Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ
کوانتل پرو(DATAS/Cointelpro)

کوانتل پرو(DATAS/Cointelpro)

 

 

نوشته : سخی آتش وع. خاوری

 

بخش اول

 

DATAS/Cointelpro مخفف Counter Intelligence Program است. این پروگرام دراواخر دهه 50 قرن گذشته به واسطه بیروی فیدرال FBIاضلاع متحده برای تحت نظرداشتن فعالیت ها، نفوذکردن، بدنام ساختن رهبران وتجزیه کردن احزاب وسازمان های مخالف دولت به راه افتاد. کوانتل پرو تا سال1971 که مخفی بود یک سری فعالیت های وسیعی راعلیه افرادواشخاص مخالف واپوزیسیون نظام حاکم براضلاع متحده انجام دادوعده زیادی ازرهبران آنرابدنام ساخته و بسیاری ازآنهارابعداز آنکه ازدرون تخریب ومنزوی ساخته بودند به قتل رسانید. اعضای این پروژه جواز انجام هرگونه توطئه و تفتین، بدنام سازی وآوازه اندازی وشایعه پراگنی را داشتند.تاسال 1956 فعالیت های رذیلانه وتوطئه چینی های مافیائی ازجانب دستگاه پولیس بطورعلنی وقانونی ممنوع بود. درسال 1956متخصصین اموراطلاعات اضلاع متحده ابتکارتشکیل کوانتل پرورابطوررسمی ازمقامات عالی فدرال اضلاع متحده دریافت کردند. درپیشنهاد این پروژه آمده بود ااین پروژه درنظرداردتا فراکسیون بازی راتقویه نموده، اختلال وتشتت راایجادوزمینه تسلیم شدن را درداخل حزب کمونیست اضلاع متحده به وجود آورد"This project is aimed to increase factionalism, cause disruption and win defections" inside the Communist Party U.S.A. (CPUSA).( سندپیشنهاد پروژه کوانتل پرو1955). اما به زودی پروژه پولیس فدرال گسترش ودامنه فعالیت آن ازحزب کمونیست امریکا فراتررفته وحزب کارگران سوسیالیست وسپس"ملت اسلام"ملکم ایکس"رادربرگرفت. درسال 1967 این پروژه که دیگرخیلی قوی شده بودلبه تیزتیغ ویرانگرش رامتوجه" حزب پلنگان سیاه"کرد.

 

کوانتل پرو تا سال 1971 کاملامخفی بود. درسال 1971 یکی ازافسران پولیس فدرال دوسیه چندی راگرفته وبه دست رسانه هاسپرد. اگرچندرسانه های جمعی ازنشردوسیه های توطئه گری پولیس فدرال سرباززدندولی درسال 1972 جان ادگارهووررئیس پولیس فدرال اعلام کردکه این پروژه دیگراختتام یافته است. هیچ سندی دردست نیست که جان ادگارهووررئیس آن زمان FBI راست گفته باشدزیراازآن ببعد وجدان انسانی درهیچ عضوFBI بیدارنشده تاصفوف توطئه گری وتفتین این دستگاه رابه نفع انسانیت وشرافت انسان رهاکندتاحقیقت موضوع معلوم شود. ولی ممکن است این پروژه واقعا دراضلاع متحده پایان یافته بوده باشد، زیرادیگرهیچ نیروئی درامریکاباقی نمانده بودکه موجب نگرانی لردهای امپریالیست گردد.ازجانب دیگر، دهه 70آغازسقوط اضلاع متحده در سراَشیب بحران اقتصادی بود. دراین زمان امپریالیزم اضلاع متحده وسوسیال- امپریالیزم روس فعالیت رویاروئی مستقیم بامنافع یکدیگرومنافع ملی خلق های جهان راازطریق دولت براندازی وبقدرت رسانیدن عناصرجلادوآدمکش مانندپنوشه، مارکوس، سوهارتو، ضیاالحق، موبوتو وغیره رادرساحه نفوذاستراتیژیک شان ازپیش میبردند. کوانتل پروکه پرژوه تخریب سرطان وارسازمانهاواحزاب مخالف امپریالیزم بود، توان جلوگیری ازبعضی کارهارانداشت. مثلا،این پروژه قادرنبودحزب کمونیست اندونیزیاراباسه ملیون عضوآن ازدم تیغ بگذراندویاازبقدرت رسیدن سالوادورآلنده جلوگیری کند. براین اینکارها دولت براندازی بواسطه نظامیان مزدورموثر ترازپروژه های کوانتل پرو بود.

