Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ

 

جولیان آسانژ، برادلی منینگ ودموکراسی بورژوازی

 

جولیان آسانژبنیانگذاروب سایت اطلاع رسانی ویکی لیکس وبرادلی منینگ به تمام کمک های که خلقهای جهان میتوانندبه آنها برسانند، نیازدارند. دانشجویان، دانش آموزان، معلمین،مامورین، هنرمندان،روشنفکران، نهادهای ادبی وبنیاد های حقوقی،سازمانهای مدنی، ارگان های اطلاع رسانی، مطبوعاتی ها،خبرنگاران دردفاع ازاین دوفردکه به جرم افشای جنایات امپریالیزم مورد تعقیب و آزارقراردارند، دست به اعتراض بزنید.آنها به پشتیبانی همه مانیازدارند. نبایدگذاشت که امپریالیست ها کسی رابجرم اینکه رازهای کثیف آنهاراافشامیکندد، درعقب میله های زندان محبوس وصدای شانراخفه سازند.

فصل اول

بجای مقدمه:

امروزمورخه 27 ام سیپتمبرپایگاه خبرگزاری"ضدجنگ Anti-War" گزارش دادکه مقامات نظامی امریکاجولیان آسانژرا"دشمن"خوانده اند. پایگاه خبرگزاری(Political Punch) گزارش میدهدکه دریکی ازاسنادمقامات نظامی امریکاجولیان آسانژبمثابه دشمن علامت گذاری شده است. این خیلی خطرناک است زیراوقتی برای ارتش کسی دشم معرفی میشود، ارتش بایدبا او برخورد نظامی بکند. سازمان عفوبین المللی براین پافشاری میکند که سویدن بایدتضمین بدهدکه جولیان آسانژرابه امریکاتحویل نمیدهد.امادفتراین سازمان درسویدن میگویدکه باتسلیم کردن جولیان اسانژ به امریکاهیچ مخالفتی نخواهدکرد.اوضاع ایجادشده پیرامون قضیه جولیان آسانژنشان میدهدکه امپریالیست هادگرافرادی راکه در موردکترهای آنها دهن بازمیکنند نیزدشمن میخوانند.خلق های دنیاازاین ببعدحق ندارندکه درمقابل جنگ هاوتجاوزات آنها اعتراض چه که حتی حرف هم نزنند.آنهااین مطلب راخوب میدانندکه افشای جنایات آنهاازموضع هرطبقه اجتماعی برای آنهاونظام حاکم بردنیاخطری دربرنداردوفقط گوشه ای ازماهیئت ذاتی نظام تحت آنهارابه تصویرمیکشد.آنهامیدانندکه فقط آن گونه افشاگری هاکه درراستای استراتیژی سیاسی یک حزب انقلابی صورت میگیردوتاکتیک های مبارزه خلق راتغییر میدهند، خطرناک است. اما تکبر وقلدری ذاتی امپریالیزم از یکطرف وهراس بیکران ازبرملاشدن ضعف های جبران ناپذیرشان ازجانب دیگرحتی تحمل افشاگرهای بیغرضانه راهم اجازه نمیدهد. جولیان اسانژبغیرازافشای بیغرضانه خرده بورژوائی جنایات امپریالیزم امریکادرافغانستان وعراق کاردیگری رانکرده است.

