Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ

 

نمایش"سمنگان"،"قاهره" و"کواللمپور"

تبارزیک ایدئولوژی عقبمانده دررابطه جنسی

گزارش وتبصره از :سخیداد

 

ازکوزه همان تراود که در اوست

 

روزیکشنبه مورخه 2 ام اسدسال 1391 مردم امام یک مسجدرا درولسوالی ایبک ولایت سمنگان درحال تجاوزبه یک طفل دستگیرکردند. براساس گزارشات، مردم قبل ازآنکه اورابه پولیس تسلیم کنند"درحق اوبی احترامی رواداشته وایشان راموردلت وکوب قرارداده بودند". جای تعجب اینست که روزیکشنبه ازجمله روزهای اول ماه مبارک رمضان بودومسلمانان به اطاعت وعبادت خداوندمشغول بودندوآخند صاحب وظیفه داشت که مردم رابسوی کارهای نیک رهنمائی کند. اگرآخند صاحب به آن طفل معصوم رحم نداشت، حداقل برخود رحم میکردزیرادرماه مبارک رمضان قرابت جنسی روزه شان راباطل میسازدوحتی باهمسرش هم جایزنیست چه رسدبایک طفل وآنهم ازراه تجاوز!

 

مقارن این واقعه درسمنگان، درمالیزی یک ملای مسجدرادرحال انجام فساداخلاقی باطلبه اش که یک طفل اندونیزیائی است درداخل محراب مسجدگرفتارکردند. همزمان بااین ها،رسانه هاگزارش دادندکه مردم محل یکی ازنمایندگان حزب برادران مسلمان مصر(اخوان المسلمین) رادرحال انجام زنادرداخل اتومبیلش دستگیرکرده وبه پولیس تحویل داده اند. گفته میشودکه وقتی مردم این نماینده مجلس رابسوی اداره پولیس میبردند،اوخطاب به مردم فریادکشیده میگفت"شرم نمیکنیدکه من مسلمان رابخاطر... یک سلیطه مسیحی بی آبرومیسازید؟".این "برادرمسلمان"،"ازنوع مسلمانان آقای حکمتیاراست. این تیپ "برادران مسلمان"رادرافغانستان بدلیل شرارت پیشه گی وجنایات شان درطی بیشتراز4 دهه اخیرمردم بنام"اخوان الشیاطین"نامیده اند. این آخوان های شیطان مدعی نجات خلق مصرچه که داعیه نجات خلق های مسلمان جهان رادارندوهزاران تن ازآنها دردهه 80ازمصر، فلسطیم، الجزایر، مراکش وعربستان سعودی برای"جهاد"به افغانستان آمده بودند.برخی ازآنهاهمین حالابفرمان امپریالیست های فرانسه، انگلستان وامریکا، لیبی رابه جهنم شکنجه وعذاب، گرسنگی وفقرمبدل ساخته اند.آزادی ایکه آنهابرای خلقهای مسلمان دنیابیاورندنیزآزادی ای ازاین نوع است،آزادی ایکه پیشرفته ترین وبا ثبات ترین نوع آنرا درایران برمسند قدرت تکیه زده و دمارازروزگارخلق کبیر ایران در آورده است. اماآنهاخودرا بهتر از آیت الله های ایران مسلمان خوانده ویگانه جریان واقعی اسلامی میگویند. خلق افغانستان مسلمانی این نوع مسلمان رادرراکت باری کابل دردهه 90 تجربه کرده ودیده اندکه آنها چگونه مسلمان میباشند.

 

اگرازدیدگاه یک انسان مترقی وآگاه به این مسئله نگاه کنیم می بینیم که"سست بودن بندتنبان آحندوبرادران مسلمانش دارای مولفه های ایدئولوژیک، تاریخی وسیاسی میباشد. ازنظرایدئولوژی:مذهب دیدگاه یاایدئولوژی جوامع عقبمانده است وآخندمفسراین ایدئولوژی به سیاست درجامعه میباشد. درجوامعی که مناسبات تولیدی یعنی اساسی ترین تعین کننده رابطه انسان باطبیعت نسبتاانکشاف یافته، دین از دولت جدا گردیده وآخندبطور مستقیم درسیاست جامعه نقش ندارد. زیرادراین جوامع درک انسان ازقانونمندی های طبیعت انکشاف یافته وانسان باورش را به افسانه های بهشت وجهنم وپاداش آخرت ومجازات روزقیامت وغیره به دور انداخته است.انسان این جامعه با وجود آنکه درسیاست ومناسبات دیگراجتماعی ازجانب سیاست بازان کلاه بردارشان با هزاران حیله وتزویربسوی مذهب تیلامیشود، به چنان سطحی ازآگاهی رسیده که حاضرنیست مناسبات زندگی اش رابرمبنای بینش وسنجش هزاروچندصدویابیشترازآن چندهزارسال قبل عیار سازد.این انسان به رابطه جنسی نیزازاین زاویه نمی بیند. نزداین انسان بین عاطفه واحساسات ازیکطرف وغریضه طبیعی جنسی یک خط کشیده شده که درشکل منفصل کننده اش خیلی ضخیم درشت وبمشکل قابل عبورمیباشد، اما درشکل متصل کننده اش نازک وحتی تا حدنامرئی بودن تنزل میکند.این خط محصول رشدوتکامل تاریخی عواطف واحساسات ازسطح به عمق میباشد.ازجائیکه تکامل احساسات و عواطف انسانی محصول تکامل تاریخی جامعه بوده وتابع مناسبات تولیدی میباشد، لذابرقرارساختن رابطه جنسی ازنظام تولیدی ونحوه مالکیت منشامیگیرد.انسانی که ازنظرتاریخی عقبمانده است یعنی ازنظرایدئولوژی درحالت عقبماندگی بسرمیبرد،این خط درذهنش رنگ نگرفته وفعل وانفعالات کیمیاوی وطغیان هورمونهاتعین کننده برخورداوباجنس مخالف میباشد.