 

اماکودتاوبقدرت رسانیدن عوامل نظامی مزدورمیتوانست مشکل دم دست وعاجل امپریالیزم راحل کند ولی دردرازمدت به نفع امپریالیزم نبود، زیرادرکشورهائی عقبمانده، دستگاه منضبط ووسیع سرکوب نظامی وپولیس وجودنداشت تادولت براندازی وکودتاچینی رادراینکشورهادورنماوثبات سیاسی ببخشد. بنابه عقبماندگی تاریخی دراین جوامع نیروی هیچ طبقه ارتجاعی متحد امپریالیزم آنقدرقوی نبودکه بتواندبه مثابه پایه مادی حکومت کودتاکارکند. طبقات کمپرادوروفئودال فقط میتوانستندپایه مادی کودتاهای نظامیان مرتجع شوندولی به دلیل اعمال خشونت قرون اوسطائی قادرنبودند بازارتولید ومبادله وموازی به آن رفرم های سیاسی راطوری اعمال کنندکه زمینه ایده آل غارت امپریالیزم آماده شود. امپریالیزم مجبوربود که برای سرپانگهداشتن اینگونه حکومت ها سالانه مبالغ معتنابهی رامصرف کنند. به ایندلیل کمپرادورهاوفئودال هانمیتوانستندمنافع استراتیژیک امپریالیزم رابطور ایده آل ودردرازمدت تامین کنند. مضاف براین؛هنگامیکه دولت به دست نمایندگان سیاسی فئودال- کمپرادورمی افتاد، آنهاباترویج گسترده فساداداری، شکنجه، اعدام وخون ریزی نفرت عمیقی راازامپریالیزم وارتجاع درقلب خلقها پرورش میدادند. این امرزمینه جوانه زدن ورشدمخالفت های باثبات وعمیق دراین ممالک میشد.

برای آنکه این گونه مخالفت ها زمینه نفوذ ایدئولوژی پرولتری نشود، کوانتل پرو، ضرورتش رادربیرون ازمرزهای اضلاع متحده وانگلستان پیدامیکرد. کوانتل پرو، با گسترش یافتن حرص وآزجهانخواری امپریالیزم سرمایداری، جهانی میشدوبه داخل سازمان هاواحزاب انقلابی سطح ممالک درحال انتقال (انتقال از حالت فئودالی ومستعمره به حالت نیمه فئودالی- نیمه مستعمره) نفوذ میکرد.

کشورهائی تحت ستم مانندافغانستان که در آن یک جنبش مائویستی ازاول وجودداشته وخلق آن از نظر تاریخی سلحشور ورزم آزما بوده وجغرافیای آن برای مقاومت مسلحانه کابوس وحشتناک امپریالیزم وارتجاع راتشکیل میدهد، موجودیت یک عنصرمائویست خطربزرگ بشمار میرود چه رسد به اینکه دراینکشوریک جنبش نیرومند مائویستی مانند امروز وجود داشته باشد. این جنبش اگرچنددرحالت پراگندگی دردناک وغم انگیزی بسرمیبرداما امپریالیزم وارتجاع از موجودیت پوتنسیال نیرومندایدئولوژیک مائویستی آنها سخت درهراس میباشند. این وحدت وایجاد یک حزب واحد مائویستی کابوس هراسناکی است که پشت امپریالیزم وارتجاع منطقه وافغانستان را می لرزاند. ازاین لحاظ است که آدم ردپای کوانتل پروراهم در"پس منظرتاریخی ..." می بیند وهم درتخریب وافشای کمونیست های افغانستان به دست سید حسین موسوی ووب سایت"افغانستان آزاد"

 

تاکتیک های کوانتل پرو

 

