Sunday, 24/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
يكشنبه ۲ ميزان ۱۳۹۶
ÒÇÑÔ åÇ

 

 

اندوه مرگ رفیق استاد اسد (محمدعلی) را فقط با تشدید مبارزه درراه آرمان اومیتوان تسکین بخشید

باتاسف فراوان اطلاع یافتیم که رفیق محمدعلی عضوکمیته مرکزی حزب کمونیست(مائویست) افغانستان دیگردرمیان مانیست. این خبرتمام مارکسیست- لنینیست- مائویست های افغانستان راماتمدارمیسازد.

رفیق محمدعلی دریک خانواده دهقان کم زمین درولسوالی پنجاب ولایت بامیان دیده بدنیا گشوده بود. اوزمانیکه متعلم بود جریان شعله جاویدرامانندهزاران شعله ای دیگرمطابق آرمان وآرزوهایش دریافت وبه آن پیوست. هنگامیکه مظاهرات پوهنتون کابل آغازشد اودرلیسه غازی درس میخواندوعلیرغم تلاش مدیرمکتب هنگامیکه انقلابیون شعله ای بسوی مرکزشهرکابل بمارش میپرداختند بگفته خودش"دیگرهیچ کسی نمیتوانست اورادرصنف نگه دارد"اگرازدروازه نیمتوانست خارج شود،از کلکین می برآمدوبه رفقای انقلابی اش می پیوست. روحیه انقلاب طلبی وعصیانگری اودرحیطه حوصله وظرفیت نظام تعلیم وتربیه ارتجاعی ظاهرشاه نبود. سرانجام آنهااوراازمکتب اخراج نمودند. ازآن ببعدرفیق محمدعلی کارگرشدوشرایط زندگی کارگری برآتش انقلاب طلبی اوباگذشت هرروز روغن میریخت.

درماه سرطان سال 1357اوبایکی ازرفقای که فعلادرصفوف مائویست های افغانستان مبارزه میکند، آشناشد. رفیق استادبعدازاین آشَنائی به دعوتی که"سازمان جوانان خلقی"ازاوانجام داده بود تا به اتحادشوروی رفته ودررشته چاپ نقشه های مهندسی باماشین امونیاک آموزش ببیند، پاسخ منفی داد. وبراساس توصیه رفیق مائویست ازکارش استعفا داده و مخفی شد.

درسال 1360رفیق استادبدلیل پراگندگی جنبش وسک جنگی های جنایتکارانه"نصری"و"سپاه"درهزاره جات مجبورشدبه دنبال علاج برآید. اوبقصدارتباط گیری عازم پاکستان شدودرراه اطلاع یافت که رفیق مائویستی راکه درکابل میشناخت زنده ودرجاغوری بسرمیبرد. اوباردیگربارفیق مائویستش ارتباط برقرارکرد. باتاسف که رفیق مائویست اودراین زمان عضوسامابودومسئولیت منطقه رابر عهده داشت. اوبه رفیق استادگفت که برگرددوتحت شرایط ناگوارهزاره جات آنروزی بمبارزاتش ادامه دهد. رفیق استاددوباره به بامیان برگشت.

درماه عقرب سال 1361رفیق استادبه پاکستان رفت ودرآنجابازهم باهمان رفیق مائویست که برای شرکت درکنفرانس دوم غرجستان آمده بود، ملاقی شدوبااوبه خانه تیمی سامادرکویته رفت. بنابه موجودیت مشی بورژوائی ساما، دراین خانه وبین اعضای سامامسئله لوکالیزم جاغوری، دایزنگی، بامیان وغیره بشدت مطرح بود. رفیق استادنیزنمیتوانست ازاین آفت مصئون باقی بماند. به همین دلیل وقتی که برخی ازخان زادگان دایزنگی به پاکستان برای سلاح گرفتن آمدند، نماینده خط عبدالقیوم رهبراورابه خاطرکمک به خانزادگان دایزنگی همراه آنهابه پشاورفرستاد. رفیق استاد درپشاور در اسیستانت کمیته حاجی علی احمدساکن گردیدومربی تکواندوی برخی ازسامائی هاشد.

رفیق استادتااین زمان مانندسایرانقلابیون ملیت هزاره باورداشت که ساماادامه دهنده راه شعله جاوید وخط سازمان جوانان مترقی است. هنگامیکه عبدالقیوم رهبرعناصرفاسدملیت هزاره راتوطئه گرانه به اطرافش حلقه میکردتاعلیه عناصرانقلابی این ملیت درساما ازآنها استفاده کند، رفیق استاد نیزفریب این توطئه راخورد. اودراینجا بطورقطعی بارفیق مائویستش که اونیزدراسیستانت کمیته حاجی علی احمد زندگی میکرد، قطع ارتباط کرد.