جولیان آسانژمانندهرخرده بورژوای صاحب حرفه که داکتریاانجنیریاهنرپیشه وهنرمنداست وبه سیاست با بی اعتنائی برخوردمیکندودرک و دانشش رادرحدودهمان"شعورمضاعفش"کافی میداند، به شعار"آزادی بیان"و"دموکراسی"،"محاکمه عادلانه"وغیره امپریالیست هاباور داشت ونمیدانست که درعقب هرشعارسیاسی منافع طبقات نهفته است. سرنوشت اوکه سرشت امپریالیزم رابه نمایش میگذارد، سیلی محکمی است بررخسار"روضه خوانان استبرائی" و" تسلیم شدگان جاسوس"افغانستان."روضه خوانان استبرائی افغانستان"قاق وباق میکنندوبه مردم حمله ورمیشوندکه"چرانام مستعاربکارمیبرند؟این ضعف اخلاقی است"وازآنهامیخواهندکه"بنام اصلی خودهرجه می گوئید بگوئید.امپریالیزم کسی راغرض نمیگیرد". قضیه جولیان آسانژنشان میدهدکه استبرائی های جاسوس دروغ میگویند. امپریالیستهافقط آن آنهائی راکه به نفع حاکمیئت شان کارمیکنندغرض نمیگیرندوبه آنها"آزادی بیان"وآزادی فحاشی ولمپنی رامیدهند. دیگران را با توحش وبربریت"سزاوار نوحه خوانی""غرض" میگیرند."کیشنجی"راتحت شکنجه های وحشیانه به قتل میرسانند،"آزاد"رابا صحنه سازی می کشند،" گونزالو"را برای ابددرزندان می اندازند، سیسون رادر 70 سالگی اش به محبس میبرندو...غیره.آنهاآن آزادی بیان راکه کمونیست هاراافشا کنند، برزن واولادشان تهمت بزنند وشهرت مکمله شانرا به دستگاه اطلاعات گزارش بدهند، "آزادی بیان"میخوانندونتنها آنرا غرض نمیگیرندبلکه برای اشاعه آن ده هاوب سایت رازیرنام افغانستان"آزاد"به وجودمی آورند.

اگرچند کارجولیان آسانژکارپیگیرومفیدیعنی باانگیزه سیاسی انقلابی نبودولی مبارزه برای آزادی کامل اوبایدبه یک کارپیگیروسیاسی- انقلابی مبدل شود.چه او قربانی ندانم کاری خودش شده باشدویادستان توطئه احزاب پارلمانی ویاسهامداران بزرگ کورپوراسیون های بزرگ امریکائی-انگلیسی که ازسلطه امپریالیست های انرژی وصنایع جنگ ابزاربرامریکاوانگلیس رنج میبرند،اورادراین گرداب انداخته باشند، نجات او فقط با مبارزه خلق درسراسر جهان ممکن است.

کنوانسیون 1957ژنیو، پروتوکل 1963نیویارک وداشتن حق پناهندگی

اواخرماه اسدوقتی که معلوم شددولت اکوادوربه جولیان آسانژپناهندگی سیاسی میدهد،آقای ویلیام هیگزوزیرامورخارجه انگلستان باخشم هستریک برتصمیم دولت اکوادورحمله کرد.درحالیکه این اکوادورکنوانسیون ژینووپروتوکل نیویارک راامضا هم نکرده است ولی مطابق به آن عمل کرده وبه فردیکه " بخاطر اعتقادات سیاسی اش تحت تعقیب وپیگردغیرعادلانه قرارداشت" پناه داد. به تعقیب آن پولیس انگلستان سفارت اکوادوررامحاصره ونتنهامفاداین ماده راکه انگلستان به پای آن امضاکرده نقض کرد،بلکه مصئونیت دیپلوماتیک اکوادورراعملا درمعرض تهدیدقرارداد.این نقض آشکارمعیارهائی است که آنهاهمیشه آنرابه"دولت های غیرمتمدن"و"ملل وحشی"نسبت میدهند.انگلستان که "مدنیت"و"دموکراسی"رابه ملل"غیرمتمدن"صادرمیکند،وقتی پای منافع طبقات حاکمه درمیان می آید،به اینطریق به زمان جرج هشتم بر میگردد.

