Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ
به سایت شورش

 

 

 

ارسالی یکی ازهواداران جنبش دموکراتیک نوین افغانستان

 

درد دل

 

 

به سایت انقلابی شورش!

 

دوستان عزیز ! امیدوارهستیم درد دل ورنج های به سرقت رفته ما را توسط تسلیم طلبان به نشر بسپارید.

 

در سال ۱۳۴۷صنف هشت مکتب بودم که به جریان شعله جاوید جذب شدم .سال ۱۳۴۹ بود که بنا بر پیشنهاد مسئول کمیته مربوطه ما مکتب را ترک گفتم ووظیفه گرفتم که با یک رفیق دیگردربین کارگران برویم .باچند کارگری که در محله ما زندگی میکرد ند وباآنها شناخت قبلی داشتم در تماس شدیم وچند نفر آنهارا به شعله جاوید جذب نمودیم .ازیک طرف به آنها سوادآموزی راتدریس میکردیم واز طرف دیگر با آنها کار سیاسی را پیش میبردیم . یکی از کارگران که نبی نام داشت بعضی از روزها میگفت که ما هیچ وقت مر تجع نمی شویم ولی سربعضی از این روشنفکران اعتبار نیست واگر چوکی یا مقام برایشان مساعد شود باز کارگران را فراموش میکنند ومرتجع میشوند. بعد ازکشته شدن رفیق سیدال سخندان، انشعاب داکتر فیض ومریضی رفیق اکرم یاری شعلۀ جاوید ازهم پاشید .گروهیگری ،تفرقه ،نفاق ،دغل بازی ،کاسبکاری ودکانداری توسط باصطلاح انتقادیون آغازگردید .کوبیدن حق وناحق افراد واشخاص وتوطئه ودسیسه ، تخریب وبهتان جای کار منظم تشکیلاتی رافرا گرفت .نبی میگفت نگفتم که سر این روشنفکران اعتبار نیست .اومیگفت من شعله ای شدم تا زنده هستم شعله ای باقی خواهم ماند زیرامن چیزی ندارم که از دست بدهم .قصه دراز است وقتی وطن فروشان خلقی وپرچمی قدرت را گرفتند به گیروگرفت شعله ای ها شروع کردند من بانبی ویک رفیق دیگر که ضرورنیست اسمش را ذکر نمایم مدتی مخفی شده وبعدها به ایران مهاجر شدیم وبه کارگری پرداختیم درمدت که در ایران بودیم بارها از طرف احزاب اسلامی تهدید شدیم ویک بار باآنها درگیرهم شدیم وخوشبختانه جان به سلامت بردیم .همیشه دراین فکر بودیم که چه وقت با ز یک سازمان یا حزب مثل شعلۀ جاوید پیدا میشود که کار منظم ودرست تشکیلاتی کند وهمه شعله ای هارا یک پارچه بسازد نه اینکه مانند باصطلاح انتقادیون نفاق وشقاق را در بین جنبش دامن بزند.خوشبختانه عده ای ازشعله ای های که از چنگ وطن فروشان خلقی وپرچمی زند ه مانده بودند از چند سال به این طرف دوباره به کار منظم تشکیلاتی دربین مردم آغازنموده اند اگرچه فعالیت شان مثل سابق خیلی چشمگیر نیست ولی مایه امیدواری است . بد بختانه یک عده روشنفکران خادیست و تسلیم طلب مانند سید غلام علی مشرف احمدبرومند- موسوی مشهور به ظهورآغا یا بچه سید که رزمندگان کوه صافی را به کشتن داد ندازترس محاکمه ازکشور فرارنموده به خارج پناهنده شدند عوض اینکه درخارج ازخود انتقادنمایند ودوباره به صف مردم برگردند . برخلاف کمر را باز به خیانت بسته نموده به افشاءگری ودوودشنام شعله ای های مائوئیست ومنتقدین شان آغازنمودند. نبی که حال در بستر مریضی افتاده است وقامتش در زیر با ر فقر ، تنگدستی ومشکلات روزگارخمیده است واعاشه واباته چند سر عیال در گردنش میباشد میگوید لعنت به تسلیم طلبان که عده ای ازآنهابه وزیری وکیلی ورئیسی رسیدند وبه جبنش کارگری خیانت کردند وعده ای دیگرشان مانند سیدغلام علی مشرف احمدبرومند موسوی تسلیم طلب ودارودسته اش که هم درافغانستان خیانت نمو د ند.جبهه گل محمد را در نیمروزوجبهه کوه صافی را درکابل نابود ساختند. حال درخارج به امپریالیست ها جاسوسی وبه شعله ای ها خیانت میکنند ومانع جنبش کارگری میشوند وقتی بصیر اخگر مشهور به استاد اقبال به ایران آمد. گفت که مسئول کشتار رزمندگان کوه صافی سید غلام علی مشرف مشهور به بچه سید یا ظهورآغااست که باید سامائیهای اصیل آنرا محاکمه نمایند . متآسفانه که استاد اقبال به این آرزویش نرسید وبه اثر مریضی وفقرکه حتی پول معالجه اش رانداشت به جاودانگی پیوست اماموسوی جاسوس وتسلیم طلب زنده ماند وباپول قاچاقبری به جرمنی وکانادا نزد بادارانش رفت و به جاسوسی اش به شکل دیگرادامه میدهد. نبی میگوید که موسوی گذشته از جاسوسی اش اگر اندکی شرم ،غیرت وحیا داشته باشد باید حداقل از سیامک ستوده خجالت بکشد ومثل یخ درآفتاب آب شود . سیامک ستوده با وجودکه ایرانی است از طریق برنامه تلویزیونی به دفاع ازحقوق کارگران افغانستانی درایران میپردازد ( یادآوری این موضوع به هیچوجه به معنی تائید مواضع سیاسی وایدئولوزیک سیامک ستوده نیست) ولی موسوی از طریق سایت استخباراتی" افغانستان آزاد آزاد افغانستان "به افغانستانی ها خنجر میزند وجاسوسی رهبران جنبش کارگری و مائوئیستی افغانستان را به امپریالیست ها میکند .همچنان نبی گله مند است که چرا مائوئیست های افغانستان که اسناد جاسوسی وتسلیم طلبی موسوی ودارودسته اش راداشتند در طول سال های گذشته آین اسناد رابه نشر نسپرده وبه دسترس مردم وجنبش انقلابی افغانستان قرار ندادند تا مردم زودترچهـره آنهارا میشناخت وازآن ها دوری میکــــردند ودردام فریبنده

آنها گرفتار نمیشدند. امید وارم مائوئیست ها دراین موردازخود انتقاد نموده در زمینه پا سخگوباشند .زیراترحم برپلنگ تیز دندان ستمکاری بود برTekstvak:   پارچه شعری ازنبی کارگر که دربستر مریضی سروده است

کارگروتسلیم طلب
  

من کارگرم
من رنجبرم
من روزوشب
درکشورم

ای خائن تسلیم طلب
ای زنی لاف ادب
با  پول و نا ن اجنبی
درکانادا یاجرمنی
جاسوسی باشدکارتو 
نیرنگ وحیله یارتو
شدقامتم خم زیرکار
نی مثل تو بی ننگ وعار

امروزاگر 
دربسترم 
من کارگرم
درکشورم
فردا اگر بینی مرا
یاچون شهید 
در زیرخاک 
یا مثل شیر 
در سنگرم

۲۶  ـ۳ـ۱۳۹۱



گوسفندان.