استاددیگربه واسطه عناصرفاسددرساما در گرداب لوکالیزم بامیان دایزنگی- قره باغ جاغوری دورمیخورد. بعدازکنفرانس ساماکه درآن بطورروشن وواضح علیه سمت گیری کمونیستی موضع گرفته شد، استادبدبختانه درهمین مرداب ضدکمونیستی باقی ماند. زمانیکه عبدالقیوم رهبردستورحمله رابخانه"مسئول کمییسیون تحقیقات تسلیم طلبی ساما" صادرکرد، رفیق استاد بدلیل آشنائی اش باتکواندوبطورغیر رسمی فرمانده دسته حمله کنندگان"باغیرت"سامابود، که با"شجاعت سامائی"برخانه رفیق شان حمله میکردندومادرپیراورابرگلیم مرگ وماتم شوهرش مورد لت وکوب قرارمیدادند.

امادیری نگذشت که استادازقضیه تسلیم شدن سامادرشمالی که چندین سال ازآن میگذشت آگاه شدووقتی ازاودرموردمسافرت میهنفروشانه هیئت ساما به چین سوسیال- امپریالیستی پرسیدند، اوهیچ پاسخ منطقی نداشت. وقتی ازاودرموردمسافرت های عبدالقیوم رهبربخاطرمعامله وسازش به اروپاپرسیدند، اوهیچ پاسخ نداشت. وقتی ازاوپرسیدندکه آیاISIازاین مسافرت هاآگاه است یانه؟ اوهیچ جوابی نداشت.این همه بی پاسخ بودن هااورابه حقیقت نزدیک ساخت وسرانجام اوپی بردکه ساما چه بوده وچه هست. به همین دلیل اوباانتقادوانتقادازخودصادقانه از مشی ساما ومحکوم کردن معامله گری هاوتسلیم طلبی های عبدالقیوم رهبربه خط انقلاب برگشت وباهسته کمونیست های انقلابی افغانستان رابطه برقرارکرد. هنگامیکه هسته کمونیست های انقلابی افغانستان به سازمان وسپس به حزب کمونیست افغانستان وسرانجام به حزب کمونیست(مائویست)افغانستان مبدل شد، رفیق محمدعلی پیوسته وبا تمام نیرویکی ازفعالین وکادرهای آن بحساب میرفت.

رفیق استادازسالهای نیمه آخردهه شصت شمسی به بعدهمیشه یک انقلابی کمونیست بودودرخط انقلاب ومدافع مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم باتمام امکانات زندگی اش کارمیکرد. اوباتمام نیروی که داشت دراشاعه خط انقلاب وکمونیزم همت گماشت. حتی بعدازآنکه دراوایل دهه گذشته دچارسکته مغزی شدومدتی فلج بود، بعدازآنکه نصف صحتش رابازیافت باپای لنگ وبدن مریضش راه بامیان وپنجاب، یکاولنگ وورس رامی پیمود ونشرات انقلابی را به مدارس وحلقات جوانان انقلابی درمناطق مرکزی میرسانید. اودرهربرگزاری نمایش اغواگرانه انتخابات بابدن مریضش خودرا به مردم میرساندوآنهاراازمتن و ماهیت این ترفند باخبر میساخت.

رفیق محمدعلی ازنظرشخصی انسانی مصمم، متین،متعهدبه قرارهاوگفتارهایش بود.اوقرارهایش را با دقت اجرامیکرد ودرست سرموقع برسروعده هایش حاضرمیشد. اوهیچ زمانی وتحت هیچ شرایطی ازفعالیت سیاسی بازنایستاد. انقلاب کردن زندگی اوبودوهیچ چیزبرای او مهمترازفعالیت سیاسی - انقلابی نبود. اوحتی زمانیکه به واسطه عوامل عبدالقیوم رهبراغواشده بود، تصورمیکردکه برای انقلاب کارمیکند. مرگ چنین انسان بزرگی سوراخ عظیمی رادربرج وباروی جنبش انقلابی وکمونیستی افغانستان واردمیسازد. برای حزب کمونیست(مائویست)افغانستان مرگ این رفیق مبارزنستوه ضربه ای بمشکل جبران پذیر بشمارمیرود. وبدون شک میسره ارتش رزمندگان این حزب رابی فرمانده میگذارد. مائویست های افغانستان مرگ این رفیق کمونیست رابه کمیته مرکزی حزب کمونیست (مائویست) افغانستان، بازماندگان وخانواده اووتمام انقلابیون کمونیست کشورصمیمانه تسلیت میگویند.

پایداری درمبارزه، صداقت درقضاوت وانضباط پذیری تشکیلاتی را از رفیق محمدعلی بیاموزیم

مرگ رفیق محمد علی برابر کوه بابا سنگین است

مائویست های افغانستان

6 اسد 1393 مطابق 27 جولای 2014