دیدیم که امپریالیست های امریکائی با تاسیس کوانتل پرواحزاب وسازمان های انقلابی ومخالف نظام راموردحمله قرارداده، رهبران آنهاراافشا ساخته وبه واسطه افرادخودآنهاویا اعضای کوانتل پروبه قتل میرسانید. تاکتیک هائی راکه کوانتل پروبکارمیبردعبارت بودازافشا ساختن رهبران مخفی احزاب وسازمان های انقلابی بود. آنهااین رهبران راازطریق رسانه های جمعی به عوام الناس معرفی میکرد، گشت وگذاررهبران آنهارامشکل وتردد شان رادرمجامع ادبی وهنری، دانشگاه هاوانستیتوت های علمی وفنی غیرممکن میساخت.آنهاپوشش طبیعی شان راازدست داده ونزدکارفرمایان شان افشاوآخرالامربیکارمی شدند. استخدام کنندگان آنهارامجددااستخدام نمیکردند ومتعلقین آنها دردانشگاه هاومحل کارمورداذیت وآزارقرارمیگرفتند.ازاین ببعدپولیس های مخفی FBI آنهارا تحت تعقیب قرارمیدادندودرنتیجه دوستان ورفقای شخصی آنهانیزوقتی این وضع رامیدیدند، می ترسیدندوآنهارارها کرده ویامیکوشیدند تماس های شان راباآئها کمترسازند. یکعده زیادی ازصفوف وهواداران شان که دکه وکیوسک های کوچک داشتند با توطئه چینی باموادمخدرمرتبط ساخته وآنهارابجرم جنایت وتوذیع موادمخدربه زندان می انداختند. وقتی آنهااززندان می برآمدند مدتهای مدیدبه بهانه"پیرول"یعنی توامیت مجددباجامعه تحت تعقیب وپیگردقرارمیگرفتند. دررابطه با بخشی ازانقلابیون که کمافی السابق به مبارزه شان ادامه میدادند،سندی راازجانب یکی ازبخش اپوزیسیون بیرون میدادندواورابه"سیا"و"FBI " مرتبط می ساختند. بدبینی راتوسط اعضای نفوذی درداخل آن سازمان هاواحزاب انقلابی گسترش میدادندتااینکه اوراکاملامنزوی میساختند. بعدازانزوااورا به قتل می رساندندوبرسرزبان های می انداختندکه فلان یابهمان فرد(یک انقلابی دیگر)قاتل اوست. یکی ازاین انقلابیون که اصلاژورنالیست بودومومیا ابوجمال نام دارد تا هنوز براساس همین اتهام دروغین درزندان میباشد. افرادی مانندملکم ایکس وده هاتن دیگرنخست به واسطه اعضای"کوانتل پرو" مورداتهامات بی اساس ودروغین قرارگرفته واز نظرسیاسی ضربه خورده و ازنظرتشکیلاتی منزوی گشته سپس به قتل رسیده اند.برای اینکه بتوان یک تصورابتدائی ازآنچه کوانتل پرو انجام میدادبه دست آورید،به داستان رابرت وودhttp://www.whale.to/b/robert_wood.html مراجعه کنید. مضاف براین کافی است که درجستجوگرگوگل تاکتیک های کوانتل پرو"را داخل کنید تاببینیدآنچه راکه سیدحسین موسوی (سیدغلام علی مشرف) زیرنام"احمدبرومند"ازطریق وب سایت افغانستان آزادانجام میدهدهمان برنامه کوانتل پرواست که امپریالیست ها آنراعلیه انقلابیون افغانستان عملی میسازند.

 

یک دید طبقاتی به کوانتل پرو

 

ما درجهانی زندگی میکنیم که امپریالیزم ومتحدین آن دریکطرف وخلق های ملل مختلف گیتی ومتحدین آنها در طرف دیگرقراردارند این تقسیم بندی جهان خارج ازخواست ما بوده وما بمثابه عضوی از یک طبقه دراین جهان زندگی میکنیم. تا زمانی که آگاهی سیاسی ما به آن حدی رشد نکرده که به منافع تاریخی طبقه ما بطورآگاهانه نگاه کنیم ودرراستای آن به مبارزات سیاسی آشتی ناپذیر دست بزنیم، به شکلی از اشکال به منافع طبقات استثمارگر وامپریالیزم جهانی خدمت میکنیم، زیرا آزادی طبقه ما یعنی طبقه کارگر مستقیما متناسب با درجه آگاهی سیاسی طبقاتی ودرجه متشکل بودن ماست. تا زمانیکه ما درقبال آنچه امپریالیزم وارتجاع وجاسوسان آنها انجام میدهند بی تفاوت باقی میمانیم ویا عامدانه با نگاه "بمن چه" به آنها دیده می دوزیم، به نفع امپریالیزم وارتجاع سکوت وبی تفاوتی اختیارکرده ایم. امپریالیزم وارتجاع یک ثانیه هم از مبارزه طبقاتی شان علیه طبقه کارگر وستمگری شان علیه خلق های تحت ستم بازنمی ایستند، وقتی جاسوسان آنهابرکمونیست هایعنی آگاه ترین قشرطبقه کارگرحمله میکنند وآنهارا به زیر ضربات ارتجاع وامپریالیزم قرارمیدهند، هیچ نیروئی آگاهی که به خلق ومتحدین آن متعلق باشد ازنظرایدئولوژی حق سکوت را ندارد.