ازنظر تاریخی: درجوامع پیشرفته تاریخی، انکشاف مناسبات تولیدی- اجتماعی پیشرفته تفاوت بین جنس مرد وزن راتاحدی ضربه زده است. درمناسبات تولیدی بورژوایی غرب که انقلاب بورژوا- دموکراتیک حداقل یکقرن قبل ازامروزانجام شده ذهنیت مردسالاری دررابطه جنسی به اندازه ایکه یک مردحتی بعدازتجاوزبر یک زن افتخارکندکه خوب کردم یکزن مسیحی رافلان وبهمان کردم وبرمردم اعتراض کندوبگویدکه "شماچطوربخاطریک سلیطه مسیحی مرابی آبرومیسازید"دیگروجودندارد. دراین جامعه زن مجبورنیست حجاب بپوشدوباآن تائیدکندکه "اسیروبیچاره است". دراین جامعه بسیارچیزهای دیگروجوددارندکه مانع میشوندیک مردباآلت تناسلی اش هم بیرق مذهبش رابلند کند.

انسانیکه ازنظرتاریخی عقبمانده است، ازنظرذهنی نیزعقبمانده است.زیراذهنیت ازآسمان نازل نمیشودومحصول اجتماعی شدن مناسبات بشرباطبیعیت وروابط فیمابین آنهاست که بصورت افکاروایده هاترجمه میشود.انسانیکه ایده هایش به موزیم آثارعتیقه واعتقادات به عهدمس وماقبل آهن تعلق داردبدون شک که ازروابط جنسی تنهاهمان غریضه حیوانی رامی شناسد. برای چنین انسانی فرق نمیکندکه طغیان هورمونهایش راچگونه فروبنشاند؛ ازطریق تجاوز به یک طفل، یک زن یا یک حیوان.

ازنظرسیاسی :طوریکه دربیان دومولفه دیگرگفتیم، مذهب نیزمانندهرایدئولوژی دیگرمحصول شرایط تاریخی بوده ودرموردروابط جنسی داده هاواحکامش رادارد. درجوامعی که مذهب مستقیما برسر قدرت است(ایران، افغانستان، پاکستان و...غیره) این تبارزات سیاست جامعه راتشکیل میدهد(قانون سیغه درایران، قانون احوال شخصیه درافغانستان وغیره).

ازجانب دیگرمیدانیم که مذهب محصول جامعه طبقاتی است ودرهیچ مذهبی مردبازن برابرنیست. بهمینصورت درهیچ مذهبی برده باارباب مساوی نمیباشد.لذادرسیاست مذهب تجاوزبرزن(چه بالغ وچه نابالغ)وتجاوزجنسی بربرده(چه مردوچه زن بالغ یانابالغ) درصورتیکه مالکیت خصوصی رانفی نکند، حکمی وجودندارد. شما حق داریدکه باهرزنی که درملکیت شماست هرزمانی که خواسته باشیدبه بستربروید.دراین رابطه تمایل آنهاشرط نیست وشماحتی برخلاف رضایت آنهامیتوانیدباآنهاقرابت(برآن هاتجاوز) کنید.اما برزن کس دیگرنه(احترام به ملیکت خصوصی).شمابرهربرده ایکه (پیریاجوان،مردیازن، دختریاپسر) درتملک خودشماست حق داریدکه درهرزمانی که خواسته باشید تجاوزکنید. هیچ مذهبی درروی زمین نیست که اینگونه تجاوزات رااساساممنوع قرارداده باشد.موازی به اینها، تمام مذاهب پدرسالاراندودر تمام آنهااطفال فاقدشخصیت قابل احترام حساب میشوند،لذااین بی احترامی رامیتوان دررابطه جنسی نیزتعبیرکردوبرآنهاتجاوزنمود.به اینقسم تفسیرمذهب درسیاست بطورکل ورابطه جنسی بطوراخص تصوری است ازجهنم،جهنمی که درآن تجاوزجنسی برزن،برده واطفال معنی ومفهوم استفاده از"ابزار"و"وسیله"رادارد. به همین خاطرامام خمینی بطورمفصل توضیح میدهدکه باکه به بستربرویدوباکه نه. ازجمله اودرموردبه بستررفتن بااطفال(مونث)دستورالعمل معروفی داردکه همخوابه شدن بادخترزیرسن فقط زمانی ناجایزاست که اورا افضا کند (افضایاافضی به معنی پاره کردن شرمگاه پیش روی وپشت سرطفل میباشدکه درنتیجه آن مجاری باهم یکی شوند).امام (رح)نمیگویدکه بااطفال به بسترنروید(که همین توضیح ندادن سیاست است)وفقط توصیه میکندکه اگرمی بینیدکه اینکاراوراافضی خواهدکرد،بااوبه بسترنروید(توضیح المسایل امام خمینی).

