تادیروزرقص وپایکوبی میکردندوامریکا را ناجی مردم افغانستان میگفتند؟ مگرهمین هانبودندکه درشامگاه تجاوزبه شرف واستقلال افغانستان جشن گرفته بودند؟مگرهمین هاودلالان اروپائی شان نبودندکه"شورای دموکراسی"ساخته ومشروعیت کلیپتوکراسی امریکائی رامدلل میساختند؟ چه کسی فراموش کرده ویانمی بیندکه"گفتمان"نقاره چیان آنهااستتارفسادوارتشای درجه اول جهان است؟اما"اینکه مجاهدین باتجربه!" قادر باشندکه امنیت رادر افغانستان تامین کننددهه 90 قرن بیستم شاهداست که این حتی دیگرنمیتواند یک شعارهم باشد. آنهابادعوت امپریالیزم به اشغال افغانستان خودگورشان راکندند. امپریالیست هاافغانستان راچنان تغییردادند که دیگرامکان حکومت مجاهدین وتامین امنیت به واسطه آنهاحتی رویای یک مجاهددیوانه هم نیست. اسمعیل خان اززمان وتغییراتی که درافغانستان به وقوع پیوسته عقب افتاده است. امااینکه اومیگوید"سپاه مطمئن آزموده کشورمجاهدین بوده " وهست بگمان اغلب فراموش کرده که همین مجاهدین بودندکابل رابه راکت بستندوبیشتراز60 هزارخانواده رافراری ودربدرساختند. دراین موردیقیناکه هیچ نیروئی در جهان تجربه وآزمون مجاهدین افغانستان راندارد. هنگامیکه صبغت الله مجددی واردافغانستان شدوقدرت راازخلقی ها وپرچمی ها تحویل گرفت وآتش باری برکوچه هاوخیابان های کابل شروع شد، مجاهدین اولین ادامی را که انجام دادند حمله برموزیم کابل بود. آنها آبدات تاریخی و هویت باستانی افغانستان را دزدیده ودربازار سیاه جهان به فروش رسانیدند.دراین رابطه حق بااسمعیل خان است که هیچ ارتش وسپاهی درجهان تجربه وآزمون مجاهدین افغانستان راندارد. هنگامیکه جمعیت اسلامی ووحدت اسلامی بردانشگاه وکتابخانه پوهنتون کابل دست یافتند،کتابهارامانندسلف عربی شان به آتش کشیدند و دانشگاه رابستند.دراین رابطه نیز حق با اسمعیل خان است که تجربه مجاهدین افغانستان سرآمدروزگارمیباشد. اما اینکه آنها بتوانند یک افغانستان آزادومستقل ازسلطه ارتجاع منطقه وامپریالیزم به وجودبیاورند، یک سراب ویک امرامکان ناپذیراست. همه انسانهابا اندکی توهم زندگی میکنند ولی این توهم توهین به مردم افغانستان است.

هدف جمع شدن قوماندانان مجاهدین درهرات عبارت ازتشکیل حوزه محلی جهادیان برای جلو گیری ازفعالیت مردم برضد اشغالگران میباشد. چنانچه اسمعیل خان خوددرسخنرانی اش به پشتیبانی ازدئلت حرف میزند. قومانان های سابق مجاهدین دیگربه هیچصورتی نمتوانندیک کتله چندنفری رابه اطراف شان جمع کنندمگراینکه دولت به آنهاچراغ سبزبدهدکه دراجرای هر عملی آزاد میباشند. این نسخه دیگری ازتشکیل شبه ملیشیایی است که امپریالیست ها درسال های اول به قلدرها وافراد مردودازجامعه میسپردند. آنها چندنفررابرای تامین امنیت عبورومرورنیروهای اشغالگر درامتداد جاده ها استخدام میکردند. اکثر این دسته ها هم شبه ملیشیادولتی بودندوهم رهزنان ودزدان. امروزتقریبا نه دهم این دسته هایانابود شده ویابه رهزنان ودزدان تحت حمایه دولت تبدیل گردیده اند.

اینگونه گرد هم آئی ها تلاش ها دم آخر غریقی است که هیچ کسی قادر به تغییرسرنوشت محتوم او نمیباشد. آنچه این تلاش ها به مبارزین انقلابی می آموزند اینست که دشمن زیرپایش راخالی احساس میکندومی بیندکه تاریخ حکم نهائی اش راصادر کرده ونابودی آنها یک امر حتمی میباشد. آنها را فقط اشتباهات انقلابیون ازنابودی نجات میدهد نه چیزدیگر.

پایان

20ام عقرب 1390 مطاق 13نوامبر2011