اکنون کوانتل پرو اضلاع متحده امریکا وکانادا کمونیست های انقلابی افغانستان راکه درنهایت امررهبران طبقه کارگردرافغانستان بوده وتضاداساسی مبارزه با امپریالیزم رارهبری میکنندبه واسطه یکی ازمزدوران شان مورد حمله وافشا گری قرارداده اند. اوبا فحاشی، دروغگوئی، اتهام زنی گزارش هویت آنها به ارگان های اطلاعاتی امپریالیست ها ومرتجعین طالبی وجهادی آنهارا بدنام، سبک وافشا ساخته است. این امربه نفع امپریالیزم وارتجاع یعنی کفتارهائیکه بخون خلق افغاانستان وخلق های منطقه تشنه اند وازاشغال افغانستان قصد سیادت برمنطقه وآسیای جنوبی را دارند، تمام میشود. یک چنین عملی مستقیما حمله برهسته رهبری بخشی ازانقلاب خلق های آزادیخواه شرق میانه وآسیای جنوبی بشمار میرود. آنانیکه خودرا به طبقه کارگرویا به طبقات زحمتکش و تحت ستم منطقه منسوب میدانند باید با این برنامه ویرانگردست به مبارزه طبقاتی بزنند، جاسوس های کوانتل پروی کانادا و امریکا راافشا واعمال خائینانه وضد انقلابی آنهارابه عرض توده ها برسانند.

تاریخ به مثابه علم انکارناپذیرنشان میدهد که ارتجاع وامپریالیزم به قلع وقمع انقلابی ترین تشکل ها بسنده نمیکنند، بلکه تا جائیکه عینک اطلاعات شان "مخالف" می بینند، قصابی میکنند. امروزبرخی ازسازمان های ایرانی وافراد واشخاص افغانستانی به دلیل اینکه سید حسین موسوی(سیدغلام علی مشرف) براساس برنامه کوانتل پروزیرنام مستعاراحمدبرومندیک عده از افراد را بنام کمونیست ومائویست به امپریالیزم وارتجاع گزارش داده، خوشحال اندوحتی اورا"مبارزوانقلابی"هم خطاب میکنند،امامبارزه طبقات شوخی نیست که بامسایل مانند طفلان با"احساسات وعواطف" برخورد کرد."امروزکسی راکه خوش نداشت اپورتونیست، جاسوس وسبکسرخواندوفرداوقتی اولبخند زد ومهربانی نشان داد، فی الفور"انقلابی ومبارز" خطابش کرد.

دراینجابایدهمچنین ازدوستان ایرانی وبطورخاص ازچریک های فدائی خلق ایران (اقلیت) وگروه اشرف دهقانی که برای سیدحسین موسوی میدان مانور تهیه دیده اند، گیله کرد. مابطوررفیقانه ازاین رفقا میپرسیم که این چگونه کمونیست بودن است که یک جاسوسی که گام به گام برنامه کوانتل پرو را تعقیب وهویت کمونیست های افغانستان رابه امپریالیزم وارتجاع جهادی وطالبی گزارش میدهد، دربین شماآنچنان ازعزت واعتباربرخورداراست که درمحافل تان سخنرانی میکند، درنشرات تان مقاله می نویسد، وباشمانشست وبرخاست"دوستانه" دارد؟ شما چه کرده اید که اززهرامپریالیزم وآفت ارتجاع"معافیئت" دارید؟آیا تا اخرمعاف خواهیدبود؟ سیدحسین موسوی که فرارافسانه وی اشرف دهقانی رااززندان ساواک به"اشرف پهلوی"نسبت میدادواورادرسالهای 1360بعدازدوره روضه خوانی اش درسپاه پاسداران"ایجنت خاندان پهلوی درداخل جنبش انقلابی ایران"میخواند،اکنون باشما چطوردوست شده است؟ وچرارفیق اشرف دهقانی تااین حدسقوط کرده که یک جاسوس امپریالیزم اورا"رفیق"خطاب میکند؟ چریک های فدانی خلق ایران که تجربه چندین دهه را پشت سردارد چطور نمی بیند که کسی که هویت یک ضدامپریالیست را به دستگاه اطلاعات امپریالیست ها ازطریق رسانه های جمعی گزارش میدهد(چه رسدبه هویت مائویست ها) یک خائین به خلق ویک مزدورامپریالیزم است؟ آیاجنبشی که تقریبا نیمقرن تجارب مبارزاتی داردتااین حد درفقرآگاهی وفلاکت تشخیص قراردارد؟ چرارفقاودوستان ایرانی ماازخودسوال نمیکنند که همین آقای سیدحسین موسوی درآلمان درمدت تقریبا دودهه یک کلمه هم به نفع انقلاب وخیربنی آدم نگفت چراامروزمانند ماکیان آزاردیده بر نطع قاق وباق نشسته است؟

رفقا! بسیارناشیانه خواهدبوداگرتصورکنیم که امپریالیزم وارتجاع تنهابرای مائویست های افغانستان"دوسیه" دارند. نه، آنهابرای همه مخالفین شان دوسیه دارندوبعدازتصفیه حساب بامائویست های افغانستان،به سراغ"شما"نیز هم خواهند آمد.

پایان بخش اول

24حوت سال 1390