ازجانب دیگرازنظرسیاسی درهیچ مذهبی برقرارساختن رابطه جنسی بایک زن یایک مردبدون درمیان بودن احساس عشق وعلاقه در ممنوع نیست. دراسلام برقرارساختن اینگونه روابط جنسی نتنهاازطریق تعددزوجات بلکه ازطریق سیغه شرعاتوصیه میشود.علی ابن ابی طالب(رض)میگویدکه هیچ چیزآتش شهوت رامانندسیغه فرونمی نشاند(نهج البلاغه).وبهمیندلیل درسیاست دولت درایران ازدواج یک ساعته یادو ساعته وجودداشته وازجانب پولداران وآخندهابطوروسیعی عملی میشود.

 

نجات ازاین ورطه واژگونی جامعه طبقاتی تحت امپریالیزم وتاسیس جامعه سوسیالیستی است

 

ازکلیسای کاتولیک وتجاوزات کشیش هاوپریست هابراطفال کم نشنیده ایم. کم نشنیده ایم که پاپ ازیک کشوربه کشوردیگررفته وازمردم بخاطرتجاوزملاهای مسحی براطفال شان معذرت خواسته است. کم نشنیده ایم وبرروی صفحه تلویزیون کم ندیده ایم که اروپائی های پولدار،اعراب سعودی وشیخ نشین وامریکائی ها بخاطرقرابت جنسی بااطفال به تایلند، فلیپین،افریقای جنوبی،مکزیکو، هائیتی، جمایکا و...غیره جاهابه مسافرت میروند.چندسال قبل یک گزارش رایکی ازتلویزیونهای اروپائی انتشارمیدادکه چگونه یک عرب پولداربامدادان برمیخیزدونمازش رامیخواندوبعدازصرف صبحانه ازهوتل 5 ستاره ای اش پائین می آیدوبرای پیداکردن طفل 7 یا8 ساله ای درپس کوچه های بنکاک یامانیلابه جستجو میپردازد.اودریکی ازخیابان ها بایک طفل 8 ساله روبرومیشودکه یک اروپائی قصددارداورا به اطاقش ببردودرهمین موقع یک نفردیگرکه دیده میشوداوآسیائی است می آیدوادعامیکندکه طفل ازجمله فاحشه های تحت ملکیت اوست وآنها نمیتوانندآزادانه بااومعامله کنند. این گوشه ای ازحقیقت تلخ دنیای طبقاتی تحت امپریالیزم است ونشان میدهدکه نظام سرمایداری به هیچصورتی فادربه حل مشکلات بشر بطور عام و مشکل روابط جنسی بطورخاص درجامعه نیست.

فقط هنگامیکه داراونادار،زورمندوناتوان درجهان وجودنداشته باشدوزمانیکه مالکیت خصوصی ازمیان برودوباآن خوی وخواصی که انسان ازجامعه فاسد بورژوائی گرفته زایل شود، میتوان ازنابودی فحشا، تجاوزات وبرقراری روابط مریضانه جنسی حرف زد. کارل مارکس برحق گفت که" بدیهی است که بانابود شدن مناسبات کنونی تولید، آن اشتراک زنان که ازاین مناسبات ناشی شده، یعنی فحشارسمی وغیر رسمی نیزازمیان خواهد رفت.(مانیفست)

 

دردادگاه اسلامی افغانستان که برحق وکه مجرم است؟

 

مابایداین پرسش راازخودبپرسیم که آیاآخندصاحب"ایبکی"گناه کارومجرم است یانه؟ به حیث یک افغانستانی که بافرهنگ افغانستانی بزرگ شده وباسنت های آن جامعه اشناهستیم وآنهارابه هزارویک دلیل بایدرعایت کنیم، درذهن مااین پاسخ خطورمیکندکه "آری این علیه اللعنت رذیل مجرم است وبایداوراشدیدامجازات کرد".امااین پاسخ پاسخ عاطفی واحساساتی یاپاسخ یک انسان مبتدی است. مااین پاسخ را نمیتوانیم یک پاسغ شعوری وآگاهانه بنامیم.