رسانه های خبری انگلستان وامریکاکه درظاهر"بیطرف"و"آزاد"میباشند، میگویندکه انگلستان میخواهدجولیان آسانژرابه سویدن تحویل بدهد تادرآنجابجرم تجاوزبه عنف موردمحاکمه قرارگیرد،چه نجابت وبزرگی! چه نظام جنتلمنی برانگلستان حاکم است!اگرحقیقت از این قرارمی بودیعنی واقعادولت انگلستان بخاطرتجاوزآقای اسانژبریک زن اورادستگیرمیکرد،این دولت واقعادراین موردقابل تمجیدبود. زیرادولتی که برقانون واصولیت اخلاقی ومدنی انسانی درقبال توحش وبربریت شهوت پرستی یک مردآنقدرایستادگی کندکه نظرات 15 میلیون اکوادوری رادرنظرنگیرد، ازبازارتولیدومبادله آنکشورچشم بپوشد، روابط تجارتی ومراوادات سیاسی اشرادرمعرض خطرقراردهد، زخم های کهن امریکائی جنوبی راازاستعماراروپائی پاره کندوبرزخم التیام نیافته"فالک لندآیلند"نمک بپاشد،واقعایک دولت باپرنسیپ سرمایداری که کرکترانسانی هم دارد به حساب میرود.

اماحقیقت هرگزازاینقرارنیست.همین دولت ودولت اضلااع متحده امریکاوقتی برافغانستان لشکرکشیدند، قوماندان های مجاهدین راکه هر کدام بزرگترین متجاوزبرعنف زنان بحساب میروند، بقدرت رسانیدندوجرایم ضدانسانی شان راپاداش دادند. آنهافرماندهانی رابسمت والی و رئیس ومدیراطلاعات وغیره وغیره مقررکردندکه به داره ودسته های مسلح ووحشی خوددستورمیدادند تابرونددختران راازخانه های شان بربایندوبرای آنها بیاورند.( دراین موردبه اسناد دیده بان حقوق بشرافغانستان درسالهای 1992وبعدازآن مراجعه کنید).

اگرچندامروزدانشمندان خصلت شناسی سیاسی به این نظراندکه "حمایت ازجنایتکاران ومتجاوزین به عنف زنان بهترین وسیله وروش برای شکستاندن روحیه مقاومت جوئی اهالی یک کشوراست"ولی درست همین موضوع نشان میدهدکه آنهاچندان بفکردفاع ازشرف وحیثیت زنان ومصئونیت آنهاازکرداربربرمنشانه مردان نیستند.آنهابخاطراستیلای شان برافغانستان آگاهانه وبخاطرشکستاندن روحیه مردم افغانستان دشمنان شرف وناموس شان رابرآنهامسلط ساختند. بادرک این تجربه تاریخی به وضاحت دیده میشودکه دولت انگلستان به هیچصورتی آنقدر"جنتلمن" و"قانون گرا" نیست. دراین میان حتمامسایل بزرگ دیگرمطرح است.

اتهام تجاوزبرزنان سویدنی،عمدابرای بدنام ساختن جولیان اسانژطرح ریزی شده است.آنهابرای جلوگیری کردن از برآمدن فریاداعتراض مردم این مسئله رااخلاقی وجنائی ساخته اندودرعقب آن یک سلسله مسایل بزرگ سیاسی قراردارندکه بخشی ازآنهابه واسطه ویکی لیکس افشاشده ویک بخش دیگرآن نه.