بیائید یک لحظه کلاه قاضی افغانستان رابرسر بگذاریم و برمسند قضاوت آگاهانه بنشینیم وبا سلاح قانون کار کنیم. بزرگترین سلاح ما "قانون اساسی افغانستان است"که درآن گفته میشود.

-         "افغانستان،‌ دولت جمهوري اسلامي،...مي باشد."

-         "دين دولت جمهوري اسلامي افغانـستان،دين مقدس اسلام است".

این دوحکم تعین کننده تمام احکام قضاوت مامیباشد وما بحیث یک قاضی خوب وعادل نمیتوانیم ازشریعت اسلامی یک گام هم بیرون بگذاریم. اماشریعت اسلامی میگویدکه یک دختروقتی پارابه سن 9 سالگی میگذارد،طفل حساب نمیشودوفقط افضی شدن یاافضی نشدن او شرط همخوابگی بااوست نه 10 سالکی یا 14 سالگی اش. اگرآن طفل افضی نشده باشد، آخند صاحب ایبکی مجرم نیست. حضرت بی بی خدیجه وقتی زن رسول اکرم (ص) شدباعروسکش مشغول بازی بود(بازنگری قرآن- شجاع الدین شفا).به همینصورت ازقول حضرت امام جعفرصادق(ع)آمده که "پدری که میگذارددخترش درخانه اوحیض شود،هزاران فرشته آسمانی به اولعن میفرستند"(حلیه المتقین).ازاین نگاه آخندصاحب سمنگانی برطبق شرع اسلامی که شالوده قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان است، کارکرده وهیچ خظائی رامرتکب نشده است. ازجانب دیگرآن طفل اگربگویدکه اودرمقابل آخندصاحب "نه" گفته ومقاومت بخرچ داده، آخندصاحب قابل مجازات است وباید سه دره بخورد ویا سه سکه نقره به بیت المال بپردازد(لمعه باب زنا). واگرآن دخترسکوت کرده باشدو سکوتش ولوبه دلیل شرم وحیابوده باشد، نیزآخندصاحب مستحق مجازات نیست(سکوت نشانه رضایت است- لمعه باب نکاح).آخندحق داردکه برعلیه مردم شکایت کند، زیرا مردم براساس بی خبری شان ازشریعت اسلام مخل عشرت آخندشده اند. دادگاه فقط میتواندازآخندبپرسدکه قبل ازشروع کردن بکار"خیر" صیغه انکحتو"راخوانده است یانه. درصورتی که پاسخ منفی باشد،آخندصاحب یابایدبجرم زنا10دره رابرپشتش تحمل کند ویاده سکه نقره به بیت المال بپردازد.(لمعه باب زنا). امامردم بایدمجازات شوندزیراخبرنداشتندکه آیاآخندآن طفل رابانکاح موقتی به تصرف خوددرآورده بوده یا براو تجاوز میکرده است. به همینصورت آخندمالیزیائی نیزمیتواند دردادگاه ده هاحدیث رامثال بزندکه قرابت جنسی باغلام ومستخدم در اسلام حرام نیست وآن پسرخردسال اندونیزیائی خدمتگارو طلبه جناب مولوی صاحب بوده است.

اما،

مردم شریف ایبک حق باشماست وشمابامجازات آن موجود انسان نمابخشی ازعدالت رااجراکرده اید ولی متاسفانه شمافقط نصف حقیقت رامی بینید ونصف دیگرآن رانمی بینید. نصف اصلی راکه همانا شریعت اسلام است شما نمی بینید.شمافکرمیکنیدکه شریعت اسلام طرفدارحق وعدالت است وتنهااین آخندبدکارمیباشد، نه اینطورنیست. آخند برخلاف شرع رفتار نکرده بلکه برطبق شرع رفتار کرده است. برای آنکه بتوان آخندرا نگذاشت که دوباره بر اطفال تجاوز کند، بایداوشریعتش راازسیاست جداساخت بایدجمهوری اسلامی کنونی افغانستان را واژگون نمودوجمهوری مردمی ایرا به وجوداورد که درآن خواست مردم محوراساسی باشدنه شریعت. بیائید که افغانستان را اینطوربسازیم وآخندوطالب، روضه خوان وچلی رااز انسان های پاک وشریف جدا سازیم .