جولیان اسانژمدت 18 ماه برعلیه این اتهام ازطریق قانونی مبارزه کرده ومقامات قضائی نتوانسته اند جرم اورا ثابت کنند. وقتی که دوزن جوان درسویدن به پولیس ازآقای اسانژشکایت بردند، سارنوال هایاDA هایاپراسیکیوترهای وزارت عدلیه سویدن ،اوراموردبازپرسی قرار نداد. چرا؟ زیراطبقات حاکمه سویدن یعنی گروپ وابسته به اضلاع متحده امریکاوانگلستان وگروپ مخالف آنهابرسراین اتهام باهم وحدت سیاسی ندارند. این عدم وحدت موجب آن شدکه آنها نتوانندمتفق الرائی به پولیس دستوربازجوئی اورابدهند.سرانجام جولیان آسانژبه اجازه مقامات قضائی سویدن ازآنکشورخارج شده وبه انگلستان آمد. درآنجا بود که او موردبازپرسی مقامات قضائی انگیس قرارگرفت واین مقامات به امیداینکه مقامات وزارت عدلیه سویدن باآنها همکاری کنندازآنهاخواستندکه آمده و جولیان اسانژرامورد بازپرسی قراردهند،ولی سارنوال های سویدنی همچنین حاضرنشدندکه باانگلیس ها همکاری کنند. اکنون سفارت اکوادوربه آنها اجازه میدهد که بروند از آسانژ بازجوئی کنند ولی آنهااکنون نیزحاضربه اینکارنیستند.چرا؟ به دلیل اینکه تضادطبقات حاکمه سویدن تاهنوزحل نشده وآنهابرروی این امرکه درتوطئه امریکا وانگلستان شرکت بکنند یانه، به توافق نرسیده اند.

اماوقتیکه آسانژسویدن راترک گفت انترپل دستورتوقیف اوراصادرکرد. دراین حکم توقیف آمده که جولیان آسانژبعدازتوقیف اجازه تماس با هیچکس بشمول وکیل مدافع،زندانیان دیگرویاملاقات کننده راندارد. این حکم درذهن خواننده بلادرنگ این پرسش راایجادمیکندکه اگرجولیان آسانژبجرم تجاوزبه عنف"Rape"بایدمجازات شود،پس انترپل رابه آن چه غرض؟ثانیاوقتی یک زندانی پس ازتوقیف ازتماس باخانواده، دوستان، وکیل مدافع وحتی زندانیان دیگرمحروم میشود، آیانظام توقیف کننده دموکراتیک است ودرآن رعایا دارای کدام حقی میباشد؟ تفاوت این رژیم بارژیم خلق وپرچم درچیست؟ اگرچنین نظامی رابتوان دموکراتیک خواند،آنوقت کجای رژیم آیت الله های حاکم برایران غیر دموکراتیک است؟

ازجانب دیگرگفته میشود که هیئت قضایی اضلاع متحده امریکا US federal grand jury جلسه محرمانه ای را تشکیل داده ودسته ای از قضات و ژوری را درایالت ویرجینیاراتعین کرده که تحقیق کنندبا افرادی مربوط به ویکی لیکس وباآسانژ(درصورت تحویل دادن اوبه اضلاع متحده) چه کنند، آیااسانژرابه حبس ابدمحکوم کنندیابه مرگ؟ دولت سویدن هم نگفته که آسانژرابه امریکا تحویل خواهدداد یاخیر. دردنیای واژگون کنونی کسی نمیپرسد"کسی که درسویدن مرتکب جرمی شده(اگراین اتهام راقبول کنیم)" چراباید به امریکاتحویل داده شود؟

درامریکااتهامات صدهامرتبه بزرگترازتجاوزبه عنف منتظرآسانژاست. درآنجااورابجرم "جاسوسی"،"همکاری بادشمن"،"نقض معاهده سال 1917"،" نقض مصئونیت داده های الکترونیکی"،"نقض ممنوعیت مخالفت بانظام ازطریق داده های الکترونیکی مصوبه سال 1986" موردمحاکمه قرارخواهندداد. درسال 1917 وقتی که امپریالیزم اضلاع متحده علیه فرانسه وآلمان واردجنگ شد، معاهده ای را به تصویب رسانیدکه درآن گفته شده"کسی که دراموراستخدام وسربازگیری برای جنگ مداخله کندبه 20 سال زندان وپرداخت 10000دالرجریمه نقدی محکوم است" درحقیقت امردرآنزمان طبقات حاکمه امریکاباتصویب این معاهده تمام مخالفین جنگ(شعارلنینی پرولتاریامبنی برمخالفت با جنگ امپریالیستی جهانی اول وتقسیم مجدد جهان) رابه زندان انداخت. ادامه دارد